گزارش کارآموزی در اداره مالیاتی

گزارش کارآموزی در اداره مالیاتی ، با فرمت ورد ، 50 صفحه

 

برخی عناوین گزارش :

فصل 1 :

معرفی سازمان امور مالیاتی

تاریخچهتشکیل سازمان امورمالیاتینظام جامع مالیاتیشرح وظایف سازمان

فصل 2:

         انواع مالیات

2-1) مالیات بر اشخاص حقوقی

2-2) مالیات بر درآمد مشاغل      

2-3) مالیات بر املاک

2-4) مالیات بر ارث

2-5) مالیات بر حقوق

2-6) مالیات تکلیفی

فصل 3:

           نگهداری دفاتر

3-1) مشخصات دفاتر قانونی

3-2) سایر دفاتر، اسناد حسابداری و مدارک حساب

3-3) نحوه تحریر و نگهداری دفاتر قانونی

3-4) چگونگی تنظیم صورت های مالی نهایی

3-5) موارد رد دفاتر

فصل 4:

           پیشنهادات

4-1) اظهار نامه مستغلات

4-2) اظهار نامه مالیاتی مربوط به مشاغل فروشندگی

منابع:

 



خرید و دانلود گزارش کارآموزی در اداره مالیاتی


دانلود مقاله پناهندگی

 

مقدمه
بعد از جنگ بین‌المللی دوم مساله «پناهندگی» یکی از مسائل مهم اجتماعی و سیاسی بین‌المللی شد و روز به روز ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت.
هر کس که بنا به دلایل نژادی یا مذهبی یا ملیتی یا عضویت در گروه‌های سیاسی یا اجتماعی جان و یا حقوق بنیادین خود را در مخاطره بیند، حق دارد به کشور دیگری پناه برد و این حق یعنی پناهندگی جزء حقوقی است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. هر پناهنده علاوه بر‌ آن که طالب امنیت جانی است، باید بتواند احتیاجات اولیه خود و خانواده‌اش را مرتفع سازد و از این رو زیستن در کشوری با ثبات سیاسی بیشتر و استفاده از مزایای رفاهی آن، رویای هر پناهنده‌ای است.
اما اینکه پس از تحقق رویای پناهندگی، چه بر سر پناهنده و یا خانواده او می‌آید و با آنان چگونه رفتار خواهد شد، مساله‌ای است قابل تامل. مسلم است که به هر پناهنده، نانی و آبی داده خواهد شد و سقفی برای خوابیدن و امکان ادامه تحصیل برای فرزندان خانواده، یعنی همان اموری که روزی رویای شیرین پناهنده بود، اما بهای این رویا بسیار گران است. استحاله فرهنگی و گم کردن هویت قومی و اجتماعی، به دور ریختن عادات و رسومی که طی قرون محترم شمرده می‌شد، وداع با خاکی که ریشه در آن دارد ... جزئی از این بهاست.
پناهندگی برای کشورهای پناهنده‌پذیر نیز تولید مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی می‌کند. تحمل هزینه‌های مالی، اختلال در بازار کار داخلی، درگیری‌های سیاسی و ... نیز بهایی است که چنین کشورهایی می‌پردازند.
بهایی که هر پناهنده و یا هر دولتی می‌پردازد، باید آگاهانه باشد. یکی از طرق نیل به این آگاهی، گردآوری و تدوین و تفسیر قوانین ناظر بر پناهندگی در هر کشور است تا متقاضیان بتوانند با مطالعه آن، نمایی از آینده خود را ترسیم نمایند و از همین روز در کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان از دول متعاهد موکداً خواسته شده تا قوانین مربوط به پناهندگی را در کشور خود گردآوری و بررسی نماید و آنها را جهت ضبط در آرشیوی به دفتر کمیساریایی عالی پناهندگان در سازمان ملل متحد ارسال دارند.
لذا تحقیق حاضر نیز بر همین مبنا در دو بخش تقسیم شده است:
در بخش اول «نگاهی به مسائل حقوقی پناهندگان در ایران می‌پردازد»
و در بخش دوم «حمایت بین‌المللی از پناهندگان از دیدگاه کنوانسیون 1951 سازمان ملل متحد» مورد بررسی قرار می‌گیرد. امید است با توجه به ضیق وقت و کمبود منابع در زمینه حقوق پناهندگان، کاری که در پیش روی دارید، مورد توجه قرار گیرد.

 

 

 


بخش اول
نگاهی به مسائل حقوقی پناهندگان در ایران

فصل اول
تاریخچه و منابع حقوقی پناهندگی
مفهوم پناهندگی که عموماً با یک مکان یا محل جغرافیایی ملازمه دارد و در تاریخ بشری ریشه‌ای بس کهن و قدیمی دارد، برخی آن را تقریباً به قدمت زندگی اجتماعی انسان می‌دانند و معتقدند که آدم و حوا نخستین پناهندگان تاریخ هستند، زیرا پس از اخراج از بهشت به زمین پناهنده شدند.
در یونان باستان، معابد محل امنی حتی برای محکومین به مرگ به شمار می‌آمد و این امتیاز از حقوق عمومی یونانیان سرچشمه می‌گیرد. حق پناهندگی چنان ریشه‌‌های استواری در سنت اجتماعی داشت که علیه نقض کنندکان آن مجازات‌های بسیار شدیدی وضع شده بود.
سنت پناهندگی در رم باستان از منازعه قلمروهای مختلف سرچشمه می‌گرفت. بدین معنا که حاکم یک سرزمین از اتباع سرزمین خصم و خصوصاً فراریان از سرزمین دشمن می‌خواست به سرزمین او پناه آورده و در آنجا آزادانه زندگی کنند. معروف است که رومولوس بنیانگذار امپراطوری رم در نزدیکی پایتخت خود محلی را به عنوان مکان امن تعیین کرده بود تا کسانی که مایل هستدن به آنجا پناه برده و با او بیعت کنند. به این گونه افراد حق شهروندی اعطا می‌شد و پس از جنگ با دشمن از سرزمین‌های آزاد شده نصیب می‌بردند.
در ایران باستان نیز پناهندگی به رسمیت شناخته شده بود. مثلاً در تاریخ دوره ساسانی می‌خوانیم که پس از آن که خسرو دوم ملقب به پرویز در جنگ با بهرام چوبین شکست خورد، بعد از عبور از دجله به بیزانس پناهنده شد و امپراطور بیزانس حاضر شد خسروپرویز را حمایت نماید تا به تخت و تاج ایران برگردد، به این شرط که او در ازای چنین همراهی ارمنستان را به دولت بیزانس واگذار کند.
در تورات آسمانی یهود، پناهدگی به رسمیت شناخته شده است. در سفر لاویان باب 19 چنین آمده است: غریبی در میان شما ما واگزینید، مثل مثل متوطن از شما باشد او را میازارید و او را مثل خود محبت نمایید. در انجیل نیز از کسانی نام برده می‌شود که در اورشلیم و دیگر اماکن امن پناه گرفته‌اند.
پناهندگی در اسلام
در میان اعراب قبل از اسلام سنت پناهندگی مرسوم و معمول بود. هر کس که در حرم کعبه پناه می‌گرفته است، از هر نوع تعقیب و خطری که جسم و جان او را به خطر اندازد، مصون بوده و هرگونه شکستن این حرمت گناه به شمار می‌رفته است.
در دین اسلام، هر مسلمانی حق دارد به فرد غیرمسلمان حتی اگر کافری باشد که هنگام جنگ از تعقیب فرار کرده و به سرزمین اسلام پناه برده، پناهندگی دهد. چنین شخصی مستامن نامیده می‌شود و حق او قابل تعرض نیست و افراد خانواده و مال وی نیز در امان خواهد بود. امان، صرف نظر از اینکه چه شخصی آن را اعطا کرده باشد، تعهدی به عهده تمام جامعه است و باید از سوی همه محترم شمرده شود.
مدت امان یک سال است و ظرف این مدت، مال و جان پناهنده تحت حمایت است. مستامن از حقوق اجتماعی و فردی برخوردار است.
در پایان یک سال، اگر مستامن بخواهد در کشور پذیرنده باقی بماند، باید حتماً یکی از ادیان توحیدی (اسلام، یهودی، مسیحی و زرتشی) را قبول کند یا بپذیرد که جزء اهل ذمه درآید.
اسلام جزء اولین نهادهایی بوده که اصل نگرداندن پناهنده و عدم خروج افراد و پناهندگانی را که مرتکب جرائم سیاسی شده‌اند، پذیرفته است.
سنت پناهندگی تا زمان مشروطیت
در کشور ایران تا قبل از انقلال مشروطیت، همواره به سنت پناهندگی با احترام نگاه کرده است. پناهندگی عموماً در داخل کشور به دو صورت متجلی می‌گردید:
الف) تحصن در اماکن مقدسه مذهبی یا در خانقاه‌ها: در این حالت شخص مجرم و یا کسی که جان خود را درخطر می‌دید، برای فرار از مجازات و یا تحصیل امنیت به داخل اماکن مذکور رفته و معمولاً خود را بوسیله طناب یا زنجیری به در اماکن فوق می‌بست و بدین طریق تقاضای پناهندگی می‌کرد. افرادی که بدین طریق پناهنده می‌شدند، تا زمانی که از محل مذکور خارج نمی‌شدند، در امان بودند. البته در تاریخ دیده شده که گاهی اوقات به دستور حکومت پناهنده‌ای را به زور از محل تحصن اخراج کرده‌اند. فرضاً زمانی که ناصرالدین شاه متوجه شد که سیدجمال الدین اسدآبادی به حرم حضرت عبدالعظیم پناه برده است، دستور داد او را از آن محل اخراج و از ایران تبعید نمایند.
ب) پناهندگی در سفارت‌خانه‌های دولت‌های خارجی: نوع دیگر پناهندگی که در ایران مرسوم بود، پناه بردن به سفارت‌ خانه‌های دول خارجی خصوصاً روسیه و انگلستان بود. افرادی که پناهندگی آنها قبول می‌شد، حق داشتند پرچم کشور پذیرنده را بالای منزل خود نصب کنند و بدین ترتیب دولت ایران حق تنبیه شخص مذکور را عملاً از دست می‌داد.
با انقلاب مشروطیت و پیدایش قانون در ایران، سنت پناهندگی نیز متحول شد، زیرا قانون اجازه نمی‌داد که شخص خاطی (اعم از مجرم عادی و مجرم سیاسی) از مجازات فرار کند. از این زمان است که پناهده مفهوم دیگری پیدا کرد و به فردی اطلاق می‌گردید که به خاطر ترس از جان یا مال از دولت ایران تقاضای کمک کرده و پناه بخواهد.
منابع حقوقی پناهندگی
پناهندگی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است. اصل 155 قانون مذکور مقرر می‌دارد: «دولت جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به کسانی که پناهندگی سیاسی بخواهند، پناه دهد، مگر اینکه بر طبق قوانین ایران تبهکار و خائن شناخته شوند».
در خصوص چگونگی اعطای پناهندگی و حقوق و تکالیف پناهنده در ایران، آیین نامه پناهندگان مصوب 25/9/1342 و کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان مورخ 28 ژوئیه 1951 و پروتکل مربوط به وضع پناهندگان مورخ 31 ژانویه 1967 که دولت ایران طی ماده واحده‌ای در سال 1354 با تصویب پارلمان به آن ملحق گردید، تکلیف را مشخص می‌سازد.

