دانلود مقاله ایران در حاشیه توسعه نایافتگی و پاسخ های ایرانی

 

 

 

از لابه لای این همه قیل و قال تاریخی، آن چه اهمیت فراوان دارد و نمی توان از ذکر آن پرهیز کرد، نقشی است که اسلاف لایه هایی از روشنفکران ایران (به تعبیر خودشان روشنفکران دینی) در شکست مشروطه و ابتر ماندن فرآیند توسعه و مدرنیزاسیون در ایران ایفا کردند. به باور من اهمیت این انسان های دوزیست در سترون کردن جنبش های تحول خواه و نوجوی وطنی، به مراتب از مهندسان مسلمان جوانی که نیکفر تصویر کرده است، بیشتر است ...
اخبار روز: http://www.iran-chabar.de/
سه‌شنبه ۴ بهمن ۱٣٨۴ - ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶

 

در مفهوم توسعه
در انگاره ی سیستم ها، فرآیند توسعه با تفکیک و تمایز زیرسیستم ها و نیز خودبسندگی در آن ها تعریف و مشخص می شود. به عبارت دیگر، توسعه فرآیندی است که چنانچه در تقدیر تاریخی جامعه ای بگنجد، می تواند به تفکیک و تمایز پهنه های مختلف جامعه (هم چون پهنه ی قدرت، فرهنگ، هنر، ورزش، اقتصاد، دین، دانش، ... و دست آخر پهنه ی زندگی فردی) و نیز استقلال آن ها بینجامد. در این چشم انداز، توسعه مفهومی مثبت و مدرن است که از طریق تولید و انباشت اطلاعات (عقلانیت تکنولوژیک و عقلانیت دمکراتیک) عمل می کند و می تواند از طریق تحول در سیستم (ارگانیزه شدن، خودبسندگی و مینیاتوریزه شدن)، به پیشرفت و کارآمدتر شدن آن کمک کند.
برخی توسعه را به درون زا و برون زا تقسیم کرده اند و به نظر، منظورشان این است که در توسعه ی درون زا فرآیند توسعه در و از درون خود جامعه شروع می شود، و چنان چه غیر از این باشد، توسعه برون زا خواهد بود. در تکمیل این ادعا به مدل هایی هم چون کره ی جنوبی، تایوان و هنگ کنگ به عنوان نمونه هایی از فرآیند توسعه ی برون زا و به مدل هایی چون امریکا، انگلیس و هند به عنوان نمونه هایی از توسعه ی درون زا اشاره می شود.
اما در عین حال می توانیم توسعه را به توسعه ی فعال یا پیشرو و توسعه ی غیر فعال یا پس رو نیز تقسیم کنیم. در این ترمینولوژی، منظورمان از توسعه ی پیشرو آن است که فرآیند توسعه بدون وجود یک، یا چند "دیگری" توسعه یافته (الگو) در حال تجربه است، در حالی که در توسعه ی پس رو، یک یا چند دیگری توسعه یافته وجود دارد. مدل هایی چون امریکا و اروپا نمونه های از توسعه ی پیش رو هستند و مدل هایی چون کره ی جنوبی و هند نمونه های از توسعه ی پس رو.
با این دو تعریف و به کمک انگاره ی سیستم ها، فرآیندهای توسعه را در پهنه های مختلف می توان به ۴ دسته ی متمایز تقسیم و تفکیک کرد:
۱- فرآیندهای توسعه ی درون زا و پیش رو.
۲- فرآیندهای توسعه ی درون زا و پس رو.
۳- فرآیندهای توسعه ی برون زا و پیش رو.
۴- فرآیندهای توسعه ی برون زا و پس رو.
از این منظر به باور من، کشورهای (سیستم ها) مختلف در پهنه ها (زیرسیستم ها) ی مختلف از مدل های توسعه ای متفاوتی ممکن است برخوردار باشند. برای مثال و به طور مشخص پهنه ی ورزش ? به ویژه فوتبال- در کشورهای در حال توسعه یا توسعه نایافته - و حتی بسیار فقیر ? ممکن است از شرایط بسیار متفاوتی نسبت به دیگر پهنه ها برخوردار باشد، که یکی از دلایل آن به احتمال، می تواند امکان بیشتر و آسان تر اعمال استاندارهای جهانی بر این پهنه ها باشد. در مقایسه با زیر سیستم ورزش، زیر سیستم های دیگر، به علت نبود استانداردهای جهانی (زیر سیستم دین و زیر سیستم آموزش و پرورش)، یا کمبود این استانداردها (زیر سیستم قدرت)، یا وجود مشکلات فراوان برای اعمال آن ها (زیر سیستم حقوق و زیر سیستم قدرت) از توسعه کمتری برخورداند(۱).

توسعه در ایران
به باور من، روند مدرنیزاسیون و فرآیندهای توسعه ای که ایران تا کنون در پهنه های مختلف تجربه کرده است، با وجود قیل و قال ها خسته کننده و حتی خودستایی های تهوع آوری که برخی ملی گراها و سنتی ها در پی آنند، توسعه ای برون زا و پس رو بوده است. به عبارت دیگر، ایران در فرآیند توسعه جهانی، کشوری حاشیه ای به حساب می آید، از این رو، مدرنیزاسیون و توسعه، در پهنه های مختلف، همواره به طور مستقیم یا غیر مستقیم در سایه و پیرو گفتمان های مسلط مرکز شکل گرفته است. این گزاره هم در مورد جریان های چپ و لیبرال ایرانی صادق است، که به طور مستقیم اما با تاخیری قابل درک انعکاس گفتمان غالب مرکز بوده اند، و هم در مورد جریان های مذهبی و ملی گرا، که واکنشی انفعالی بوده اند به آن چه در مرکز می گذرد و از این نظر باید آن ها را انعکاس غیر مستقیم گفتمان مرکز به حساب آورد. از این رو، اگر بخواهیم شروع مدرنیزاسیون و توسعه را در ایران به لحاظ تاریخی رصد کنیم، لاجرم باید از زمانی بیاغازیم که من ایرانی نطفه بست و کم کم به خودآگاهی رسید و توانست برای خودش دیگری ای را تعریف کند. به عبارت دیگر، ما وقتی توانستیم به عنوان یک ایرانی خودمان را تعریف کنیم، که احساس کردیم دیگری ای وجود دارد، دیگری هم چون روس، عثمانی، انگلیس، آلمان، امریکا و ..
چنین اتفاقی در واقع زمانی افتاد که رشد رسانه ها به واسطه ی توسعه ی جهانی به حدی رسید که بتواند تصویر دیگری را برای جمعیت قابل ملاحظه ای از ایرانیان قابل تصور کند. بنابر این می توان به گسترش آموزش، گسترش راههای ارتباطی، گسترش ارتباط با کشورهای دیگر برای تجارت، کار، تحصیل و سیاحت، گسترش رسانه ها جمعی و ... اشاره کرد.
به نظر می رسد تاریخ ایران با ورود اسلام به ایران از متن و مرکز جهان به حاشیه ی منتقل شد (ایران در حاشیه ی جهان اسلام) و نیز به نظر می رسد این تقدیر تیره با شروع تجربه مدرنیته در غرب تیره تر شد و ایران در آینه ی دیگری قدرتمند تازه ای به عنوان یک کشور حاشیه ای تثبیت شد. به باور من تحلیل راه هایی که ایران پس از ورد اسلام به ایران پیمود، راه هایی که با ورود جهان به مدرنیته در ایران تجربه شد و راه هایی که ایران می بایست در آینده طی کند و به ناچار طی نیز خواهد کرد، همه و همه در گرو درک دقیق و شفاف این موقعیت حاشیه ای است. موقعیتی که روانشناسی ویژه ای نیز برای ایرانیان رقم زدهاست. ترکیبی دردناک از احساس حقارت و گرایشات نارسیستیک که اوج آن را در بنیادگراها و ناسیونالیست های وطنی می توان دید.
این که ما چه بوده ایم؟ و چرا؟ یا این که دیگری ما که بود ؟ و چرا؟ تقدیر ما - به مفهوم عمیق کلمه ? است! اگر منظورمان از این سوال ها این باشد که چه عواملی یا دلایلی در این سرنوشت دخالت داشته اند و چگونه؟ البته همیشه امکان گفت و گو وجود دارد و این گفت و گوها نتایج میمونی هم در برخواهد داشت. اما اگر منظورمان این باشد که چه کسی مقصر است؟ به بی راهه رفته ایم، هرچند، ممکن است این سوال ها به بگو مگوهای بسیاری بینجامد.

