
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:42
فهرست مطالب
فهرست
تاریخچه صنعت برق ایران .........................................................3نیروگاه ها ( Power Stations) ..................................................8نیروگاه های ذغال- سوختی ( Coal-Fired Power Stations )...........9 نیروگاه های نفت- سوختی ( Oil-Fired Power Stations )...............9نیروگاه های هسته ای ( Nuclear Power Stations ) ......................9 نیروگاه های برق- آبی ( Hydroelectric Power Stations ) ............10تاثیر خواص تولید و انتقال ........................................................... 10تبدیل انرژی با استفاده از آب ........................................................ 12 توربینهای گازی ....................................................................... 13نیروگاه های تولیدکننده برق ......................................................... 13ساختار نیروگاه های اتمی جهان .................................................... 16سیستمهای توزیع.........................................................................20 پدیده کرونا................................................................................23انرژی الکتریکی..........................................................................26 انواع نیروگاههای برق ............................................................... 28 برقگیر ...................................................................................32 خطوط انتقال و توزیع ( برق منطقه ای) ..........................................33 تجهیزات سویچگر ......................................................................35 اصول کار ترانسفورماتور ...........................................................37انواع زمین کردن ......................................................................39ولتاژهای کمکی .........................................................................40اینترلاکها .................................................................................41کابل وکابل کشی..........................................................................44شین وشین بندی ........................................................................48نیروگاه سیکل ترکیبی(چرخه سیکل ترکیبی) ....................................50
تاریخچه صنعت برق ایران
مقدمه
در سال 1871 میلادی ( 1250 هجری شمسی ) ماشین گرام اختراع شد . این اختراع گامی اساسی در راه ایجاد صنعت برق تجاری بود ، زیرا پس از آن تبدیل انرژی مکانیکی (و هر نوع انرژی دیگری که بتوان از آن کار مکانیکی به دست آورد ) به انرژی برقی ممکن گردید
یازده سال پس ازآن، درسال 1882 میلادی ( 1261 هجری شمسی ) توماس ادیسون نخستین موسسه برق تجاری خود را برای تامین روشنایی در یکی از خیابانهای نیویورک افتتاح کرد
بیان دو واقعه مهم بالا برای درک رابطه زمانی بین تاریخ پیدایش صنعت برق در جهان و در ایران خالی از فایده نیست . چنانکه خواهد آمد ، اولین مولد برق در ایران ، سه سال بعد از موسسه برق توماس ادیسون به کار افتاد
از 1300 تا 1310
از اوایل سالهای 1300 به بعد ، با آگاهی و علاقه مند شدن بخش خصوصی به مزایای برق ، رفته رفته در شهرهای بزرگ و کوچک ایران ، تاسیساتی برای تولید و توزیع و فروش برق ایجاد شد. این گونه فعالیتها عموما" درمقیاسهای کوچک ومحدود وبه طور کلی منفک از یکدیگر انجام می گرفت و البته نیاز به هماهنگی هم در شرایط آن روزهای نخستین احساس نمی شد درهمین دوران برخی ازکارخانه های صنعتی جدیدالتاسیس هم دارای تجهیزات برق اختصاصی شدند که داد و ستدهایی نیز با موسسات برق شهری داشتند