 


فصل دوم
اعطای پناهندگی
با اعطای پناهندگی، شخص متقاضی تحت حمایت قرار گرفته و از مزایای قانونی بهره‌مند می‌شود. اعطای پناهندگی موکول به درخواست است و شخص متقاضی باید دلایل موجهی ارائه کند که لزوماً اعطای پناهندگی را به اثبات برساند.
هرچند که دولت ایران با الحاق به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان و پروتکل مربوط به آن، خود را متعهد و مکلف به اجرای مواد آن نموده است و عملاً نیز پناهندگان بی‌شماری را پذیرفته است، اما چون اعطای پناهندگی از حق حاکمیت دولت سرچشمه می‌گیرد، لذا کسی قانوناً نمی‌تواند دولت ایران را مواخذه کند که چرا به فرد یا افرادی که حائز شرایط هستند، پناهندگی نداده است.
علل پناهندگی
ماده اول آیین‌نامه پناهندگان مصوب 25/9/1342 مقرر می‌دارد: «مقصود از پناهنده، فردی است که به علل سیاسی، مذهبی، نژادی یا عضویت در گروه‌های خاص اجتماعی از ترس جان و شکنجه خود و افراد خانواده‌اش که تحت تکفل او می‌باشند، به کشور ایران پناهده شوند.
در خصوص علت پناهندگی، در کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان مورخ 28 ژوئیه 1951 و پروتکل مربوط به وضع پناهندگان مورخ 31 ژانویه 1967 که دولت ایران به آنها ملحق شده است، (در مقایسه با آیین‌نامه پناهندگان مذکور در فوق) تفاوت مختصری وجود دارد، بدین نحو که:
اولاً‌: در کنوانسیون و پروتکل فوق‌الذکر، به علل مربوط به نژاد و ملیت اشاره شده است و حال آنکه در آیین‌نامه پناهندگان کلمه ملیت مشاهده نمی‌شود و فقط علل نژادی قید شده است و چون نژاد با ملیت تفاوت دارد و دایره شمول نژاد وسیع‌تر و فراتر از ملیت است، بنابراین دایره شمول کنوانسیون و پروتکل الحاقی به آن وسیع‌تر از آیین‌نامه پناهندگان است.
ثانیاً: طبق آیین‌نامه پناهندگان، ترس از جان و شکنجه افراد خانواده تحت تکفل، متقاضی می‌تواند دلیل موجهی برای پناهندگی باشد، ولی در کنوانسیون و پروتکل الحاقی به آن، فقط به ترس از شکنجه شخصی متقاضی اشاره شده است و به عبارت دیگر ترس، ناظر بر جان متقاضی است و شامل افراد خانواده‌اش نمی‌شود، لذا از این حیث دایره شمول آیین‌نامه پناهندگان وسیع‌تر است.
نتیجه‌ای که از دو مطلب فوق گرفته می‌شود،‌ آن است که چون آیین‌نامه پناهندگان نسخ نشده و به قوت قانونی خود باقی است و از طرفی هم دولت ایران به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان و پروتکل منضم به آن ملحق شده است، لذا ماده اول آیین‌نامه پناهندگان را باید به صورت زیر تعبیر و تفسیر نمود:
«مقصود از پناهنده فردی است که به علل سیاسی، مذهبی، نژادی، ملیتی و یا عضویت در گروه‌های خاص اجتماعی از ترس جان و شکنجه خود و افراد خانواده‌اش که تحت تکفل او می‌باشند، به کشور ایران پناهنده شود».
ترسی که موجب پناهندگی خواهد شد، باید ناظر به جان باشد و شامل مال نخواهد شد. بنابراین کسی نمی‌تواند به خاطر ترس از مصادره شدن اموالش به ایران پناهنده شود.
ترسی که باعث پناهندگی است، ناظر به کشور متبوع شخص متقاضی است و شامل سایر کشورها نخواهد شد. با این توضیح که هر فردی در صورتی می‌تواند از دولت ایران تقاضای پناهندگی کند که از طرف کشور متبوعش، جان خود و افراد خانواده تحت تکفلش را در خطر احساس کند.
پناهندگان بدون تابعیت
دولت ایران به کنوانسیون پناهندگان فاقد تابعیت ملحق نشده است. قوانین و مقررات داخلی نیز در این مورد ساکت است. کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان مورخ 28 ژوئیه 1951 و پروتکل مربوط به آن هم در این مورد تعیین تکلیف نکرده است، اما با استفاده از روح قوانین و شیوه عملکرد اجرایی دولت در مورد معاودین عراقی باید بر آن بود که قوانین ناظر به پناهندگی در مورد افراد بدون تابعیت نیز همسان و مشابه با افرادی که تبعه کشور هستند، اجرا می‌شود. فقط در مورد این دسته از پناهندگان باید اضافه شود که اگر شخصی فاقد تابعیت باشد، باید از طرف کشوری که در آن اقامت دائم دارد، جان خود و افراد خانواده تحت تکفلش را در خطر احساس کند و به عبارت دیگر، تنها تفاوت داشتن یا نداشتن تابعیت در مورد پناهندگان آن است که در حالت اول خطر از طرف کشور متبوع و در حالت دوم، خطر از طرف کشور محل اقامت احساس و عنوان می‌شود.
تقاضای پناهندگی
تقاضای پناهندگی به طرق زیر امکان‌پذیر است:
اول: شخص از منطقه مرزی به خاک ایران که در این حالت باید به محض ورود، خود را به اولین پاسگاه مرزی یا مقام رسمی صلاحیت‌دار دولتی معرفی و چنانچه اسلحه‌ای با خود به همراه داشته باشد، در مقابل اخذ رسید به مقامات ایرانی تحویل و تقاضای خود را تسلیم نماید. مقام مزبور تقاضا را قبول و شخص پناهنده را به مرزبانی منطقه معرفی خواهد نمود. مرزبانی اطلاعات لازم را از متقاضی کسب نموده، تقاضا و اطلاعات را از طریق استانداری یا فرمانداری به وزارت کشور ارسال می‌دارد.
دوم: تقدیم درخواست از طریق یکی از خارجیان ساکن خارج از ایران مبنی بر پناهندگی به ایران.
سوم: تقدیم درخواست خارجیان مقیم ایران دایر بر قبول پناهندگی.
مرجع رسیدگی به تقاضای پناهندگی
برای رسیدگی به امور پناهندگان، کمیته‌ای در وزارت کشور به نام کمیته دائمی پناهندگان تحت نظر معاون وزارت کشور و با حضور نمایندگان وزارت امور خارجه و وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت اطلاعات و ستاد ارتش و نیروهای انتظامی و مدیر کل سیاسی و رئیس اداره سیاسی وزارت کشور تشکیل می‌گردد.
کمیته دائمی پناهندگان می‌تواند در صورت لزوم کمیته فرعی را در استان‌ها و شهرستان‌ها با حضور استاندار یا فرماندار و نمایندگان ارتش و نیروهای انتظامی و وزارت اطلاعات تشکل دهد.
کمیته می‌تواند در صورت لزوم برای کسب اطلاعات و بررسی و تبادل نظر از نمایندگان سازمان‌های دیگر دعوت کند. در مورد اشخاصی که در خارج از ایران اقامت دارند، ممکن است تحقیقات درباره آنان به نمایندگی‌های سیاسی دولت در خارج از کشور، واگذار شود. کمیته دائمی پناهندگان صلاحیت رسیدگی به قبول یا رد پناهندگی و سایر امور مربوط به پناهندگان را دارد. مطابق ماده 4 آیین نامه امور پناهندگان، تقاضای پناهندگی موقعی پذیرفته می‌شود که از مراتب زیر اطمینان حاصل شود:
1. از تقاضای رسیدگی پناهندگی به ایران سوء نیت نداشته باشد.
2. منظور از پناهندگی اشتغال به کسب و کار نباشد.
چون قبول تقاضای پناهندگی از موارد اعمال حق حاکمیت است، بنابراین کمیته دائمی پناهندگان در اعطای پناهندگی، اختیار کامل داشته و فردی که تقاضای او رد شده است، از این جهت حق شکایت به محاکم دادگستری و یا دیوان عدالت اداری را نخواهد داشت.
فصل سوم
ازدواج پناهندگان با ایرانیان
یکی از مسائلی که متعاقب اقامت پناهندگان در هر جامعه‌ای پیش می‌آید، ازدواج آنان با اتباع کشور پذیرنده است، در صورتی که ازدواجی طبق مقررات قانونی صورت گیرد، مشکلی ایجاد نخواهد کرد، اما اگر قواعدی را که در این خصوص وضع شده است، رعایت ننمایند، مسائل و دعاوی حقوقی بی‌شماری بوجود خواهد آمد.
معمولاً دولت‌ها محدودیت‌هایی در راه ازدواج اتباعشان با افراد خارجی ایجاد می‌کنند تا بدین وسیله مطمئن شوند که هدف واقعی از چنین وصلتی ایجاد کانون خانوادگی است نه وصول به مقاصد دیگری از قبیل تحصیل، اجازه اشتغال یا اقامت یا کسب تابعیت و ... .
ازدواج مرد پناهنده با زن ایرانی
در مورد ازدواج مرد پناهنده با زنی که تبعه ایران است، دو مطلب قابل توج است:
اول: مطابق ماده 1059 قانون مدنی «نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست». بنابراین اگر زن ایرانی مسلمان باشد، باید حتماً به عقد ازدواج مرد مسلمان درآید. در زوج مسلمان بودن شرط است و فرق مختلف اسلام (شیعه و سنی) موردنظر نمی‌باشد. بنابراین یک دختر ایرانی شیعه می‌تواند به عقد ازدواج یک پناهنده کردی که سنی است، درآید.
دوم: ازدواج با زن ایرانی موکول به کسب اجازه مخصوصی است. ماده 1060 قانون مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد: ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم که مانع ندارد، موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.
مطابق آیین‌نامه زناشویی بانون ایرانی با اتباع بیگانه غیرایرانی مصوب 1345، وزارت کشور مرجع رسیدگی به این امر بوده و می‌تواند اجازه ثبت چنین ازدواجی را صادر کند. زن و مرد متقاضی ازدواج، باید درخواست نامه‌ای به وزارت کشور تقدیم نماید و وزارت مذکور پس از احراز این مطلب که زوج قانوناً حق اقامت در ایران را دارد و قادر به تامین معاش همسرش است، اجازه ازدواج خواهد داد.
مطابق تبصره ماده 3 آیین‌نامه زناشویی بانوان ایرانی با اتباع بیگانه «در مواردی که وزارت کشور مصلحت بداند، برای حسن انجام وظایفی که طبق مقررات قوانین ایران زوج در قبال زوجه دارد، از قبیل حسن رفتار و انفاق در تمام مدت زناشویی و اداره واجبات مالی زوجه و اولاد تحت حضانت وی و امثال آن و همچنین در مواردی که تفریق پیش آید، برای پرداخت هزینه مراجعت همسر مطلقه تا محل سکونت زن در ایران، می‌تواند تضمین مناسب از شوهر مطالبه کند.
فرم تعهدنامه و تضمین که در این قبیل موارد باید اخذ شود و چگونگی استفاده از ضمانت‌نامه را وزارت کشور تهیه خواهد نمود. هر خارجی که بدون اجازه با زن ایرانی ازدواج کند، طبق ماده 17 قانون ازدواج مصوب 1310 به یک الی 3 سال حبس محکوم خواهد شد.
ازدواج زن پناهنده با مرد ایرانی
ازدواج زن پناهنده با مرد ایرانی بطور کلی محتاج به کسب اجازه از وزارت کشور یا هر مقام دولتی دیگر نیست، اما اگر شوهر کارمند دولت بوده و یا محصلی باشد که با هزینه دولت ایران تحصیل می‌کند، دولت می‌تواند ازدواج آنان را موکول به کسب مجوز نماید. ماده 1061 قانون مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد: دولت می‌تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مامورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعه خارجه باشد، موکول به اجازه مخصوص نماید.
به موجب قانون منع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه مصوب 1345، کارمندان وزارت امور خارجه حق ندارند با زنی که تبعه بیگانه بوده باشد، ازدواج کنند. عدم رعایت قانون در این خصوص جرم نبوده، بلکه موجب اخراج کارمند خواهد شد.