آسیب شناسی توسعه در ایران
به باور من کلید توسعه زمانی در کشور ما زده شد که ایرانی ها توانستند خود را با چندین دیگری توسعه یافته تعریف کنند. به همین دلیل ساده موانع توسعه در ایران هم عام بوده است و هم خاص. موانع عام توسعه، همان موانعی هستند که هر فرآیند توسعه ای به ناچار با آن ها روبه رو خواهد شد، مثل تقابل نهادهای سنتی و مدرن یا تقابل نسل ها. اما موانع خاص توسعه، موانعی هستند که برحسب شرایط ممکن است بر یک فرآیند توسعه عارض شوند، مثل بحران هویت، غرب گرایی یا غرب ستیزی، که ویژه ی جامعه هایی است که توسعه را به صورت پس رو تجربه می کنند.
در آسیب شناسی توسعه نایافتگی در جوامعی مثل ایران به چند نکته ی کلیدی باید اشاره داشت:
یکم: در آسیب شناسی توسعه نایافتگی، انگشت اتهام می تواند از بالا تا پایین هرم اجتماعی (یا هرم دانش که معادل آن است) حرکت کند. زیرا در این چشم انداز، هم در برش های بالایی هرم (تولید کنندگان اطلاعات) ، هم در برش های میانی (تبدیل کنندگان اطلاعات به کالا) و هم در برش های پایینی آن ( مصرف کنندگان کالا) مشکلات جدی متعددی قابل ردیابی و وارسی است، هرچند که سهم لایه های فوقانی هرم اجتماعی در کشوری مثل ایران که همواره توسعه را به اکراه و از سرناچاری و گونه ی پس روانه تجربه کرده است، بسیار بیشتر به نظر می رسد. به عنوان مثال می توان به جنبش مشروطه اشاره کرد، جنبشی که برای برپایی عدالت خانه، برچیدن نابرابری ها و ممتازیت ها شروع شد و با مجاهدت های بسیاری همراه بود، و جان ها ی پاک و بی قرار بسیاری را به قربانی برد، اما سرانجام همه چیز با گنجاندن اصل دوم در متمم قانون اساسی که موسوم به اصل تراز بود، به باد رفت و ممتازیت ها و نابرابری ها از دری دیگر وارد شدند و ملی شدن قانون را ابتر و بی نتیجه کردند(۲). و فراموش نباید کرد که این خطای شناخت شناسانه خبرگان مشروطه بود! همچنین می توان به جنبش ملی کردن صنعت نفت اشاره کرد که در اساس پدیده ای ملی و افتخارآفرین بود و می توانست به عنوان فرصت و اهرمی برای توسعه بکار رود، در حالی با که ندانم کاری خبرگان ملت به تهدیدی آشکار برای توسعه تبدیل شد. زیرا رویای شیرین ملی کردن صنعت نفت به کابوس تلخ دولتی شدن صنعت نفت انجامید و به این ترتیب یکی موانع مهم توسعه در ایران رقم خورد. و نیز به عنوان مثال دیگر، می توان به انقلاب بهمن ۵۷ اشاره کرد که با طراحی یک قانون اساسی ناپخته و عجیب توسط نخبگان انقلاب رویاهای این مردم بر باد رفت(۳)!
دوم: نقد دیگری که در آسیب شناسی توسعه در ایران وارد است، زیر عنوان توسعه نامتوازن قابل طرح است. در این رویکرد نیز سهم برش های بالایی هرم اجتماعی به مراتب بیشتر از دیگران است. برای مثال روشن فکران ما در پهنه ی سکس و گفتمان سکسوالیته به شدت محافظه کارند و تلاش می کنند که تا آن جا که ممکن است از این پهنه نگذرند، یا اگر گذشتند پاک دامن بگذرند. این در حالی است که از یک طرف سکسولایزم (در کنار اومانیزم و سکولاریزم) یکی از ارکان مهم مدرنیته است و از طرف دیگر یکی از اصلی ترین خاک ریزهای سنت در این پهنه برپا شده است و این پهنه قربان گاه جان های بسیاری است. به نظر می رسد هرگاه چالش و جدال سنت و مدرنیته به لحظه های حساس و سرنوشت ساز خود نزدیک می شود، سنت گراها و کهنه خوها به درایت و تجربه دریافته اند که باید نبرد را به سنگر آخر که مزیت نسبی فراوانی برای آن ها دارد بکشانند. ادبیات روشنفکری ما سرشار از ایما و اشاره در نقد استبداد سیاسی است در حالی که استبداد اجتماعی، فرهنگی و دینی اکثریت و نیز استبداد درون که بازتاب درونی شده ی استبدادهای بیرونی است به حال خود رها شده اند. از همین روست که درمذهب، اخلاق، عرفان و ادبیات ما خودفرمانفرمایی به شدت مورد نکوهش قرار می گیرد و به این ترتیب آدمیان برای قرار گرفتن در چمبره ی استبداد بیرون، آماده و پروار می شوند. به عبارت دیگر آنچه در بیرون می گذرد ادامه ی همان چیزی است که در درون آدمیان می گذرد.
بسیاری از روشن فکران ما انگار روشن فکری را فقط در در افتادن با نظام حاکم معادل می دانند و این گرایش آن چنان قوی و شدید بوده است که حتی در جدال نظام به نسبت مترقی حاکم با جریان های سنتی و ماقبل مدرن به سمت دفاع از جریان های ماقبل مدرن گرایش داشتند. بررسی ادبیات داستانی ایران در دهه های گذشته و نیز عملکرد روشن فکران در انقلاب بهمن ۵۷ به روشنی این ادعا را تایید می کند(۴).
درک مدرنیته در قاموس بنیان گذاران بنام آن در غرب (مارکس، فروید، داروین، نیچه و اینشتین) به روشنی نشان می دهد که هیچ یک در پهنه ی قدرت و سیاست فعال نبوده اند، بلکه همه تلاششان رهایی آدمیان از چنگ استبدادهای درون و استبدادهای اجتماعی، فرهنگی و دینی اکثریت است. به تعبیر دقیق کلمه، توسعه در پهنه ی قدرت و توزیع آزادی برای کشورهایی که توسعه را درون زا و پیش رو تجربه کرده اند، همواره به گونه ای پس روانه و به دنبال انباشت کافی "سرمایه های اجتماعی" تجربه شده است.
سوم: به نظر می رسد، به دلایل روشن تاریخی که از عوامل گریزناپذیر جامعه شناختی تغذیه می شوند، جامعه های مثل ایران که از بضایت و امکانات لازم برای توسعه ی درون زا و پیش رو بی بهره اند، یعنی سرمایه اجتماعی و فرهنگی لازم برای چنین تحولاتی را ندارند، چنانچه بخواهند - که به اجبار می خواهند ? توسعه را تجربه کنند، لابد باید از مدل های توسعه برون زا پیروی کنند و مشکل هم به طور دقیق همین جاست. زیرا برش های بالایی هرم دانش، که از توان لازم برای تولید اطلاعات محروم و بی بهره است، حاضر نیست به این بی بهره گی و ناکارآمدی اعتراف کند و آن را و "دیگری" خود را شجاعانه بپذیرد. این اندیشمندان، که بیشتر کسانی را شامل می شود که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از منابع سنتی تغذیه می شوند و از احساس حقارتی عمیق رنج می برند(۵) به صورت جبرانی و تدافعی به گفت و گوهای فرسایشی و طولانی در برابر دیگری خود- که تولید کنندگان اطلاعات در کشورهای توسعه یافته اند - دست می زنند و هم چون سد محکمی در برابر اندیشمندانی صف آرایی می کنند که این حقیقت تاریخی را کشف و متواضعانه، واقع بینانه، هوشیارانه و بزرگوارانه به آن اعتراف داشته اند. این گفت و گوهای انتهاری به شهادت تاریخ بسیار پرهزینه و بی حاصل بوده است، هرچند برای تعمید خود از واژه هایی بسیار صمیمی اما پوچ، چون بازگشت به خویش، احیاگری، اصلاح گری، نواندیشی، بومی گرایی، ملی گرایی و ... گشاده دستانه استفاده برده است.