در 1310
برای نخستین بار ، شبانه روزی کردن برق در تهران در میان دولتمردان آن زمان مطرح شد و اقدامات اولیه برای تحقق آن صورت گرفت
در 1316
پس از شش سال و با گذراندن نشیب و فراز های بسیار ، بلاخره در تاریخ 25 /6 / 1316 نیروگاه بخاری ساخت کارخانه اشکودای چکسلواکی با قدرت 4x1600= 6400 کیلو وات در محل کنونی شرکت برق منطقه ای تهران نصب شد و به بهره برداری رسید
با وجود آن که در تهران به علت وسعت شهر و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن ، سرمایه گذاری دولتی در کار برق رسانی پیش از همه شهرهای دیگر آغاز شد ، بخش خصوصی هم در امور برق رسانی در تهران فعالیت قابل توجهی داشت به نحوی که در سال 1341 یعنی سال تاسیس سازمان برق ایران تعداد شرکتهای خصوصی که هر یک در بخشی از شهر تهران فعالیت داشتند به 32 شرکت رسیده بود
از 1327 تا 1334
برنامه هفت ساله اول عمرانی کشور به اجرا در آمد که در آن سهمی هم برای توسعه صنعت برق در کشور با هدف تامین مصارف خانگی شهرها و فراهم کردن رفاه اجتماعی منظور شده بود. دراین دوران،سازمان برنامه تعدادی مولدهای دیزلی 50و 100و 150 کیلو واتی را خریداری کرد و با بهره 3 درصد به شهرداریها و شرکتهای برق خصوصی فروخت و چون دریافت کنندگان کمک سازمان برنامه می بایست تواناییهای لازم را برای تقبل 50 درصد از سرمایه گذاریها داشته باشند ، طبعا" اعطای کمکها ، به امکانات مالی شهرها و موسسه های وام گیرنده بستگی داشت . به هر صورت در پایان برنامه اول،جمع قدرت نامی نصب شده در کشور به 40 مگاوات و میزان انرژی تولیدی سالانه به حدود 200 میلیون کیلو وات ساعت رسید
از 1334 تا 1341
در این سالها برنامه هفت ساله عمرانی دوم کشور اجرا شد . سهم برق در این برنامه ، با هدف افزایش تولید برق ، کاهش هزینه های تولید و پایین آوردن سطح عمومی نرخها درنظر گرفته شده بود
دراین برنامه بنابر توصیه کارشناسان خارجی و داخلی، برای توسعه تاسیسات برق چهار حوزه فعالیت به شرح زیر منظور گردید
- منطقه خوزستان
- منطقه تهران
- شهرهای بزرگ
- شهر های کوچک
بدین ترتیب می توان گفت که اندیشه فراتررفتن از محدوده هر شهر در کار توسعه صنعت برق،در برنامه دوم شکل گرفت. شروع به کاراحداث نیروگاههای برق آبی مهم کشور شامل سد دز (با ظرفیت اولیه 130 مگاوات ) ، سد کرج (با ظرفیت 91 مگا وات) و سد سفیدرود (با ظرفیت اولیه 35 مگاوات) همچنین نیروگاه حرارتی طرشت (به قدرت 50 مگاوات) ازدستاوردهای این دوره است
در 1341
برنامه سوم عمرانی کشورآغاز شد. با پذیرش نقش زیر بنایی صنعت برق،در این برنامه نیز اعتبارات قابل توجهی برای این صنعت تخصیص داده شد
در این برنامه که 5/5 سال به طول انجا مید(تا آخرسال 1346)،در مجموع،مبلغ 21میلیارد ریال در صنعت برق هزینه گردید که به طورکلی سه بخش را در بر می گرفت
تامین برق مراکز عمده مصرف شامل شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، رشت -
همدان و ساری
تامین برق 17 شهر متوسط کشورشامل شهرهای آمل، چالوس،اردبیل،مراغه، لاهیجان،ارومیه، یزد -
بهشهر، بوشهر، قزوین ،کرج، بابلسر و کرمانشاه
تامین برق شهرهای کوچک -
در همین برنامه ، تشکیل سازمان برق ایران به منظور اشراف کلی واعمال مدیریت بر برنامه ریزی و اجرای طرحهای تولید و ایجا د موسسات تولید ، انتقال و توزیع برق و هدایت سرمایه گذاریها دربخش برق پیش بینی شده بود این سازمان درتاریخ 13دی ماه1341 رسما" تشکیل یافت و تا پایان سال 1344 که عملا" دروزارت آب وبرق ادغام شد به انجام وظایف خود ادامه داد
مقدمه :
تردیدى نیست که بعد از اصول دین، اولین و بزرگترین دستور الهى که ستون دین، معراج مومن، نورچشم پیامبر(ص)، سازندهترین اعمال و جلوه شکوه دین که بیانگر اوج بندگى انسان در پیشگاه خدا است نماز است. نماز آن چنان مهم است که در قرآن 46 بار با تعبیرات مختلف از اقامه آن سخن به میان آمده است.