 


فصل چهارم
احوال شخصیه
احوال شخصیه پناهنده تابع قانون کشوری است که تابعیت آن را دارد، زیرا احوال شخصیه مانند سایه فرد است که هرجا برود، با وی خواهد آمد. بند اول از ماده 12 کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان در این خصوص مقرر می‌دارد «احوال شخصیه پناهنده تابع قانون کشوری است که در آنجا اقامت دارد، ولی چنانچه فاقد محل اقامت باشد، تابع قوانین کشور محل سکونت او خواهد بود.
احوال شخصیه پناهندگان
احوال شخصیه پناهندگانی که در ایران به سر می‌برند، تابع قانون دولت متبوع آنها است. ماده 7 قانون مدنی مقرر می‌دارد: اتباع خارجه مقیم در خاک ایران از حیث مسائل مربوط به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطبع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهد بود.
بر اصل فوق، دو استثناء وجود دارد:
اولاً قوانین مربوط به احوال شخصیه پناهندگان در صورتی که مخالف نظم عمومی و یا اخلاق حسنه باشد، قابل اجرا نخواهد بود.
ماده 975 قانون مدنی دراین خصوص مقرر می‌دارد: محکمه نمی‌تواند قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی را که برخلاف اخلاق حسنه بوده و یا به واسطه جریحه‌دار کردن احساسات جامعه یا به علت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می‌شود، به موقع اجرا گذارد. اگرچه اجرا قوانین مزبور اصولاً مجاز باشد.
بنابر ماده فوق‌الذکر اگر قانون ملی پناهنده مخالف با اخلاق حسنه باشد، قابل اجرا در ایران نخواهد بود. فرضاً اگر طبق قوانین کشوری که پناهنده تابعیت آن را دارد، ازدواج خواهر و برادر مجاز باشد، به چنین ازدواجی در ایران نمی‌تواند ترتیب اثر داد، زیرا این امر مخالف با اخلاق حسنه است و برای جامعه ایرانی تحمل آن مقدور نیست.
ثانیاً‌ در صورتی که قانون دولت متبوع پناهنده با عهود بین‌المللی که دولت ایران آن را امضاء کرده است و یا قوانین خاص دیگری مغایر و مخالف باشد، قابل اجرا نخواهد بود و محاکم ایرانی حق ندارند به آن ترتیب اثر دهند.
ماده 974 قانون مدن مقرر داشته است: مقررات ماده 7 و مواد 962 و 974 این قانون تا حدی به موقع اجرا گذاشته می‌شود که مخالف عهود بین‌المللی که دولت ایران آن را امضاء کرده یا مخالف با قوانین مخصوص نباشد. بنابراین اگر به موجب قانون ملی پناهنده، پدر حق داشته باشد بدون درنظرخواهی از دخترش و یا کسب اجازه از او، وی را شوهر دهد، چون این موضوع با قرارداد تکمیلی منع بردگی و برده‌فروشی و علمیات و ترتیباتی که مشابه بردگی است که دولت ایران به آن ملحق شده است، مغایر می‌باشد. لذا دادگاه‌های ایران حق ندارد به آن ترتیب اثر دهند.
احاله
گفتیم که قانون صلاحیت‌دار در مورد احوال شخصیه، قانون کشور متبوع پناهنده است، اما گاهی اوقات قانونی ملی پناهنده، قانون کشور دیگری را صالح می‌داند و از خود رفع صلاحیت می‌کند. فرضاً اگر یک زن و شوهر خارجی بخواهند در ایران طلاق بگیرند و قانون دولت متبوع آنها بگوید که طلاق باید به موجب قانون کشوری که در آنجا ازدواج کرده‌اند، انجام بگیرد. در حقیقت از خود سلب صلاحیت کرده است و قانون کشور دیگری را صالح معرفی کرده است، به این موضوع در علم حقوق احاله گویند.
احاله بر دو نوع است: احاله درجه یک و احاله درجه دو.
احاله درجه یک، زمانی است که قانون دولت متبوع فرد خارجی، قانون ایران را صالح معرفی می‌کند.
احاله درجه دو، زمانی مصداق دارد که قانون دولت متبوع شخص خارجی، قانون کشور ثالثی را صالح می‌داند.
قانون مدنی ایران فقط احاله درجه یک را قبول کرده است و در ماده 973 مقرر داشته است: «اگر قانون خارجه که باید مطابق ماده 7 جلد اول این قانون و یا بر طبق مواد فوق رعایت گردد به قانون دیگری احاله داده شده باشد، محکمه مکلف به رعایت این احاله نیست، مگر اینکه احاله به قانون ایران شده باشد.
قواعد مربوط به حل تعارض قوانین
برخی از قوانین مربوط به حل تعارض قوانین در ایران به شرح زیر عبارت است از:
الف) اگر زوجین تبعه یک دولت نباشند، طبق ماده 936 قانون مدنی روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود. بنابراین اگر یک دختر پناهنده کردی با مردی ایران عروسی کند، روابط شخصی و مالی آنها مطابق قوانین دولت ایران تنظیم می‌شود، اما اگر یک مرد افغانی پناهنده، با دختری ایرانی ازدواج کند، روابط شخصی و مالی آنها تابع قوانین دولت افغانستان خواهد بود.
ب) طبق ماده 964 قانون مدنی، روابط بین ابوین و اولاد تابع قوانین دولت متبوع پدر است. بنابراین اگر یک پناهنده روسی با زنی ایرانی ازدواج کند، روابط بین پدر و مادر با اولاد (از قبیل حضانت) تابع قوانین دولت متبوع پدر (روسیه) خواهد بود.
استثناء بر قاعده فوق زمانی است که نسب طفل فقط به مادر مسلم و محرز باشد. فرضاً زنی که پناهنده افغانی است، در ایران صاحب اولاد می‌شود و پدر طفل مشخص و معلوم نیست که در این صورت روابط بین طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.
ج) ولایت قانونی و نصب قیم، به استناد ماده 965 قانون مدنی، تابع قانون دولت متبوع مولی علیه خواهد بود. در این فرض اگر پدر یا مادر طفل تابعیت دیگری داشته باشند، فقط طبق قانون دولت متبوع مولی علیه (طفل) تعیین تکلیف خواهد شد.
د) تشخیص اهلیت هر کس برای معامله کردن بر طبق قانون دولت متبوع او خواهد بود. بنابراین اگر یک پناهنده تاجیک در ایران بخواهد معامله‌ای انجام دهد، باید طبق قوانین دولت متبوع خود واجد صلاحیت باشد.
اگر کسی طبق قوانین ایران واجد صلاحیت باشد، معامله‌ای که در ایران انجام می‌دهد، صحیح است، ولو آنکه طبق قوانین دولت متبوع خود واجد صلاحیت شناخته نشود. فرضاً اگر سن قانونی برای انجام معامله طبق قانون دولت متبوع پناهنده 18 سال تمام باشد و شخصی که در ایران معامله‌ای انجام می‌دهد، 16 سال سن داشته باشد، این معامله صحیح است، ولو آنکه که طبق قانون دولت مطبوع پناهنده او برای انجام معامله، اهلیت نداشته باشد. ماده 962 قانون مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد:
تشخیص اهلیت هر کس برای برای معامله کردن بر حسب قانون دولت او خواهد بود. معذلک اگر یک نفر تبعه خارجی در ایران عمل حقوقی انجام دهد، در صورتی که مطابق قانون دولت متبوع خود برای انجام آن عمل واجد اهلیت نبوده و یا اهلیت ناقصی داشته باشد، آن شخص برای انجام آن عمل واجد اهلیت محسوب خواهد شد، در صورتی که قطع نظر از تابعیت خارجی او مطابق قانون ایران نیز بتوان او را برای انجام آن عمل دارای اهلیت تشخیص داد.
حکم اخیر نسبت به اعمال حقوقی که مربوط به حقوق خانوادگی و یا حقوق ارثی بوده یا م‍ربوط به ن‍قل و انتق‍ال اموال غیرمنقول واقع در خارج ایران می‌باشد، شامل نخواهد بود.
ه‍. طبق ماده 967 قانون مدنی، ترکه منقول یا غیرمنقول اتباع خارجه که در ایران واقع است، فقط از حیث قوانین اصلی (ماهوی) از قبیل قوانین مربوط به تعیین وارث و مقدار سهم‌الارث آنها و تشخیص قسمتی که متوفی می‌توانسته به موجب وصیت تملک کند تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود. در مورد فوق، قوانین شکلی، فرضاً نحوه اخذ گواهی انحصار وراثت، تابع قانون دولت ایران است.
و) تعهدات ناشی از عقود تابع محل وقوع عقد است. بنابراین اگر دو نفر پناهنده افغانی در ایران معامله‌ای انجام دهند، قانون دولت ایران نسبت به آن حکومت خواهد نمود. ماده 968 قانون مدنی مقرر داشته است:
«تعهدات ناشی از عقودتابع قانون محل وقوع عقد است، مگر اینکه متعاقدین اتباع خارجه بوده و آن را صریحاً یا ضمناً تابع قانون دیگری قرار داده باشند». نکته قابل ذکر آن است که اگر هر دو طرف معامله و یا یکی از آنها ایرانی باشد، حق ندارند توافق نمایند که معامله آنها تابع قانون کشور دیگری باشد.
ز) طبق ماده 969 قانون مدنی، اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود می‌باشند.
اگر پناهنده‌ای بخواهد در ایران وصیت‌نامه‌ای تنظیم کند، از حیث مقررات شکلی تابع قانون ایران است، یعنی طبق قانون دولت ایران باید وصیت‌نامه خود را به یکی از سه شکل رسمی، سری و خودنوشت تنظیم کند، اما از جهت قوانین پناهنده، وصیت نسبت به کلیه اموال صحیح باشد، می‌توان چنین وصیتی در ایران کرد، ولو اینکه طبق قوانین دولت ایران هر فردی حق داشته باشد فقط نسبت به یک سوم اموال خود وصیت کند.

فصل پنجم
حق مراجعه به دادگاه‌ها
هر پناهنده باید بتواند آزادانه به محاکم قضایی مراجعه نماید و از این حیث نباید فرقی بین او و اتباع کشور پذیرنده باشد. بند 2 از ماده 16 کنوانسیون مربوط به وضه پناهندگان چنین مقرر می‌دارد:
«هر پناهنده در سرزمین دولت متعاهدی که محل سکونت عادی او است در مورد دسترسی به دادگاه‌ها از جمله استفاده از معاضدت قضایی و معافیت از سپردن تضمین هزینه‌های دادرسی از همان رفتاری که درباره اتباع دولت مزبور به عمل می‌آید، بهره‌مند خواهد شد.
نحوه دادرسی در ایران
مطابق ماده اول آیین دادرسی مدنی، رسیدگی به کلیه دعاوی مدنی، در دادگاه‌های دادگستری به عمل می‌آید، مگر در مواردی که قانون مرجع دیگری را تعیین کرده باشد. دادگاه‌های دادگستری مکلفند به دعاوی موافق قوانین رسیدگی کرده و حکم دهند و در صورتی که قوانین موضوعه کامل یا صریح نبوده و یا متناقض باشد یا اصلاً قانونی در قضیه مطروحه وجود نداشته باشد، دادگاه‌های دادگستری باید موافق روح و مفاد قوانین موضوعه و عرف و عادت مسلم، رسیدگی و حکم صادر نمایند.
شروع به رسیدگی در محاکم دادگستری محتاج به تقدیم دادخواست است. دادخواست باید به زبان فارسی و در روی برگ‌های چاپی مخصوص نوشته شود. در موارد فوری و اضطراری ممکن است، دادخواست تلگرافی باشد.
در دادخواست باید نکات زیر قید شود:
1. نام و نام خانوادگی و نام پدر و اقامتگاه و شغل مدعی و وکیل او، در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.
2. نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و شغل مدعی علیه.
3. تعیین خواسته و بهای آن مگر آنکه تعیین بهاء ممکن نبوده و یا خواسته مالی نباشد.
4. تعهدات یا جهات دیگری که به موجب آن مدعی خود را مستحق مطالبه می‌داند، به طوری که مقصود واضح و روشن باشد.
5. آنچه را که مدعی از دادگاه درخواست دارد.
6. ذکر تمام ادله و وسایلی که مدعی برای اثبات ادعای خود دارد، از اسناد و نوشتجات و اطلاع مطلعین و غیره.
ادله مثبته باید به ترتیب و واضح نوشته شود و اگر دلیل، گواهی گواه است، مدعی باید اسامی و مشخصات و محل اقامت آنان را به طور صریح معین کند. مدعی باید رونوشت یا کپی اسناد خود را پیوست دادخواست کند. رونوشت یا کپی باید خوانا و مطالب آن با اصل گواهی شده باشد. مقصود از گواهی آن است که دفتر دادگاهی که دادخواست به آنجا داده می‌شود یا دفتر یکی از دادگاه‌های دیگر یا یکی از ادارات ثبت اسناد رسمی و در جایی که هیچیک از آنها نباشد، بخشدار محل یا یکی از ادارات دولتی مطابقت آن را با اصل گواهی کرده باشد.
در صورتی که رونوشت یا کپی سند در خارج تهیه شده باشد، باید مطابقت آن با اصل در دفتر یکی از سفارتخانه‌ها یا کنسولگری‌های ایران گواهی شود. در صورتی که اسناد به زبان فارسی باشد، باید علاوه بر رونوشت گواهی شده سند، ترجمه گواهی شده آن نیز به پیوست دادخواست شود. گواهی صحت ترجمهع و مطابقت رونوشت با اصل را مترجمین رسمی با مامورین کنسولی خواهند نمود. رعایت مقررات فوق برای همه اعم از ایرانی و خارجی ضروری است.
تامینی که اتباع خارجی باید بدهند
مطابق ماده 218 قانون آیین دادرسی مدنی، اتباع دولت‌های خارجه اعم از اینکه مدعی اصلی باشند و یا به عنوان شخص ثالث وارد دعوی گردند، باید در صورت درخواست طرف، برای تادیه خسارتی که از بابت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله ممکن است به آن محکوم گردند، تامین دهند. درخواست فوق فقط از مدعی علیه تبعه ایران پذیرفته می‌شود و باید در اولین صورت جلسه مطرح شود، والا مسموع نخواهد بود.
دادگاه پس از وصول درخواست تامین، میزان آن را معین می‌کند و مهلتی برای دادن تامین درنظر می‌گیرد و مادامی که تامین داده نشود، دادرسی متوقف خواهد ماند. در صورتی که مدت مقرر برای دادن تامین منقضی گشته و مدعی تامین نداده باشد، به درخواست مدعی علیه (یا پژوهش خوانده در مرحله تجدیدنظر) قرار دادخواست صادر خواهد شد.
مطابق ماده 219 قانون آیین دادرسی مدنی، در مواردی زیر اتباع خارجه از دادن تامین معاف هستند:
1. در صورتی که در خاک دولت متبوع تبعه خارجی، اتباع ایران از دست دادن چنین تامین معاف باشند؛
2. در دعوی راجع به برات و سفته و چک؛
3. در دعاوی متقابل؛
4. در دعاوی که مستند به سند رسمی است؛
5. دعاوی که بر اثر آگهی‌های رسمی اقامه یافته از قبیل اعتراض به ثبت و دعاوی علیه متوقف و غیره.
معافیت پناهندگان از دادن تامین
هرچند که قانون آیین دادرسی مدنی، در ماده 218 کلیه اتباع خارجه را به شرطی که گذشت ملزم به دادن تامین می‌کند، اما چون قانون فوق‌الذکر در سال 1318 به تصویب رسیده است و قانون اجازه الحاق دولت ایران به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان و پروتکل آن در سال 1355 به تصویب رسیده است و به موجب قانون اخیرالتصویب، دولت ایران متعهد شده است که پناهندگان را از معافیت سپردن تضمین هزینه‌های دادرسی بهره‌مند سازد. بنابراین قانون آیین دادرسی مدنی در این مورد نسخ ضمنی شده است و نتیجتاً پناهندگان از دادن تامین موضوع ماده 218 قانون آیین دادرسی مدنی معاف هستند.
ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم
هرگاه یکی از اصحاب دعوی و یا شهود، زبان فارسی را نداند، اظهارات آنها باید توسط مترجم رسمی ترجمه شود. در نقاطی که مترجم رسمی برای زبانی که به آن تکلم می‌شود، وجود نداشته باشد، دادگاه می‌تواند از مترجمی که مورد اعتماد است، استفاده کند.
مطابق ماده 2 قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی مصوب خردادماه 1316: ترجمه اسناد ذیل باید از طرف مترجمین رسمی یا مامورین سیاسی کنسولی تصدیق شده باشد:
الف) اسنادی که در یکی از کشورهای بیگانه یا در ایران به یکی از زبان‌های غیرفارسی تنظیم شده و در یکی از محاکم و ادارات ایران مورد استفاده باشد.
ب) اسنادی که در ایران تنظیم شده و ترجمه آن به منظور استفاده در یکی از کشورهای بیگانه مورد حاجت باشد.

