دانلود مقاله تمرین و ورزش

 

 شدت ، قدرت فشار یا ازدحام کار در هر واحد زمان می باشد؛ اغلب بعنوان ویژگی تلاش در نظر گرفته می شود . نمونه های مشخصات لازم شدت شامل استقامت یا سرعت منظور شده بعنوان درصد ماکزیمم مصرف اکسیژن ، ماکزیممم ضربان قلب (HR) ، سرعت ( در متر برای هر ثانیه ) ، فرکانس جابجایی ( میزان گام در هر فعالیت ) ، قدرت ( کیلوگرم یا پوند برای هر بلند کردن ) یا پریدن و پرتاب کردن ( ارتفاع یا فاصله در هر تلاش ) می شود .
همچنین با اشاره به دامنه تمرین ، حجم مقدار تمرین انجام شده یا مجموع تمام تکرارها یا مدت زمان آنها می باشد . نمونه های مشخصات لازم حجم شامل کیلوگرم های بلند شده ، مترهای دویده شده ( آموزش دو سرعت ) کیلومترها یا مایل های دویده شده ( آموزش دو سرعت) ، تعداد پرتاب ها یا پرش های انجام شده ، تعداد نوبت ها و تکرارهای اجراشده ، یا دقیقه یا ساعتهای زمان تمرین می شود .
مبتدی یا فرد آماده نشده باید از بارهای سبک استفاده کند تا از آسیب بار زیاد سنگین و احتمالی اجتناب کند . باید مراقب بود یک افزایش حجم خیلی زیاد در هر جلسه تمرین توصیه نشود ، چون می تواند باعث خستگی مفرط ، کارآیی پایین تمرین ، و افزایش خطر آسیب دیدگی شود . بنابراین اگر شاگرد به تمرین بیشتری نیاز داشته باشد ، اما حجم تمرین برای هر جلسه قبلا تنظیم شود ، بهترین جایگزین افزایش تعداد جلسات تمرین در هر هفته ، به جای افزایش حجم هر جلسه تمرین می باشد . این مفهوم به تصور شدت تمرین مرتبط است که واحدهای کار توزیع شده برای هر دوره زمانی تمرین می باشد . اطلاعات در زمینه شدت و حجم بعدا در این فصل ارائه خواهد شد .
تخصیص :
مفهوم تخصیص این است که ماهیت فشار تمرین اثر تمرین را تعیین می کند . برای تمرین مؤثرتر ، روش باید بخصوص در پیشرفت نوع توانائیهایی که در یک ورزش معین غالب می باشند هدف قرار داده شود . به عبارت دیگر ، هر نوع تمرین اثر تمرینی خاص خودش را دارد که باعث هماهنگی های خاص برای اصل نیازهای وضع شده (SAID ) می شود . فشار باید مخصوص فرد و فعالیتی که برای آن تمرین می کند باشد . بعنوان یک قضیه فرعی قانون تخصیص ، تمرین عمومی همیشه باید بر تمرین خاص مقدم باشد .
تمرین متقاطع : اصل تمرین متقاطع حاکی از آن است که علیرغم تصور تخصیص تمرین ، ممکن است ورزشکاران در اجرای یک روش تمرین بوسیله تمرین در روش دیگر پیشرفت کنند . اگرچه آموزش متقاطع برحسب تصادف برخی اثرات انتقال را تامین می کند ، اما اثرات به مهمی آنهایی که بوسیله افزایش تمرین خاص با یک مقدار مشابه می باشند نیست .برای مثال یک دونده مسافت ممکن است بخواهد در یک جلسه تمرین جایگزین که برای کمک به افزایش توان ایروبیک او ادامه خواهد یافت شرکت کند و بخواهد چیزی متفاوت از دو را تعقیب کند تا در برنامه اش تنوع ایجاد نماید . این دونده ممکن است تصمیم بگیرد از شنا بعنوان یک روش تمرین متقاطع برای هماهنگ کردن اهدافش استفاده کند. اگر چه ممکن است ورزشکار از شنا سود ببرد ، اما فعالیت تمرین متقاطع عملکرد او در دو به اندازه ای که اگر همان زمان تمرین صرف دو شده بود افزایش نخواهد داد . به عبارت دیگر ، تمرین متقاطع ( شنا) این ورزشکار ممکن است عملکرد او را تا یک سطح خاص افزایش داده باشد ، اما اگر همان مقدار زمان صرف شدت دو شده بود ( تمرین خاص ) حتی استفاده های بیشتری را تشخیص خواهد داد.
اگر چه مزیت های تمرین متقاطع گاهی اوقات مشاهده می شود ، اما معمولا در اندازه های فیزیولوژیک و به ندرت در عملکرد در نظر گرفته می شوند . بنابراین ، تمرین متقاطع یک روش مفید برای افزایش ظرفیت عملکرد می باشد .
تمرین زیاد :
افزایش تدریجی در فشار تمرین برای بهبود سطوح متناسب ضروری می باشد . هر چند ، در تلاش ما برای کسب این افزایش سطح تناسب ، فرد شاید زمان کافی برای جبران نوبت های همیشگی تمرین نداشته باشد .تصور می شود تمرین زیاد از طریق فشارهای تمرین که مورد نیاز توانایی فرد برای هماهنگی می باشند ایجاد می شوند ، باعث خستگی ، الگوهای جانشین ممکن و آسیب گردد .تمرین زیاد هنگامی روی می دهد که مکانیسم های سازگاری بدن نمی توانند از عهده فشار تمرین همیشگی برآیند که باعث کاهش عملکرد به جای بهبود عملکرد می شود .تمرین زیاد ممکن است سستی فیزیولوژیک و روان محرکی ، خستگی مزمن ، کاهش اشتها ، کاهش وزن ، بی خوابی ، کاهش شهوت ، افزایش فشار خون و گرفتگی عضله می شود .علاوه بر این ، دیگر تغییرات متابولیک ، هورمونی ، عضلانی ،هیپوتالامیک و قلبی عروقی اغلب حالت تمرین زیاد همراهی می کنند. تمرین زیاد می تواند توسط حالت های اثر گذار منفی مثل اضطراب ، افسردگی ، عصبانیت ، فقدان اعتماد به نفس و کاهش نیرو مشخص شود .
مطالعات مجموعه متنوعی از اصطلاحات را بکار می برند تا تمرین زیاد در حالتهای مربوط به آن را توصیف کنند . برای مثال ، مکینان و موپر حالتهای تدریجی ذیل را توصیف می کنند : خستگی ، تمرین زیاد ، سوزش . مکینان بعدا بر این نظر بود که تمرین زیاد می تواند باعث خستگی شود ، اما تمرین زیاد به یک فرآیند اشاره می کند و خستگی یک پیامد یا محصول را نشان می دهد . علیرغم بحث مستمر ، درباره علم معانی ، سعی کنید هنگام صحبت برای فرد ناآشنا با موضوع از اصطلاحات ساده استفاده کنید .