آرى نمازى که با قیام آمیخته باشد به گفته مفسران که منظور از اقامه، آن است که نماز باید سازنده و بالنده باشد، تنها به اوراد و اذکار اکتفا نشود، بلکه آن را به گونه اى برپا دارید که آثار آن در همه زوایاى زندگى شما آشکار گردد موجب پاک سازى و به سازى روح و روان و محیط جامعه در ابعاد گوناگون و در عرصههاى مختلف مىگردد.
مقام معظم رهبرى حضرت آیه الله خامنه اى (مدظله) در این باره مى نویسد: «به نظر مى رسد که اقامه نماز، چیزى فراتر از گزاردن نماز است، یعنى فقط همین نیست که کسى خود به عمل نماز قیام کند، بلکه این نیز هست که در جهت و سمتى که نماز بدان فرا مىخواند به راه افتد و دیگران رانیز به راه اندازد. گویا برپا داشتن نماز آن است که با کوشش بایستد. جو و فضاى زندگى خود و دیگران را جوى نمازگزارانه، یعنى جوى خداجویانه و خداپرستانه بسازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افکند». [1]
از اهمیت نماز همین بس که حضرت رضا(ع) فرمود: «إول ما یحاسب العبد علیه، الصلاه، فان صحت له الصلاه صحت له ما سواها، و ان ردت ردت ما سواها؛ نخستین چیزى که انسان (در قیامت) با مطرح کردن آن حساب رسى مى شود نماز است، اگر صحیح بود، سایر اعمال نیز صحیح است، و اگر رد شد سایر اعمال نیز رد مىشود». [2]
مطابق روایت مشهور دیگرى از امام صادق(ع) آمده: «اگر نماز پذیرفته شد، سایر اعمال پذیرفته مى شود و اگر مردود شد سایر اعمال نیز مردود خواهد شد». [3]
همه پیامبران و امامان و اولیاى خدا، حرمت نماز را به احسن وجه حفظ مىکردند و آن را با کیفیت بسیار عالى اقامه مىنمودند و پس از معرفت به خدا و اصول اعتقادات، بر همه چیز او را مقدم مى داشتند. دلیل اعتقادى و عملى خداشناسى و پیوند مقدس خلق با خالق مىدانستند. با این اشاره، به چند نمونه از سیره پیشوایان بسنده مىکنیم:
جلوههاى رفتارى پیشوایان در مورد نماز
1. سال نهم هجرت بود، کافران گروه گروه به مدینه مىآمدند و مسلمان مىشدند. یکى از این گروه ها از طایفه ثقیف بود. آنها با پیامبر(ص) به مذاکره پرداختند، پیامبر(ص) به آنها فرمود: «یکى از دستورهاى اسلام نماز است، نماز بخوانید».
آنها گفتند: در نماز، رکوع و خم شدن هست و ما خم شدن را عار و ننگ مىدانیم، بنابراین دستور نماز را بردار و ما را از انجام این دستور معاف بدار.
پیامبر(ص) در پاسخ آنها فرمود: «لا خیر فى دین لیس فیه رکوع و لا سجود؛ دینى که در آن رکوع و سجود نباشد، خیر و برکتى در آن نیست».
به گفته بعضى از مفسران این آیه در سرزنش آنها نازل شد: «واذا قیل لهم ارکعوا لا یرکعون؛ و چون به آنها گویند رکوع کنید، رکوع نکنند». [4]
پیامبر(ص) همواره از هر فرصت و فراغتى در شب و روز و نیمههاى شب به نماز مىایستاد و به مناجات و راز و نیاز مىپرداخت. همسران و بعضى از اصحاب به آن حضرت مىگفتند: «اى رسول خدا خودت را آن همه به زحمت نینداز» در پاسخ آنها مىفرمود: «إلا اکن عبدا شکورا؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟» [5]
روزى یکى از اصحاب به پیامبر(ص) عرض کرد: مگر نه این است که خداوند گناهان گذشته و آینده تو را بخشیده است، پس چرا خود راآن همه به زحمت مىاندازى و نماز مىخوانى؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «آیا بنده شاکر خدا نباشم؟... سوگند به خدا اگر بر اثر نماز و عبادت، اعضاى پیکرم قطعه قطعه شوند و چشمانم از کاسه درآیند و بر روى سینهام بریزند هرگز نمى توانم شکر یک دهم، از یک دهم یک نعمت خدا را ادا کنم، با این که همه شمارش کنندگان قادر به شمارش نعمتهاى الهى نیستند». [6]
ام سلمه (یکى از همسران نیک رسول خدا«ص)» مىگوید: شبى پیامبر(ص) در حجره من بود. در بستر خواب آرمید، نیمههاى شب بود که دیدم آن حضرت در بستر نیست، هراسان شدم، برخاستم و در تاریکى شب به جست و جوى او پرداختم، او را در کنج حجره ایستاده یافتم که دستهایش به سوى آسمان بلند بود و مىگریست و دعا مىکرد، از جمله مىگفت: «اللهم لا تکلنى الى نفسى طرفه عین ابدا؛ خدایا مرا هرگز به اندازه یک چشم به هم زدن به خودم وانگذار».