به طور معمول، همواره برش های زیرین هرم اجتماعی در ابتدای کار با این جریان هم سو و هم دل بوده است، اما خیلی زود از این گفت و گوهای بی حاصل و عصبیت های قومی خسته شده و به متقاضیان گریبان چاک محصولات مدرن تبدیل می شود. کافی است سری به بازارهای ایران و سوپرمارکت های فرهنگی و هنری بزنید، تا مبهوت شوید! به ویژه، اگر بتوانید این اقبال خیره کننده را با توصیه ها فرهنگی و نسخه های تاریخی جریان مخالف مقایسه کنید، آن گاه می توانید دریابید عمق کینه ی جریان های سنتی از فرآیندهای توسعه و مدرنیزاسیون تا کجاست. آن چه به واقع و در عمل توانسته است این مقاومت مازوخیستی در برابر توسعه را بشکند و جریان های سنتی، گذشته گرا و کهنه خو را به ناچار و به گونه ی انفعالی و پس روانه به سمت توسعه و آشتی ریاکارانه با محصولات مدرن بکشاند، همین اقبال خرد کننده ی برش های زیرین اجتماعی است که عرصه را برای اندیشمندان کهنه خو و تنگ نظر، تنگ کرده و ادامه چانه زنی را برایشان غیرممکن ساخته است. به نظر می رسد این پذیرش، باکمال تاسف از سر اکراه، ریاکارانه و انفعالی است و از همین جاست که راز یکصد سال در جازنی و ایستایی خواست ها، شعارها و رویاهای مردم ایران قابل درک می شود.
واقعیت آن است که جدال بین نو و کهنه - به طور عام - یکی از جدال های عمیق و همیشه زنده ی اجتماعی است، از این منظر جامعه های مختلف روی طیفی قرار می گیرند که در یک سویه، نیم عمر اطلاعات به شدت بالاست (به علت انفجار اطلاعات، که نیم عمر اطلاعات را به کسری از ثانیه تبدیل کرده است) و در دیگر سو، نیم عمر اطلاعات بسیار پایین است. به جامعه هایی که در سویه ای از این طیف قرار دارند که نیم عمر اطلاعات بالاست، یعنی غلبه با کهنگی و کهنه خویی است می توان جامعه های سنتی گفت و به صورت وارونه، به جامعه هایی که در دیگر سوی قرار دارند و در آن ها غلبه با تازه گی و نوجویی است، می توان جامعه های مدرن گفت(۶). به طور خاص از وقتی که جدال بین نو و کهنه در اروپا و با ظهور اندیشه ها و فلسفه های تازه به فرآیند صنعتی شدن انجامید، جدال سنت و مدرنیته کلید خورد. با فرآیند صنعتی شدن و تولید انبوه، انگاره ی پیشرفت قوت گرفت، امکان سهیم شدن بیش تر و گسترده تر لایه های زیرین اجتماع از تحولات مدرن فراهم آمد و به این ترتیب انرژی لازم برای ادامه ی این فرآیند و امیدواری به آینده روز به روز بیشتر و بیشتر شد. جدال بین نو و کهنه اما برای ما که در حاشیه قرار داریم و توسعه ای انفعالی و تبعی را دنبال می کنیم، به عبارت دقیق کلمه قوز بالا قوز است! یعنی ما برای نوشدن هم باید بهای مقاومت کهنه را بپردازیم هم بهای مقابله با احساس حقارت ناشی از حضور دیگری را. به عبارت دیگر سنت گرایی در جامعه هایی چون ما این فرصت را پیدا می کند که در خاک ریزهای متعدد و خطوط چند لایه، در برابر جریان های نو و مدرن صف آرایی کند، که عدم توجه به آن می تواند رصدهای تاریخی و اندیشگی ما را آشفته و کم مایه سازد.
اولین خاک ریز همان چالش نو و کهنه است و این که آدمیان میان مایه و نیز کسانی که از وضعیت موجود سود می برند، میل به سکون و سکوت دارند و از پرداختن هزینه های لازم برای ماجراجویی و تحول بیمناکند. دومین خاک ریز می تواند این باشد که این میل خود را با پوشش های قدسی بیاراید و به این ترتیب امکان چون چرا کردن در مورد خود را پر هزینه تر کند. این خاک ریزها به صورت کم و زیاد در تمامی جامعه های انسانی قابل مشاهده اند، در حالی که در جامعه های حاشیه ای، یعنی جامعه هایی که مدرنیته یا توسعه را به صورت تبعی و انفعالی تجربه می کنند، جبهه ی سنت از خاک ریزهای ستبر دیگری نیز بهره می برد که آن را می توان در عنوان کلی "دیگرستیزی" نشان داد. دیگرستیزان به واسطه ی بودن در حاشیه، از احساس حقارتی عمیق رنج می برند و به همین دلیل نه تنها به دیگرستیزی می رسند، بلکه به جهت عمق کینه و حقارتی که تجربه می کنند به غرب ستیزی، نوستیزی و حتی علم ستیزی نیز ممکن است کشیده شوند.
از این رو به باور من، مساله ارتجاع در ایران جدی تر از آن است که بتوانیم همچون محمد رضا نیکفر جریان های کهنه خو و سرگردان در دوگانه ی بنیادگرایی ? آنارشیسم را به صرف استفاده از تکنیک ها و ابزارهای مدرن، مدرن تلقی کنیم(۷). اینکه جریان های اسلام گرای معطوف به قدرت را به واسطه ی تلاششان برای مسلح شدن به تسلیحات اتمی و در خدمت گرفتن سلاح های کشتار جمعی مدرن بنامیم، همان قدر غیر قابل فهم است که بخواهیم آیت الله ها را به واسطه ی استفاده از ماشین حساب و کامپیوتر در حساب رسی به وجوهات دریافتی شان، یا جریان طالبان در افغانستان را به خاطر استفاده از ماشین های کولردار مدل روز، مدرن تلقی کنیم. لابد همین تلقی است که برخی از سیاست گزاران حوزه ی علمیه ی قم را تشویق کرده است تا محیط های آموزشی و درسی طلبه ها را که هنوز در چمبره ی گزاره های ارسطویی و افلاطونی گرفتارند، لبریز از سخت افزارها و نرم افزارهای رنگارنگ مد روز کنند و رویاهای پر طمطراقی هم چون "جنبش نرم افزاری" را بپزند.

