دانلود مقاله بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی (گناباد)

 

 

مقدمه
در قرآن کریم تاکید فراوانی به سیر و سیاحت و اندیشه در سرنوشت اقوام و ملل شده و این امر انگیزه‌ای بسیار قوی است تا در احوال و سرگذشت اقوام و امم مختلف درزمینه‌های گوناگون از جمله تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و غیره کوشا باشیم. اگر کمی به گذشته برگردیم و سابقه و قدمت و اقتدار تمدن و فرهنگ اسلامی را مد نظر بیاوریم متوجه این نکته می‌شویم که ارمغان جاودانه‌ای که اسلام به همراه مواهب دیگر برای بشریت آورد و برای همیشه او را مدیون مراحم عمیق خویش قرار داد، همان فرهنگ و تمدن انسان فراگیری است که هنوز انسانیت از ثمرات آن بهره‌مند است. کارنامه اسلام در قرن‌های درخشان آن، کارنامة فرهنگ انسانی است. این نکته که اسلام در طی قرن‌های دراز موجد یک فرهنگ پیشرو بوده است چیزی است که از تاریخ فرهنگ انسانی به درستی بر می‌آید و به قول برخی از محققین «دنیای اسلام به قدر کافی افتخارات راستین دارد که نیاز به گزاف و دعوی نداشته باشد.»
با نگرشی بر جریانات حاکم بر جهان علم و سیاست، متوجه می‌شویم مدتی طولانی است که مبارزه‌ای تمام عیار از سوی غربی‌ها علیه مشرق زمین خصوصاً ممالک اسلامی در جریان است و هر لحظه بر التهاب شعله‌های این نبرد و تهاجم فرهنگی و سیاسی افزوده می‌شود.
به نظر نگارنده یکی از راههای مبارزه صحیح و اصولی با این تهاجمات، مسلح شدن به سلاح علم و ایمان است. اگر ما مسلمانان مختصری از تاریخچة تمدن و فرهنگ عظیم و با شکوه اسلامی را بدانیم و با نقاط ضعف و قوت آن آشناشویم و بکوشیم افتخارات عظیم علمی گذشته ایران و اسلام را حتی‌الامکان زنده نماییم، خود بهترین حربه برای مبارزه با این شبیخون فرهنگی و سیاسی خواهد بود و به نظر می‌رسد «حداقل تحقیق و تفحص در احوال امم گذشته در کشورها و بلاد اسلامی می‌توان آن حس حقارت نفس را که هجوم تجاوز گرانه فرهنگ غربی در بعضی بیخبران ما برانگیخته، بکاهد.» ما در گذشته توانسته‌ایم و هم اکنون نیز می‌توانیم در عرصه علم و دانش و تمدن و فرهنگ (به مانند قرون اولیه اسلامی) بدرخشیم، هر چند که این امر مستلزم پیمودن راهی بس مشکل و طولانی است اما رسیدن به آن محال نمی‌باشد.
با توجه به این موضوع، بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی کشورمان حداقل ما را با گذشتة شکوهمند آن در بستر زمان آشنا می‌کند و بدین ترتیب از نقاط ضعف و قوت آن مطلع می‌شویم و چون علم جغرافیای تاریخی در برگیرندة ابعاد مختلف و زمینه‌های متنوع علمی (وضعیت طبیعی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، آثار تاریخی و ...) است، در این جهت سودمندتر خواهد بود.
خراسان سرزمینی است گسترده در پهنه فلات ایران با شهرها و دهکده‌هایی کوچک و بزرگ که جایگاه آغاز ساختن و پرداختن زندگی و تمدن بشری بوده است و بدون تردید نه تنها در آفرینش‌های تمدن ایران زمین بلکه در ساختارهای گوناگون جامعه انسانی نقش راستین را داشته و بدین جهت است که بسیاری خراسان را سرزمین مقدس جامعه انسانی به حساب آورده و شناخت و آشنایی با آنه در تاریخ زندگی انسان بر این محیط گذشته است تغییرات و تحولاتی که در این کانون در طول قرن‌ها به وقوع پیوسته خود، حرکت انسان به سوی انسان شدن را نمایان می‌سازد و پیوسته بر این مسیر دشوار انسان بودن، حرکت خود را ادامه داده و بازگو می‌نماید، چه مشکلاتی در راه بوده تا روشنایی را تجدید حیات بخشد و بدین جهت گذشته خراسان چراغی است فرا راه آینده بشری.
آنچه بر دیدگاه می‌نشیند، پژوهشی است بر مبنای جغرافیای تاریخی پاره‌ای از این سرزمین افسانه‌ای که خود با رازهای بسیاری همراه است و اگر چه مفهوم جغرافیای تاریخی هنوز از نظر محققان به طور دقیق تعریف نشده و مشخص نگردیده است و گاهی آن را شعبه‌ای از جغرافیای انسانی شمرده و زمانی مطالعه تغییرات عوامل جغرافیایی در طول زمان به حساب آورده‌اند ولی به نظر می‌رسد که جغرافیا بستر رویدادهایی است که محتوای تاریخی دارند و باید چنین نتیجه گرفت که جغرافیای تاریخی مجموعه‌ای است از مطالعات محلی با وجه به دگرگونی‌ها و بازسازی‌ها و خلاقیت‌های انسان در طول حیاتش در آن ناحیه و بدین ترتیب جغرافیایی در طول تاریخ با توجه به عوامل انسانی تاثیر گذار بر این مکان‌های جغرافیایی می‌باشد.