به آن حضرت عرض کردم: با این که خداوند، عالىترین مقام را به شما داده، و گناهان گذشته و آینده شما را بخشیده، چرا آن همه خود را به رنج مىاندازى و چنین مىگویى؟ آن بزرگوار در پاسخ من فرمود: «اى ام سلمه! هرگز خود را ایمن نمىدانم، خداوند یک لحظه برادرم یونس(ع) را به خودش واگذاشت، او به آن همه بلاها (مانند غرق شدن در دریا و در شکم ماهى قرار گرفتن و...) گرفتار شد». [7]
پیامبر(ص) آنقدر به نماز عشق مى ورزید و آن را به جا مىآورد که پاهایش آماس مىکرد و ساق پاهایش متورم مىشد.
این مطلب در روایات اهل تسنن نیز آمده است. [8]
2. حضرت على(ع) بسیار به نماز اهمیت مىداد، او مىفرمود: «لکل شىء وجه و وجه دینکم الصلاه؛ هر چیزى داراى صورت است، صورت دین شما نماز مىباشد». [9]
در شإن آن حضرت در مورد نماز آمده: «کان على اذا إهاله امر فزغ قام الى الصلاه ثم تلى هذه الایه؛ واستعینوا بالصبر والصلاه؛ حضرت على(ع) هرگاه با کار سختى روبهرو مىشد، به نماز مىایستاد، و این آیه را تلاوت مىفرمود: «از صبر و نماز یارى بجویید». [10] آن حضرت به اول وقت نماز به قدرى اهمیت مىداد که در سحر 19 رمضان سال 40 (همان سحر که ضربت شهادت بر سرش وارد شد) پشت بام مسجد کوفه رفت و با صداى بلند اذان گفت و قبل از اذان به آسمان مىنگریست تا دمیدن سپیده سحر را ببیند. وقتى سپیده سحر دمید، خطاب به آن فرمود: «اى سپیده سحر! آیا یک بار در زندگى على پیش آمد که تو خود را آشکار سازى، ولى على(ع) در آن هنگام در خواب باشد؟»
نیز روایت شده است که حضرت على(ع) هنگام فرارسیدن وقت نماز، متغیر و رعشه بر اندام مىشد، از او مىپرسیدند: چه شده است؟ در پاسخ مى فرمود: «وقت نماز، وقت امانت الهى فرا رسیده است، که خداوند آن را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد، آنها از تحمل آن شانه خالى کردند، ولى انسان آن را با ضعفى که دارد پذیرفت و من نمىدانم که آیا آن را که پذیرفتهام نیکو ادا مىکنم؟» [11]
آن بزرگوار به قدرى به نماز عشق مىورزید که هر شبانه روز، هزار رکعت نماز مىخواند. علامه امینى مىنویسد: «طبق روایات بسیار، حضرت على(ع) در شبانه روز هزار رکعت نماز مىخواند». [12] آنگاه به شبهههاى معاندان در این راستا پاسخ داده است. بنابراین نماز على(ع) با خشوع و حضور قلب کامل بود، آن گونه که در نماز تیر را از پایش خارج نمودند، در حال نماز متوجه نشد و بعد از نماز اطلاع یافت. [13]
در روایات مىخوانیم که دو شتر چابک و ارزشمند را براى پیامبر(ص) به هدیه آوردند، آن حضرت به اصحاب فرمود: «هر کس که دو رکعت نماز بخواند و در این دو رکعت به هیچ چیز از امور دنیا توجه نکند، این دو شتر را (به عنوان جایزه) به او مىبخشم».