 


موانع توسعه و نقش اسلام گراها
نه تنها با مدرن تلقی کردن سویه ی راست مذهبی، مشکل تحلیل فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جوامعی مثل جامعه ی ایران حل نخواهد شد، بلکه به طور وارونه، اگر بتوانیم از بالماسکه ی زبانی ای که سویه ی چپ مذهبی به راه انداخته است در گذریم و آن ها را هم مثل نیایشان سنتی و ماقبل مدرن به حساب آوریم، آن وقت می توانیم به راز درجازنی ایرانیان در شعارها و خواست هایشان پی ببریم. به باور من مذهبی ها هر خوانشی که از مذهب داشته باشند بدیل یکدیگر نیستند، بلکه ادامه ی یکدیگرند، به عبارت دیگر مذهبی ها مثل جعبه ابزاریند که متناسب با شرایط، چینش و ترکیب خاصی را به میدان می فرستند. این تاکتیک که به صورت ناخودآگاه و گاهی نیز خودآگاه دنبال می شود، با ردیابی بازی های آن ها در قرن گذشته در کشور و سنت دینی ای که متعلق به ماست و نیز در در دیگر کشورها و سنت ها، به خوبی قابل مطالعه و درک است.
با ورود هر جبهه ی تازه ای از مدرنیته، اسلام گراها جاروجنجال به پا می کنند. با این تفاوت که اول منتها علیه سمت راست پا به میدان می گذارد و دست آخر منتها علیه سمت چپ. ماقبل مدرنترین جریان ها معرکه گیری را با این شعار می آغازند که: این محصولات با اسلام ناسازگار است. این چیزها دین، ناموس و همه ی داشته های ما را به باد خواهد داد. ما به این چیزها احتیاج نداریم. اسلام دین کاملی است و هیچ کمبودی ندارد و...
اگر این تاکتیک موثر باشد که به طور معمول نیست (زیرا تاریخ به جلو می رود و زمان از حرکت باز نمی ایستد)، آن هنگام آرام آرام و گام به گام نیروهای کمتر ماقبل مدرن به معرکه می رسند و همان حرف ها را، البته با ادبیاتی دیگر سرمی دهند: اسلام دین کاملی است. این چیزها در اسلام بوده است و فقط مسلمان ها کوتاهی کرده اند و به آن ها توجه نکرده اند و ...

 

راز این که این جریان ها دوسوی یک طیفند و دغدغه ی مشترکی دارند و همچون دو لبه ی یک انبر عمل می کنند، به خوبی از فحوای کلام آن ها پیداست. تفاوت خیلی اندک است. سرتا سر این طیف به صورت پیشینی ایمان دارد که اسلام کامل است، ناچار هر چه خطا و ناصواب به نظر برسد، نباید در اسلام باشد و باید از تاریخ و متن خارج شود. تفاوت برش های مختلف این طیف در داشته های دیگر آن هاست. برای مثال اگر فقیهی پیدا شود که به دانش روانشناسی هم چنان که روانشناسان می اندیشند و باور دارند، آشنا شود، خیلی راحت می توان انتظار داشت که خوانش این فقیه از دین به گونه ای باشد که قصاص و اعدام را برنتابد. روشن است مشکل دین داری نیست، مشکل بی دانشی و فقر اندیشه است، اما واقعیت آن است که دیندارها، به ویژه، در تارک هرم اجتماعی، زمینه ها و انگاره های لازم برای نهادینه کردن این بی دانشی را فراهم می آورند. به طور اخص مشکل کسانی اند که قادر نیستند به درک چرایی و چگونگی گسست سنت از مدرنیته پی ببرند. زیرا به نظر می رسد در جوامعی که توسعه را به صورت برون زا و پس رو تجربه می کنند به ناچار بین سنت و مدرنیته گسست حاکم است. این ناتوانی در کنار رویای شیرین کودکی و ایمان پیشینی ای که مذهبی ها دارند، مذهبی ها را در بازی با کلمات و مونتاژ تاریخ چیره دست و ورزیده ساخته است، به گونه ای که خیلی راحت می توانند هر پدیده ای را ضد دین و یا عین دین تلقی کنند. مذهبی ها کافی است پدیده ای را خوب و صواب بداند، در آن صورت آن چیز به طور خودکار دینی خواهد بود، و به طور وارونه، چنانچه چیزی را ناصواب تشخیص دهند، آن پدیده به طور خودکار غیردینی تلقی خواهد شد(۸). در این صورت تنها یک مشکل کوچک وجود دارد! چه میزان زمان باید صرف شود، چه جان های پاکی باید قربانی شوند و چه هزینه هایی باید پرداخته شود تا مذهبی درک کنند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد؟!
تازه اگر از این گردنه بتوانیم عبور کنیم در آن صورت با این ادعای اسلام گراهای نو و کهنه چه باید بکنیم که - با اشاره به برخی از آیات قرآن که مسلمانان را به جمع آوری نیرو و دستیابی به قدرت فراخوانده است - تلاش دارند اسلام را در اساس پدیده ای مدرن به حساب بیاورند!
اگر کسی در دام چاله های زبانی گرفتار شده باشد یا به خطا کردن در بازی های زبانی خو کرده باشد، خیلی راحت می تواند ادعا کند که بله، به واقع هم الگوی اسلام نسبت به الگوهای پیش از خود مدرن بوده است! اما روشن است که منظور ما از مدرن، آن چیزی نیست که از واژه ی مدرن به مدد فقه لغت و گرایشات ذات گرایانه استنباط می شود، بلکه منظور، تعریفی است که به صورت قراردادی و البته با نیم نگاهی به تاریخ شکل گرفته است. تاریخی که در پهنه ی اقتصاد با مارکس، در پهنه ی زیست شناسی با داروین، در پهنه ی روانشناسی با فروید، در پهنه ی فیزیک با انیشتین و در پهنه ی فلسفه با نیچه شروع شده است. با چنین تلقی از مدرن، روشن است که اسلام گراها را- به واسطه ی سابقه ی طولانی مخالفتی که با تک تک این قله های مرتفع دانش بشری داشته اند ? نمی توان با هیچ چسبی به تاریخ مدرن وصله کرد.
در این تلقی سنتی کسی است که در جدال نو و کهنه دل در گرو کهنگی نهاده است و حاضر است با چنگ و دندان از مرده ریک های سنت محافظت کند. مهم نیست از چه ابزاری استفاده می کند، مهم نیست به چه سطحی از عقلانیت ابزاری رسیده است. مهم آن است که آرمان و رویای سنتی ها در گذشته قرار دارد و آن ها حاضرند برای بازگشت به گذشته ی رمانتیک خود حتی به جنگ دانش بروند.