بیان مسئله
در این مجموعه که به صورت پایان نامه مکتوب گردیده سعی شده از اطلاعات و مدارجی که درج می‌شود به بهترین حالت ممکن استفاده شود تا در صورت امکان یک منبع اطلاعاتی به عنوان مفید در دسترس خوانندگان قرار گیرد. در این مجموعه علاوه بر جغرافیای طبیعی به ویژگی‌های انسانی و تاریخی این منطقه اشاره گردیده است و علاوه بر آن اشاره‌ای به رویدادهای تاریخی شده است و همین طور آشنایی با آداب و رسوم و باورهای مردم منطقه و تاثیر آن بر رفتاری مردمان آن دیار توجه گردیده است.
بیان هدف
هدف از انتخاب این موضوع این موضوع جهت ارائه‌ی پایان نامه تحصیلی شناخت و معرفی هر چه بیشتر منطقه‌ی باستانی از سرزمین کهن‌مان است.
همین موضوع باعث گردیده که با یاری خدا بتوانیم از این طریق شناخت بیشتری نسبت به منطقه‌ی تاریخی گناباد پیدا کنم و در خدمت علاقمندان و دوستداران این گونه اطلاعات قرار دهم.
طرح تحقیق
آنچه در این تحقیق فراهم شده مختصری از مونوگرافی همان طوری که می‌دانیم مونوگرافی سبک نگاری جامعه یا اجتماعی است که در یک محل زیست می‌کند و در اصطلاح به معنی شناخت جغرافیایی و اقتصادی و اجتماعی و انسانی یک منطقه است.
مونوگرافی حاضر مربوط به روستای گناباد است و مونوگرافی روستایی بررسی موقعیت و شناخت جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی و انسانی روستا یا ده است.
با این حال نویسنده کوشش دارد که فقط آمار و ارقام را ارائه ندهد بلکه علاوه بر آمار و ارقام، تحلیل بر مونوگرافی روستای گناباد داشته تا تحقیق جنبه‌ی تحلیلی به خود بگیرد.
با توجه به فرهنگ روستا، نوع ساختار اجتماعی و هم چنین آداب و رسوم و زبان که آکنده از سنت‌های اسلامی و قدیمی و لبریز از قوانین منظم و یا قبیله‌ای بوده است که خود نشان دهنده‌ی غنا و قدمت روستا بوده که تحقیق در مورد این مسائل علاوه بر این که ما را با فرهنگ روستا آشنا می‌کند، چند درباره‌ی این سنت‌ها را نیز می‌تواند به دنبال داشته باشد در واقع این تحقیق می‌توان به یک رشته از اطلاعات و گوناگون که در مورد روستا است دست پیدا کرد.
وضعیت طبیعی گناباد
گناباد در منابع معتبر تاریخی و وجه تسمیه
گناباد از جمله شهرهای کهن و بسیار قدیمی ایران است که قدمت آن به چند هزار سال قبل می رسد. با نگرشی به منابع تاریخ و جغرافیای کشورمان درمی یابیم که این شهر طیّ دورانهای تاریخ به نامهای گوناگون نامیده اند که در برخی از آنها خود لفظ نشان دهندۀ معنی می باشد.
در این قسمت به برخی از اسامی گوناگون و تعابیر مختلفی که در جهت تعریف و شناساندن گناباد، در مراجع و فرهنگهای مورد مطالعه وجود دارد اشاره می شود.
در برخی از منابع آمده که : «قهستان(قوهستان) ناحیه ای از خراسان در بیابان فارس است و شهری بدین نام ندارد و قصبه ( مرکز) آن قاین و شهرهای آن ینابذ (گناباد) و طبسین است که ...»
همچنین مترجم ذکر می کند:« در شاهنامۀ فردوسی نیز به لفظ کُنابَد (کُنابُد) آمده است آنجا که می گوید:
یکی سوی کوه کنابَد برفت یکی سوی ریبَد خرامید نفت»
البته مؤلف در حاشیه توضیح می دهد که «ظاهراً این محل در شاهنامه همان کوغناباد است و [محلی به غیر از] گناباد می باشد» و در صفحات بعد آمده است که : « بادغیس دارای شهرهای کوه سیم (جبل الفضّه) کوه کوغناباد، بست، ... است و همین لغت در نزهةالقلوب به صورت کوه غناباد آمده است.»
نکته قابل ذکر اینکه تطبیق نقاط جغرافیایی مطرح شده در شاهنامه فردوسی (مرتبط با نبردهای حماسی ایران و توران در خراسان بزرگ و مرز توران) با گناباد فعلی واقع در جنوب خراسان، مورد تأیید اکثر محقّقین و مؤلفین می باشد.
البته در این باره برخی از محقّقین اعلام نموده اند که شاید منظور فردوسی از کَلات (محل نبرد فرود با طوس سردار کیخسرو) کلات گناباد نبوده و مثلاً کَلات مشهد یا منطقه ای واقع در ترکمنستان فعلی می باشد. البته به نظر نگارنده شواهد غیرقابل انکار و معتبری وجود دارد که نشان می دهد منظور فرودسی از کُنابَد و اعلام جغرافیایی دیگر چون کَلات، چَرَم و ... گناباد واقع در جنوب خراسان فعلی است. در این مورد در بخشهای تاریخ اسطوره ای و آثار تاریخی قبل از اسلام مطالبی بیان خواهد شد.
