
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه74
فهرست مطالب
هوش یا عقل
خود آگاهی
پدیده شناسی- آگاهی:
در مرحله «جان» ذهن هنوز چیزی فردی و یک گوهر [monadic] بود که جنبه درون ذاتی محض داشت و همه دنیای خود، یعنی، احساسات و تاثرات و عواطف خویش را در بر می گرفت جهان اعیان و جهان خارج برای آن وجود نداشت و در مرحله حاضر خاصیت عمومی ذهن این است که از وجود عقیی خارج از خود، آگاه
می شود و بر آن شعور می یابد. حالت درون ذاتی محض جان از یکسانی در می آید به دو جنبة ذهن و عین تجزیه می شود هگل این مرحله از ذهن را آگاهی و پژوهش در آن را پدیده شناسی می نامد.
آگاهی محض:
عین اکنون از نهانگاه ذهن بیرون آمده و در جایگاهی مستقل در برابر آن آرمیده است نخستین نکته ای که بر ذهن معلوم می شود. همین استقلال عین است. عین چیزی جزء من و بیگانه از من است که از هستی من بهره ای ندارد ولی هنوز ذهنی من در نیافته است که عین در حقیقت خویش فقط امتدادی از من است. عین در آغاز چیزی کاملاً خارجی و مستقل و از ذهن بیگانه و غیری مطلق در معارضه با ذهن پنداشته
می شود این حالت آگاهی محض است که 3 مرحله را می گذراند.
1. آگاهی حسی 2. ادراک حسی 3. هوش یا عقل
آگاهی حسی:
نخستین مرحله آگاهی البته بی میانجی است که معنایش این است که (1) عین خود چیزی بی میانجی است و (2) پیوند ذهن به عین پیوندی مستقیم است بی میانجی بودن عین مایه فردی بودن است و امکان میدهد که عین را و این یا «آن» بنامیم. مستقیم بودن پیوند ذهن با عین مستلزم این است که عین مستقیماً به آگاهی ها در آید یعنی شعور ما

ویژگیهای اقلیمی و مختصات جغرافیایی
محدودهای از ایران اسلامی که با حدود 46929 کیلومترمربع نام آذربایجان شرقی بخود گرفته است، درگوشه شمالغرب فلات ایران قرار دارد. رود ارس، حدود شمالی آن را با جمهوری های آذربایجان، نخجوان و ارمنستان مرتبط و رود قطور و آبهای دریاچه ارومیه، حدود غربی آنرا با استان آذربایجان غربی همجوار میکند.
در جنوب، کشیدگی رشته کوهها، دره ها، جلگه ها و دشتها باعث پیوستگی استان با آذربایجان غربی و زنجان میشود. درشرق دره رودخانه دره رود و کوههای سبلان و چهل نور و گردنه صائین و رود قزل اوزن در جنوب این خطه را از استان اردبیل جدا میسازد.
ازنظرمختصات جغرافیایی، مدارهای َ26 و ْ39 و َ45 و ْ36 شمالی منتهی الیه شمالی و جنوبی، و نصف النهارات 5 و ْ45 و َ22 و ْ48 منتهی الیه غربی و شرقی استان را میپوشاند.
توپوگرافی منطقه، یکی از عوامل مهم آفرینش ویژگیهای اقلیمی آذربایجان شرقی و عامل اصلی تنوع در آن میباشد. ارتفاع و تغییرات آن و جهت گیری رشته کوهها در برابر جریانات هوایی، عوامل توپوگرافیک شکل یابی کلیمایی یک منطقه است. استان آذربایجانشرقی از تنوع اقلیمی قابل توجهی برخورداراست؛ به طوری که در 50 روز ازسال شاهد یخبندان و درگرمترین ساعات روزماههای گرم تابستان دربرخی مناطق، درجه حرارت بالای 40 درجه سانتیگراد است. میزان نزولات جوی دراستان به طور متوسط از 250 الی 600 میلی متر در نوسان میباشد.