 

و نباید فراموش کرد که درک این که محصولات مدرن کدام یک ابزار هستند و کدام یک غیرابزار، در جوامع غیر مدرن بسیار سخت و پرهزینه است و به همین لحاظ اگر در جامعه ای پذیرش ابزارهای تازه پرهزینه و دیرهنگام باشد، می توان آن جوامع را سنتی تلقی کرد. و نباید فراموش کرد که استقبال از کلیه ابزارهای مدرنی که در جوامع سنتی جا افتاده اند، در ابتدای ورودشان به بازار بسیار اندک و ناامید کننده بوده است، همچنان که امروز نیز استقبال از ابزارهای تازه ای هم چون کلونیگ، دمکراسی، حقوق بشر و ... در جوامع سنتی و ذهن های کهنه خو بسیار اندک و ناامید کننده است(۹).
مثل همیشه مخالفین مدرنیسم و ابزارهای تازه، در سنگر نخست، اگر بتوانند تلاش می کنند که شان ابزاری ابزار های تازه را به چالش بکشند. یعنی تلاش می کنند که بگویند: اشتباه نکنید، اینها تنها ابزار نیستند، بلکه در واقع نوعی ایدیولوژی و جهان بینی نیز هستند(۱۰). پس این محصولات جدید برای جامعه ی ما خطرناکند، زیرا با ایدیولوژی و جهان بینی ما تعارض دارند. در سنگر بعدی مخالفین محصولات تازه ادعا خواهند کرد که در اساس پذیرش این محصولات تازه با دین، اخلاق و آرمان های انسانی منافات دارد. وقتی با وجود مخالفت کهنه خوها تاریخ به جلو حرکت کرد و محصولات تازه مزیت نسبی خود را در سوپرمارکت اجتماع در مقایسه با محصولات قدیمی به رخ کشید و تقاضای برای کالاهای جدید رو به فزونی گرفت، نسل دیگری از لشکر کهنه خوها پا به میدان می گذارد و سنگر تازه ای برپا می گردد. این نسل هر آرمانی که داشته باشد پیشوند یا پسوند نواندیش را با خود یدک می کشد، تنها به این دلیل ساده که تلاش دارد اتفاقی را که افتاده (مدرنیته) به نوعی توجیه کند. اینها این گونه استدلال می کنند که: نسل پیشین اشتباه می کرد، می توان از دین، جهان بینی و ایدیولوژی خویش خوانشی داشت که با پذیرش آن ابزارها منافاتی نداشته باشد. البته گاهی ممکن است کمی هم از طمع دهنده های آشنایی چون بومی کردن، ملی کردن، دینی کردن و ... استفاده شود، اما در همان حال این نسل به ظاهر نواندیش و در باطن کهنه خو، باز هم در برابر مدرنیسم و محصولات تازه تر (اتفاقی که در شرف وقوع است) ایستادگی خواهد کرد و اما و اگر می آورد. یک نگاه کوتا به تاریخ یکصد سال اخیر ایران به روشنی ادعای ما را تایید خواهد کرد و نشان خواهد داد که این گرو هیچ گاه نتوانسته است یا نخواسته است گامی خلاقانه و پیش روانه بردارد.

نقش اسلام گراها در سترون کردن جنبش مشروطه
برای نمونه باز هم باید به جنبش مشروطه بر گردیم و از گام بلندی که می رفت برداشه شود تا بستر لازم برای رویش مدرنیته در ایران فراهم شود یاد کنیم. این گام بلند، تحولی بود که با برپایی مجلس شورای ملی به ناچار باید در پهنه ی فقه و قانون پدید می آمد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  42  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود دانلود مقاله ایران در حاشیه توسعه نایافتگی و پاسخ های ایرانی


دانلود پایان نامه رشته کشاورزی

دانلود پایان نامه رشته کشاورزی

دانلود پایان نامه رشته کشاورزی

این محصول در سطح فوق العاده میباشد وبدون نقص و ایراد میباشد وجزو بهترین پایان نامه در این رشته میباشد و قیمت این محصول خیلی بالاتر از قیمت فعلی میباشد وطوری قیمت را تنظیم کردیم که همه دانشجویان بتوانند از ان استفاده کنند

 

...
دریافت فایل

خرید و دانلود دانلود پایان نامه رشته کشاورزی


دانلود کار آموزی شرکت سودا شیمی

دانلود کار آموزی شرکت سودا شیمی

حسابداری درجهان نزدیک به 6000 سال سابقه تاریخی دارد وتاریخ نخستین مدارک کشف شده حسابداری به 3600 سال قبل ازمیلا‌دمسیح برمی گردد. پیشینه حسابداری درایران نیز به نخستین تمدنهایی برمی گرددکه دراین سرزمین پاگرفت ومدارک حسابداری به دست آمده با 25  قرن قدمت، گواه برپیشرفت این دانش درایران باستان است . درطول تاریخ روشهای حسابداری متنوع ومتعددی برای اداره ی امور حکومتی وانجام دادن فعالیتهای اقتصادی ابداع شده که در پاسخ به نیازهای زمان،‌ سیرتحولی وتکاملی داشته است.

ممیزی املا‌ک درتمدن ساسانی وتکامل حسابداری سیاق برای نگاهداری حساب درآمدومخارج حکومتی دردوران سلجوقیان ونگهداری حساب فعالیتهای بازرگانی به حساب سیاق نمونه های بارز وپیشرفته آن است.

بااین حال حسابداری نوین( دوطرفه) همانند بسیاری ازدانشهای کاربردی دیگر به همراه ورود فرآورده های صنعتی ورسوخ موسسات وشرکتهای خارجی به ایران راه یافت؟

 اما عقب ماندگی عمومی اقتصادی،‌فقرعمومی، ناهماهنگی قوانین ومقررات با نیازهای جامعه، ضعف نهادهای حرفه ای وعدم ارتباط حسابداری نوین با حسابداری سنتی ایرانی ازجمله موانع عمده ای بوده است که اشاعه وپیشرفت حسابداری رادرشور مامحدودوکاربردآن رادرجهت رفع تنگناها ومشکلا‌ت اداره موسسات کاهش داده است تاآنجا که هنوز هم فواید استقرار سیستم های حسابداری متناسب وکارآمدی که بتواند بافراهم آوردن اطلا‌عات قابل اعتماد،‌ صحیح وبه موقع،‌تصمیم گیریهای روزمره رامنطقی وبرنامه ریزی عملیات آینده راتسهیل کند که برای بسیاری از اشخاص مراجع وموسسات ناشناخته مانده است.به رغم این مشکلا‌ت بنیادی درزمینه آموزش حسابداری تلا‌شی بلند مدت ولی باافت صورت گرفته است که باتدریس رشته حسابداری درمدرسه دارالفنون دردهه 1930  شمسی دردوران ریاست شادروان علا‌مه علی اکبر دهخدا آغاز وبه ایجاد رشته حسابداری دردانشگاه های وموسسات آموزش عالی درسراسر کشور منتهی گشته است.

بااین حال کوششی چشمگیر درجهت انطباق مباحث وکاربردهای حسابداری نوین با اوضاع واحوال وشرایط حاکم برجامعه ورفع نیازهای خاص واحدهای اختصاصی درایران کمتر دیده می شود.