ازگناباد علاوه بر کنابد به صورت جنابد نیز نام برده شده و در شاهنامه فردوسی چنین آمده است:
چو پیران سپه از کنابد براند بروز اندرون روشنایی نماند
و مؤلفی دیگر نیز به نقل از شاهنامه می نویسد:
«نگفتم مرو بر کَرات چَرَم مزن بر کرات جنابد قدم»
یکی از جغرافی دانان اسلامی می نویسد:« اما قاین وسعت آن را به اندازۀ سرخس و بناهای آن ازگل و دارای قهندز (کهن دژ) است ... یُنابُذ(گناباد) شهری است
بزرگتر از خور، بناهایش ازگل و دارای قری و روستاهاست.»
و دانشمند دیگری در حدود نیمۀ دوم قرن چهارم هجری، در ذکر قهستان متذکر می شود که:
«قهستان از جملۀ خراسان است و بر سر حدّ بیابان فارس و کرمان و بدانجا هیچ شهر نیست بدین نام و این، نام ولایت است. شهرهای آن قاین و جُنابُد و تون، خور و خوسف، طبس کریت و طبس مسینان می باشد... و جنابذ بزرگتر از خور است و بنای ایشان از گل و آن را دیه ها و روستاها، آب ایشان از کاریز، و آن را حصار و قهندز خراب است.»
در نوشته ای از حدود قرن چهارم هجری آمده است که :«یُنابذ بزرگتر از خور است و ناحیت و روستا دارد و آب از کاریز بردارند.»
پژوهشگر دیگری ضمن اینکه شهرهای قاین را بیان می کند می نگارد که «قاین: تون، خوسف، خور، کری، طبس، رقه، یناورد (گناباد) سنّاود و طبس پایین را دارد.» و در بخش خراسان قسمت قوهستان می نویسد:« سرزمینی پهناور است که هشتاد فرسنگ سنگین در هشتاد فرسنگ است. ولی بیشتر آن را کوهها و دشتهای خشک و بی درخت فراگرفته قصبۀ آن قاین و شهرهایش تون، جنابد (بُنابد) ، طبس، ...[می باشد]، و در پاورقی در توضیح ُِنابِد می نویسد:« یُنابِد = بیاوُد= نُبایُذ = و بیایُد»
مؤلف معجم البلدان در این باره می نویسد: جُنابِذ : بالضم بعد الألف باء موحدۀ مکسوره و ذالمعجَمة : ناحیه ای از نواحی نیشابور است و اکثریت مردم می گویند که آن از نواحی قهستان می باشد و آن ولایتی است که به آن کنابد می گویند و گفته شده که آبادیی است.
همانطور که مشاهده می شود مؤلف چه در این کتاب، چه در کتاب دیگر خود (مراصدالاطلاع) بر نام جنابذ و اینکه این شهر از نظر جغرافیای سیاسی متعقل به نیشابور است،تأکید کرده و متذکر گردیده که اکثریت مردم می گویند از نواحی قهستان می باشد.»
دانشمند مسلمانی چنین می نویسد:« جنابُد: در تلفظ کنابُد گویند. شهری کوچک است بهتر از خور و چند موضع و تواقع دارد او را قلعه ایست که پسر گودرز ساخته و حصار محکم دارد. چنانکه از بالای آن تل ریگ تا غایت دیهها و ولایتها مجموع در نظر باشد امّا هرگز آن ریگ در باغات نمی آید و آبش از کاریز است و چهار فرسنگ درازای کاریز است و...».
در برخی از فرهنگها آمده که «کنُابِد : بضّم کاف و کسر با نام شهریست در خراسان و کوه منسوب بدان شهر را نیز گویند. آن در اصل گَون آباد بکاف فارسی بوده و گَوَن به ترکی به معنی آفتاب است و در قدیم الایام در آن محل فیمابین سپاه ایران و توران رزمی عظیم اتفاق افتاده و جماعتی از دو سوی کشته شدند و بر آن مقرر شد که گودرز و پیران و ده مرد دیگر که کفو باشند با یکدیگر رزم ازمایند تا کار بیکسو شود و باقی سپاه از جنگ آسوده باشند و چنین کردند و همۀ پهلوانان ایران براقران و اکفای خویش غالب و مظفّر شدند و پیران سپهسالار افراسیاب نیز بدست گودرز کشته شد، این رزم را یازده رخ نام است و مقام ایرانیان کوه کنابد و محلّ تورانیان دشت ریبد بود، چنانکه حکیم فردوسی گفته:
دو سالار هر دو زکینه بدرد همــی روی برگاشتنــد از نبرد
یکی سوی کوه کنابد برفت یکی سوی ریبـد خرامید تفـت»
قابل ذکر است که ریبد همان زیبد فعلی است و آبادیی است که مرکز دهستان زیبد می باشد و در 22 کیلومتری جنوب غربی گناباد (جویمند) واقع شده، در لغت نامه دهخدا در این باره چنین آمده است:» ریبد: بنابر روایات داستانی شاهنامه نام کوه یا صحرایی بوده در خراسان که تا گناباد سه فرسنگ فاصله داشته و جنگ دوازده رخ میان مردم ایران و توران بدانجا واقع شده [است].» و مؤلّف فرهنگ مزبور می افزاید که «... کنابد را معرب کرده جنابد گویند و در آن ولایت دو قریه است یکی را ولوئی و دیگری را نموئی گویند و در قریه نموئی نارونی است از غرایب اشجار عالم که هشتاد ذراع طول بالای آن است و صاف و بی اِعوجاج ببالا رفته و زیر و بالای آن در قطر اندک فرقی دارد...