بطوری شگفت انگیز، استراحت برای تسکین بسیاری از علائم ایجاد شده توسط تمرین زیاد پیشنهاد شده است . بعد از یک جلسه تمرین سخت فرد معمولا در 24 ساعت نیروی تازه می گیرد .دیگر روشها برای کمک به اجتناب از خستگی که به وسیله تمرین زیاد ایجاد می شود شامل دوره های وقفه کوتاه و تغییرات اتفاقی در برنامه عادی می شود ، علاوه بر این ، شاگرد شاید در از کم کردن فشار بهره ببرد، تمرین زیاد سخت و خستگی ممکن است به دوره بهبود طولانی نیاز داشته باشد و باید آهسته پیش بینی شود.
تغییرات برای خستگی زیاد ممکن است به جلوگیری از تمرین زیاد کمک کند . تمرین باید شامل فشارها برای روش های متابولیک و مهارت های محرک لازم برای فعالیت ویژه ورزشکار بشود . تمام تمرین متقاطع باید ثانویه باشد در طول فصل دوری از تمرین واقع شوند . برای مثال ،یک فعالیت که اساسا به قدرت یا سرعت نیاز دارد شاید عملکرد تمرین برای تحمل قلبی عروقی را به ویژه در طول فصل مسابقات ورزشی در بر داشته باشد . تمرین زیاد نباید بعنوان یک حالت قطعی در نظر گرفته شود . درحقیقت ، تمرین زیاد و هر کدام از حالت های مربوط به آن باید بعنوان یک حالت همیشگی بررسی شود: از بهبود خوش بینانه تا تمرین بی نهایت زیاد ، قابل درک است که یک فرد شاید کمی تمرین زیاد داشته باشد با این وجود هنوز سودهای نسبتا کمی در عملکرد بدست می آورد . بدیهی است که موقعیت مطلوب تر بهبود بهینه وار نتیجه سودهای بیشتر خواهد بود .
پیش بینی ها :
آموزنده طب و جراحی بالینی باید پیش بینی های متعددی را هنگام توسعه یک برنامه تمرین عضلانی در نظر داشته باشد . به دلایل قلبی عروقی شاگرد نباید در طول جد و جهد نباید نفسش را حبس کند .این مانور می تواند در طول تمرین عضلانی از طریق تشویق شاگرد به تنفس مناسب در طول تمرین اجتناب شود . او را تشویق کنید در طول تمرین بشمارد ، صحبت کند یا به طور منظم نفس بکشد . همچنین فرد می تواند برای بیرون دادن نفس در طول وزنه برداری و استنشاق در طول بهبود آموزش داده شود. گرفتگی عضله ممکن است بعنوان نتیجه تمرین توسعه یابد و باید دارای مدت زمان نسبتا کوتاهی باشد . حمله تأخیر دار گرفتکی عضله (DOMS) 24 تا 48 ساعت بعد از تمرین توسعه می یابد و در یک هفته برطرف می شود .
تمرین خارج از مرکز باعث DOMS بیشتر از تمرین هم مرکز می شود که می تواند از طریق تمرینهای گرم کردن و آرام کردن کاهش یابد .
علاوه بر این ، شاگرد باید درباره گرفتگی احتمالی مربوط به تمرین محتاط باشد .خستگی و تمرین زیاد که قبلا توصیف شدند ، در طراحی هر برنامه تمرینی ملاحظات قابل توجه هستند . بهبود کافی باید در برنامه ایجاد شود .
دستور العمل های بالینی : برنامه های تمرینی :
برنامه های تمرینی تمام انواع فعالیت عضلانی شامل فعالیت های ثابت و متحرک را مورد توجه قرار می دهد . فعالیت عضلانی ثابت هم اندازه نامیده می شود که در آن نیرو بدون حرکت توسعه می یابد . به عبارت دیگر ، عضله ای که بطور هم اندازه منقبض می شود عضله ای ست که در آن کشیدگی توسعه می یابد . اما هیچ تغییری در زاویه مفصل روی نمی دهد .تمام دیگر فعالیت های عضلانی متحرک هستند . تمرین هم فشار ، تمرینی است که در آن عضله ها در حال بلند کردن یک مقاومت ثابت منقبض می شوند .کشیدگی واقعی عضله به وسیله تغییرات عضلانی در طول یک دوره کامل حرکت (ROM) به دلیل تغییر در طول عضله در زوایه کشش هنگامیکه اهرم استخوانی جا به جا می شود به وجود می آید .تمرین هم فشار می تواند به فعالیت های هم مرکز ، فعالیت های دور از مرکز که حرکتهای کششی عضله هستند تقسیم شوند .تمرین هم جنبش انقباض های عضلانی که در آن سرعت حرکت در یک میزان ثابت کنترل می شود رادر بر می گیرد که حداکثر انقباض عضله رادر تمام ROM کامل تحریک می کند .تمرین هم جنبش می تواند هم دور از مرکز ، هم هم مرکز باشد . اطلاعات مفصل تر در زمینه تمرین هم اندازه ، هم فشار و هم جنبش ( شامل توصیه هایی برای کاربرد بالینی ) در فصل 6 ارائه می شود .
مفهوم تمرین‌های زنجیره ای جنبشی باز و بسته در آثار چاپی علمی ، به ویژه در واژه های احیاء توجه قابل ملاحظه ای دریافت کرده است . تمرین زنجیره ای جنبشی بسته (CKC) تمرینی است که در آن مفصل دور از مرکز ثابت است و نیرو مستقیما از طریق پا یا دست در یک فعالیت ، مثل نشستن یا فشار به بالا منتقل می شود .یک تمرین زنجیره ای جنبشی باز (OKC) تمرینی است که در آن مفصل دور از مرکز ثابت نیست و مفصل می تواند آزادانه حرکت کند ، مثل کشش های پا. تمرین های زنجیره‌ای جنبشی باز و بسته را در بر می گیرد .آموزنده طب و جراحی بالینی باید هم فعالیت های CKC و همOKC را برای بهبود فرد در نظر بگیرد .
دستورالعمل های تمرین :
اولین گام در شروع یک برنامه تمرینی برای اکثر افراد مشورت با متخصصان مراقبت از سلامت می باشد . برای موفق بودن، برنامه تمرینی باید موثر ، سالم و محرک شرکت کننده باشد . برای موثر بودن و بدست آوردن مزیت های فیزیولوژیک ، جریان عادی تمرین باید روش ، مدت، فرکانس و شدت مناسب داشته باشد .علاوه بر دوره تمرین ، افراد باید 5 تا ده دقیقه تمرین های گرم کردن ، و سرد کردن آموزش داده شوند . برنامه ها باید بطور انفرادی مطابق بانیازها و علایق شرکت کنندگان تنظیم شوند. در جریان عادی تمرین که دوره های کافی گرم کردن و آرام کردن را در بر می گیرند تمرین های کششی مناسب را در خودجای می دهند و برای پیشرفت تدریجی در شدت طراحی می شوند بعید به نظر می رسد که باعث آسیب دیدگیها شوند .