سیمای استان ازهفت واحد کوهستانی و دره ها وجلگه های میان آنها میباشد که عبارت از: قره داغ، میشو و مورو، قوشاداغ، سبلان، سهند، بزقوش و تخت سلیمان است. شمالی ترین و بزرگترین این واحدها رشته کوه قره داغ میباشد
رودخانه اجی چای با طول 260 کیلومتراز ارتفاعات سبلان و دامنه های سهند سرچشمه میگیرد. رودهای ورکش صوفیان، دریان، اسکو نیز از رودهای حوضه این استان است.
رود ارس در محدوده آذربایجان شرقی توسط 18 رودخانه کوچک و بزرگ که از چند کیلومتر تا 280 کیلومتر طول دارد تغذیه میشود و با 3367 میلیون مترمعکب آبدهی سالانه، پرآبترین رود استان به شمار میاید. آب وهوای آن در تابستان بسیار معتدل و در زمستان نسبتا سرد است. میانگین بارندگی شهر تبریز به طور متوسط 270 میلیمتر میباشد.
استان آذربایجان شرقی دارای 16 شهرستان است که عبارتند از: آذرشهر، اسکو، اهر، بستان آباد، بناب، تبریز، جلفا، سراب، شبستر، کلیبر، مراغه، مرند، ملکان، میانه هریس، هشترود.
مرکز استان آذربایجان شرقی شهر تبریز است که وسعتی درحدود 11800 کیلومتر مربع دارد. درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی مینویسند:
بنای تبریز از زبیده، زن هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده و دراثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زبیده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را (( تب ریز)) بگذارند.
قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه اشور خواهیم یافت.
ویژگیهای جغرافیایی بازار
بازار و مسجد جامع نمودار بخش مرکزی شهرهای ایران است و هرگاه بخواهیم به تجزیه و تحلیل جغرافیایی این دو پدیده جالب اسلامی که خاص کشورهای مسلماننشین دنیاست، بپردازیم، شاید بتوانیم الگو و قالبی جغرافیایی از بخش مرکزی تمام شهرهای ایران بدست دهیم تا ضمن آشنایی با ارزشهای اجتماعی و فرهنگی این بخش، تفاوتهای آنرا نیز با بخش مرکزی شهرهای اروپایی و آمریکایی بشناسیم.
ویژگیهای جغرافیایی بخش بازار تبریز را میتوان به شرح زیر مورد بررسی قرار داد:
بازار نماینده مطمئن و دیرپای فرهنگ و اجتماع گذشته شهر تبریز است و شاید هیچیک از شهرهای ایران، بازار تاثیری این چنین عظیم در تاریخ فرهنگ و اقتصاد مردم نداشته است.بازار تبریز، تنها محلی است که در آن، تجارت، مذهب، فرهنگ و عامل اجتماعی به هم پیوسته است. از این رو از نظر جغرافیایی شهری، تنوعی در نقش و وظیفه آن مشاهده میگردد. اصولاً از قرون وسطی به بعد، بازارهای نقش تجاری، مذهبی، سیاسی و اجتماعی خود را با هم و توام در جامعه شهری اعمال کردهاند. روی این اصل، بازار در مطالعات جغرافیایی شهری، تنها محل داد و ستد نمیباشد.بازار تبریز محل برخورد عقاید و تماس افکار و فرهنگ گروه متحد شهری با گروههای روستایی و قبیلهای و فرهنگ وابسته به آنهاست.هر بخشی از بازار، اختصاص به صنف معینی دارد و هر صنفی...