مردم از اطراف، به تماشا و دیدن آن نارون به آن محل می روند.
هرکس که ندیده کشمری سرو گونارون کنابــدی بیـــن
و کنابد قریب ببلاد تون و طبس است و در کاف پارسی نگاشتن اَصح است زیرا که مخفف گوناباد است.» لازم به توضیح است که املای ولوئی و نموئی اشتباه است و در حال حاضر این دو نام، نام دو آبادی مجاور هم است که اوّلی را با دل مهمله «دلوئی» و دومی را با ثای مثلثه یا سین مهمله «ثموئی» تلفظ می کنند.
نارونی که ذکر شد در ثموئی بوده، نه در دلوئی ولی اکنون از بین رفته و محّل آن معین است... سرو کاشمر نیز در زمان خود معروف و از بزرگترین اشجار مشهور بوده که بدستور متوکّل عباسی قطع شده است.
برخی نیز نگاشته اند:« کوناباد را جنابد گویند و کبابِد نیز، امّا قول صحیح آن گیوآباد است. یعنی گیو، آباد کرده است و بعضی جن آباد گفته اند، یعنی جن آباد کرده است.»
همچنین گفته اند:« گنابدک به فتح اوّل و بای ابجد که رابع باشد و ثانی بالف کشیده و سکون آخر که دال بی نقطه باشد نام جایی و مقامی که در انجا کوهی است که گودرز سرلشکر کیخسرو فرود آمده بود و در آنجا بیژن دو سه برادر پیران را به چند مصاف کشت بعد از آن ده پهلوان دیگر از تورانیان به دست ده ایرانی کشته شدند و هم در آن روز گودرز پیران را در بالای کوه بقتل درآورد این جنگ را جنگ دوازده رخ گویند لیکن بیازده رخ شهرت دارد معرب آن جنابد باشد.»
علی اکبر دهخدا ضمن شرح مختصری در مورد تاریخچۀ گناباد می نویسد:« شهر گناباد که نام سابق آن جویمند بوده در 286 هزار گزی [حدود 297 کیلومتری] مشهد و 212 هزار گزی [حدود 220 کیلومتری] بیرجند در سه راهی زاهدان و مشهد و یزد واقع شده و مختصات جغرافیایی آن...»
و در ادامه توضیح می دهد:« دو گناباد دیگر نیز در جغرافیای ایران وجود دارد. گناباد دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه ارداک شهرستان مشهد است و دیگری دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه شهرستان مشهد که در 39 هزار گزی [حدوداً 40 کیلومتری] شمال طرقبه واقع است.»
مؤلفّی نیز در کتاب خود که آن را در حدود سال 1320 تألیف کرده گناباد را به لفظ « کن آباد» آورده و «شامل بخشهای کن آباد، بجستان، فردوس، گلشن، کاشمر دانسته است و جمعیّت کن آباد را -/40000 نفر ذکر کرده است.»
البته کاربرد برخی از اسامی چون کن آباد بسیار نادر است و وجه تسمیه صحیحی نیز برای آن بیان نگردیده است. همچنین در کتابی آمده است:« گوناباد، نام قصبه ایست در جنوب ایالت خراسان (ایران)» و توضیح می دهد « گونابد مخفف آن است یا همان اصل است و جنابد معرب آن است.»
نوشته اند:« کُنابَد چو سرآمد نام جائیست در خراسان و نزدیک آن کوهیست که جنگ یازده رخ در آن واقع شده است.»
در فرهنگی که به زبان ترکی تألیف گردیده آمده است:« جُنابِد جزئی از خراسان و متعلّق به ولایت نیشابور می باشد و قصبۀ کوچکی است.»
در جای دیگری چنین آمده که:« جنابد رستاقی [آبادیی] است از قهستان در خاک نیشابور، دارالحکومۀ آن قصبه ای است که آن را گونابد می نامند.»
در کتابی نیز نگاشته شده که:« جُنابِد : بضّم اوّل و کسر رابع معرف گوناباد است. آن یکی از نواحی نیشابور یا قهستان و یا نام دیهی از آن ناحیه می باشد.»
نویسنده ای نیز ذکر کرده که:« جُنابَذ: به ضم جیم و کسر بای موحده معرب کنابد و آن شهریست معروف که الحال کوناباد گویند...» و در قسمت کاف تازی مَعَ نون آمده است که « کَنابَد، بالفتح مقامیست که آنجا کوهیست که گودرز رد جنگ دوازده رخ آنجا فرود آمد.»
باز دیگری آن را با لفظ «جَنابَذ» نام می برد. و گفته شده: «گناباد = گوناباد، (کنابد= معرب جنابد= جنابذ) شهرستانی است در خراسان که از باختر با فردوس، از شمال با...» و ادامه می دهد که « این شهرستان از دو بخش جویمند و بجستان و از صد آبادی بزرگ و کوچک تشکیل می شود که دارای 70694 نفر جمعیت است. مرکز شهرستان گناباد، واقع در 286 کیلومتری جنوب خاوری مشهد به طول جغرافیایی 58 درجه و 41 دقیقه و عرض 34 درجه و 21 دقیقه می باشد. جمعیت آن 10610 نفر است، نام این شهر در سابق جویمند بوده است.» نکتۀ قابل ذکر این است که آمار جمعیت ذکر شده در بالا مربوط به گذشته است. آمار جدید آن در بخش جمعیّت بیان خواهد شد و طول و عرض جغرافیایی آن نیز در بخش جغرافیای طبیعی بیان می شود.