فصل ششم
اشتغال پناهندگان
پس از اعطای پناهندگان یکی از مهمترین مسائلی که پناهنده با آن مواجه می‌شود، اشتغال است تا از طریق کار کردن بتواند امرار معاش نموده و سربار دولت پذیرنده نباشد. بند 1 ماده 17 کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان مقرر می‌دارد:
در مورد حق اشتغال به کار با دریافت دستمزد هر دولت متعاهد نسبت به پناهندگانی که به طور منظم در سرزمین او سکونت کرده‌اند، مطلوب‌ترین رفتاری را که در چنین مواردی نسبت به اتباع دول بیگانه معمول می‌دارد، به عمل خواهد آورد.
معمولاً کشورها به منظور حمایت از بازار داخلی کار مقررات محدود کننده‌ای درباره اشتغال اتباع بیگانه وضع و اجرا می‌کند، اما این محدودیت‌ها طبق بند 2 از ماده 17 کنوانسیون فوق‌الذکر، در مورد پناهندگانی که واجد یکی از شرایط زیر باشند، اجرا نخواهد شد:
الف) مدت سه سال سابقه سکونت در کشور پذیرنده را داشته باشد؛
ب) داشتن همسری که تابعیت کشور پذیرنده را دارد. پناهنده‌ای که با همسرش متارکه کرده باشد، از این امتیاز استفاده نخواهد کرد.
دولت ایران، هنگام الحاق به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان اعلام داشت که مقررات ماده 17 را صرفاً توصیه تلقی کرده و خود را نسبت به اجرای آن متعهد نمی‌داند. بنابراین اگر پناهنده‌ای بخواهد در ایران مشغول به کار شود، باید مانند اتباع بیگانه پروانه کار دریافت نماید.
مطابق ماده 120 قانون کار مصوب سال 1369، اتباع بیگانه نمی‌توانند در ایران مشغول به کار شوند، مگر آنکه اولاً دارای روادید با حق کار مشخص بوده و ثانیاً‌ مطابق قوانین و آیین‌نامه‌های مربوطه، پروانه کار دریافت دارند.
بدیهی است به علت وضعیت خاص پناهندگان، اخذ روادید با حق کار در مورد آنان لزومی ندارد، زیرا از کسی که به خاطر بیم از جان خود یا افراد خانواده‌اش، در شرایط اضطراری به ایران پناهنده شده است، نمی‌توان انتظار داشت که مدتی وقت صرف کند تا بتواند روادید با حق کار اخذ نماید.
منظور از پروانه کار مشخص، آن است که قبلاً موسسه یا شرکتی اعلام نماید که مایل به استخدام تبعه خارجی است و در صورتی که این تقاضا مورد موافقت قرار گیرد، در پروانه کاری که صادر خواهد شد، محل کار قید می‌شود و در حقیق پروانه کار فقط برای اشتغال در همان موسسه یا شرکت معتبر خواهد بود.
شرایط صدور پروانه کار اتباع بیگانه
طبق ماده 121 قانون کار، وزارت کار و امور اجتماعی با رعایت شرایط زیر، پروانه کار صادر خواهد کرد:
الف) مطابق اطلاعات موجود در وزارت کار و امور اجتماعی در میان اتباع ایرانی آماده به کار، افراد داوطلب واجد تحصیلات و تخصص مشابه وجود نداشته باشد.
ب) تبعه بیگانه دارای اطلاعات و تخصص کافی برای اشتغال به کار موردنظر باشد.
ج) از تخصص تبعه بیگانه برای آموزش و جایگزینی بعدی افراد ایرانی استفاده شود.
به موجب ماده 122 قانون کار افراد ذیل از شرایطی که گفته شد، معاف هستند و وزارت کار و امور اجتماعی می‌تواند برای آنان بدون رعایت هیچ شرطی پروانه کار صادر نماید.
1. تبعه بیگانه‌ای که حداقل 10 سال مداوم در ایران اقامت داشته باشد.
2. تبعه بیگانه‌ای که دارای همسر ایرانی است؛
3. مهاجرین کشورهای بیگانه خصوصاً کشورهای اسلامی و پناهندگان سیاسی به شرط داشتن کارت معتبر مهاجرت یا پناهندگی و پس از موافقت کتبی وزارت خانه‌های کشور و امور خارجه.
با این ترتیب مشاهده می‌شود که هرچند دولت ایران ماده 17 کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان را قبول نکرده است و صرفاً آن را توصیه تلقی کرده است، ولی عملاً طبق قوانین داخلی ایران، همانند ماده 17 اعمال و اجرا می‌شود، زیرا ماده 17 کنوانسیون فوق‌الذکر مقرر داشته که پناهندگان مانند اتباع بیگانه حق اشتغال دارند و محدودیت‌هایی که برای حمایت از بازار کار داخلی وضع شده است، در مورد پناهندگانی که سه سال سابقه اقامت داشته و یا همسر و یا فرزندی داشته باشند که دارای تابعیت کشور پذیرنده باشد، اجرا نخواهد شد و آیین‌نامه پناهندگان مصوب 1342 مقرر داشته که افرادی که پناهندگی آنان قبول شده است، مانند اتباع بیگانه حق اشتغال دارند و قانون کار مصوب 1369 برای پناهندگان بدون رعایت شرایطی که در مورد سایر اتباع بیگانه وجود دارد، پروانه کار صادر خواهد شد.
اعتبار پروانه کار اتباع بیگانه
مدت اعتبار پروانه کار حداکثر برای مدت یکسال است و در خاتمه قابل تمدید است. پروانه کاری که صادر می‌شود، فقط ناظر به کار مشخصی است که در آن قید شده است و در مواردی که به هر عنوان رابطه استخدامی تبعه بیگانه (پناهنده) با کارفرما قطع شود، کارفرما مکلف است ظرف پانزده روز مراتب را به وزارت کار و امور اجتماعی اعلام کند. تبعه بیگانه (پناهنده) نیز مکلف است ظرف پانزده روز پروانه کار خود را در برابر رسید به وزارت کار و امور اجتماعی تسلیم نماید.
طبق ماده 7 آیین‌نامه اجرایی ماده 129 قانون کار مصوب سال 1371، اتباع خارجی پناهنده (پناهندگان) دارای پروانه کار معتبر که قرارداد استخدامی آنان با کارفرما به هر دلیل فسخ می‌گردد، در صورت تغییر کارفرما مشمول تجدید پروانه کار می‌شوند.
ضمانت اجرای عدم رعایت مقررات مربوط به پروانه کار
مطابق ماده 128 قانون کار، کارفرمایان مکلفند قبل از اقدام به عقد هرگونه قراردادی که موجب استخدام کارشناسان بیگانه می‌شود، نظر وزارت کار و امور اجتماعی را در مورد امکان اجازه اشتغال تبعه بیگانه استعلام نماید و پس از اخذ موافقت از وزارت کار و امور اجتماعی قرارداد کار را منعقد سازند. ماده 181 قانون کار مقرر می‌دارد:
کارفرمایانی که اتباع بیگانه را که فاقد پروانه کارند و یا مدت اعتبار پروانه کارشان منقضی شده است، به کار گمارند و یا اتباع بیگانه را در کاری غیر از آنچه در پروانه کار آنها قید شده است، بپذیرند و یا در مواردی که رابطه استخدامی تبعه بیگانه با کارفرما قطع می‌گردد، مراتب را به وزارت کار و امور اجتماعی اعلام ننمایند، با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به مجازات حبس از 91 تا 180 روز محکوم خواهند شد.
پناهنده‌ای که بدون داشتن پروانه کار معتبر مشغول بکار شده و یا درکاری غیر از آنچه که در پروانه کاری وی قید شده، مشغول گردد و یا پس از قطع رابطه استخدامی ظرف پانزده روز مراتب را به وزارات کار و امور اجتماعی اطلاع نداده و پروانه خود را تسلیم ننماید، مرتکب تخلف شده است و به همین دلیل ممکن است از ایران اخراج شود.
پناهندگان شاغل در ادارات دولتی
آنچه که در فوق گفته شد، ناظر به مقررات مربوط به اشتغال اتباع بیگانه در بخش خصوصی بوده، اما اگر پناهنده‌ای مایل به خدمت در دستگاه دولتی باشد، طبق ماده 127 قانون کار، شرایط استخدامی کارشناسان و متخصصین فنی بیگانه مورد نیاز دولت با درنظر گرفتن تابعیت و مدت خدمت و میزان مزد آنها و با توجه به نیروی کارشناس داخلی، پس از بررسی و اعلام نظر وزارت کار و امور اجتماعی و سازمان امور اداری و استخدامی کشور، با تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد بود. پروانه کار جهت استخدام کارشناسان خارجی در هر مورد پس از تصویب مجلس شورای اسلامی، از طرف وزارت کار و امور اجتماعی صادر خواهد شد.
مطابق ماده 3 آیین‌نامه اجرایی ماده 129 قانون کار جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1371، صدور پروانه کار جهت کارشناسان و متخصصین خارجی موردنیاز دولت پس از تایید هیات فنی اشتغال اتباع خارجی و تصویب مجلس شورای اسلامی در هر مورد توسط اداره کل اشتغال اتباع خارجی انجام می‌گیرد.
اداره کل اشتغال اتباع خارجی موظف به اجرای تصمیمات هیات فنی اشتغال اتباع خارجی خواهد بود. مطابق ماده 13 آیین‌نامه فوق‌الذکر ترکیب اعضای هیات فنی اشتغال به شرح زیر است:
1. دو نفر نماینده وزارت کار و امور اجتماعی به تشخیص وزارت کار و امور اجتماعی؛
2. یک نفر نماینده دستگاه استفاده کننده از تبعه خارجی؛
3. یک نفر نماینده سازمان امور اداری و استخدامی کشور؛
4. یک نفر نماینده سازمان برنامه و بودجه.
شمول مقررات قانون کار نسبت به پناهندگان
پس از آنکه برای پناهنده پروانه کار طبق مقررات فوق‌الذکر صادر شد، کلیه مقررات و قواعد مندرج در قانون کار در مورد وی اجرا می‌شود. ماده 2 قانون کار مصوب 1369 در تعریف کارگر مقرر می‌دارد: کارگر از لحاظ این قانون کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق‌السعی اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می‌کند.
ماده 1 قانون کار در مورد دایره شمول قانون مقرر داشته است: کلیه کارفرمایان، کارگران، کارگاه‌ها، موسسات تولیدی، صنعتی، خدماتی و کشاورزی مکلف به تبعیت از این قانون می‌باشند. در تایید و تاکید ماده فوق‌الذکر، ماده 5 قانون کار مقرر می‌دارد: کلیه کارگران، کارفرمایان، نمایندگان آنان و کارآموزان و نیز کارگاه‌ها، مشمول مقررات این قانون می‌باشند.
دولت ایران در سال 1355 هنگام الحاق به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان اعلام نمود که مقررات ماده 24 کنوانسیون را توصیه تلقی کرده و خود را متعهد به اجرای آن نمی‌داند. بند اول ماده 24 کنوانسیون چنین مقرر می‌دارد:
دول متعاهد در موارد زیر نسبت به پناهندگانی که مطابق قانون در سرزمین آنها به سر می‌برند، مانند اتباع خود رفتار خواهند کرد:
الف) حقوق (منجمله مدد معاش خانواده در مواردی که مدد معاش مزبور جزء حقوق است)، ساعات کار، ساعات اضافه کار، مرخصی یا حقوق، محدودیت‌های مربوط به کار کردن در منزل، حداقل سن برای استخدام، یادگیری و تعلیمات حرفه‌ای، اشتغال به کار بانون و نوجوانان و استفاده از مزایای کنوانسیون‌های جمعی تا حدودی که موارد مذکور تابع قوانین یا مقررات بوده یا منوط به نظر مقامات اداری می‌باشند.
چون قانون الحاق دولت ایران به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان و پروتکل آن در سال 1355 و قانون کار در سال 1369 به تصویب رسیده است، بنابراین قانون موخر، قانون مقدم را نسخ می‌کند و در نتیجه با تصویب قانون کار باید بر این اعتقاد بود که دولت ایران متعهد به اجرای بند 1 از ماده 24 کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان است.