هیچ کس از حاضران پاسخ مثبت نداد، جز على(ع) که فرمود: «من چنین نمازى مىخوانم». لذا پیامبر(ص) هر دو شتر را به آن حضرت عطا کرد. [14]
نماز على(ع) نمازى است که براى طمع بهشت و یا خوف از آتش دوزخ نبود، بلکه عرض مى کرد: «الهى ما عبدتک خوفا من عقابک، و لا طمعا فى ثوابک، ولکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک؛ خدایا تو را از خوف عذاب و طمع پاداشت، عبادت نمىکنم، بلکه تو را شایسته و سزاوار عبادت یافتهام و بر این اساس تو را عبادت مى کنم». [15]
مناجات و راز و نیازها و نمازهاى على(ع) در نیمههاى شب نیز فصل دیگرى از شدت علاقه آن حضرت را به نماز نشان مىدهد، تا آن جا که خود فرمود: «از آن زمانى که از رسول خدا(ص) شنیدم که نماز شب نور است، هرگز آن را ترک نکردم».
یکى از منافقان به نام «ابن کوا» که در آن جا حاضر بود، پرسید: حتى در لیله الهریر؟ (شب سخت زمستانى جنگ صفین که صدها نفر کشته شده بودند و هزارها نفر زخمى که از شدت درد ناله مىکردند و بسیار شب طاقت فرسایى بود) فرمود: حتى در لیله الهریر. [16]
عجیب این که در همین جنگ هنگام شدت درگیرى، على(ع) به نماز جماعت ایستاد، بعضى اعتراض کردند که چرا این وقت؟ فرمود: «ما براى نماز با دشمن مىجنگیم». [17]
3. حضرت زهرا (س) در محراب عبادتش آنقدر به نماز مىایستاد که پاهایش ورم مىکرد. نور آن حضرت هنگام نماز وعبادت، در ملکوت اعلى براى اهل آسمان مىدرخشید؛ چنان که ستارگان براى اهل زمین مى درخشند. [18]
4. نماز امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و علاقه آنها به نماز نیز شبیه پدرشان حضرت على(ع) بود. علامه امینى(ره) مىنویسد: براساس روایات، حضرت على(ع)و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) در شبانه روز هزار رکعت نماز مىخواندند. [19]
امام حسن(ع) هنگام نماز، زیباترین لباسهاى خود را مىپوشید، شخصى از علت آن پرسید، در پاسخ فرمود:
خداوند در قرآن مىفرماید: «خذوا زینتکم عند کل مسجد؛ زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید». [20]
از این رو دوست دارم تا زیباترین لباسم را بپوشم. [21]
آن حضرت هرگاه به سوى مسجد براى نماز حرکت مىکرد، وقتى به در مسجد مىرسید، سرش را به سوى آسمان بلند مىکرد و با خشوع مخصوص مىگفت: «الهى ضیفک ببابک...؛ خدایا مهمان تو به در خانهات آمده، اى نیکوبخش، گنهکارى به محضرت راه یافته، پس به لطف و کرمت از گناهانم بگذر، اى خداى بزرگوار». [22]
5. نماز امام حسین(ع) نیز همانند نماز پدر و جدش بود، در زیارت نامههاى متعدد آن حضرت که از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نقل شده این جمله آمده: «إشهد انک قد اقمت الصلاه؛ گواهى مىدهم که تو نماز را برپا ساختى». [23]
آن حضرت در ماجراى کربلا، در همه جا نماز را با جماعت خواند و چهره ملکوتى نماز و شکوه آن را در همه فراز و نشیبها به نمایش گذاشت. او در کربلا نزدیک شب عاشورا، حتى به خاطر نماز از دشمن مهلت خواست و به برادرش عباس (ع) فرمود: «اگر مى توانى که امروز اینان را از جنگ منصرف کنى، چنین کن، شاید امشب را در پیشگاه الهى به نماز بایستم، زیرا خدا مى داند که من نماز براى خدا و تلاوت قرآن را دوست دارم». شب عاشورا تا صبح با فرزندان و برادران و یارانش مشغول نماز و مناجات بود: «و لهم دوى کدوى النحل بین راکع و ساجد و قائم و قاعد؛ صداى زمزمه و ناله آنها همانند آواى بال زنبور عسل شنیده مىشد، بعضى در رکوع، برخى در سجده، جمعى در حال ایستاده و گروهى نشسته، عبادت مىکردند». همین سوز و گداز آنها چنان دشمن را تحت تإثیر قرار داد که سى و دو نفر از آنها همان شب به لشگر امام حسین(ع) پیوستند. [24]