حافظ خوافی در کتاب خود می نویسد که:« جنابد به خواف نزدیکست و قراء مشهور وی این است قریۀ مفند، قریۀ نوغاب، ...» که منظور از مفند همان مَند فعلی می باشد.
ضمن بررسی کلمۀ گناباد در بسیاری از منابع معتبر متوجه این نکته می شویم که لفظ گناباد به صورتهای مختلف و متنوع بیان شده است. مانند کنابسد، جنابُذ، جُنابِذ، ینابد، کنابَذ، کبابَد، جِن آباد، کَن آباد و ... که توضیح آنها گذشت. گاهی برای اینکه علت تسمیۀ آن را از نام مشخص نمایند گناباد را به صورتهای خاصی نوشته اند و بعضی از مؤلّفین در توضیح آنها مطالبی را بیان نموده اند که به برخی از آنها اشاره می گردد.
اصولاً در وجه تسمیۀ گناباد، در بین اهل لغت اختلاف است که آیا مفرد است یا مرکب ازکن و آباد در برخی از منابع به نام گیوآباد اشاره شده است. در توضیح انتخاب این نام گفته اند که چون گیوآباد کرده است بدین نام آن را خوانده اند. این وجه تسمیه اشاره به داستان اسطوره ای تاریخ تأسیس شهرستان گناباد دارد که گیو پسر گودرز یا در حین جنگ با سپاهیان افراسیاب یا حتی قبل از آن تاریخ اقدام به ساخت این شهرستان می نماید. شاهنامه در فصل پیام بردن گیو از گودرز بسوی پیران ذکری از گناباد می نماید.
«بیامد چوپیش کنابد رسید بدان دامن کوه لشکر کشید»
برخی از پژوهشگران معتقد هستند اگر ابتدای پیدایش گناباد را توسط گیو بدانیم قدمت آن (حدّاقل) به 8 قرن قبل از میلاد می رسد.« زیرا کتیبه و آثار باستانی کشف شده تأیید کنندۀ این مطلب است، طبق اشعار فردوسی، گناباد میدان جنگ گیو و گودرز با پیران ویسه و یاران او بوده و به نام جنگ یازده رخ معروف است.»
برخی از مؤلفّین به گناباد «جن آباد [نیز] گفته اند یعنی جن آباد کرده» و در توجیه آن بعضی گفته اند:« چون ساخت قنوات گناباد با چنان عظمتی « از عهده بشر خارج است.» بنابراین انتخاب چنین نامی اشاره به تاریخچۀ اسطوره ای تأسیس قنات گناباد دارد پژوهشگری می نویسد: «استنباط صاحب بحیره با اتکاء به داستانهای اساطیری صحیح نیست، زیرا کلمه جن عربی است و زبان عربی قبل از اسلام در ایران نفوذ نداشته و لغت جن در زبان فارسی نبوده و جنابد معرف گنابد است.»
این نظریه نیز با توجه به اینکه در شاهنامه فردوسی از گناباد با لفظ کنابد سخن به میان آمده است معتبر به نظر نمی رسد. سرجان مِلکم در کتاب خود از گناباد با نام «گناه آباد» سخن به میان می آورد و در توضیح آن آمده است:« این کلمه مناسب است با آنچه بعضی در باب وجه تسمیۀ آن گفته اند که بهمن از سلاطین قدیم ایران در حال مستی دختر خود به نام همای را گرفت و او از پدر حامله شد و چون این امر در دیانت زردشت و [سنّت] قدیم ایران نیز حرام و خلاف محسوب می شد، پس از آنکه به خود آمد و متوجّه خلاف و گناه بزرگ خود شد پشیمان گردید و خود را لایق سلطنت ندید و خواست کناره گیری کند، علماء مذهب و موبدان بعد از مشاورت و تتبعات مذهبی گفتند: برای کفّارۀ آن گناه باید کار نیک مهمّی انجام دهد که خبر آن به عموم برسد و سپس کفارۀ آن را احداث قنوات در محالّ [مکانهای] بی آب برای استفاده عموم یا غرس اشجار... قرار دادند. بهمن هزار قنات در اطراف مملکت احداث کرد، از جمله قنوات مهمّۀ گناباد... که احداث آنها ... بغیر کوشش و جدّیت سلاطین خیلی مشکل بنظر می رسد!»
این نظریه نیز تکیۀ آن بر روایات اسطوره ای است. برخی را عقیده بر این است که:« نام این شهر گون آباد بوده (گون گیاه خارداری است که از آن کتیرا می گیرند)» و در فرهنگ انجمن آرای ناصری چنین آمده:« کنابد نام شهریست در خراسان و ... آن در اصل گون آباد بکاف فارسی بوده و گون به ترکی به معنی آفتاب است...» و این « تعبیر از آن جهت می باشد که در علم نجوم و هیئت قدیم، ربع مسکون کرۀ ارض را به هفت اقلیم تقسیم کرده اند و هر اقلیمی را منسوب به سیاره ای دانسته اند و اقلیم چهارم که ناحیۀ خراسان باشد به خورشید نسبت داده شده که بدین جهت این معنی به نظر صاحب تاریخ انجمن آرای ناصری رسیده است.»