یک برنامه عادی تمرین در صورتیکه افراد به مدت کافی با برنامه همراه هستند تا نتایج مطلوب کسب شوند ، باید برخی درخواست محرک را داشته باشد . یک برنامه با اهداف قابل حصول اضافی و یک مکانیسم برای اندازه گیری پیشرفت احتمالا شرکت کننده را تشویق می کند . شاید بررسی در دست اقدام پاسخ شرکت کننده به تمرین ، شامل کنترل برای تغییرات در تعادل ، قدرت و انعطاف پذیری حتی اهمیت بیشتری داشته باشد .توصیه های دانشکده پزشکی مسابقات ورزشی آمریکا (ACSM) برای تمرین آموزش مقاومت در جدول 2-5 ارائه می شوند .توصیه های بیشتر برای دوره گرم کردن درجدول 2-5 ارائه می شوند .
مرحله بندی :
مرحله بندی چرخه تدریجی تخصیص، شدت و حجم تمرین برای حصول پیشرفت بهینه ظرفیت های عملکرد می باشد و تغییرات دوره ای اهداف ، وظوایف و محتوای آموزش را در بر می گیرد .مرحله بعدی می تواند بیشتر بعنوان تقسیم سال آموزشی برای هماهنگ کردن اهداف خاص مورد استفاده قرار گیرد .اهداف یک برنامه یکساله برای بهبود بهینه در عملکرد و آمادگی برای یک اوج قطعی را برای یک فصل رقابت تکمیل می کنند . اهداف از طریق برنامه ریزی منظم تمام بخش های سال یا فصل آموزشی هماهنگ می شوند . مرحله بندی از یک پاسخ سطح به رویداد در طول دسته آموزشی مقدماتی به وسیله تهیه تدبیر متغیرهای مختلف و محرک همیشگی برای شاگرد در مرحله ها یا دوره ها جلوگیری می کند .
روند هم برای شدت و هم برای حجم آموزش در تمام سطوح پیشرفت افزایش یافته است که تدبیر مناسب برای این دو متغیر بی نهایت مهم هنگام اجتناب از تمرین زیاد و وقفه ایجاد می کند . افزایش درشدت و حجم ضرورتا باعث عملکردهای بهبود یافته نمی شود . برای تشخیص نتایج معنی دار در حین مشاهده قانون تخصیص ، تمرین ها باید نزدیک حدود شدت قطعی فقط 55 تا 60 درصد کل زبان آموزش درطول دوره آمادگی اجرا شوند .سطح پیشرفت شاگرد متناسب و توزیع شدت و حجم را تعیین می کند . برای مبتدی ، پیشرفت به وسیله افزایش خطی در شدت و حجم نشان داده می شود هر چند ، حجم باید مقدم باشد .در سطح پیشرفته ، افزایش خطی نتایج مطلوبی به بار نخواهد آورد . دراین سطح ، پرش های ناگهانی در حجم و شدت ممکن است برای تحریک بهبود بیشتر مورد نیاز باشد .شناخت رابطه حجم و شدت با نیازهای اصلی هر رویداد مهم می باشد .
وقتی سرعت و قدرت نیازهای اصلی باشند شدت باید بر تسهیل بهبود تاکید کند . این بخصوص در طول دوره رقابت مفصل صحیح می باشد . وقتی تحمل نیاز اصلی است ، حجم محرک اصلی برای پیشرفت را ارائه می دهد .آموزش مرحله بندی شده ، در اصل ، یک برنامه ریزی آموزشی است که جلسات خسته کننده در وقفه های زمانی منظم را تغییر می دهد . شکل 3-5 واکنش قدیمی شدت و حجم و اینکه چگونه این متغیر ها می توانند برای تاکید بر جنبه های مختلف آموزش از طریق طرح های مرحله ای یا دوره ای انجام شوند را نشان می دهد .بخش های ذیل شکل 3-5 را توضیح می دهند و یک برنامه آموزشی پیشنهادی که از مرحله بندی برای ورزشکاران با عملکرد بالا استفاده می کند را ارائه می دهد.
مرحله آماده سازی (پیش از فصل )
بزرگ شدگی :هدف مرحله فرعی بزرگ شدگی دستیابی اصلی به قدرت برای تامین مبنا برای کسب قدرت ، تحمل عضلانی ، سرقت و مهارت در مراحل بعدی در دوره مرحله بندی می باشد. این مرحله فرعی با استفاده از تکرار های زیاد بسیاری از تمرین ها ( حجم بالا) هماهنگی را بی نهایت زیاد تشویق می کند و بنابراین به حداکثر تجدید نیروی عصبی عضلانی نیاز دارد آموزش باید سه بار در هفته انجام شود . با اعمال سطح فشار صحیح به عضلات آموزش دیده و در اختیار قرار دادن زمان بهبود / تجدید کافی ( 2 تا 3 دقیقه)حداکثر بزرگ شدگی عضلانی قابل دسترسی می باشد . پارامترهای تمرین که در این مرحله بکار میروند در جدول 4-5 طرح می شوند .
قدرت / نیرو :
در طول مرحله فرعی قدرت / نیرو ، قدرت و نیروی عضلانی اهداف اصلی تمرین هستند. نقش این مرحله فرعی ایجاد مراحل تغییر شکل از طریق تاکید بر حجم و شدت و مهارت می باشد .نیرو به توانایی سیستم عصبی ماهیچه ای برای تولید بیشترین مقدار نیرو در کمترین زمان اشاره می کند .تمرین نیروی خاص به ترکیب شدن برای تبدیل حداکثر دستیابی های قدرت به مهارت ورزشی متحرک ناگهانی نیاز دارد . برنامه ریزی دقیق می تواند به افزایش خروجی نیرو با حفظ حداکثر قدرت کمک کند .
روش های متعددی وجود دارند که می توانند برای بهبود نیرو استفاده شوند ( مثل وزن‌های آزاد ، رشته سنج ها). این فشارها باید به طور دینامیک اجرا شوند تا حداکثر سرعت را به وجود آورند . تعداد تکرارها به محرک تمرین بستگی دارد. دامنه از 6 تا 20 می باشد . آموزنده طب و جراحی بالینی هنگام انتخاب تمرین های مناسب باید بی نهایت انتخابی باشد . برنامه نباید بیش از دو تا چهار تمرین تشکیل شود . وقفه استراحت باید 3 تا 5 ثانیه باشد .پارامترهای تمرین بکار رفته در این مرحله آماده سازی در جدول 2-5 طرح می شوند .
مرحله رقابت ( در فصل ، اوج) : برای اجتناب از اثرات زیان آور کاهش تمرین در طول فصل رقابت ، ورزشکار باید پیروی از یک برنامه آموزش مقاومت ورزش خاص را ادامه دهد . جنبه آموزش مقاومت برنامه هر چند تا حداقل مرحله حفظ پیشرفت می کند ، درحالیکه تمرین برای مهارت های خاص به شرکت در ورزشی که مقدم است ، افزایش در شدت و پیشرفت تا حداکثر یک مرحله نیاز دارد . برنامه خاص بر مبنای نیازهای فیزیولوژیکی عمده می باشد (نیرو با تحمل عضلانی ).