از فاطمه (دختر امام حسین«ع)» نقل شده:حضرت زینب(س) شب عاشورا تا صبح به نماز و مناجات مشغول بود». نیز روایت شده است که امام حسین(ع) در روز عاشورا هنگام وداع با زینب(س) به او فرمود: «خواهرم! مرا در نماز شب فراموش نکن» حضرت زینب(س) حتى در شب شام غریبان نماز شب خواند. [25]
امام حسین(ع) هنگام درگیرى شدید روز عاشورا، با یاران اندکش نماز جماعت ظهر را اقامه نمود و به ابوثمامه صیداوى که آن حضرت را به یاد نماز انداخته بود فرمود: «خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد که نماز را یاد کردى، آرى وقت نماز فرا رسیده است». [26]
کوتاه سخن آن که اینها تربیت شده پیامبر(ص) و قرآن هستند که وقتى این آیه (132 طه) نازل شد: «وامر اهلک بالصلاه؛ اى پیامبر! خاندانت را به نماز فرمان بده» آن حضرت هر روز صبح (اول وقت نماز صبح) به در خانه على(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسین(ع) مىآمد و با نداى بلند خطاب به آنها مىفرمود: «سلامت و رحمت خدا بر شما باد» آنها جواب سلام مىدادند، پیامبر(ص) در این وقت با صداى بلند مىفرمود: «الصلاه الصلاه یرحمکم الله؛ نماز! نماز! خدا شما را رحمت کند». آن گاه آیه تطهیر (33 احزاب) را تلاوت مىفرمود. مطابق روایت دیگر، پیامبر(ص) نه ماه این برنامه را اجرا کرد. [27]
در آخرین سخن در این گفتار نظر شما را به دو ماجراى زیر جلب مىکنیم:
الف: فاطمه (یکى از دختران حضرت «على)» نزد جابر بن عبدالله انصارى رفت، و چنین گفت: «اى همنشین رسول خدا! ما بر گردن شما حقوقى داریم، یکى از حقوق ما این است که هر گاه شما یکى از افراد خانواده ما را دیدید که بر اثر عبادت و ریاضت در راه خدا، خود را به خطر انداخته، نزد او برو و دل سوزى کن و تذکر بده تا او خود را از خطر حفظ نماید، لذا این على بن الحسین(ع) (یادگار پدرش امام حسین«ع)» است که بر اثر نماز و عبادت بسیار، بینى اش زخم شده، پیشانیش پینه بسته و زانوها و کف دست هایش آسیب دیده، و بدنش بر اثر عبادت، نحیف و فرسوده گشته است».
جابر به خانه امام سجاد(ع) آمد و پس از کسب اجازه وارد خانه شد، او را در محراب نماز و عبادت دید، به طورى که عبادت بسیار، او را خسته و کوفته نموده بود. کنارش نشست و چنین عرض کرد: «اى فرزند رسول خدا! آیا نمىدانى که خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما آفریده و دوزخ را براى دشمنان شما؟ بنابراین چرا در نماز و عبادت، آنقدر خود را به رنج و زحمت مىاندازید؟»
امام سجاد(ع) به او فرمود: اى همنشین رسول خدا(ص) آیا نمىدانى که خداوند گناه گذشته و آینده جدم رسول خدا (ص) را آمرزیده، در عین حال آن حضرت آنقدر نماز خواند و عبادت کرد که پاهایش ورم نمود و ساق پاهایش باد کرد و شخصى به او گفت: با آن همه مقام چرا خود را آن همه رنج و زحمت مىاندازى؟ در پاسخ فرمود: «آیا بنده سپاس گزار خدا نباشم؟»
جابر عرض کرد: «اى پسر رسول خدا(ص)! جان عزیزت در خطر است، با این که شما از خانواده اى هستید که بلاها به خاطرآنها برطرف مىگردد و آسمان به سبب آنها پابرجاست».