البته این تعبیر نیز با توجه به عدم سکونت ترک زبانان در این منطقه معقول به نظر نمی رسد. بعضی هم معتقدند که بواسطۀ کانها و معادن فراوانی که در کوههای گناباد موجود بوده و می باشد به آن «کان آباد گفته اند که بر اثر کثرت استعمال تدریجاً گناباد گردیده است.»
همچنین آمده است که این کلمه جمع جنبذه می باشد و جنبذه یک کلمۀ عربی است و « معرب آن که، کلمۀ گنبد می باشد، به همان معنی است و جمع جنبذه، جنابذ می شود.» و جنبد هم ساختمانی تقریباً به شکل نیمکره است که از خشت و آجر و گچ و غیره برفراز عمارتی می سازند.
لذا این نظریه طرفداران فراوانی دارد که نام شهر ابتدا گنبدآباد بوده که بر اثر کثرت تلفّظ به گناباد بدل گردیده است و مؤلّف کتاب حبیب السیر نیز بر این عقیده صحه گذارده که در تاریخ جغرافیای گناباد این مطلب به نقل از او بیان شده است. ظاهراً این وجه تسمیه درست تر به نظر می رسد. زیرا وضعیت معماری گذشته گناباد کاملاً مؤید این نظریه می باشد. تصور اینست که این نظریه بر همه مقدم و معتبرتر باشد زیرا عربها که قهستان را به تصرف درآوردند هر جایی را بر حسب عوارض ظاهرش نامگذاری کردند مثل خود قهستان به اعتبار کوههایش و تون و طبس را به لحاظ هوای تفتیده و گرمش و گناباد را هم بخاطر گنبدهایش نامیده اند.
در حال حاضر نیز، ابنیۀ فراوانی وجود دارد که گنبدهای زیبا بر فرازشان زینت بخش آنها گردیده است.

 

طول و عرض جغرافیایی
زنوزی می نویسد که:« به جنابذ در تلفّظ، گناباد گویند طولش صح و عرض [آن] لدم و از قصبات قهستان [می باشد]. بیست ده و پنجاه مزرعه دارد و به خواف نزدیک است. شهر کوچکی است که پدر گودرز ساخته...»
البته با توجه به حروف ابجد حروف صح برابر 98 یعنی طول آن 98 درجه و حروف لدم برابر 40/34 یعنی عرض آن حدود 35 درجه و 40 دقیقه است و حال آنکه براساس آخرین محاسبات «طول جغرافیایی شرقی 58 درجه و 41 دقیقه و عرض جغرافیایی آن 34 درجه و 21 دقیقه است» البته این محاسبه مربوط به جویمند (مرکز گناباد) می باشد این اعداد در برخی از منابع کمی با یکدیگر تفاوت دارند. امّا دلیل اینکه مؤلف مزبور در محاسبه خود طول جغرافیایی را 98 درجه اعلام می کند این بوده است که اختلاف ذکر شده بر حسب اختلاف متقدمین و متأخرین در مبدأ آن می باشد. زیرا متقدمین مبدأ طول را بنام جزایر خالدات گرفته اند که می گویند امروز در آب فرورفته و معاصرین مبدأ را گرینویچ می گیرند و اختلاف در ذکر عرض هم خیلی مخترص است.
اعداد اعلام شده در فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور با لغت نامه دهخدا و فرهنگ جغرافیایی ارتش و فرهنگ آبادیهای ایران کاملاً مطابقت می کند و بنابر توضیح ذکر شده در فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور «طول و عرض هر آبادی از نظر موقعیت و اعداد نسبت به شهرستانها باید در بین طول و عرض ها قرار بگیرد. زیرا در غیر این صورت اشتباه شده است که باید تصحیح شود.» سپس می نویسد کهک طول جغرافیایی خاوری 59 درجه و 05 دقیقه و طول جغرافیایی باختری[غربی] 57 درجه و 45 دقیقه و عرض جغرافیایی شمالی 35 درجه و 00 دقیقه و عرض جغرافیایی جنوبی 34 درجه و 03 دقیقه می باشد.» مؤلف به عنوان نمونه به این مورد اشاره می کند با توجه به این توضیح اختلافات جزئی در مورد طول و عرض جغرافیایی، ناشی از عدم رعایت دقیق این دستورالعمل است.
« در گناباد، طویل ترین روزهای سال در حدود 14 ساعت و بیست دقیقه است.» و «گناباد طبق تقسیمات اهل هیئت قدیم از اقلیم چهارم است... ابتدای اقلیم چهارم جایی است که طول ایّام آن چهارده ساعت و ربع ساعت باشد.»
ارتفاع گناباد از سطح دریا 1100 متر می باشد. و در همین مورد در گزارش جهاد سازندگی گناباد آمده است که:« بلندترین ارتفاع در حوالی روستای خانیک به ارتفاع 2813 متر و پست ترین نقطه در اطراف مرندیزِ سردق، به ارتفاع 836 متر از سطح دریا می باشد.