فصل هفتم
تحصیل تابعیت
پس از آنکه پناهنده مدتی در کشور پذیرنده سکونت نماید، ممکن است جذب آن شود و بخواهد تابعیت کشور مزبور را تحصیل کند و بدین ترتیب یکی از طرق اتمام پناهندگی، کسب تابعیت کند. ماده 34 کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان مقرر داشته است:
دول متعاهد تا آنجا که ممکن است، در پذیرش و اعطای تابعیت به پناهندگ

خرید و دانلود  دانلود مقاله پناهندگی


مبانی نظری مدیریت استراتژیک منابع انسانی

مبانی نظری مدیریت استراتژیک منابع انسانی

بخشی از متن:

مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (SHRM) اندکی پس از توسعه مفهوم مدیریت منابع انسانی (HRM) در امریکا و در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 مطرح گردید. مفهوم HRM  ابتدا در کارهای آکادمیک در ایالات متحده در دهه 1960 و 1970 توسعه می یابد، و از آن زمان به بعد این مفهوم در جهان کسب و کار به صورت فزاینده ای به کار گرفته شده است (Brewster, 1994:1).
در ادبیّات منابع انسانی، معنی مشخص، روشن و یکسانی از مفهوم HRM کمتر وجود دارد. نویسندگان گوناگون تعاریف متفاوتی از HRM بیان کرده اند و یا در تحقیقات خود به کار گرفته اند. بسیاری از محققان تلاش نموده اند تا حوزه های گوناگونی که همگی تحت عنوان HRM قرار می گیرند را طبقه بندی نمایند. به عنوان مثال در یکی از متون کلاسیک منابع انسانی، HRM بر اساس نوعی طبقه بندی 4 گانه تشریح گردیده است. شامل: تاثیرات کارکنان ، جریان منابع انسانی ، سیستم های پاداش ، و سیستم های کار  (Beer et al., 1985). ...
فهرست مطالب:
2.1 مدیریت استراتژیک منابع انسانی
2.1.1 مقدمه
2.1.2 مفهوم سازی مدیریت استراتژیک منابع انسانی
2.1.3 تعریف مدیریت استراتژیک منابع انسانی
2.1.4 تئوری های مدیریت استراتژیک منابع انسانی
نقش و اهمیت تئوری در مدیریت استراتژیک منابع انسانی
2.1.5 مدل های استراتژیک  مدیریت منابع انسانی
‌أ. دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت
‌ب. دیدگاه رفتاری 
‌ج. دیدگاه‌ سیستم‌های سایبرنتیک
‌د. تئوری هزینه‌های مبادله/ هزینه‌های نمایندگی
2.1.6 تئوری های غیر استراتژیک مدیریت منابع انسانی
‌أ. دیدگاه قدرت/ وابستگی منابع
‌ب. نهادگرایی
تعداد صفحات: 42
فرمت: DOC

 

 



خرید و دانلود مبانی نظری مدیریت استراتژیک منابع انسانی


تحقیق در مورد ترجمه سوره مبارکه یونس

 تحقیق در مورد ترجمه سوره مبارکه یونس

َلینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:27

فهرست مطالب

 