امام سجاد(ع) فرمود: «اى جابر! من همواره راه پدرانم (پیامبر و على و...) را پیروى مىکنم و آنها را الگو قرار مىدهم تا به آنها بپیوندم». [28]
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 15 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:32
فهرست:
انرژی خورشیدی
روی این سیاره است. بیش ار 5000 سال قبل، مردم خورشید را پرستش میکردند. اولین پادشاه مصر، خدای خورشیدی، به نام را (Ra) بود. در بین النهرین، خدای خورشیدی به نام شاماش (Shamash)، خدای اعظم و برابر با عدالت بود. در یونان دو خدای خورشید به نامهای آپولو و هلیوس وجود داشت. تأثیر خورشید در سایر ادیان نیز نمایان است. زرتشتی، مذهب رومی، هندو، بودائی، کاهن (انگلیس)، آزتگ (مکزیک) و خیلی از قبایل بومی امریکا خورشید را پرستش میکردند.
امروزه ما میدانیم که خورشید نزدیکترین ستاره به سیاره زمین است. بدون خورشید، امکان ادامه زندگی بر روی این سیاره وجود ندارد. هر روز ما از انرژی خورشید به طرق مختلف استفاده میکنیم. زمانیکه لباسهای خیس را روی طناب آویزان میکنیم، گرمای خورشید باعث خشک شدن آنها میشود.
گیاهان برای تولید غذا از نور خورشید استفاده میکنند. سپس حیوانات، گیاهان را به عنوان غذا میخورند. و همانطوریکه در فصل 5 گفتیم ، تجزیه گیاهان در صدها میلیون سال قبل باعث تولید ذغال سنگ، نفت و گاز طبیعی گردید که امروزه ما از آنها استفاده میکنیم . بنابراین،

این طرح توجیهی در رابطه با تولید پلاستوفوم می باشد که بر اساس آخرین تغییرات توسط کارشناسان متخصص با دقت نگارش
و جمع آوری شده است
این فایل برای کارآفرینان در زمینه تولید پلاستوفوم مناسب می باشد.
این طرح توجیهی شامل :
مقدمه و خلاصه ای از طرح
فهرست مطالب
جداول و محاسبات مربوطه
موضوع و معرفی طرح
هزینه تجهیزات
ظرفیت
سرمایه گذاری کل
سهم آورده متقاضی
سهم تسهیلات
دوره بازگشت سرمایه
اشتغال زایی
فضای مورد نیاز
تعداد و هزینه نیروی انسانی
استانداردهای مربوطه
بازارهای داخلی و خارجی
توجیه فنی و اقتصادی طرح
عرضه کنندگان و ...
مناسب برای :
- اخذ وام بانکی از بانک ها و موسسات مالی اعتباری
- گرفتن وام قرض الحسنه خود اشتغالی از صندوق مهر امام رضا
- ارائه طرح به منظور استفاده از تسهیلات بنگاه های زود بازده
- گرفتن مجوز های لازم از سازمان های دولتی و وزارت تعاون
- ایجاد کسب و کار مناسب با درآمد بالا و کارآفرینی
- مناسب جهت اجرای طرح کارآفرینی و ارائه دانشجویی
این طرح توجیهی (مطالعه امکان سنجی، طرح کسب و کار، طرح تجاری یا BP) در قالب pdf و در حجم 60 صفحه به
همراه جداول و کلیه محاسبات مربوطه در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

لینک پردتحقیق در مورد خاطرات رضوانه میرزا دباغاخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 7
خاطرات رضوانه میرزا دباغ
وجود مادرم مرا آرام می کرد
بازجوی من شخصی به نام منوچهری بود که همواره به من شوک الکتریکی میداد. یادآوری صحنههای شکنجه مادرم برایم بسیار سخت و دردآور است. به خاطر دارم که مادرم را سرپا نگه داشته بودند و
اجازه نمیدادند لحظهای بنشیند و یا به او بیخوابی میدادند که گاهی48 ساعت و بیشتر طول میکشید.درآغازین سالیان نوجوانی با مکتب فکری و مبارزاتی مادر آشنا شد و دل در گرو آن نهاد، و آنگاه که در چنگ بدترین مردمان زمانه گرفتار آمد و پذیرای دردناکترین شکنجهها شد، بهگونهای که تا امروز نیز بهای آن را با دست و پنجه نرم کردن با بیماریهای گوناگون میپردازد. خانم رضوانه میرزا دباغ با واحد فرهنگی و انتشاراتی موزه عبرت ایران به گفت و گو نشسته و نتیجه آن در کتاب«آن روزهای نامهربان» از سوی آن موزه به تاریخپژوهان عرضه شده است.