فهرست مطالب
ویژگیهای اقلیمی و مختصات جغرافیایی 1
ویژگیهای جغرافیایی بازار 3
موقعیت جغرافیایی بازار تبریز 9
بازار تاریخی تبریز از نظر جهانگردان 10
تبریز، تیمچه مظفریه 14
بنای تیمچه مظفریه 16
وجه تسمیه نام تیمچه مظفریه 17
نقشههای تیمچه
عکسها
نوع فایل : WORD
تعداد صفحه : 25

کارت ویزیت لایه باز و psd برای فرش فروشی و نمایشگاه فرش
ابعاد:5 در9 سانتیمتر
ساختار رنگ:cmyk
رزولیشن:300
این طرح 100% لایه باز بوده و شما می توانید پس از دانلود طرح به راحتی آن را در فتوشاپ ویرایش کنید.
تلفن های پشتیبانی:
09308217110
09135770570
اگر طرح مورد نظر شما در سایت نیست از اینجا درخواست دهید تا طراحی گردد و در سایت قرار گیرد

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه95
فهرست مطالب
مقدمه دوره آریایی، زرتشت و هخامنشی طب در جندی شاپور پرستاری از بیمار در ایران تحولات پرستاری بعد از انقلاب فرهنگ پرستاری در ایران کنونی پرستاری در صدر اسلام چکیده:
به فرمودهی امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه پایبندی و تعصب ورزیدن به خصلتهای نیکو، انسان دوستی، محبت و خدمت به انسانها و به طور کلی جریان یافتن همه امور زندگی در قلمروهای معنوی بر مبنای حق از جمله عوامل حیاتبخش یک تمدن اسلامی است. این عوامل از جمله خصوصیات ویژه پرستاران است. پرستاران همواره در حد توانایی خود در این راه گام برداشته و نتایج ارزندهای را نیز دریافتهاند. لذا پرستاران میتوانند نقش عمدهای در اعتلای تمدن اسلامی داشته باشند.
در پی نامگذاری سال 2001 میلادی از سوی ریاست محترم جمهوری به نام سال گفتگوی تمدنها و بر اساس مصوبه کمیته دانشگاهی گفتگوی تمدنها، کمیسیونهای نظری و تخصصی در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ایران تشکیل گردید. این مقاله با هدف کلی «بررسی نقش و جایگاه پرستاری در ساختار تمدنها و چگونگی کار کردن آنها» که بیانگر نقش پرستاری در ساختار تمدن اسلامی نیز میباشد انجام گرفته است.
در این مقاله با پرداختن به پرستاری در ایران باستان، صدر اسلام و پس از اسلام مورد توجه قرار گرفته است. همچنین پس از پرداختن به ارزشها در پرستاری و پیامدهای این رشته، پرستاری در ایران کنونی نیز معلوم گردیده است.
کلمههای کلیدی (key word)
1- پرستاری در ایران کنونی 2- صدر اسلام 3- پیامدها 4- هدف
مقدمه
توافق و هماهنگی و سازگاری مطلق در جامعه، بدون اعتدال دلها امکانپذیر نخواهد بود. جامعهای که مردم آن از این حرکت تکاملی برخوردارند، در پیشبرد علم و هنر و صنعت و اخلاق و دیگر معنویات موفقند.
جهان معنوی پیرامون ما ارتباط بسیار نزدیکی با جهان مادی دارد. جهان معنوی نیروئی فیضان دارد که عالم ماده را نگهداری میکند این نیروی معنوی روح را زنده نگاه میدارد.