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  21  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود  دانلود مقاله   تمرین و  ورزش


دانلود مقاله سیری در مفاهیم نهج البلاغه

 

 

 

به ترتیب الفبایی
برای آنکه از کنار دریای بیکران نهج البلاغه، لب تشنه بازنگردیم و با موضوعات و مفاهیم گوناگون نهج البلاغه و سبک و سیاق آن آشنایی بیشتری پیدا کنیم، گزیده‎ای از مفاهیم این کلام جاودانه را به شیوة الفبایی از نظر می‎گذرانیم. باشد که با غوطه‎ور شدن در دریای کلام امام ـ علیه السّلام ـ غبار تیرگی‎ها از جان بزداییم و با گوش جان سپردن به آوای ملکوتی نهج البلاغه، روح و روان را صفا بخشیم.
برای پرهیز از اطالة کلام وبا توجه بهگستردگی معارف غنی ارزشی نهج البلاغه، در هر حرف از حروف الفبا تنها به یک یا دو مفهوم ( آن هم به نقل یک یا دو جمله) بسنده می‎کنیم:[1]
1. اخلاق
آنکه حساب نفس خود کرد سود برد، و آنکه از آن غافل ماند زیان دید، و هر که ترسید ایمن گردید، و هر که پند گرفت بینا شد، و آنکه بینا شد فهمید و آنکه فهمید به دانش رسید.[2]
2. بینش
همانا دنیا، نگاه کوردلان را بن‎بستی است که فراسویش هیچ نمی‎بیند. ولی آنکه بیناست نگاهش از دنیا گذرد، و از پس آن سرای آخرت را نگرد، بینا از دنیا رخت بربندد، و نابینا دل به دنیا بندد. بینا از دنیا بهره گیرد و کوردل برای دنیا توشه برگیرد.[3]
3. پارسایی
ای مردم، پارسایی، دامن آرزو در چیدن است، و شکر نعمت حاضر گفتن، و از ناروا پارسایی ورزیدن و اگر از عهدة این کار برنیایید، چند که ممکن است خود را از حرام واپایید و شکر نعمت موجود فراموش منمایید که راه عذر برشما بسته است، با حجّت‎های روشن و پدیدار، و کتاب‎های آسمانی و دلیل‎های آشکار.[4]
4. تاریخ
از گذشتة دنیا، آینده‎اش را چراغ عبرتی ساز؛ چرا که پاره‎های تاریخ با یکدیگر همانند است و در نهایت پایانش به آغازش می‎پیوندد و تمامش در حال دگرگونی است و رفتنیست.[5]
5. ثروت
هیچ ثروتی چون خرد، هیچ تهیدستی چون نادانی، هیچ میراثی چون ادب وهیچ پشتیبانی چون مشورت نمودن نیست.[6]
6. جهاد
امّا بعد، جهاد، دری است از درهای بهشت که خدا بر روی برگزیدة دوستان خود گشوده است؛ و جامة تقواست که تن آنان را پوشانده است. زره استوار الهی است که آسیب نبیند؛ و سپر محکم اوست که تیر در آن ننشیند. هر که جهاد را واگذارد و نا خوشایند داند، خدا جامة خواری بر تنش پوشاند و فوج بلا برسرش کشاند و در زبونی فرو ماند. دل او در پرده‎های گمراهی نهان، و حق از او روی گردان. به خواری محکوم و از عدالت محروم.[7]
7. چاره اندیشی برای بیچارگان
(ای مالک) خدای را، خدای را، در خصوص فرودستان، زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران، و دردمندان که دردشان را هیچ چاره‎ای نیست، چه در میان این قشر کسانی به دریوزگی روی می‎آورند و کسانی با نیاز آبرو داری می‎کنند.
پس، برای خدا پاسدار حقی باش که خداوند برایشان تعیین کرده است و تو را به رعایتش فرمان داده است و از بیت المال و محصول زمین‎های غنیمتی اسلام ـ در هر شهری ـ سهمی برایشان در نظر بگیر؛ چرا که برای دورترین مسلمانان، همانند نزدیک‎ترینشان سهمی هست و تو مسئول رعایت حق همگانی.[8]
8. حب و بغض
ای مردم، محور اجتماع مردم حب و بغض (خوشنودی وخشم) است، بی‎گمان ناقة ثمود را تنها یک نفر پی کرد، اما چون تمامی قوم ثمود به کار او رضا دادند، خداوند همة ایشان را سزاوار عذاب ساخت و این سخن خداوند سبحان است که فرمود: «پس آن ناقه را پی کردند و همگی پشیمان شدند.»[9]
9. خود شگفتی (عُجْبْ)
از خودپسندی و تکیه زدن بر توانمندی‎هایت که به شگفتی وامی‎داردت و گرایش گوش سپردن به چاپلوسی‎ها را در تو زنده می‎کند، سخت بر حذر باش! که برای پایمال کردن نیکی نکوکاران، این مطمئن‎ترین فرصت است برای شیطان.[10]
10. دعا
(گروهی آن حضرت را پیش رویش ستودند، فرمود:) بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می‎شناسی و من خود را از آنان بیشتر می‎شناسم، خدایا ما را بهتر از آن کن که می‎پندارند و بیامرز از ما آنچه را نمی‎دانند.[11]
11. ذکر
از سخنان آن حضرت است هنگامی که آیة «رجال لاتلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله» را تلاوت می‎فرمود:
همانا خداوند سبحان یاد خود را مایة جلای دل‎ها کرد تا به یمن آن، شنوایی جایگزین کری، بینش جایگزین کوری، انعطاف و حق‎پذیری جایگزین کین‎توزی گردد. آری، خداوند ـ که تمامی بخشیده‎هایش گرانمایه است ـ در دوران‎های پی در پی تاریخ ـ حتی در روزگاران فترت ـ همواره بندگان خاصی دارد که در ژرفنای اندیشه و در عمق خردهاشان با آنان در راز است و از طریق خرد دمساز، و آنان با روشنایی ویژه‎ای که در چشم‎ها و گوش‎ها و دل‎هاشان پدید می‎آید به چراغ‎هایی می‎مانند فرا راه انسانها؛ ایام خدا را به یاد آنان آرند و مردمان را از بزرگی و جلال او ترسانند.[12]
12. رنگارنگی روزگار