ردیف موضوع صفحه 1 آیات 1 تا 10 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات. 10-9 2 نزول این سوره در اوایل بعثت بوده و به هم پیوستگی آیات آن نشان از یک جا نازل شدن آن است. 11 3 غرض از نزول سوره بیان توحید با تاکید بیشتر از طریق امیدوار ساختن و بیم دادن مردم است. 11 4 قرآن کتابی است مشتمل بر معارف توحیدی از جمله وحدانیت و علم و قدرت خدا. 11 5 قرآن وحی خداست که به طور پیوسته از سوی مشرکین تکذیب و انکار شده است. 12 6 تلک در آیه اول بلندی و علو مقام را بیان می کند. 13 7 بیان معانی مختلف لفظ آیه و اینکه کلمه آیات در آیه الر تلک... قطعا به معانی اجزای کلام الهی است. 13 8 مرا از کتاب حکیم کتابی است که در آن حکمت قرار داده شده است یعنی قرآن. 14 9 دلیل استفهام انکاری در آیه اکان للناس عجبا... تعجب مردم از وحی خدا به یک مرد عادی است. 15 10 وحی خدا بر پیغمبر نسبت به عامه مردم جنبه بیم دادن و نسبت به کسانی که ایمان دارند بشارت و مژده است. 15 11 مومنین دارای منزلت راستین هستند چون دارای ایمان راستین بوده اند. 15 12 قدم صدق از بین نمی رود. 16 13 مقصود از هذا در قال الکافرون ان... پیامبر است و چون کافران قرآن را از نوع کلام خودشان ندیدند پیغمبر را ساحر مبین نامیدند. 16 14 آیه: ان ربکم الله... معارف قرآن حق است و هیچ شکی در آن نیست. 17 15 مسبب اصلی منحصرا خداست و در تدبیر خدا هیچ چیز نمی تواند وساطت کند مگر خدا اجازه دهد. 17 16 آیه: الیه مرجعکم جمیعا... مردم رامتذکر معاد می کند. 17 17 همه چیز به سوی خدا در حرکت است. 18 18 هستی و زندگی و بهره وری هر موجودی از ناحیه خداست و این افاضه وجود وجه خداست که وجه خدا از بین رفتنی نیست بلکه به سوی او باز می گردد. 19 19 آیه: لیجزی الذین... مردم در پیشگاه خدا دو دسته می شوند مومنین و کافران و به سبب عدل الهی با آنها رفتار می شود. 20 20 آیه: هو الذی جعل... خداوند همه چیز را با اهداف منظمی برای شما خلق کرده و شما را تدبیر می کند. 21 21 آیه: ان فی اختلاف اللیل... منظور ازاختلاف در این جا پشت سرهم آمدن شب و روز است. 22 22 معنی دیگر اختلاف بلندی و کوتاهی شب و روز است که به وجود آورنده فصول است. 23 23 اختلاف موجودات حامل نظام مقتضی است که دلیل اثبات وحدانیت خداست. 24 24 آیه: ان الذین لا یرجون... توصیف کافران. 25-24 25 انکار لقای الهی و فراموشی روز حساب موجب می شود آدمی به زندگی دنیوی راضی شود. 26 26 اعتقاد به معاد اساس و قوام دین است. 26 27 آیه ان الذین آمنوا و عملو الصالحات... وصف مومنین و بیان عاقبت کار مومنین. 27 28 برای بالا رفتن درجه تنها علم و ایمان ملاک است. 27 29 معنای نعیم در قرآن کریم ولایت الهی است. 28 30 آیه: دعواهم فیها سبحانک... اولیاء خدا تنها خدا را دوست می دارند و او را از هر عیب و نقصی پاک  می شمارند. 29 31 هر مرحله ای که پائین تر از مرحله ایمان باشد شائیه ای از شرک دارد. 29 32 توصیف اولیای خدا. 30 33 لقای الهی در بهشت همراه با امنیت مطلق است. 31-30 34 معنای حمد توصیف الهی است که تنها از عهده بندگان مخلص بر می آید. 32-31 35 نظر تفاسیر مختلف درباره قدم صدق در آیه و بشر الذین آمنوا... از قول امام علی(ع) و امام صادق(ع) 33 36 پاداش گفتن سبحان ا... و الحمدا... 34 37 از سخنان در دنیا تنها حمد و ثنای الهی باقی می ماند. 34 38 روز قیامت روز سلام مطلق است یعنی چیز با اراده آدمی سازگار است. 34  آیات 11 الی 14 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 35 39 خداوند بلافاصله گناهکاران را مجازات نمی کند بلکه به آنها مهلت آزمایش می دهد. 36 40 آیه: و لو یجعل الله الناس... انسان طبعا عجول است ومی خواهد آنچه به نفع است به سرعت تحقق الیهم اجلهم متضمن معنای فرو فرستادن است. 37 41 جمله القضی الیهم اجلهم متضمن معنای فرو فرستادن است. 37 42 جمله فنذر الذین یعنی خداوند در کارهای خود اسباب را واسطه می کند. 38 43 آیه: واذا مس الانسان الضر... وقتی آسیبی به انسان می رسد خداوند را می خواند. 39 44 دلیل اینکه اشخاص پس از یاد خدا خدا را فراموش می کنند این است که اعمال در مقابلشان زینت داده شده است. 40 45 کیفر مردم مجرم سنت الهی است. 40 46 آیه: و لقد امکنا القرون من قبلکم... می خواهد مردم را به شدت بیشتری بیم دهد. 40 47 در جمله کذلک نجزی القوم المجرمین پیامبر مورد خطاب است چون تنها پیامبر اهل فهم این حقیقت است نه دیگران. 40  آیات 15 الی 25 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 44-43-42 41 49 آیات فوق استدلالاتی است از ناحیه خدا به پیغمبر برای جواب دادن به کافران 45 50 آیه: و اذا تتلی علیهم آیاتنا... مخاطب بت پرستان هستند که به پرستش خدا دعوت می شوند. 45 51 کافران و بت پرستان چون قرآن را با هوای نفس خود سازگار نمی بینند از پیغمبر تقاضای آوردن قرآن دیگر یا تبدیل قرآن را می کنند. 46-45 52 منظور کافران از درخواست آوردن قرآن دیگر امتحان پیامبر بود که البته این نظر صحیح  نمی باشد. 47-46 53 آیه: قل مایکون لی ام ابدله من تلقاء... خداوند درخواست کافران برای آوردن قرآن دیگر را با کلمه بینات جواب داده است. 48-47 54 تغییر قرآن در اختیار پیامبر نیست یعنی نفی حق و سلب اختیار از پیامبر در تغییر قرآن. 48 55 علت رفتار کافران با پیامبر امید نداشتن به لقاء خدا و انکار معاد است. 49-48 56 آیه: قل لو شاء الله ماتلوته علیکم... تغییر قرآن دست پیامبر نیست، قبل از وحی نیز پیامبر در بین مردم بوده آیه: فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا... هر قدر متعلق ظلم بزرگتر باشد ظلم هم بزرگتر است. 49 57 پس ظالم ترین عبارتند از: 1- کسانی که بر خدا دروغ می بندند.   2- کسامی که آیات خدا را تکذیب می کنند. 50 58 مشرکان ظالم ترین ها هستند به دلیل تکذیب آیات خدا 51 59 آیه: و یعبدون من دون الله مالا یضرهم... بت پرستان بت ها را به عنوان واسطه تقرب به خدا و شفیع در نزد خدا محسوب می کردند. 51 60 لا یضرهم و لا ینفعهم یعنی بت ها که بی جان هستند و کاری از دستشان بر نمی آید. 51 61 بت پرستان می خواهند خدا را از وجود شفیعان(بت ها) آگاه سازند که این افترا برخداست چون خدا بر همه چیز آگاه است. 52 62 آیه: و ما کان الناس الامه... اختلاف بین مردم دو نوع است: اختلاف در امور زندگی که از طریق پیامبران و کتب آنها حل می شود. 2- اختلاف در خود دین و معارف حقه که راه را به ضلالت و هدایت تقسیم می کند. 53 63 در ابتدا همه خداپرست بوده اند و بعد به مشرک و یکتاپرست تقسیم شده اند. 54 64 مردم برخلاف فطرت خود دچار اختلاف شده اند. 55 65 «کلمه سبقت من ربک» سبق بر قضای الهی را بیان می کند. 57 66 آیه: و یقولون لولا انزل علیه آیه... قرآن بین مشرکان و پیامبر حکم می کند. 58 67 آیه: و اذا ازقنا الناس... چشاندن رحمت به مردم تا مردم در برابر آن خضوع کنند. 59 68 مکر خدا بالاترین مکرهاست و مکر مشرکان بر خداوند پوشیده نیست. 60-59 69 آیه: هوالذی یسیرکم فی البر و البحر... سختی و شدت عذاب. 61 70 آیه: فلما انجاهم اذا هم یبغون... مثال است برای آیه قبل. 62 71 آیه: یا ایها الناس انما بغیکم... خدا بر مردم احاطه کامل دارد. 63 72 « متاع الحیوه الدنیا» ستمگری مردم در دنیا به ضرر خودشان است. 63 73 آیه: انما مثل الحیوه الدنیا کماء... زندگی دنیوی مانند آب است. 64 74 آیه: والله یدعو الی دارالسلام و یهدی... دعوت در مورد خدا دو نوع است: 1- تکوینی یعنی فرا خواندن بندگان به زندگی اخروی       2- تشریعی ینی تکلنو مردم به دین 65-64 75 دعای بنده یعنی بنده خود را مملوک و خدا را مالک می داند. 65 76 دارالسلام یعنی بهشت که هیچ شری در آن نیست. 66 77 بحث روایتی آیات 15 الی 25 سوره مبارکه یونس. 68 78 سه چیز به صاحب خود بر می گردد: پیمان شکنی، مکر و سرکشی. 69  آیات 36 الی 30 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 71 79 آیه: للذین احسنوا الحسنی و زیاده... پاداش نیکوکاران چند برابر کار نیک آنهاست. 72 80 آیه: والذین کسبوا السیئات جزاء... بدکاران به همان اندازه که بدی می کنند کیفر می بینند. 74 81 آیه: و یوم یحشرهم جمیعا ثم تقول... همه در قیامت محشور می شوند: مومنین- مشرکان و شریکانیکه آنها برای خدا گرفتند. 75 82 ظاهر شدن حقیقت عبادت مشرکین در روز قیامت و جدایی بین آنها و خدایانشان در روز قیامت همه ناچار به ترک کار بد هستند. 76-75 83 پرستش های باطل سه جهت دارد: 1- شیطان   2- هوا و هوس   3- بت های بی سود و زیاد. 78 84 پرستشی نسبت به غیر خدا از سوی مشرکین صورت نپذیرفته است. 79 85 آیه: فکفی بالله شهیدا بیننا و بینکم» گواه بودن خدا بر اعمال بندگان. 79 86 آیه: هنالک تبلو کل نفس ما اسلفت.» سرپرست حقیقی و مولای حق تنها خداست و این ولایت در روز قیامت ظاهر می شود. 80 87 بحث روایتی آیات 26 الی 30 سوره مبارکه یونس. 83-82  آیات 31 الی 36 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات. 84 88 دلایل توحید ربوبی. 85 89 بت پرستان به مقام ربوبی خداوند اعتراف دارند. 86-85 90 مومنان با دلیل عقلی معاد را قبول دارند پس لازمه آن پرستش خدای یگانه است. 86 91 قلوب مومنان خالص و خاص به سوی حق کشش دارد و حق همان خدای سبحان است. 86 92 آیه: قل یرزقکم من السماء و الارض... انسانها از طریق حواس گوناگون خود را از نعمت های خدا بهره مند می شوند و خداوند مالک این حواس است. 87-86 93 حیات برآورده شدن آمار یک موجود و حیوان و ثبات دارای حیات می باشند. 88-87 94 مواد از خروج حی از میت و بالعکس خروج چیزهای مفید از چیزهای غیرمفید است. 88 95 استدلال مشرکان خدا را به عنوان رب اثبات می کند. 89 96 آیه: فذلکم الله ربکم الحق فماذا بعد الحق... تنها خدا حق است و هدایت کننده و غیر او همه گمراهی است. 91-90 97 آیه: کذلک حقت کلمه ربک... از حق منصرف شدگان(فاسقان) دیگر به راه راست هدایت نمی شوند. 91 98 احکام و قوانین در نظام عالم همه قضای الهی است. 92 99 دلیل عذاب بت پرستان این است که با وجود اقرار به وجود خداوند یکتا باز هم هدایت  نمی شوند. 93-92 100 آیه: قل هل من شرکاء کم من بیدء... خطاب به پیامبر که از طریق مبدا و معاد بر پرستش خدا احتجاج کند. 93 101 فطرت آدمی حق پرست است و تنها خداست که حق است و شایسته پرستش. 95-94 102 تنها کسی که خود به خود و بدون واسط هدایت شده است می تواند دیگران را به حق هدایت کند یعنی خدا و کسی که از طریق خدا هدایت شده است. 98-97-96 103 مراد از هدایت به حق ایصال الی المطلوب است نه ارائه طریق برای رسیدن به حق. 99 104 مراد از« من لا یهدی الا ان یهدی» کسی است که خود به خود هدایت نشده باشد یا اصلا هدایت نشده باشد 99 105 فرق است بین کسی که توسط دیگران هدایت شده است و کسی که اصلا هدایت نشده است. 100-99 106 کسی که خود حق را ندیده باشد نمی تواند دیگی را به حق هدایت کند. 101 107 هدایت به حق به معنی ایصال به حق فقط شان پیامبران و اوصیاء آنهاست. 103 108 آیه: و ما یتبع اکثرهم الاظنا... پیروی از ظن و گمان به اکثر مشرکان نسبت داده شده است. زیرا قل آنها(پیشوایان آنها) یقین به حق دارند و بر اثر سرکشی به باطل دعوت می کنند. 104  آیات 137 الی 45 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 107-106 109 آیه و ما کان هذاالقرآن... یعنی در شان قرآن افتراء نیست. 109-108 110 و لکن تصدیق الذی بین یدیه تصدیق در کتاب انجیل و تورات 109 111 دین در نزد خدا تنها یکی است و قرآن هم جامع همه کتب آسمانی است و شکی در آن نیست. 110 112 آیه ام یقولون افتراه قل فاتوا... قرآن همه صفات زیرا را داراست و کسی نمی تواند همانند آن بیاورد. 112-111 113 آیه: بل کذبوا بما لم یحیطوا مشرکام دعوت انبیاء و قرآن را به طور کامل نمی فهمیدند. 114-113 114 آیه و منهم من یومن به و... عده ای به قرآن ایمان می آورند و عده ای ایمان نمی آورند که مفسدند. 