پرستار معنویت است و روح – معنویت جوئی انسان را به اعلاعلین راهنمایی می کند و می برد به جایی که جز خدا نبینی ... در همین راستا تنظیم و گردآوری این مقاله فرهنگی نشستیم، باشد تا بر خود باوریمان افزوده و از گرمی نیرویمان بطور موثرتری استفاده نمائیم و با عنایات بیچون خداوندی گامهایمان را به عرفات نزدیکتر نمائیم

آسیب شناسی رفتار سازمانی
چکیده
آسیب شناسی (Patholiogy) مطالعه مبانی کارکردهای نابسامان است. بیشتر مردم بر این عقیده اند که پدیده هایی چون جنایت، تخلف، الکلیسم، اعتیاد به موادمخدر، فقر و حاشیه نشینی و سوءسکونت های حاد و جنبه های آسیب شناختی در زندگی امروزی هستند. در چارچوب نظریه تضاد، بروز پدیده های تعارض آمیز و تضادهای درونی جامعه که پایه اصلی آنها تعارض های طبقاتی است موجب نابسامانی های رفتاری می شوند. تمرکز سرمایه و قدرت در دست گروه هایی که علایق و منافع مشترک اقتصادی و سیاسی دارند - و با یکدیگر نیز در ستیزند - موجب گرایش دادن معیارها به سمت استفاده خودی و ایجاد محرومیت توده ها می شود. محرومیت ها، واکنش های پرخاشگرانه، غیرعادی، نابهنجار و بزهکارانه را موجب می شوند و به هر حال گروه های آسیب دیده اجتماعی را پدید می آورند. در این مقاله عوامل مختلف در ایجاد کارکردهای نابسامان در رفتار سازمانی آسیب شناسی می شود.
منبع : روزنامه ایران، یکشنبه 13 اسفند 1385، سال سیزدهم، شماره 3586، صفحه 8.
کلیدواژه : آسیب شناسی ؛ رفتار سازمانی ؛ مازلو ؛ انگیزش ؛ سلسله مراتب نیازها ؛ Patholiogy ؛ Needs
1- مقدمه
امروزه نمى توان بدون توجه به میزان بهره ورى در تولید اجتماعى و بدون آگاهى از ساز و کارها و عوامل مؤثر بر افزایش آن، به سوى توسعه پایدار گام برداشت. زیرا هر قدر در جامعه صرف تولید اجتماعى شود، باید بازده معقولى داشته باشد تا جامعه بتواند به حیات خود ادامه دهد. درواقع، جامعه اى که داده هاى آن بیش تر از ستاده ها باشد، جامعه اى مبرا بوده و در بحران هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى جهان امروز توان پایدارى و همگامى با توسعه پایدار و انسانى را نداشته و موفق به گذر از این بحران ها نمى شود.
2- ادبیات تحقیق
چرا انسان در سازمان کار مى کند؟ چرا برخى افراد بسیار فعال و برخى کم کارند؟ علت علاقه به شغل و بى علاقگى به کار چیست؟ چه عواملى در تقویت روحیه و ایجادعلاقه به کار و انگیختن حس وظیفه شناسى کارمندان مؤثر است؟ آیا پاداش مادى در افزایش کارآیى کارمندان مؤثر است و آیا اهمیت آن از پاداش هاى غیرمادى بیشتر است؟ و آیا سطح کارآیى کارکنان را چگونه مى توان افزایش داد؟
اگرموردى از انجام نشدن کار به طور مؤثر وجود داشته باشد، سئوال اینجاست که آیا این مشکل از جانب شخص شاغل است یا متوجه ساختار شغل است و یا در مطابقت نداشتن هردوى آنها؟ حسب این که دلایل ضعف در انجام کار چه باشد باید توجه خود را به مشحصات فرد انتخاب شده براى شغل یا ساختار شغل و یا هردوى آنها معطوف کرد.