انتشار متون درسی وکتابهای پایه ومرجع حسابداری دردهه 1320 آغاز وباکوشش های منظم وپیگیر استادانی چون شادروان حسن سجادی نژاد در دهه 1330 تداوم یافت ومعدودی ازاستادان وپژوهشگران حسابداری در دهه های بعدبردامنه وشتاب این حرکت افزودند وانتشار کتابهای متنوع ومتعدد حسابهای توسط مولفان ومترجمان مختلف به ویژه درس إلهای اخیرپیامد أین پویش علمی است.

ستایش ازتلا‌شگران وتلا‌ش آنان که براین دانش که در چهارچوب عوامل محیطی کشور ازجمله: بنیادها وروابط حقوقی واشکال ومناسبات اقتصادی- اجتماعی ونیازهای واحدهای تولیدی وخدماتی واداری تاکید داشته اند.

مقدمه :

  فعالیت ها ی اقتصادی که درهرکشوری به وسیله ی افراد صاحب سرمایه درقالب بنگاههای اقتصادی انجام می شود.                             به سه قسمت تقسیم می شود:

1-شرکت های تولیدی                   2-شرکت های بازرگانی                          3- شرکت های خدماتی

هریک ازاین فعالیت ها مستلزم ایجاد سیستم هایی می باشد که فعالیت اقتصادی موردنظر به صورت منطقی به کار خودادامه دهد.به طور مثال شرکت های خصوصی که فعالیت های تولیدی ویابازرگانی انجام می دهند، احتیاج به سیستم گردش اطلا‌عات فعالیت مربوطه وکنترل های داخلی بر امور پرسنلی وفروش وحسابداری دارند. هریک ازاین  سیستم های کنترل داخلی کاربرد قسمت خاص خودرادارند. به عنوان مثال سیستم پرسنلی جهت کنترل آمدورفت پرسنل وسوابق وپرونده های مربوط به آن ها می باشد ویادرمورد حسابداری ثبت وطبقه بندی فعالیت های شرکت وگزارش های مالی برای گردانندگان بنگاههای اقتصادی جهت تجزیه وتحلیل عملکرد آن بنگاه برای اصلا‌ح شیوه های مدیریتی جهت به حداکثر رساندن سودآوری می باشد. برای انجام عملیات روزمره یک واحد تجاری مقدارقابل توجهی ازاطلا‌عات عملیاتی موردنیازاست. مثلا‌برای هریک ازکارکنان سوابق حقوقی مشتمل برارقام استحقاقی،‌کسورومبالغ پرداختی نگه داری می گردد ویاکارمندان قسمت فروش نیازمند هستند بدانند که چه محصولا‌تی آماده برای فروش هستندوبهای تمام شده وقیمت فروش هریک به چه میزان تعیین شده است وزمانیکه محصولی به فروش می رسد لا‌زم است،‌این رویداد به ثبت برسد.

*** همانطور که ملا‌حظه می شود مقدارزیادی ازاطلا‌عات حسابداری ازنوع عملیاتی است.

اطلا‌عات عملیاتی ارقام خام رابرای حسابداری مالی ومدیریت فراهم می کند.

هرواحدتجاری معمولا‌ دارای سه نوع اطلا‌عات حسابداری می باشد:

1- اطلا‌عات عملیاتی که مربوط به جزئیات عملیات است.

2- اطلا‌عات حسابداری مدیریت که دردرون واحد تجاری برای کنترل هماهنگی وطرح ریزی مورد استفاده قرارمی گیرد.

3-اطلا‌عات حسابداری مالی که مورد استفاده مدیریت وگروههای ذینفع خارج ازواحدتجاری است.

فصل اول:آشنایی کلی با مکان کارآموزی
1ـ پیشگفتار
2ـ مقدمه
3ـ نمودارسازمان
4ـ تاریخچه شرکت
فصل دوم: اجزای تشکیل دهنده شرکت
الف: قسمت تولید
1ـ کارخانه
1ـ1 خط تولید دستگاه تزریق
2ـ1 خط تولید دستگاه اکسترودر
2ـ انبار
1ـ2 انبار مواد اولیه
2ـ2 انبار محصولات
3ـ امور اداری وکار گزینی
ب: قسمت بازرگانی
1ـ دفتر مرکزی
1ـ1 قسمت فروش
2ـ1 قسمت تدارکات
3ـ1 قسمت امور اداری
فصل سوم : ارزشیابی بخش های مرتبط با رشته کار آموزی
الف: ساختار امور مالی شرکت:
1-    حسابداری صنعتی        
2-حسابداری مالی
ب:ثبت های حسابداری مربوط به قسمت تولیدی و بازرگانی
ج: صورت های مالی وتجزیه وتحلیل آن ها
1ـ تراز نامه
2ـ صورت سود وزیان
3ـ صورت سرمایه
4ـ صورت تغییرات در وضعیت مالی
5ـ توضیحات صورت های مالی
فصل چهارم :آزمون آموخته ها
فرم های کلی صورت های مالی
1ـ تراز نامه
2ـ صورت سود وزیان ـ گردش حساب سود وزیان انباشته
3ـ صورت سود وزیان جامع
4ـ صورت جریان وجوه نقد
5ـ یادداشت های توضیحی
1ـ5 مبنای تهیه صورت های مالی
2ـ5 اهم رویه های حسابداری
3ـ5 توضیح اقلام مندرج در صورت
4ـ5 سایر اطلاعات
تعاریف :
(تعاریفی از حسابداری)
پیوست ها :
کلیه اسناد حسابداری مذکور مربوط به قسمت تولیدی وبازرگانی

 

شامل 30 صفحه فایل word

به همراه جداول و مستندات به صورت کامل



خرید و دانلود دانلود کار آموزی شرکت سودا شیمی


دانلود مقاله پروژه های دیسپاچینگ ملی و منطقه ای سازمان برق ایران

 

 