115-114 115 آیه و ان کذبوک فقل لی... باید از مفسدان تبری جست. 115 116 آیه: و منهم من یستمعون الیک... مفسدان به واسطه ستمی که برخود روا داشته اند کر و کور شده اند و قرآن را نمی فهمند. 116-115 117 و یوم یحشرهم کان لم... زندگی دنیوی زودگذر است و قیامت که روز تاویل حقایق است فرا می رسد و مفسدان زیان خواهند کرد. 117-116  آیات 46 الی 56 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 118-117 118 برای امت هایی که دعوت خدا را نپذیرند عذاب در نظر گرفته شده است. 119 119 آیه: و اما نرینک بعضی الذی نعدهم او نتوفینک فالینا... عذاب بر کافران نازل خواهد شد. 120 120 آیه: و لکل امه رسول فاذا جاء رسولهم... خداوند اختلاف بین مردم و پیامبر را بدون هیچ ستمی حل می کند. 121 121 آیه: و یقولون متی هذا الوعدان کنتم صادقین. کافران از وقت عذاب الهی سوال می کنند. 121 122 آیه: قل لا املک لنفسی ضرا... مشرکان برای وقوع وعده عذاب شتابزدگی می کنند. 122 123 هر امتی اجلی دارد که از لحاظ محل نزول نه اما از لحاظ ساعت وقوع تخطی نمی کند. 123 124 مجرمان یعنی بدکاران اهل قبله نیز گرفتار عذاب الهی خواهند شد. 124 125 آیه: قل ارایتم ان اتاکم عذابه... عجله در وقوع عذاب از سوی کافران بی فایده است چون زمان وقوع عذاب غیرقابل تغییر است. 125 126 کافران زمانی ایمان می آورند که دیگر سودی ندارد بعضی وقت نزول عذاب 126 127 آیه: ثم قبل للذین ظلموا... عاب محققا نازل خواهد شد. 127-126 128 زمین امت و وعده او حق است و هیچ چیز نمی تواند مانع او شود. 129-128 129 آیه هو یحیی و یمیت و الیه ترجعون. همه امور بندگان مربوط به خداست. 130  آیات 57 الی 70 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 132-131 130 آیه: یا ایها الناس قد... چهار صنعت برای قرآن. موعظه اشفای دردهای درونی، هدایت و رحمت 36-35-34-133 131 آیه: قل فضل الله و برحمته... فضل و رحمت خداست که باعث شادمانی بندگان می شود. 138-137 132 آیه: قل ارایتم ما انزل الله لکم... خداوند روزی دهنده تمام بندگان است. 139 133 مردم در نزد خود روزی را به حلال و حرام تقسیم کرده اند. 140 134 حکم منحصر به خداست. 141 135 خلقت مردم برای اغراض الهی و اهداف کمالی است و این در همه افراد فطری است. 142 136 حکمی که در بین مردم رواج دارد یا حکم خداست و یا افترای بر خدا 143 137 آیه: و ما ظن الذین یفترون علی الله... افترا بستم بر خدا کفران نعمت اوست و کفران نعمت خدا روزی را حرام می کند. 144 138 آیه و ما تکون فی شان و لا تتلو... خداوند شاهد و ناظر بر اعمال ماست. 146-145 139 آیه: الا ان اولیاء الله لا خوف... خدا ولی بنده مومن خویش است و مومن حقیقی نیز ولی پروردگار خویش است. 147 140 درجات ایمان و اسلام 149-148 141 مومنین دارای دو صفت هستند: عدم خوف، عدم حزن در دنیا و آخرت. 154-153-152-151-154 142 آیه: لهم البشری فی الحیوه الدنیا... چیزیکه خدا به آن بشارت داده باشد هم در دنیا و هم در آخرت به وقوع می پیوندد. 155-154 143 آیه: و لا یحزنک قولهم ان العزه... عزت تنها از آن خداست. 155 144 آیه: الا ان الله من فی السموات... مالکیت همه انسانهایی که در آسمانها و زمین هستند از آن خداست. 156 145 آیه: هو الذی جعل لکم اللیل... ربوبیت عبارت است از مالکیت و تدبیر که شب و روز یکی از موارد آن است. 157-156 146 آیه: قالوا تخذوا الله ولدا... نفی زاد و ولد از خدا و اینکه او مثل و مانندی ندارد چون بی نیاز است. 158-157 147 آیه: قل ان الذین یفترون... انذار مردم. 159-158 148 آیه: متاع فی الدنیا ثم الینا... دلیل رستگار نشدن کافران، کفر به خداوند است. 159 149 بحث روایتی آیات 57 الی 70 سوره مبارکه یونس 166-159  آیات 71 تا 74 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 167 150 آیه: واتل علیهم بنا نوح... خداوند شروری که از ناحیه مردم متوجه پیامبر است را دفع  می کند. 169-168 151 آیه: فان تولیتم فمت سالتکم علیه من اجر کسانی که در برابر خدا خضوع می کنند. 170 152 آیه: فکذبوه فنجیناه ... نجات یافتگان جانشینان خدا در زمین هستند. 170 153 آیه: ثم بعثنا من بعده و... عناد ورزان پیامبران را تکذیب می کردند. 171-170 154 بحث روایتی آیات 71 تا 74 سوره مبارکه یونس. 174-171 155 آیات 75 الی 93 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات. 177-176 175 156 داستان شبیه به هم موسی و هارون و قوم بنی اسرائیل با پیامبر اکرم(ص) و قومش. 178-177 157 آیه: ثم بعثنا من بعدهم موسی و هارون آمدن موسی بعد از پیامبران دیگر به همراه معجزه و انکار او از جانب فرعون و فرعونیان و ساحر نامیدن او. 179-178 180 158 آیه: فلما القوا قال سهم موسی... سنت الهی جریان حق در عالم تکوین است و باطل را از بین می برد. 181-180 159 آیه: و یحق الله الحق بکلماته... قضای الهی قطعی است و سنت او جاری بر آن است که حق و باطل در مقابل هم قرار گیرند. 181 160 باطل همانند کف روی آب است و از بین رفتنی و تنها ماندنی است این حرف موسی به ساحران و فرعونیان است. 182 161 آیه: فمت آمن لموسی الاذریه... تنها ضعفای بنی اسرائیل ایمان آورند و فرعون و بزرگان همچنان کبر ورزید. 184-183 162 آیه: و قال موسی یا قوم ان کنتم... ایمان به خدا و تسلیم در برابر او باید توکل به خدا را به دنبال داشته باشد. 185 163 آیه: فقالوا علی الله توکلنا ربنا... ضعیفان از خدا می خواهند که فتنه قوم ظالم نشوند. 186 164 آیه: و اوحینا الی موسی و اخیه ان تبوء... خدا موسی و قومش می خواهد به هم پیوسته باشند و نماز را به پا دارند. 187 165 آیه: و قال موسی ربنا انک... کسانی که از راه خدا گمراه شوند و در گمراهی خود اصرار ورزند خدا هم شرایط گمراهی بیشتر را برای آنان فراهم می کند و در نهایت آنها را به عذاب سخت هلاک می کند. 189-188 187 166 آیه: قال قد اجیبت دعوتکما... موسی و هارون از خدا ثبات قدم و عذاب فرعونیان را  می خواهند. 190-189 167 آیه: و جاوزنابینی اسرائیل البحر... فرعون در لحظه درماندگی حاضر به تبعیت از موسی و بنی اسرائیل شد که ایمان وقتی عذاب فراگیر شود و مرگ فرا رسد فایده ای ندارد. 191 168 آیه: فالیوم ننجیک ببدنک لتکون... بین بدن و روح آدمی اتحاد وجود دارد و فرعون بعد از عذاب بدنش نجات داده شد تا مایه عبرت دیگران باشد. 193-192 191 169 آیه و لقد بوانا بنی اسرائیل مبدا صدق... بنی اسرائیل سرانجام در جایگاههای صدق یعنی منزل گاهی که همه منظورهای انسان از یک مسکن خوب را دارا باشد منزل داده شدند که این جایگاه نواحی بیت المقدس و شام بود. بعدها بنی اسرائیل از روی علم با هم اختلاف پیدا کردند که خدا بینشان حکم خواهد کرد. 195-194  آیات 91 الی 103 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات. 197-196 170 ایمان به خدا تنها منوط به اجازه خداست و این اجازه تنها به کسی که پلید نشده داده  می شود. 197 171 سنتی که در خلقت جاری است این است که مردم با هم اختلاف داشته باشند و سرانجام مومنان نجات می یابند و دیگران ملاک می شوند. 198 172 آیه: فان کنت فی ریب مما انزلنا الیک... آنچه از طرف پروردگار آمده حق است و نباید در آن شک کرد. 199-198 173 خدا در این سوره داستانهایی را بیان کرده که همه اهل کتاب آنها را قبول دارند و جایی برای امتناع نیست. 200 174 آیه: و لا تکونن من الذین کذبوا... منع تکذیب آیات خدا. 201 175 آیه: ان الذین حقت علیهم کلمه... سرمایه سعادت ایمان است و مکذبان آیات خدا زیانکارند. 202-201 176 عناد با حق عذاب جاودان را به دنبال خواهد داشت و هر انسانی به ناچار ایمان خواهد آورد که این یا اختیاری است که پذیرفته می شود و یا اضطراری که پذیرفته نمی شود. 202 177 آیه: فلولا کانت قریه آمنت فنفعها... تنها قوم یونس پیامبر بودند که پیش از نزول عذاب و به طور اختیاری ایمان آوردند. 203 178 آیه: و لوشاء ربک لامن من فی الارض... خدا نخواسته که همه مردم ایمان بیاورند و اکراه در ایمان آوردن روا نمی باشد. 204-203 179 آیه: و ما کان لنفس ان تومن الا باذن الله... همه چیز تحت تصرف خداست و هیچ کس  نمی تواند با او در کاری شرکت جوید مگر آنکه خود خدا اجازه دهد و اهل عناد را راهی به سوی سعادت نیست. 205-204 180 آیه: قل انظروا ماذا فی السموات و الارض. هر مخلوقی به عنوان آیه ای از آیات خدا مردم را به ایمان فرا می خواند. 205 181 آیه: فهل ینظرون الا مثل ایام... کسانی که ایمان نمی آورند باید منتظر عذاب باشند و مومنین و پیغمبر نجات پیدا می کنند. 208-207 206 182 بحث روایتی آیات 94 الی 103 سوره مبارکه یونس. 210-209  آیات 104 الی 109 سوره مبارکه یونس به همراه ترجمه آیات 211 183 آیه: قل یا ایها الناس ان کنتم... توضیح پیامبر از دین در جواب شک مشرکین. 212 184 بیان صفت توفی برای خدا برای تهدید مشرکان به عذاب است. 213 185 آیه: و لا تدع دون الله... نهی از شرک به خدا. 214 186 آیه: و ان یمسسک الله بضر فلا کاشف... دعوت به راه حق که به مردم سود می رساند. 215 187 آیه: واتبع ما یوحی الیک واصبر... بشارت دادن به پیغمبر بر صبر در پیروی از حق. 216-215  آیات 1 الی 4 سوره مبارکه هود به همراه ترجمه آیات. 217 188 توضیحات پیرامون اهداف و مطالب مورد بحث در سوره مبارکه هود. 220-219 218 189 آیه: الر کتاب احکمت آیاته ثم... آیات قرآن همگی به یک معنای واحد و بسیط که تکثر و تشتت در آن راه ندارد بر می گردد. 221-220 190 مراد از کتاب لوح محفوظ یا همین قرآن است. 222 191 تفاسیر مختلف از احکام و توصیل در آیه فوق و اینکه آیات قرآن همانطورکه وحدت دارند در جهتی دیگر دارای کثرت هستند. 224-223 192 آیه: ان لا تعبدوا الا الله اننی لکم منه... کتاب خدا یک روی خطاب به پیغمبر دارد و یک روی خطاب به مردم. انذار و بشارت را به پیغمبر و معناهایی را که پیغمبر در ضمن تلاوت قرآن بعنوان رسالت به مردم می گوید را خطاب به مردم روا داشته است. 225 193 حصر عبادت به خدا و دور افکندن همه خدایان دیگر. 226 194 توحید اصل و استغفار و توبه نتیجه و فرع است. 226 195 ایمان به خدا انسان را به سعادت ممکن و آرمانهایش می رساند و عدم ایمان زندگی را بر او تنگ خواهد کرد. 228-227 196 هر کس اعمالش بر دیگران فزونی داشته باشد خدا اجر زیاد به او خواهد داد. 229 197 بشریت همواره به دو دسته تقسیم می شود: طایفه برتری طلب و طایفه ذلیل و مقهور این اختلاف را تنها دین توحید تسویه می کند. 229 198 همه مردم از فضل بهره مند می شوند. بهره عام که شامل همه افراد اجتماع می شود و دیگر مزایایی که در قبال برتری های اختصاصی که افراد دارند به آنها داده می شود. 230 199 پیامبر بر همه مردم دنیا مبعوث شده بود که همه مردم ایمان نیاوردند و آنهایی که ایمان آوردند نیز ایمان همه شان خالص و بی نفاق نبود و خدا تنها مومنین را یاری می کند. 232-231 200 آیه« الی الله مرجعکم و هو علی کل شیئی قدیر» بازگشت همه به سوی خداست و روی گردانان از خدا به سختی در قیامت عذاب خواهند شد. 233-232  آیات 5 الی 16 سوره مبارکه هود به همراه ترجمه آیات. 235-234 201 آیه: الا انهم یثنون صدورهم... مشرکان از شنیدن آیات قرآن امتناع می کردند تا مبادا حجت و دلیل دست و پا گیر آنها شود. 237-236 202 آیه: و ما من دابه فی الارض الا... خداوند روزی دهنده تمام موجودات زنده است. 240-239 238 203 آیه: و هو الذی خلق السموات و الارض... خداوند آسمان را در دو روز(دوره) و زمین را نیز درد و روز(دوره) خلق کرد و دو روز هم برای کارهای دیگر. 243-242 241 204 آیه: لیبلوکم ایکم احسن عملا. هدف خدا از خلقت آسمانها و زمین آزمایش بندگان و ستیز نیکوکاران از بدکاران می باشد. 245-244 243 205 خدا محکوم کسی قرار نمی گیرد و دیگری در او اثر نمی کند. 245 206 خدا خیر است و هیچ شری در آن راه ندارد و حسن است و هیچ زشتی در او یافت نمی شود. 246 207 آیه: و لئن قلت انکم... کافران قرآن کریم و برانگیخته شدن بعد از مرگ را سحر می نامیدند. 