روزگار را دو چهره است: روزی از تو و روزی بر تو. در آن روزی که از توست سرکشی بنه و روزی که بر توست تن به شکیبایی ده![13]
13. رهبری
آنکه خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خود بپردازد، و بیش از آنکه به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید، و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته‎تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد[14]
14. زیان زبان
جبران آنکه با نگفتن از دست نهاده‎ای آسان‎تر است از تدارک آنچه با گفتن از دست داده‎ای، و نگاهداری آنچه در مشک است با استوار بستن در آن با بند است. آنچه در دست است نگهداری، بهتر از آن است که آنچه نزد دیگران است خواهی؛ تلخی نومیدی بهتر، تا دست دریوزگی نزد مردمان بردن؛ کار با پارسایی برتر از هرزگی با توانگری است؛ و هر کس خود تواناتر است به راز خویش نگه داشتن؛ و بسا کوشنده که در جهت زیان خود کوشد! آنکه پرگوید، یاوه سراید؛ و هر که بیندیشد، بینش یابد.[15]
15. ژرفای هستی
به ژرفای عظمت تو آگاهیمان نتواند بود. دانش ما تنها این است که می‎دانیم تو زنده و برپا دارندة جهانی، بی‎آنکه خواب بربایدت. ژرفای ذاتت را هیچ نگاهی درنیابد و ادراک وجودت را هیچ چشمی نتواند، بلکه این ادراک توست که پهنة چشم‎ها را فرا گرفته و پایان عمرها را می‎دانی و عنان سرتاپای پدیده‎ها را در دست قدرت خود داری.
آنچه را ما از آفرینشت می‎بینیم و با آن از قدرتت به شگفتی می‎آییم و در توصیف بزرگی سلطنتت لب می‎گشاییم، بسی ناچیزتر است از آنچه از ما پنهان است و چشم‎هامان از دیدنش ناتوان است و اندیشه‎مان از تسخیر آن در بن‎بست است و میان ما و آن پرده‎هایی از غیب در افکنده است.
پس هر که با قلبی فارغ اندیشه به کار گیرد تا دریابد که تو چگونه عرش خویش برپا داشته‎ای و مخلوقاتت را آفریده‎ای، و چگونه آسمان‎هایت را در فضا آویخته‎ای و چه‎سان زمین را بر امواج آب‎ها گسترده‎ای، نگاهش حسرت‎زده، خودش مبهوت، گوشش منگ و اندیشه‎اش سرگردان، به واپس باز می‎گردد.[16]
16. ساده زیستی
(حضرتش را با جامه‎ای کهنه و پینه‎دار دیدند، سبب پرسیدند، فرمود:)
با این گونه پوشش دل خاشع شود، و نفس رام گردد؛ و مؤمن آن را الگو گیرد.[17]
17. سینه فراخی (شرح صدر)
سینة خردمند صندوق راز اوست، (و در جای دیگر فرمود: ) ابزار ریاست فراخی سینه است.[18]
18. سپاسگزاری
به خدا سوگند اگر دل‎های شما یکسره بگدازد و دیدگانتان از شوق پروردگار یا از بیم کردگار سیل خون روان سازد و تا چند که دنیا پایدار است در آن بمانید این همه کرده‎های شما پاداش نعمت‎های خدا نخواهد بود به ویژه این نعمت که شما را به راه ایمان هدایت فرمود.[19]
و نیز فرمود: چون طلیعه‎های نعمت‎ها به شما رسید، با ناسپاسی تداوم آن را مبرید.[20]
19. شهرت گریزی
شادمانی مؤمن در رخسار اوست و اندوهش در دلش، سینه او فراخ‎ترین است و نفس او خوارترین؛ برتری طلبی را دوست نمی‎دارد و از شهرت‎طلبی گریزان است و اندوهش دراز است و همتش فراز... .[21]
20. شهادت خواهی
کجایند مردمی که به اسلامشان خواندند، و آن را پذیرفتند؛ و قرآن خواندند و دستورهایش را پیروی کردند، به کارزارشان برانگیختند، و آنان همچون ماده شتر که به بچه خود رو می‎آورد، شیفتة آن گردیدند. شمشیرها را از نیام برآوردند و گروه گروه و صف به صف روی به اطراف زمین نهادند، بعضی نجات یافته و بعضی به شهادت رسیدند.[22]
21. صبر راز پیروزی
شکیبا پیروزی را از کف ندهد، گر چه روزگارانی بر او گذرد.[23]
و نیز فرمود: چون سختی به نهایت رسد، گشایش در رسد؛ و چون حلقه‎های بلا سخت به هم آید، آسایش در آید.[24]
22. ضرار و مناجات علی ـ علیه السّلام ـ
( در خبر ضرار پسر ضَمْرَه ضبابی است که چون بر معاویه درآمد معاویه وی را از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ پرسید، گفت: گواهم که او را در حالی دیدم که شب پرده‎هایش را آویخته بود و او در محراب خویش ایستاده، دست به محاسن، چونان مار گزیده به خود می‎پیچید و با اندوه می‎گریست و می‎گفت: ) ای دنیا! ای دنیا! از من دور شو! برای من خود را به نمایش گذاشته‎ای؟ یا شیفتة من شده‎ای؟ مباد که تو در دل من جای گیری. هرگز! جز مرا بفریب! مرا به تو چه نیازی است؟! من ترا سه بار طلاق گفته‎ام و بازگشتی در آن نیست.
.............................................
[1] . ترجمه‎های این قسمت برگرفته شده از ترجمة استاد شهیدی و یا «خورشید بی‎غروب» است که گاهی اندک تغییراتی درآن داده شده است.
[2] . من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر، و من خاف أمِنَ، و من اعتبر أبصر، و من أبصر فهم و من فهم علم. نهج البلاغه، حکمت 208.
[3] . و انّما الدنیا منتهی بصر الأعمی، لا یبصر ممّا و راءَها شیئاً، و البصیر ینفذها بصره و یعلم أنَ الدّار وراءَها. فالبَصیر منها شاخص، و الأعمی إلیها شاخص. و البصیر منها متزوّد، و الأعمی لها متزوّد. همان، خ 133.