کلیات
سیستم های جمع آوری اطلاعات
شروع سیستم های مدرن جمع آوری اطلاعات و کنترل
(Supervisory Control and Data ) که امروزه در ایران از آن با نام دیسپاچینگ یاد می شود به اواخر نیمه قرن بیستم بر می گردد. این اصطلاح بعداً تبدیل به نام کلی تر اندازه گیری مقادیر عددی،اندازه گیری وضعیت ها و کنترل از راه دور شد.
با بالا رفتن قابلیت مینی کامپیوتر ها برای استفاده در سیستم های فوق، امکان استفاده عملی از واحد پردازنده مرکزی بعنوان تصمیم گیرنده و متعاقب آن اعمال کننده کنترل بوجود آمد.
شبکه قدرت و راهبری آن
در شبکه های قدرت سیستم های جمع آوری اطلاعات و کنترل می تواند در ساده ترین فرم یعنی از کنترل کردن یک فیدر توزیع تا پیچیده ترین نوع آن یعنی کنترل تمامی تولید و انتقال و توزیع در یک محوطه وسیع جغرافیایی مورد استفاده قرار گیرد.
امروزه بیش از هر زمان نیاز به وجود سیستم های مدرن کامپیوتری مدیریت انرژی احساس میشود سیستم های مدیریت انرژی ( EMS ) امروزه در زمینه های کلی زیر مورد استفاده قرار می گیرند.
1- اعلام وضعیت شبکه قدرت به دیسپاچرها به منظور جلوگیری از شرایط بحرانی شبکه تولید ایمن انرژی، در نظر داشتن رزرو کافی برای تولید و انتقال به منظور اختصاص دادن در زمان قله یاپیک
2- تولید انرژی با حفظ پایداری فرکانس و ولتاژ لازم
3- اقتصادی ترین روش تولید برق
پروژه های دیسپاچینگ ملی و منطقه ای سازمان برق ایران
شبکه برق ایران احتیاج به وجود هفت مرکز کنترل در نواحی مختلف دارد و یک مرکز کنترل مادر با مشخصات فنی خاص خویش، به منظور کسب اطلاعات شبکه ، آگاه نمودن دیسپاچر ها از وضعیت شبکه و سپس اجرای برنامه های کاربردی در زمینه های مختلف نظیر کنترل تولید شبکه، پیش بینی بار، تولید اقتصادی و غیره در نظر گرفته شده و مرکز کنترل مادر ( دیسپاچینگ ملی ) بخشی از اطلاعات خویش را مستقیماً از طریق پایانه های متصل به مرکز مادر و بخشی دیگر را از طریق مراکز دیسپاچینگ منطقه ای مستقر در شهرهای کرمان، آذربایجان، خراسان، خوزستان، اصفهان، تهران قابلیت محدودی را تعبیه نموده تا چنانچه مرکز دیسپاچینگ ملی قادر به انجام وظایف خویش نباشد آن مرکز اورژانس بخدمت گرفته می شود و با یک حداقل توقع بتوان شبکه قدرت را حفظ نمود. مرکز دیسپاچینگ منطقه ای بدین منظور انتخاب شده است.
نیازهای بهره برداری در دیسپاچینگ ملی و منطقه ای
سیستم دیسپاچینگ ملی و منطقه ای بصورت سلسله مراتبی در دو سطح، طراحی شده است سطح اول مرکز کنترل دیسپاچینگ مادر
( SCC ) مستقر در تهران و سطح دوم سلسله مراتب 6 مرکز دیسپاچینگ منطقه ای ( AOC )
مسئولیت ها:
مسئولیت مرکز کنترل مادر بشرح زیر است:
مسئولیت ایمنی سیستم System Security
که برای انجام این مسئولیت عملیات زیر مورد نیاز است:
جمع آوری اطلاعات Contingency evaluation
ایجاد استراتژی عملیاتی
بررسی پایداری سیستم و کنترل آن
کنترل اتوماتیک تولید ( AGC ) : کنترل روی بعضی واحدهای با اهمیت تولیدی
بررسی اقتصادی که مسئولیت SCC برای اپتیمایز کردن انتقال قدرت و اپتیمم کردن کاربرد ژنراتور ها می باشد و این کنترل یا از طریق AGC برای واحدهای تحت کنترل بکار می رود یا از طریق برنامه ریزی تولید برای واحدهای کوچک اعمال می گردد.
نظارت در ولتاژی بار راکتیو
برنامه ریزی قطعی
پیش بینی برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت بار
مرکز دیسپاچینگ ملی، کنترل از راه دور برای بار واحدها را برای بعضی از واحدهای تولیدی بزرگ بعهده خواهد داشت.
مسئولیت مراکز منطقه ای عمدتا به شرح زیر است:
قطع و وصل کلیدها
کنترل مستقیم ولتاژ دستگاههای مولد و مصرف کننده راکتیو
مسئول به مدار آوردن و خارج کردن واحدهای گازی مستقر در منطقه عملیاتی خود
مبانی طراحی
پاسخ های زمانی
پیمانکاران موظفند که با تهیه و ارائه نرم افزار وسخت افزار مناسب، پاسخ های زمانی مناسب برای جمع آوری اطلاعات از پایانه های دور دست را به مرکز کنترل برآورده نماید. جمع آوری اطلاعات و مقادیر عددی از پست ها و نیروگاهها به پایگاهها ی اطلاعاتی مراکز منطقه ای در هر دو ثانیه و برای مرکز دیسپاچینگ ملی 4 ثانیه می باشد.
اطلاعات هر 10 ثانیه از مراکز منطقه ای به دیسپاچینگ ملی منتقل می شود.
گسترش سیستم
سیستم دیسپاچینگ با توجه به پست ها و نیروگاهها ی هر منطقه و بر این اساس که در نهایت تا 50 پایانه دوردست ر ابتواند تحت کنترل در بیاورد طراحی شده است.
پیکر بندی سیستم
در هر منطقه پایانه های دوردست مستقر در آن منطقه اطلاعات را به پایگاه اطلاعاتی آن منطقه منتقل نموده و سپس توسط خطوط مخابراتی به دیسپاچینگ ملی منتقل می شوند.
دیسپاچینگ ملی فقط در نیروگاههای بزرگ شبکه برق، یک پایانه دوردست مستقیم خواهد داشت.
پیکر بندی دیسپاچینگ ملی
شامل تجهیزات اصلی واقع در مرکز و پایانه های دوردست واقع در نیروگاههای بزرگ می باشد.
پیکر بندی دیسپاچینگ های منطقه ای
پیکر بندی مراکز دیسپاچینگ منطقه ای در مورد مناطق تهران و اصفهان مشابه با دیسپاچینگ ملی بوده و مورد چهار منطقه دیگر بعلت وجود پیمانکار دیگر برای این مراکز طبیعت پیکر بندی دیگری را خواهیم داشت که ضمن مشابهت از نقطه نظر عملکردی با پیکر بندی سیستم های دیسپاچینگ های دیگر مناطق، با استانداردهای موجود پیمانکار نیز مطابقت دارد.

 


حال به بررسی تجهیزات دیسپاچینگ ملی و سخت افزار سیستم کنترل می پردازیم
سیستم های کامپیوتری
شامل سه زوج کامپیوتر 32 بیتی مدل vax می باشد که از یک زوج برای ارتباط با پایانه های دوردست و دیگر مراکز منطقه ای استفاده می شود.
از سومین زوج کامپیوتر برای اجرای برنامه های کاربردی شبکه قدرت استفاده می شود. تجهیز لازم برای ارتباط این زوج کامپیوتر با یکدیگر کابل Ethernet بوده که با توجه به سرعت بالای نقل و انتقالات روی آن تداخل اطلاعات مشکل چندانی ندارد.
زوج کامپیوتر اصلی
کامپیوتر های 32 بیتی با زمان خواندن و نوشتن به حافظه اصلی زیر یک مایکرو ثانیه می باشند.
هشت مگابایت حافظه اصلی در نظر گرفته شده است و یک دیسک با 456 میلیون بایت برای هر cpu در نظر گرفته شده است.
رابطه انسان و ماشین
به مجموعه دستگاههایی گفته می شود که اطلاعات شبکه برق را به دیسپاچرها نشان می دهند. این دستگاهها عمدتا بشرح زیر می باشد.
صفحه میمک و کنترل کننده آن
اطلاعات شبکه برق بطور خلاصه شده در این صفحه دیده می شود.
کنسول های دیسپاچر( صفحه کلیدی – دستگاه تلویزیونی )
کنترل های دیسپاچرکه از آن بعنوان عامل اصلی راهبری شبکه برق استفاده می شود شامل صفحات تلویزیونی به منظور نمایش عمدتا دیاگرام های تک خطی شبکه و آلارم های آن و صفحات کلیدی به منظور اعمال کنترل می باشد. صفحه میمک و کنترل دیسپاچر اصلی ترین بازوهای دیسپاچرها در نگهداری شبکه می باشند.
دستگاههای چاپگر
از دستگاههای چاپگر با سرعت کم به منظور ضبط وقایع شبکه برق نظیر آلارمها و از دستگاههای چاپگر و با سرعت زیاد به منظور چاپ اطلاعات آماری استفاده می شود.
چارت رکوردها
به دلیل اهمیت فرکانس، چارت رکوردی را به آن اختصاص داده و همیشه روی آن ضبط می شود. فرکانس از طریق یک سیستم «تله متری پیوسته » ارسال می شود.
انتقال اطلاعات با دیسپاچینگ های مناطق
انتقال اطلاعات شبکه توسط یک زوج خطوط ارتباطی افزونه با قابلیت انتقال 9600 بیت در ثانیه بین مراکز انجام می گیرد. قابلیت بسط سیستم تا 10 دیسپاچینگ منطقه با ید در دیسپاچینگ ملی در نظر گرفته شود.