247 208 آیه: و لئن احرنا عنهم العذاب الی امه... خداوند مافران را به عذاب دنیوی گرفتار خواهد کرد و آنان که ایمان آورده اند جانشینان در روی زمین خواهند بود. 249-248 209 آیه: و لئن اذقنا الانسان... طبیعت آدمی این است که نعمتی را که دارد حق خود می داند و اگر این نعمت را از او بگیرند مایوس و کافر می شود. 250 210 آیه: و لئن اذقناه نعماء بعد... مصائب و بلاهایی که از انسان رفع می شود موقتی است و جایی برای شادمانی ندارد. 251 211 آیه: الا الذین صبروا و... آدمی مخلوقی کوتاه بین و تنگ نظر است به جز عده ای که آنان نجات یافتگان هستند. 253-252 212 آیه: فلعلک تارک بعض ما... دعوت خدا را هیچ عقل سلیمی رد نمی کند مگر به دو دلیل: 1- پیغمبر وحی را بدست به مردم ابلاغ نکرده باشد. 2- مردم دستورات وحی به پیغمبر را دروغ بپندارند. 255-254 253 213 پیغمبر تنها مامور ابلاغ وحی خداست و مانند سایر افراد عادی است و از خود اختیاری ندارد. 257-256 214 آیه: ام یقولون افتراه قل فاتوا بعشر سوره کافران که قرآن را دروغ می پنداشتند از طرف پیغمبر به آوردن سوره ای مثل قرآن دعوت شدند که نتوانستند این کار را انجام دهند. 260-259 258 215 اعجاز قرآن همه جانبه است در تمام صفاتی که مختص به آن است مثل: بلاغت، فصاحت معارف حقیقت، اخلاق کریمه، شرایع الهی پند و عبرت و... 267-261 216 قرآن به هیچ وجه نمی تواند کار یک بشر باشد وگرنه می توان مانندی برایش آورد. 269-268 219 آیه: فان لم یستجیبوا لکم ما عملوا... 270 220 معارضه با قرآن بی فایده است چون قرآن بر علم مطلق خدا استوار است. 271 221 خدایان مشرکان دروغین است و تنها خدا یکی است و قرآن هم کلام حق اوست. 275-272 222 آیه من کان یرید الحیوه... تهدید دنیا دوستان. 276 223 هدف از انجام عمل هر چه که باشد همان محقق می شود خواه دنیوی باشد یا اخروی 278-277 224 بحث روایتی آیات 5 الی 16 سوره مبارکه هود. 285-278  آیات 17 الی 24 سوره مبارکه هود به همراه ترجمه آیات. 287-286 225 آیه: افمن کان علی بینه من ربه... بینه بصیرت الهی است که به پیغمبر داده شده است، البته قرآن نیز می تواند بینه ای از طرف خدا باشد. 292-288 226 آیه:«و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه» تورات کتابی است از جانب خدا مشتمل بر معارف حقه و شریعت الهی و قرآن هم مثل تورات است که آن را تصدیق می کند. 294-293 227 آیه: اولئک یومنون به و من... بشارت به مومنان و انذار کافران. 295-294 228 آیه: فلاتک فی مریه انه الحق... با وجود قراین نباید در قرآن شک کرد. 295 229 آیه: و من اظلم ممن اختری... دروغ بستن بر خدا از بزرگترین ظلم هاست. 296 230 روز قیامت حجابها برداشته می شود و کافران به گناه خود اعتراف می کنند. 298-294 231 آیه: الا لعنه الله علی الظالمین... توصیف وضع ظالمان در روز قیامت. 298 232 دین در عرف قرآن سنت اجتماعی است در بین مردم که یا حق است یعنی اسلام یا از دین حق منحرف شده است. 299 233 آیه: اولئک لم یکونوا معجزین فی الارض... کافران تحت سرپرستی و سیطره قدرت خدا هستند و به عذاب خود خواهند رسید. 300-299 234 فسق و لجاجت باعث مضاعف شدن عذاب است. 300 235 کافران آیات خدا را نه می بینند و نه می شوند و نه می فهمند. 302-301 236 آیه: اولئک الذین خسرو... کافران به دست خود به هلاکت کشیده می شوند و هم در دنیا هم در آخرت زیانکار هستد البته در آخرین زیانکارترین هستند. 304-303 235 آیه: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات... مومنین به خدا اطمینان کامل دارند و شک به دل راه نمی دهند برخلاف کافران. 305 بحث روایتی آیات 7 الی 24 سوره مبارکه هود. 308 الی 305      ردیف موضوع صفحه  آیات 25 الی 35 سوره مبارکه هود به همراه ترجمه آیات. 10-9 1 نوح نخستین پیغمبری است که برای توحید علیه بت پرستی قیام کرد. 11 2 آیه: و لقد ارسلنا نوحا... نوح بیم دهنده آشکار از جانب خدا. 11 3 آیه: الا تعبدوا الا الله... نوح خود را به پرستش خدا دعوت کرد و از عذاب الیم بیم می داد. 13-12 4 هر موجودی می بایست در خط معین خود حرکت کند وگرنه نابود می شود و این از نوامیس کلی طبیعت است. 14 5 خط معین برای انسان اسلام است. 15-14 6 آیه: فقال الملاء الذین کفروا... منکران رسالت نوح با توحید مشکلی نداشتند بلکه آنها به دلیل نوح هم مثل آنها بشری بیش نبود حاضر به پیروی از او نبودند دلیل کافران مبنی بر حس بود و نفی ماروای حس. 17-16-15 7 اشراف و بزرگان قوم نوح به دلیل اینکه پیروان او همه ضعفان و فقرا بودند از قبول دعوت او سرباز می زدند. 19-18 8 دلیل سوم انکار دعوت نوح از سوی قومش این بود که آنها می گفتند نوح با خود نشانه ای برای اثبات دعوتش ندارد. 21-20 9 آیه: قال یا قوم ارایتم ان... نوح پیامبری خود را اثبات می کند با دلایل به هم آمیخته 22 10 پاسخ اول نوح داشتن معجزه یعنی کتاب و علم از طرف خداوند است. 24-23 11 این آیه اجبار و اکراه در دین را نفی می کند. 25 12 آیه: یا قوم لا اسئلکم علیه... نوح در عوض دعوت خود پاداش نمی خواهد. 25 13 آیه: و ما انا بطارد الذین آمنوا... همه در برابر خدا یک منذ و پاسخگوی اعمال خود اعم از فقیر و غنی 26-25 14 آیه: و یا قوم من ینصرنی من الله... ظالم و مظلوم در برابر خدا یکسان نیستند. 27 15 آیه: و لا اقول لکم عندی خزائن الله... پیغمبر چیزی جز رسالت ندارد. 29-28-27 16 مراد از خزائن الله کلیه ذخائر و کنوز غیبی است. 28  بحثی فلسفی و قرآنی پیرامون قدت انبیاء و اولیاء 31 17 مردم نسبت به مقام پروردگار خود در جهل به سر می برند. 31 18 مردم عالم ربوبی را با این نظام مقایسه کرده اند. 32 19 تنها خدا در ذات و صفات خود استقلال دارد و بقیه موجودات به خدا هستند. 35-37-33 20 آیه: و لا قول للذین تزدری... اشراف قوم نوح ضعیفان را پست تر از خو می شمردند و حاضر به همراهی آنها نبودند و نوح(ع) هم در جواب آنها می گوید اینها ظاهر کار است اما از لحاظ درونی و باطنی وضع به گونه ای دیگر است. 37-36-35 21 آیه: قالوا یا نوح قدجا دلتنا... قوم نوح ایمان نمی آوردند و از او می خواستند عذابی را که به آنها وعده داده محقق سازد. 39-38 22 آیه: قال انما یاتیکم به الله... نوع(ع) اختیار آوردن عذاب را از خود سلب می کند و تنها به خدا نسبت می دهد. 40-39 23 آیه: و لا یتفعکم نصحی ان اردت... 40 24 تفاوت بین انموا و اضلال 40 25 موجودات براساس اراده و مشیت خدا به وجود می آیند. 41-40 26 قوم نوح اغوا شده بودند تا عذابی سخت بر آنان نازل شود. 41 27 نوح(ع) خطاب به قومش آنها را تحت اراده خدا می داند که هیچ چیز هم نمی تواند اراده خدا را بگیرد. 42 28 آیه: ام یقولون افتراه... شباهت فراوان بین احتجاجات نوح(ع) در قبال قومش با احتجاجات پیغمبر(ص) علیه بت پرستی خود وجود دارد. 44-43 29 کافران به طور قطع مجرم هستند ولی پیغمبر(ص) به طور قطع مجرم نیست. 46-45 30 بحث روایتی آیات 25 الی 35 سوره مبارکه هود. ð آیات 36 الی 49 سوره مبارکه هود به همراه ترجمه آیات. 50-49-48 31 آیه: و اوحی الی نوح... خدا به نوح به خاطر سرکشی قومش تسلیت می گوید. 51 32 کافران تا به ایمان آنها امید است عذاب نمی شوند ولی وقتی کفر در آنها ثابت شد سزاوار عذاب می شوند. 52 33 آیه: واصنع الفلک باعیننا... حتمی شدن عذاب برای قوم نوح و خطاب به او از طرف خدا برای ساختن کشتی. 53 34 آیه: و یصنع الفلک و کلما... قوم نوح او و همراهانش که در حال ساختن کشتی بودند را مسخره می کردند. 55-54 35 آیه: فسوف تعلمون من یاتیه... نوح نیز قوم خود را به خاطر عذاب و درس مسخره می کرد. 55 36 عذاب اول عذاب دنیا با خاصیت رسواکنندگی و عذاب دوم عذاب آخرت است با صفت دائمی بودن. 56 37 آیه: حتی اذا جاء امرنا... وقوع عذاب و سوار شدن نوح و یارانش برگشتی. 58-57-56 38 نوح(ع) برای راه انداختن و متوقف کردن کشتی نام خدا را می برد. 60-59-58 39 آیه: و هی تجری بهم فی موج کالجبال. کشتی بر روی امواج و در حرکت. 60 40 آیه: و نادی نوح ابنه و... دعوت نوح از پسرش برای بیرون آمدن از کفر و امتناع از ناحیه پسرش. 61 41 آیه: و قیل یا ارض ابلعی مائک... عذاب به دستور خداوند متعال انجام شد و به پایان رسید. 64-63-62 42 آیه: و نادی نوح و به... صحبت نوح و پرودگار در مورد پسرش 67-66-65 43 آیه: قال یا نوح اندلیس... خدا خطاب به نوح(ع) پسرش را از او نمی داند و زن نوح را خائن معرفی می کند. 70-67 44 نوح نمی دانست که پسرش در شمار بستگان او نیست. 71 45 خطا پیوسته پیغمبران را به راه صواب آگاه و دعوت می کند. 74-73-72-71 46 آیه: قال رب انی اعوذ بک... نوع(ع) به خدا پناه می برد و او را در قبال هدایتش شکر می کند. 75-74 47 آیه: قیل یا نوح اهبط بسلام منا... خطای به هبوط به نوح و همراهیانش همراه با سلام و برکات که خطاب به عموم افراد بشر تا روز قیامت است. 77-76 48 کشتی نشینان همگی سعادتمند بودند که از بوته آزمایش الهی خالص و سربلند بیرون آمده بودند. 78 49 آیه:«تلک من انباء الغیب نوحیها الیک.» خطاب به پیغمبر(ص) که با توجه به داستان نوح عاقبت از آن متقین دانسته شده است. 79 50 بحث روایتی آیات 36 الی 49 سوره مبارکه هود. 86-80  پیرامون قصه نوح 87 51 اشاره به به داستان نوح 87 52 داستان نوح در قرآن 88 53 دین و شریعت نوح(ع) 88 54 کوشش نوح در دعوت 89 55 مدت توقف او در بین قوم خود و کشتی ساختن او 89 56 نزول عذاب و آمدن طوفان 90 57 پایان عذاب و نجات نوح و همراهان 90 58 داستان پسر نوع که غرق شد 91-90 59 خصوصیات نوح(ع) 92 60 قصه نوح در تورات حاضر 97الی94 61 اختلافات بین قصه نوح در تورات و قرآن 98 62 داستان طوفان در تواریخ و افسانه های ملل 101-100-99 63 آیا نبوت نوح عمومی و مربوط به تمام بشر بوده 101 64 برطبق عقیده شیعه انبیاء اولوالعزم برای همه مردم مبعوث شده اند. 101 65 اهل سنت دسته ای نوح(ع) را برای همه مردم و دسته ای دیگر تنها رسالت او را مختص قوم خودش می دانند. 102 66 خلقت هر موجودی دارای هدفی است که در زندگی جمعی او با دیگر انواع خودش محقق خواهد شد. 103 67 انسان هنگامی که خود را بی نیاز ببیند طغیان می کند. 104 68 اجتماع تعاونی در بین افراد مستلزم وجود قوانینی در بین آنهاست. 104 69 لازمه عنایت الهی این است که آدمی را به سعادت حیات و کمال وجودیش رهبری کند و چنین هدایتی از طریق وحی صورت می گیرد. 105-104 70 یکی از لوازم عنایت الهی این است که برای اجتماع انسانی دینی نازل کند و این نباید اختصاص بقوم خاصی داشته باشد. 107 71 اولین شریعتی که برای اجتماع انسانی نازل شده است می بایست عمومی باشد یعنی همان شریعت نوح(ع) 108-107 72 آیا طوفان در همه جای زمین رود داد؟ 108 73 عمومی بودن دعوت نوح نشانگر عمومیت عذاب او نیز می باشد. 110-109-108 74 مقاله دکتر سجامی استاد زمین شناس در مورد قصه حضرت نوح(ع) 119الی111 75 هر هلاکتی ولو همه جانبه جنبه عقوبت ندارد. 120  سخنی پیرامون بت پرستی در چند فصل 121 76 انسان و اطمینان به حس 121 77 انسان در جستجوی علت اصلی عالم مشهود 121 78 انسان چون محدود است خدا را به صورت جسمانی تصور می کند. 123-122 79 انسان با پرستش رو به خدا می برد. 123 80 انسان به حکم فطرت خود در برابر خدا خضوع کرده و او را پرستش می کند. 124 81 خضوع در برابر غیر خدا انحراف است و تنها خدا شایسته پرستش است. 126-125 82 بت پرستی چگونه و چرا پیدا شد؟ 126 83 احترام و گرامی داشتن یاد مردگان و بزرگان در ابتدا منجر به پرستش مجسمه ها شد. 127-126 84 هر دسته از مردم با توجه به شرایط خود خدای خاصی را پرستش می کردند. 128 85 همه بت پرستان، بت ها را به عنوان شفیع در نزد خدا می دانستند. 130-129 86 بت پرستی صابعی 130 87 صائبان اجرام آسمانی را واسطه بین خود و خدا می دانستند. 131-130 88 بت پرستی برهمائی مذهبی در بین هندی ها 136الی131 89 بت پرستی بودائی 136 90 آداب بودائیان اجتناب از چیزهای ناپسند و انجام کارهای شایسته و تهذیب عقل است. 138-137 91 بت پرستی عرب 139 92 اعراب نخستین قوم معارض با اسلام 139

 



خرید و دانلود  تحقیق در مورد ترجمه سوره مبارکه یونس