این که چه عواملى در تقویت روحیه و ایجادعلاقه به کار و انگیختن حس وظیفه شناسى افراد مؤثر بوده سات، سالیان دراز مورد بحث کارشناسان و دانش پژوهان قرار گرفته است. آنچه انسان را براى برآورد تمایلاتش تحریک مى کند تا فعالانه به خدمت بپردازد، انگیزه نام دارد. به عبارت دیگر انگیزه، عامل تحریک انسان براى کار بیشتر است. در یک طبقه بندى کلى انگیزه ها را در ۳ گروه قرار مى دهند:
انگیزه هاى فیزیکى
انگیزه هاى اجتماعى
انگیزه هاى روانى
به بخشى از نیازهاى انسان در محیط کار مانند تسهیلات رفاهى محیط کار ( محل مناسب کار ، هوا، نور و ...) انگیزه هاى فیزیکى اطلاق مى شود. به دسته اى از نیازهاى افراد که به رفتار دیگران و بویژه به رفتار مدیریت سازمان ارتباط پیدا مى کند و بیشتر نیازهاى اجتماعى انسان را برطرف مى سازد، انگیزه هاى اجتماعى مى گویند. مانند پذیرش فرد به عنوان یک عضو مفید در سازمان که داراى احترام و شأن و منزلت اجتماعى است و آن گروه از نیازهایى که رضایت روحى فرد را در پى دارد، جزو انگیزه هاى روانى محسوب مى شود. مانند برقرارى روابط عاطفى درمحیط کار با همکاران و مدیریت.
از آنجا که انگیزش افراد متفاوت است و عوامل مختلف از راه هاى گوناگون، بر افراد اثر متفاوت مى گذارند، بنابراین در بررسى براى سازگارى افراد با مشاغل، لازم است که انگیزش فرد نیز مورد بررسى قرار گیرد.
به نظر علماى علوم اجتماعى، فرهنگ و معتقدات افراد عامل مؤثرى در طرز سلوک و رفتار ادارى آنان به شمار مى رود. برخى از عوامل فرهنگى مانند عادات و سنن، عقاید مربوط به حرفه و شغل ، روش هاى تولید و ... در طرز سلوک و رفتار ادارى افراد مؤثر است. افراد شاغل در سازمان از آنجا که عضو جامعه بزرگ ترى هستند، در تأثیر فرهنگ و معتقدات مخصوص آن جامعه قرار مى گیرند. بنابراین چگونه فرهنگ و معتقدات اجتماعى جامعه بدون شک تأثیر قابل توجهى در طرز سلوک و رفتار افراد در سازمان هاى ادارى دارد. بدین رو بررسى تأثیر عوامل فرهنگى در رفتار ادارى افراد، اهمیت روزافزونى در سازمان و مدیریت مؤسسات امروزى به دست آورده است و براى این منظور باید ریشه هاى فرهنگ جامعه به خوبى شناخته شده و در صورت لزوم تغییر یابند.
از آنجا که نقش فرهنگ در توسعه نقش کلیدى است و انسان در توسعه نقش مهمى داردو تحقق توسعه به دست انسان صورت مى پذیرد، برطرف کردن نیازهاى روحى و روانى افراد از اهمیت ویژه اى برخوردار است زیرا که بدون توجه به آنها توسعه میسر نیست. بنابراین یکى از وظایف مهم مدیر، انگیزش افراد است، انسان هایى با نیازهاى متعدد براى نیل به هدف هاى سازمانى.
در الگوى سلسله مراتب نیازهاى آبراهام مزلو (مازلو)، وى معتقد است که در سطح سوم نیازها با عنوان نیازهاى اجتماعى (Social Needs)، انسان نیازمند است که از طرف دیگران موردقبول واقع شود و در سطح چهارم که نیازهاى حرمت (Esteem Needs) نام گرفته است، انسان مى خواهد که موردتوجه و احترام دیگران قرار گیرد و از موقعیت اجتماعى مناسبى برخوردار بوده و اطرافیان قدر و منزلت براى وى قائل شده و او را با ارزش بشمارند.
بالاترین سطح سلسله مراتب مزلو را نیازهاى خودشکوفایى (Self- actualization Needs) تشکیل مى دهد. به این مفهوم که فرد نیازمند پیشرفت در تحقق هدف هاى زندگى خود و نیز درک قابلیت هاى شخصیت خویش است. به عبارت دیگر نیاز براى شکوفا ساختن قابلیت هایى است که فرد دارد.