[4] . أیّها الناس، الزهادة قصر الأمل، و الشکر عند النّعم، و الورع (لح: التورع) عند المحارم. فان عزب ذلک عنکم فلا یغلب الحرامُ صبرکم و لا تَنْسَوْا عند النعم شکرکم فقد اعذر الله الیکم بحجج مسفرة ظاهرة و کتب بارزة العذر واضحة. همان، خ 81.
[5] . و اعتبر بما مضی من الدنیا ما بقی منها، فان بعضها یشبه بعضاً و آخرها لا حق بأوّلها و کلها حائِل مفارق. همان، نامة 69.
[6] . لا غنی کالعقل، و لا فقر کالجهل، و لا میراث کالأدب و لا ظهیر کالمشاورة. همان، حکمت 54.
[7] . أمّا بعد: فإنّ الجهاد باب من أبواب الجنّة فتحهُ الله لخاصّة اولیائِه و هو لباس التقوی و درع الله الحصینة و جنّته الوثیقة، فمن ترکه رغبة عنه البسه الله ثوب الذلّ و شملة البلاءِ. و دیّث بالصغار و الغماءة و ضرب علی قلبه بالاسهاب و أدیل الحق منه بتضییع الجهاد و سیم الخسف و منع النصف. همان، خ 27.
[8] . ثم الله، الله، فی الطبقة السفلی من الذین لا حیلة لهم من المساکین و المحتاجین و أهل البؤسی و الزمنی، فأنّ فی هذه الطبقه قانعاً و معترّاً. و احفظ لله ما استحفظک من حقه فیهم، و اجعل لهم قسماً من بیت مالک، و قسماً منه غلّات صوافی الإسلام فی کل بلد، فإنّ للأقصی منهم مثل الذی للأدنی، و کل قد استرعیت حقه. همان، نامة 53.
[9] . أیّها النّاس، إنّما یجمع الناس الرضا و السخط، و انّما عقر ناقة ثمود الرجل واحد فعمّهم الله بالعذاب لما عموه بالرضا. فقال سبحانه: « فعقروها فأصبحوا نادمین». همان، خ 201.
[10] . و إیّاک و الاعجاب بنفسک و الثقة بما یعجبک منها، و حبّ الإطراء، فإنّ ذلک من أوثق فرص الشیطان فی نفسه لیمحق ما یکون من احسان المحسنین. همان، نامة 53.
[11] . (و مدحه قوم فی وجهه فقال: ) اللّهم أنک أعلم بی من نفسی و أنا اعلم بنفسی منهم، اللّهم اجعلنا خیراً ممّا یظنّون، و اغفرلنا ما لا یعلمون. نهج البلاغه، حکمت 100.
[12] . و من کلام له ـ علیه السّلام ـ قاله عند تلاوته «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله»: إنّ الله سبحانه جعل الذکر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقرة، و تبصر به بعد العشوة، و تنقاد به بعد المعاندة، و ما برح للهِ ـ عزّت الاؤه ـ فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم، و کلّهم فی ذات عقولهم، فاستصبحوا بنور یقظة‌فی الأبصار و الاسماع و الأفئدة؛ یذکرون بأیام الله، و یخوفون مقامه بمنزلة الأدلة فی الفلوات. همان، خ 222.
[13] . و الدهر یومان: یوم لک و یوم علیک. فإذا کان لک فلا تبطر؛ و إذا کان علیک فاصبر. همان، حکمت 396.
[14] . من نصب نفسه للناس اماماً فعلیه أن یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره؛ و لیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه. و معلم نفسه و مؤدّبها أحق بالإجلال من معلم الناس و مؤدبهم. همان، حکمت 73.
[15] . و تلافیک ما فرط من صمتک ایسر من إدراکک مافات من منطقک. و حفظ ما فی الوعاء بشدّ الوکاء. و حفظ ما فی یدیک أحبّ إلیّ من طلب ما فی ید غیرک، و مرارة الیأس خیر من الطلب إلی الناس. و الحرفة مع العفّة خیر من الغنی مع الفجور. و المرء أحفظ لسرّه. و ربّ ساع فیما یضرّه! من أکثر أهجر، و من تفکّر أبصر. همان، نامة 31.
[16] . فلسنا نعلم کنه عظمتک إلا أنا نعلم أنک حیّ قیوم لا تأخذک سنة و لا نوم. لم ینته إلیک نظر، و لم یدرکک بصر، أدرکت الأبصار. و أحصیت الأعمار، و أخذت بالنواصی و الأقدام. و ما الذی نری من خلقک و نعجب له من قدرتک و نصفه من عظیم سلطانک. و ما تغیب عنا منه، و قصرت أبصارنا عنه، و انتهت عقولنا دونه، و حالت ستور الغیوب بینا و بینه أعظم. فمن فرغ قلبه، و اعمل فکره، لیعلم کیف اقمت عرشک و کیف ذرأت خلقک، و کیف علّقت فی الهواء سماواتک و کیف مددت علی مور الماء أرضک، رجع طرفه حسیراً و عقله مبهوراً و سمعه والها، و فکره حائرا. همان، خ 160.
[17] . و قد رئی علیه إزار خلق مرقوع. فقیل له فی ذلک، فقال: یخشع له القلب، و تذل به النفس؛ و یقتدی به المؤمنون. همان، حکمت 103.
[18] . صدر العاقل صندوق سرّه. همان، حکمت 6 و: آلة‌ الریاسة سعة الصدر همان، حکمت 176.
[19] . و الله لو انماثت قلوبکم انمیاثا، و سالت عیونکم من رغبة إلیه أو رهبة منه دما، ثم عمّرتم فی الدنیا ما الدنیا باقیة ماجزت أعمالکم الـح: عنکم) ـ و لو لم تبقوا شیئاً من جهدکم ـ أنعمه علیکم العظام، و هداه إیاکم للإیمان. همان، خ 52.
[20] . اذا وصلت الیکم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقلة الشکر.همان، حکمت 13.
[21] . المؤمن بشره فی وجهه، و حزنه فی قلبه. أوسع شیء صدراً و أذلّ شیء نفساً. یکره الرّفعة و یشنأ السمعة. طویل غمّه. بعید همّه. همان، حکمت 333.
[22] . أین القوم الذین دعوا إلی الإسلام فقبلوه؟ و قرأوا القرآن فاحکموه، و هیجوا إلی الجهاد فولهوا و له اللقاح إلی أولادها. و سلبوا السیوف أغمادها. و أخذوا بأطراف الأرض زحفاً و صفاً صفاً. بعض هلک و بعض نجا. همان، خ 121.
[23] . لا یعدم الصبور الظفر و إن طال به الزمان. همان، حکمت 153.
[24] . عند تناهی الشدّة تکون الفرجة، و عند تضایق حِلَق البلاء یکون الرخاء. همان، حکمت 351.