 

جغرافیای سیاسی گناباد
گناباد را برخی، از نواحی نیشابور و اکثر نویسندگان متأخر از نواحی قهستان دانسته اند. قبل از ذکر مواردی از این تقسیم بندی، توضیحات مختصری در مورد قهستان بیان می شود.
«قهستان (معرف کهستان ـ کوهستان) نام قدیمی ولایتی در خراسان جنوبی بین یزد و خراسان که در حقیقت مرکب از واحه های چندی در داخلۀ کویر است و جندق و بیابانک در شمال آن واقع شده...، در قدیم قهستان شامل: قائن، تون، گناباد، طبس و ترشیز بود.» برخی از فرهنگهای دیگر نیز، همین معنی و مفهوم را ارائه داده اند. همان طور که هزار سال پیش فواصل آبادی های قهستان را بیابان توصیف کرده اند. فرهنگ معین نیز آنجا را واحه ها (آبادی میان ریگستان) در داخل کویر معرفی می کند. در این صورت بدون تردید در آن ناحیه و استان کوهی وجود نداشته تا مجموعۀ آن را کوهستان یا کهستان بنامند. در ثانی هرگاه بخواهند کوهستان را معرب نمایند، تحت هیچ قاعده و موازینی به صورت قهستان درنمی آید.
نام ناحیۀ مذکور (بین یزد و خراسان) در تمام منابع نخستین فارسی و عربی به شکل قهستان ثبت شده است. قهستان یک واژه و اصطلاح کاملاً فارسی و ایرانی است و در قدیمی ترین منابع فارسی از قبیل گرشاسب نامه، تاریخ بلعمی، تاریخ بیهقی و غیره به صورت قهستان درج شده است و معنی و مفهوم آن چنین است، قه که به رسم الخط قُه، قو، کی، کهن و که هم به کار رفته است، در مناطق خشک و کویری به معنی آبی است که با وسایل مصنوعی از قبیل کندن چاه و ایجاد کاریز بدست می آید و مورد استفاده عمومی قرار می گیرد... و این اصطلاح (قهستان) اختصاص بدین نواحی دارد و آمده است که «... در سراسر قهستان رودخانه نیست و آب آن از قنات و چاه است.»
البته این مسئله قابل ذکر است که اگر به نقشه جنوب خراسان توجه شود برخی از شهرهای جنوب خراسان در میان رشته کوههای سیاه، شتران، مؤمن آباد، کاخک، گناباد و .. واقع شده اند بنابراین وجود کوههای جنوب خراسان را نمی توان نادیده گرفت.
یکی از جغرافیدانان می نویسد:« قهستان (قوهستان) ناحیه ای از خراسان در بیابان فارس است و شهری بدین نام ندارد و قصبه (مرکز) آن قائن و شهرهای آن ینابذ و طبسین که معروف به کری است و خور و طبس که معروف به طبس مسینان است، می باشد.»
دانشمند دیگری در این باره می نویسد که «قهستان... قصبۀ آن قائن و شهرهایش، تون، جنابد، طبس عناب و طبس خرما... است.»
گناباد از شهرهای بسیار قدیمی و باستانی است که در تاریخ قدیم از اقلیم چهارم و جزء شهرهای قهستان محسوب می شد و در جنوب استان خراسان واقع است.
گفته شده:« ... سرزمین قهستان به معنی شهرهای کوهستانی است که بر کناره بیابانی بین نیشابور و هرات واقع است و در آن شهرهایی همچون قائن قرار دارد که بزرگترین شهرهای آنجاست و دیگر جنابذ و تون و قوهستان وطبس...»
برخی بر این اعتقادند که گناباد زمانی پایتخت کیانیان بوده است و اعلام می دارند به همین دلیل شهر کاخک در مجاورت گناباد به «کاخ کی» شهرت داشته است. برای تأیید این ادعا مدارک معتبری ارائه نشده است.
همانطور که بیان گردید در این منطقه شهری تحت عنوان قهستان نبوده است.
قبلاً ذکر شده یاقوت حموی گناباد را ناحیه ای از نواحی نیشابور دانسته و می افزاید « که اکثریت مردم زمان مؤلّف، می گویند که از نواحی قهستان و از توابع نیشابور می باشد» و توضیح می دهد منطقه ای است که به آن کنابذ می گویند. یکی دیگر از جغرافیدانان اسلامی ضمن تأکید بر مطلب فوق چنین می گوید:« قوهستان، از کوره های [ولایات] خراسان است و قوهستان، کوره ای است بر کنار بیابان فارس و مشتمل بر چند شهر و از آن جمله است قائن که قصبۀ قوهستان است و روزن وینابذ...» گناباد در حال حاضر از نظر طبیعی از قسمتهای مرکزی خراسان می باشد و از نظر سیاسی غالباً تابع حکومت مرکزی خراسان بوده و گاهی نیز تابع حکومتهای اطراف بوده چنانکه مدتهای مدیدی تابع قهستان بوده است.
حمدالله مستوفی در کتاب خود در باب بلاد قهستان و زاولستان می نویسد:« و آن هفده شهر است و هوای معتدل دارد و حدود آن تا ولایات خراسان و ماوراء و کابل پیوسته است. حقوق دیوانیش داخل مملکت خراسان است و دارالملکش شهر سیستان، و شهر تون و قائن و خوسف و جنابذ از بلاد آن ...[می باشد].»