به اعتقاد مزلو هر کوششى که موجب وقفه و یا مانع سیر طبیعى تکامل رشد روانى به ترتیب فوق شود، زیان آور است . به نظر او در سازمان هاى امروزى به نیازهاى خود شکوفایى کارکنان کمتر توجه مى شود و همین امر مانع رشد شخصیت و خویشتن شناسى و احساس تعهد خدمت مى گردد و در نتیجه تعارض و ناسازگارى بین نیاز روانى فرد به خود شکوفایى از یک سو و نیاز سازمان به ازدیاد کارایى از سوى دیگر ظاهر مى شود. به عبارت دیگر به اعتقاد مزلو آنچه سازمان از فرد مى خواهد این است که همه قت و تلاش خود را صرف افزایش تولید و بالاکردن بهره ورى کند که در این صورت کارکنان سازمان ها وقت و فرصت کافى براى ارضاى نیازهاى خودشکوفایى که لازمه رشد شخصیت است، پیدا نمى کنند.
به اعتقاد برخى از اندیشمندان، در حال حاضر توجه مدیران بیشتر معطوف به تأمین نیازهاى نخستین (فیزیولوژیکى و ایمنى ) کارکنان است اما چون نیازهاى اجتماعى و روانى و بویژه نیازهاى خودشکوفایى آنان ارضا نمى شود، در نتیجه احساس محرومیت بروز کرده که منتهى به تعارض و ناسازگارى بین کارکنان و سازمان مى شود که در نهایت منجر به نارضایتى از کار مى شود.
به اعتقاد هرزبرگ در بیشتر سازمانها به عوامل انگیزشى چندان توجهى نمى شود و سعى مدیران بر برآورده کردن نیازهاى سطح پایین کارکنان متمرکز مى شود که ارضاى بیشتر آنها، عملکرد مثبت فرد را به دنبال ندارد. شاید به این دلیل که پرداختن به عوامل بهداشتى ملموس تر است، درحالى که سازمان باید براى تداوم پیشرفت خود سطح نیاز کارکنان را بشناسد و متناسب با آن براى ارضاى نیازها اقدام کند به این ترتیب که مدیران باید در برآورده ساختن نیازهاى انگیزشى کارکنان از طریق احاله شغل هاى مسئولانه به کارکنان کوشا باشند. به نظر هرزبرگ، افزودن به میزان آزادى عمل، تنوع مهارتى و اهمیت شغلى ، عملکرد کارکنان را بالا برده و بر رضایت آنان مى افزاید. هرزبرگ براین باور است که رضایت شغلى در عملکرد سازمانى تأثیر مثبت دارد.
پژوهش هاى به عمل آمده در باره تئورى برابرى نشان مى دهد هنگامى که افراد احساس کنند که دریافتى منصفانه اى عایدشان نشده از میزان کوشش خود کم مى کنند. بنابراین لازم است که سازمانها حقوق و مزایاى منصفانه اى به کارکنان خود بپردازند، زیرا وقتى کارکنان احساس کنند که با آنهاعادلانه رفتار نمى شود، به طور حتم از خشنودى شان کاسته شده و کوشش لازم را به عمل نمى آورند و یا ازکار کناره گیرى مى کنند. البته تنهابعد مادى و مالى نیست که احساس نابرابرى در کارکنان به وجود مى آورد، بلکه مقایسه اجتماعى هم موجبات نارضایتى را فراهم مى کند.
3- چارچوب نظرى
آسیب شناسى (Patholiogy) مطالعه مبانى کارکردهاى نابسامان است. بیشتر مردم بر این عقیده اند که پدیده هایى چون جنایت، تخلف، الکلیسم، اعتیاد به موادمخدر، فقر و حاشیه نشینى و سوءسکونت هاى حاد و جنبه هاى آسیب شناختى در زندگى امروزى هستند.