 


زندگانی‎ات کوتاه است و ارزشت ناچیز، و آرزوی تو داشتن خُرد. آه از کمی توشه، درازی راه، دوری سفر و سختی محشر![1]
23. طاووس مصرعی زیبا از قصیدة بی‎پایان هستی
در این میان طاووس با آن پرهای پیچاپیچ و دمِ کشیده‎اش، یکی از شگفت‎انگیزترین و زیباترین پرندگان است. که خداوند او را بر اساس استوارترین هماهنگی‎ها آفریده است و رنگ‎آمیزی‎اش را در ردیف زیباترین رنگ‎آمیزی‎ها به انجام رسانده است.
این پرنده آن‎گاه که آهنگ جفت خویش کند، دم درهم رفته‎اش را چونان چتری می‎گشاید و سایبان سرش قرار می‎دهد؛ توگویی دمش بادبان کشتیی است که ناخدایش برافراشته است؛ به دم رنگارنگش می‎نازد و بدان فخر می‎فروشد... .
پنداری استخوان‎ پرهایش میله‎های سیمین است و پرهای هاله مانندش ـ که خورشید سان بر آن روییده است ـ چونان زرناب و قطعه‎های زبرجد.
اگر او را به گل‎ها و گیاهان روییده از زمین مانند کنی، گویی که از تمامت گل‎های بهاری دسته گلی فراهم آمده است و اگر با رنگ آمیزی جامه‎ها مقایسه‎اش کنی حله‎های پرنقش و نگار یا دستبافته‎های خوش نقش یمنی را خواهی یافت. و اگر در زیورها جستجویش کنی، به سان نگین‎های گوناگونش خواهی دید که در نقره‎های جواهر نشان نصب می‎شود.
با ناز و نشاط فراوان می‎خرامد و دم و بال‎هایش را برانداز می‎کند؛ پس زیبایی جامه و رنگ‎های جواهر نشانش او را به قهقهه وا می‎دارد؛ اما چون به ساق پای خویش نگاه می‎افکند، گریان با آهنگی که از درماندگی‎اش پرده برمی‎گیرد و بر دردمندی‎اش گواهی راستین است فریاد می‎کشد؛ چرا که ساق‎های این پرنده زیبا چونان ساق خروس دورگه باریک است و از قوزکش خاری نک تیز و کم پیدا سرزده است. بر فراز گردن این پرنده به جای یال، کاکلی سبز فام و پرنقش و نگار در نگاه می‎نشیند؛ و بر آمدگی گردنش به گردن بلورین کوزه‎ها ماننده است و از نقطه فرودین گردن تا شکم، درست به زیبایی و سمة یمنی رنگ آمیزی شده است. یا به آیینة شفافی ماند که پرده‎ای از حریر بر آن افکنده باشند. تو گویی که این عروس زیبای طبیعت، در معجر سیاهی پیچیده و پوشیده است، اما سیاهی‎اش را چنان آب و رنگی است که گویی سبزی بسیار خوشرنگی با آن در آمیخته است.
در امتداد شکاف گوشش خط کشیده‎ای است به رنگ بابونة سفید که سفیدی‎اش را در آن زمینة سیاه، درخشش ویژه‎ای بخشیده است.
کمتر رنگی را می‎توان یافت که طاووس از آن بهره‎ای نبرده باشد، یا با شفافیّت و زرق و برق جامه‎اش بدان جلای برتری نداده باشد. او گل‎های پراکنده بهاری را ماند که باران بهاران و گرمای آفتاب در آن نقشی نداشته است.
جالب‎تر آنکه این پرنده هر ازچندگاه پرهای افسانه‎ایش را بیرون می‎شود و تن به عریانی می‎دهد، پرهایش پیاپی فرو می‎ریزند و از نو می‎رویند؛ تا دگر بار ترکیب گذشتة‌خود را بازیابند، بی‎آنکه میان این پرها و پرهای پیشین اندک تفاوتی پیش آمده باشد، یا رنگی جابه جا شده باشد. هرگاه به تماشای دقیق یکی از پرهایش بنشینی، در لحظه‎ای سرخی گل را می‎نمایدت و در لحظه‎ای دیگر سبزی زبرجد را و گاه زردی زرناب را!
راستی را که هوش ژرف اندیش و خردهای جوشان، ژرفای این ویژگی‎ها را چگونه دریابند؟ و گفتارهای توصیف گران به نظرم کشیدن این همه زیبایی را چگونه توانند؟! و مگر نه این است که ناچیزترین اجزایش پندارها را از ادراک و زبان‎ها را از توصیف ناتوان ساخته است؟[2]
24. ظرف دانش
همه ظرف‎ها چنانند که چون چیزی در آن ریخته شود ظرفیت‎شان کاسته گردد، مگر ظرف دانش که با افزودن دانش در آن، پیوسته گسترش یابد.[3]
25. عبرت‎آموزی از تاریخ
از آنها که پیش از شما بودند عبرت گیرید، که چگونه در خاک غنودند؛ اندامشان از هم گسیخت، دیده‎ها و گوش‎‎هایشان فرو ریخت، شرف وعزتشان رخت بربست، شادمانی و تن آسایی‎شان از هم گسست. نزدیکی فرزندان به از دست دادن آنان کشید و همنشینی همسران به جدا شدن از آنان انجامید. نه به هم می‎نازد و نه فرزند می‎آورند؛ و نه یکدیگر را دیدار می‎کنند، و نه در کنار یکدیگر به سر می‎برند![4]
26. غرور عامل سقوط انسان
و دیگری که دانشمندش دانند، و بهره‎ای از دانش نبرده؛ ترّهاتی چند از نادانان و مایه‎های جهلی از گمراهان، ه دست آورده و دام‎هایی از فریب و غرور برای مردمان گسترده. کتاب خدا را به رأی خویش تفسیر کند، و حق را چنانکه خواهد تعبیر کند. مردم را از بلاهای سخت بی‎تفاوت سازد و گناهان بزرگ را آسان شمارد.[5]
27. فتنه (آزمایش)
کسی از شما نگوید: «خدایا از فتنه به تو پناه می‎برم!» چه هیچ کس نیست جز که در فتنه است، لیکن آنکه پناه خواهد از فتنه‎های گمراه کننده پناه جوید، که خداوند سبحان فرماید: «بدانید که مال و فرزندان شما فتنه است». و معنای آن این است که خدا آنان را به مال‎ها و فرزندان می‎آزماید تا ناخشنود از روزی وی، و خشنود از آن را آشکار نماید؛ بی‎گمان خداوند سبحان به حال آنان از خودشان داناتر است. با این همه در بوتة آزمون قرار می‎گیرند تا آنچه هست در عمل‎هاشان عینیّت یابد و پاداش و کیفر را سزاوار شوند.[6]
28. فتنه‎گریزی

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود  دانلود مقاله  سیری در مفاهیم نهج البلاغه


دانلود مجموعه نقشه های رقومی شهرستان ایلام

دانلود مجموعه نقشه های رقومی شهرستان ایلام

دانلود مجموعه نقشه های رقومی شهرستان ایلام

فایل حاضر داری مجموعه ای از اطلاعات رقومی در مورد شهرستان مربوطه می باشد که در هر یک از لایه ها سعی بر آن شده با ایجاد پایگاه اطلاعات قابل فهم همراه با توضیحات فارسی با فونت قابل خواندن بر روی تمام سیستم عامل های مورد استفاده، امکان دسترسی سریع و آسان به اطلاعات را برای استفاده کنندگان فراهم آوریم. لایه های رقومی فایل مربوطه دارای موار ...

دریافت فایل

خرید و دانلود دانلود مجموعه نقشه های رقومی شهرستان ایلام


ستارخان

ستارخان



درباره رمان ستار خان:

عباس پناهی ماکویی در رمان «ستارخان» داستان زندگی ستارخان قره‌داغی، یکی از سرداران جنبش مشروطه ایران را که به سردار ملی ملقب بود، روایت می‌کند.

برخی این رمان را بزرگ‌ترین و نخستین رمان تاریخى درباره انقلاب مشروطیت می‌دانند؛ رمانی که نخستین‌بار در سال 1957 در شهر باکو به چاپ رسید. 6 سال بعد متن روسى‌اش با برگردان «ک. گُرابونوا» و از سوی بنگاه مطبوعاتى «ساویتسکى پیساتل» با شمارگان 100 هزار نسخه در مسکو چاپ و منتشر شد.