 

پایانه های دوردست
به منظور جمع آوری و ارسال اطلاعات از ایستگاهها به مرکز کنترل از تجهیزات الکترونیکی استفاده می شود که به آنها پایانه های دوردست می گویند. بطور کلی این تجهیزات شامل دو قسمت مجزای پایانه دوردست و تجهیزات واسطه High voltage Interposing = HVI بوده که در محل ایستگاهها نصب می شوند و از طریق ترمینالها ی واسطه در کابینت های مار شالینگ راک یا ترمینالهای موجود در کابینت های کنترل به تجهیزات مریوط به آن ایستگاه متصل می شوند. اطلاعات آنالوگ و دیجیتال، از طریق ترانسفورمر جریان (CT ) و ترانسفور مر ولتاژ ( PT ) و کنتاکتهای سیم کشی شده در داخل کابینت ترمینالها جمع آوری می شوند. این اطلاعات از طریق کابلهایی از مار شالینگ راک به کابینت واسطه آورده می شوند. این کابینت بطور کلی شامل یک سری رله های کنترل و تعدادی مبدل کمیات الکتریکی، از قبیل توان و ولتاژ به جریانهای متناسب، می باشد. مقادیر خروجی این مبدلها که بصورت جریان آنالوگی بوده وارد تجهیزات RTU می شود. فرمانهای آمده از مرکز نیز در خروجی ظاهر شده که این نیز به نوبه خود رله کنترلی را در کابینت HVI برقرار می کند. کنتاکتهای این رله نیز به منظور کنترل دستگاهی در ایستگاه بطور مثال باز و بسته کردن یک کلید، به کار می رود. مقادیر تغیر وضعیت و آلارمهای ایستگاه نیز که از طریق کنتاکهای بدون برق در ایستگاه ایجاد میشوند به وسیله ولتاژی که از طریق RTU برای آنها ایجاد میشود بطور مستقیم از طریق RTU دریافت میشوند.
RTU خود یک دستگاه کاملا الکترونیکی و مدولار میباشد و انواع جدید آن دارای ریز پردازنده می باشد.
کلیه اطلاعات دریافتی و یا ارسالی در حافظه RTU نگه داری شده و در مواقع پاسخ به مرکز کنترل به صورت یک سری تلگرام که شامل بیت های آدرس، سنکرونیزاسیون، چک و اطلاعات خام است ارسال میشوند. اطلاعات که همگی به صورت بیتهای سریال و صفر و یک میباشند وارد فرستنده مودم شده و به صورت مدولاسیون PSKیا FSK بر روی باند مشخصی از فرکانس مدوله میشوند. این اطلاعات از طریق کانال مخابراتی که میتواند میکرو ویو یا PLC و یا انواع دیگر ارتباطات باشد به مرکز ارسال میشوند. بر روی باند مربوط به اطلاعات میتوان مکالمات تلفنی یعنی صدا را نیز انتقال داد. یعنی از طریق ارتباط پایانه و مرکز میتوان دارای یک خط تلفنی مستقیم بین مرکز و ایستگاه شد. این نوع تلفن را DTS مینامند. تغذیه تجهیزات فوق از طریق شارژر و باطری به طور دائم تامین می شود.

 


نرم افزار سیستم کنترل
سیستم عامل مورد استفاده در چنین مراکزی باید دارای خصوصیات و ویژگیهای زیر باشد.
ساختار وقفه با اولویت
جابجایی سریع برنامه ها ( Fast Context Switching = FCS )
تخصیص حافظه بطور پویا ( Dynamic Memory Allocation )
دستیابی سریع به حافظه ( Direct Memory Access = DMA )
نرم افزار جمع آوری اطلاعات و کنترل
وظیفه این نرم افزار جمع آوری اطلاعات، تبدیل اطلاعات خام به واحد مهندسی، چک کردن با محدوده های لازم به منظور تشخیص حالت های غیر عادی، به روز در آوردن پایگاه اطلاعاتی اعلام وضعیت غیر عادی به دیسپاچرها بر روی دستگاهها ی ارتباط انسان و ماشین از نظر میمک، صفحات تلویریونی و دستگاهها ی چاپگر می باشد.
نرم افزار رابط بین انسان و ماشین
این نرم افزار عمدتا وظیفه نمایش اطلاعات شبکه برق، موجود در پایگاه اطلاعاتی به دیسپاچررا دارد. این اطلاعات به صورت دیاگرام های تک خطی مربوط به هر ایستگاه و یا بصورت خلاصه ای از شبکه می باشد.
نرم افزار ویرایشگر های محاوره ای
همگام با تغییرشبکه برق و مشخصات آن، وظیفه مهندسین نرم افزار مرکز کنترل می باشد که این تغییرات را در پایگاه اطلاعاتی مرکز کنترل اعمال بنماید. ابزار لازم برای اینکار ویرایشگر های فوق هستند که نظر به آخرین دستاودهای نرم افزاری در این زمینه بصورت محاوره ای عمل می نماید.
برنامه های کاربردی شبکه قدرت
1- ( Automatic Generation Control ) AGC
بمنظور تنظیم اتوماتیک تولید نیروگاهها جهت داشتن فرکانس ثابت در شبکه، کنترل تبادل توان اکتیو خطوط بین نواحی مجاور و تولید بهینه از نظر هزینه های نیروگاهها از برنامه های فوق استفاده می گردد.
2- ( Economic Dispatch Calculation ) EDC
این برنامه جهت بهره برداری اقتصادی از شبکه سراسری بکار می رود و بدین وسیله می توان میزان تولید نیروگاهها را تعیین نمود.

 

3- برنامه ریزی تولید ( Production Schediction )
با توجه به محدودیت های تولید برخی از نیروگاهها و به منظور تولید اقتصادی نیروگاهها، با استفاده از این برنامه مقدار تولید هر ساعت نیروگاهها در روز بعد تعیین می گردد.
4- پیش بینی بار ( Load Prediction )
بمنظور پیش بینی بار هر ساعت سیستم تحت کنترل برای روز جاری، روز آینده، بار هفتگی و پریودهای زمانی طویل تر از این برنامه استفاده می شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  56  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود دانلود مقاله پروژه های دیسپاچینگ  ملی و منطقه ای سازمان برق ایران


نمونه قرارداد سرویس و نگهداری آسانسور

نمونه قرارداد سرویس و نگهداری آسانسور

بمنظور انجام عملیات سرویس و نگهداری آسانسور، داشتن قرارداد مناسب و جامع الزامی می باشد.
3 نمونه قرارداد جامع سرویس و نگهداری آسانسور با در نظر گرفتن تمام موارد احتمالی با دو فرمت pdf و doc تقدیم میگردد.



خرید و دانلود نمونه قرارداد سرویس و نگهداری آسانسور