در چارچوب نظریه تضاد، بروز پدیده هاى تعارض آمیز و تضادهاى درونى جامعه که پایه اصلى آنها تعارض هاى طبقاتى است موجب نابسامانى هاى رفتارى مى شوند. تمرکز سرمایه و قدرت در دست گروه هایى که علایق و منافع مشترک اقتصادى و سیاسى دارند - و با یکدیگر نیز در ستیزند - موجب گرایش دادن معیارها به سمت استفاده خودى و ایجاد محرومیت توده ها مى شود. محرومیت ها، واکنش هاى پرخاشگرانه، غیرعادى، نابهنجار و بزهکارانه را موجب مى شوند و به هر حال گروه هاى آسیب دیده اجتماعى را پدید مى آورند.
4- نابرابرى هاى اجتماعى
تحقیقات نشان مى دهد که ماهیت و کیفیت نظام اجتماعى در روابط اجتماعى جامعه تبلور مى یابد.
هر فردى در جامعه داراى نقش هاى فراوانى است. نقش اساسى افراد احراز شغلى است که به وسیله آن کسب درآمد کنند. از آنجا که جامعه شهرى و صنعتى داراى تقسیم کار اجتماعى پیچیده اى است و جنبه تخصصى و اکتسابى دارد، به طور معمول مشاغل بالاى جامعه با توجه به ملاک تخصص کسب مى شوند. علاوه بر آن، در نظام هاى سیاسى تعهد ملاکى مهمتر از تخصص در احراز نقش هاست.
بیشتر مشاغل سطوح بالا احتیاج به تحصیلات و تخصص دارند که رسیدن به این مدارج به وضع خوب مالى بستگى دارد. کسانى که در جامعه داراى تحصیلات نیستند، بیشتر کار یدى مى کنند و مزدبگیر هستند که میزان حقوق کارگران و مزدبگیران با توجه به نرخ تورم پائین است و این خود به نابرابرى هاى اجتماعى مى افزاید. علاوه بر این مشاغل مختلف از نظر منزلت اجتماعى و میزان قدرت متفاوت هستند که این خود نشانه اى از نابرابرى هاى اجتماعى است.
5- نتایج نابرابرى هاى اجتماعى
نابرابرى هاى اجتماعى سبب گسترش فقر مى شود و در مقابل ارزش ثروت و مادیات بیشتر مى شود. نمایش ثروت و نیازآفرینى کاذب، زمینه ارزشى شدن ثروت و تغییر نظام ارزشى را به دنبال خواهد داشت. به نمایش گذاردن ثروت مادى و زندگى لوکس، الگوهاى رفتارى و ارزشى طبقات پائین را نیز تغییر مى دهد و طبقات پائین به تلاش براى کسب این نوع «ارزش هاى» زندگى مى پردازند که در عمل وسایل مشروع دسترسى به این تمکن و ثروت را به دست نمى آورند و در نتیجه انحرافات و فساد به خاطر دسترسى به این «ارزش ها» (کسب ثروت، به شکل اعمال مجرمانه مانند خرید و فروش موادمخدر، کلاهبردارى، سرقت، ارتشا، اختلاس، تقلب، آدم ربایى) مشاهده مى شود که در حال افزایش نیز هست و از همه مهمتر در زمانى که راه هاى مشروع براى رسیدن به اهداف «ارزشى» مانند ثروت بسته شود، در عمل کنترل هاى درونى و همچنین کنترل هاى بیرونى (ضابطان قانون که نیروى انتظامى و قوه قضائیه هستند)، تضعیف مى شوند و کارهاى خلاف و نامشروع چندان زیاد مى شود که تبدیل به هنجار مى شود و دیگر انحراف به شمار نمى آید. در این اوضاع، اعمال خلاف و انحراف ها در سطح جامعه گسترش مى یابد و ریشه هاى نظام اجتماعى را از بن مى کند.
تعداد صفحه :20