چهارده سال بیشتر نداشتم و در دبیرستان رفاه تحصیل میکردم. مادرم نه تنها به عنوان یک مادر، بلکه خطدهنده زندگی من بود و جهت را برای من مشخص کرده بود. همه چیز الهی بود و این لطف خدا بود و همراه بودن پدر و مادرم، راه نورانیای را برای من ترسیم کرده بود. سمت و سوی فعالیتهای ما در مسائل فرهنگی و سیاسی و الهی بود و من همواره در جلساتی که مادرم داشت، شرکت میجستم و جان تشنه خود را از کلام او سیراب میکردم. مادرم مرا در مدرسهای ثبت نام کرده بود که عزیزانی نظیر آیتالله شهید بهشتی و محمدعلی رجایی از گردانندگان اصلی آن بودند و فرزندان خود آنان نیز در همان جا فعالیت میکردند. وقتی فعالیتها و زحمات مادرم را میدیدم، بر آن می شدم تا من هم کاری بکنم.
با یکی از دوستان به نام خانم حداد عادل(1)بر آن شدیم که حرکتی را آغاز کنیم. شبانه رادیو را روشن میکردم و از رادیو عراق اعلامیهها و به پیامهای حضرت امام خمینی گوش میدادم و بهدقت مینوشتم و چون دستگاه تکثیر نداشتیم، با استفاده از کاربن اعلامیهها را رونویسی میکردم و صبح به مدرسه میبردم و قبل از اینکه بچهها به مدرسه بیایند، با کمک دوستم، خانم حداد عادل، آنها را داخل میز بچهها میگذاشتیم. زمانی که مامورین ساواک وحشیانه به منزل ما ریختند و مسائل ما برایشان رو شد، مرا دستگیر کردند. ابتدا زیر بار نرفتم و همه چیز را انکار کردم. خداوند لطف کرده بود و من با هر دو دست، قدرت نوشتن داشتم. ساواک بر آن شد تا نمونههای خطم را چک کند و متوجه شد که نوشتن اعلامیهها کار من بوده است. در آن زمان من تازه عقد کرده بودم و وسایلی خریده بودیم که همه را داخل چمدانی گذاشته بودم. به خیال خودم اعلامیهها را لابلای آن اجناس پنهان کردم که ساواک به آن دست پیدا نکند، اما ساواکیها همه جا را به هم ریختند و اشیائی را که داخل چمدان بود، از جمله طلا و وسایل عروس را با خود بردند و پارچههایی را که تا شده بود، به طول پارچه با سیگار در مقابل چشمانم سوزاندند. آنها سیگار را داخل پارچهها فشار میدادند و میسوزاندند. بالاخره هم به مدارک پنهان شده رسیدند. پدرم از آنان خواست که او را به جای من ببرند و با ناراحتی میگفت او بچه است مرا ببرید. آنها هم در پاسخ گفتند شما خیالت راحت باشد و پیش بچههایت بمان.
چشمانم را بستند. وقتی داخل کوچه شدم از زیر چشمبند، دو دستگاه اتومبیل را دیدم. به خیال خودم لباس پوشیدهای در زیر چادر به تن کرده بودم که اگر در ساواک چادرم را کشیدند،