در توضیح این کتاب آمده است: «رمان ستّارخان یکى از بزرگ‌ترین آثار هنرى عباس پناهى ماکوئى است که درباره انقلاب مشروطیت ایران آگاهى‌هاى بس گرانبهایى را به دست مى‌دهد و مطالبی را درباره رهبرى تواناى این جنبش، سازمان رزمى و سرانجام درباره ستّارخان و همرزمان‌اش بازگو مى‌کند. پناهى در این رمان از جنبش‌هاى آزادی‌بخش ملّى، زندگى قشرها و طبقه‌هاى گوناگون ایرانیان، به ویژه آذربایجان و تبریزیان و تاریخچه پیکارهاى سیاسى و نظامى مردم سخن به میان مى‌آورد و چهره‌هاى وابسته به ملیت‌هاى گوناگون ایران (فارس و آذربایجانى و کرد و ارمنى) و نقش آن‌ها در روند جنبش مردمىِ مشروطه و نیز فعالیت‌هاى نمایندگان دولت‌هاى امپریالیستى مقیم ایران را در آن زمان به خوبى نشان مى‌دهد.»

ترجمه فارسی این اثر نخستین‌بار در سال 1357 توسط کیخسرو کشاورزى از سوی انتشارات امیرکبیر به چاپ رسید

خرید و دانلود ستارخان


تحقیق در مورد اقرار در امور حقوقی

تحقیق در مورد اقرار در امور حقوقی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه:16

 

  

 فهرست مطالب

 

 

 

اقرار در امور حقوقی

 

الف: تعریف اقرار[1]:

 

ب: اخبار[2]:

 

ج: ارتباط با حق:[3]

 

د: نفع غیر:[4]

 

و: زیان خود[5]:

 

سابقه و اهمیت قرار[6]:

 

قالب و شکل اقرار[7]:

 

شرایط صحت اقرار[8]:

 

الف: شرایط مربوط به اخبار:

 

بررسی اثر تصدیق مقوله[9]:

 

شرایط اقرار کننده یا مقر[10]:

 

قصد و اختیار[11]:

 

بلوغ[12]:

 

شرط عقل[13]:

 

عدم سفه[14]:

 

وجود قصر[15]:

 

اختیار[16]:

 

عدم ورشکستگی یا اعسار[17]:

 

مقوله و شرایط آن[18]:

 

الف: داشتن حق تملک[19]:

 

معلوم بودن مقوله[20]:

 

شرایط مقو به[21]:

 

تصدیق یا تکذیب مقوله[22]:

 

ب: تکذیب اقرار[23]:

 

انواع اقرار:

 

اقرار صریح[24]:

 

اقرار ضمنی[25]:

 

اقرار کلی[26]:

 

اقرار جزئی[27]:

 

اقرار ابتدایی[28]:

 

اقرار قاطع و غیرقاطع[29]:

 

اقرار دادگاه و اقرار خارج از دادگاه[30]:

 

اقرار ساده[31]:

 

اقرار مقید[32]:

 

اقرار مرکب[33]:

 

اقرار شفاهی[34]:

 

اقرار کتبی[35]:

 


 

 

 

 

 

 

الف: تعریف اقرار[1]:

از لحاظ لغوی، اقرار مصدر و از واژه قرار گرفته شده و در فرهنگهای مختلف معانی متعددی برای آن شناخته اند، از جمله اعتراق به حق، کسی را در مکانی ابقائ کردنریال سخنی را به روشنی بیان کردن، چیزی را در کاری استوار کردن بکار رفته است، ذکر این نکته نیز لازم استکه اقرار بیشتر در امور حقوقی به کار می رود و در مسایل جزایی بیشتر از واژه اعتراف استفاده می گردد، تعریفی نیز که فقها از اقرار کرده اند با تعریف مقرر در قانون مدنی نزدیک است. فاضل تعداد در تعریف اقرار می گوید هو اخبار عن حق لازم للغیر و محقق اول نیز می گوید: هی اللفظ المتضمن لاخبار عن حق واجب و در این 2 تعریف علاوه بر اقرا شهادت نیز جای می گیرد.

اقرار که در برخی نظام های حقوقی به آن      ادله و یا تواناترین دلیل گفتهمی شود در ماده 1259 ق م تعریف شده که می گوید:

اقرار عبارت است از اخبار به حقی برای غیر و به ضرر خود، اما کاملترین تعریفی که در حال حاضر مورد پذیرش قرار گرفته است اقرار اخباری است که به موجب آن شخص امری را که دارای آثار حقوقی علیه اوست به عنوان حقیقتی که در برابر آن ماخوذ است می پذیرد.

ب: اخبار[2]:

قانون مدنی اقرار را نوعی اخبار دانسته است که در واقع از یک امر موجود خبر می دهد، اقرار چیزی را به وجود نمی آورد و ایجاد کننده حقی نیز نمی باشد، بنابراین اولا مثل هر خبری ممکن است در واقع راست یا دروغ باشد، به همین جهت هم قانون مدنی امکان کذب بودن اقرار رانفی کرده و در ماده 1276 مقرر می دارد که اگر کذب اقرار نزد ححاکم ثابت شود آن اقرا اثری نخواهد داشت. اخبار مستلزم انجام فعلی می باشد و سکون جز در مواردکه استثناء شده باشد از این نظر اثری ندارد، اقرار می تواند ضفاهی یا کتبی باشد، از سوی دیگر چون اقرار ضمنی نیز معتبر است باید پذیرفت که اقرار فعلی نیز معتبر است.

ج: ارتباط با حق:[3]

اقرار باید مرتبط با حق باشد، چرا که حق امتیازی است که شخص دارد و دیگر افراد باید به آن احترام بگذارند و آثاری نیز بر آن    است، بسیاری از سخنان افراد که عنوان خبر دارد، ولی حاکی از حقی برای دیگری نیست اقرار گفته نمی شود، در اقرار باید اخبار به وجود خفی شود، در حقیقت اخبار در صورتی می تواند علیه باطل آن اقرار شود که از جمله نسبت به مسائل موضوعی باشد و نه حکمی، زیرا وجود قانون، علی القاعده نیاز به اثبات آن از سوی اصحاب دعوی را ندارد.

تا دخالت دلیل لازم شودو ترتیب اثار حقوقی هر امری با لحاظ مقررات با دادگاه است. بنابراین اخبار به وجود مسئولیت اقرار شمرده نمی شود. اگرچه اخبار خاص به امری که می تواند موجب مسئولیت اخبار دهنده شود اقرار شمرده می شود، اما تشخیص ایجاد مسئولیت، به سبب امری که به آن اقرار شده با لحاظ مقررات با دادگاه است.

حق طرف به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ممکن است موضوع اقرار باشد، وقتی مدیون می پذیرد که مدیون است مستقیما اقرار نبوده و وقتی مثلا راننده می پذیرد که تصادف با دیگری کرده و به طور غیرمستقیم اقرار کرده که مدیون خساراتی است که در اثر این تصادف به دیگری وارد شده است.


[1] دکتر شمس- آئین دادرسی مدنی- ص 290-291، ادله اثبات دعوی- دکتر سید جلال الدین مدنی ص 61 و 62

[2] . دکتر شمس- آئین دادرسی مدنی- ص 290-291، ادله اثبات دعوی- دکتر سید جلال الدین مدنی ص 61 و 62

[3] دکتر شمس- آئین دادرسی مدنی- ص 290-291، ادله اثبات دعوی- دکتر سید جلال الدین مدنی ص 61 و 62

 



خرید و دانلود تحقیق در مورد اقرار در امور حقوقی