آنچه که از مطالعه کتب تاریخی و کهن نمودار می گردد این نکته است که گناباد در دورانهای تاریخی گذشته اعتبار و اهمیت خاصی داشته و بستر حوادث و رویدادهای تلخ و شیرینی بوده است. اهالی گناباد با ورود تازیان مسلمان به ایران و خراسان بزرگ علاقمندی خود را به اسلام و بعدها مذهب تشیع اثنا عشری نشان دادند و تا به حال بر اعتقاد خویش ایستاده اند. حسن صباح از رهبران فرقه اسماعیلیه در ایران این منطقه (قهستان) را که دارای ویژگیهای خاص دفاعی بوده است به عنوان مرکز مالی و آموزشی خود قرار داد. از حدود 105 قلعه که در تصرف این فرقه بود 70 قلعۀ آن در قهستان بوده است برخی از این قلاع در دوران قبل از اسلام احداث و قدمت چندین هزار ساله دارد. گناباد در دورانهای بعد از جمله دوران تیموریان، صفویان و قاجاریه نیز طرف توجه برخی از حکّام وقت بوده است. در بخش تاریخ بعد از اسلام گناباد به این مطلب اشاره خواهد شد.
در اوایل قرن سیزدهم هجری که امرای طبس از ایل شیبانی قیام کرده و با حکومت مرکزی و قاجاریه مخالف بودند، گناباد و ترشیز را هم تصرف کرده... و در سال 1316 خورشیدی گناباد را از نظر آنکه در سر سه راه واقع شده و اهمیت زیادتری پیدا کرده بود، « مرکز فرمانداری [انتخاب نمودند] و شهرستان بزرگی گردید که فردوس و طبس و کاشمر، بخش آن واقع شدند و بخشداران آنها بوسیلۀ فرماندار گناباد تعیین می گردید.»
بعد از شهریور 1320 ابتدا کاشمر و سپس فردوس از گناباد مجزا شدند و طبس هم بعد از مدّتی شهرستان مستقلی گردید.

 

گناباد در آخرین تقسیمات منطقه ای
گناباد طبق آخرین تقسیم بندی شامل 2 بخش، بجستان و مرکزی است و تعداد دهستانهای آن براساس مصوبۀ 10/4/66 هیئت وزیران 7 دهستان بر طبق جدول ذیل می باشد:
مأخذ آن آرشیو گروه تقسیمات کشوری استانداری خراسان و تصویب نامه شماره 192/929-28/10/66 هیأت دولت می باشد.
تعداد آبادیهای دارای سکنه شهرستان برحسب بخش به شرح ذیل می باشد:
شهرستان گناباد مجموعاً 217 آبادی دارد که از این تعداد، در بجستان 73 آبادی و در بخش مرکزی 144 آبادی دارای سکنه می باشند.
طبق جدول منتشره در سال 69 در روزنامۀ رسمی صبح پنجشنبه دهم آبان 1369 گناباد شامل دو بخش بجستان به مرکزیت بجستان و مرکزی به مرکزیت گناباد می باشد که بخش بجستان شامل دهستانهای بجستان، جزین، و یونسی و مرکزی شامل پس کلوت، حومه، زیبد و کاخک است.

 

وضعیت آب و هوا
خراسان جنوبی به علّت دوری از آبهای آزاد، محدود شدن در خشکیها و همچنین عدم نفوذ تودۀ هوای مرطوب و وجود بادهای گرم و سوزان از اقلیم خشکی برخوردار است و عوامل مهم در تعیین وضعیت اقلیمی شهرستان گناباد، وجود ارتفاعات در نواحی شرق، جنوب و جنوب شرقی، وجود کویر نمک در شمال و غرب شهرستان و بادهای شرقی که بیشتر همراه شن و گردوخاک هستند، می باشد که هر کدام به نوبۀ خود در چگونگی و شکل گیری اقلیم این شهرستان مؤثر واقع می شوند. «جهت مطالعۀ وضعیت و ویژگیهای مختلف اقلیمی در سطح شهرستان گناباد از آمارهای دورۀ شاخص 27 ساله 82-1957 میلادی استفاده شده است. متوسط درجۀ حرارت در ایستگاه گناباد 2/16 سانتیگراد است. طی همین دوره ها سردترین ماه ژانویه (دی) با 3/3 درجه و حداکثر آن در ماه ژوئیه (تیر) با 5/27 درجۀ سانتیگراد گزارش شده است. تفاوت دمای گرمترین و سردترین ماه در گناباد 2/24 درجۀ سانتیگراد است که حاکی از این اختلاف نسبتاً زیاد درجه حرارت در دو فصل گرم و سرد سال می باشد. ارقام اعلام شده میانگین بدست آمده را نشان می دهد و در منطقه گناباد شاهد روزهای بسیار سردتر و گرمتر نیز هستیم.
مؤلف تاریخ و جغرافی گناباد در این مورد می نویسد:« مقدار سالیانۀ بارندگی در گناباد خیلی کم و بواسطۀ دوری از دریا هوای آن خشک است... هوای گناباد از مشهد و تربت حیدریه گرمتر ولی از طبس سردتر است و حداکثر درجۀ حرارت آن در تابستان غالباً سی و هفت و سی و هشت و حداقل درجه حرارت در زمستان بطور معمول و غالب هشت تا ده درجه زیر صفر می باشد و زیادتر از آنهم تا پانزده درجه گاهی می رسد ولی خیلی نادر است چنانکه در تابستان بندرت تا چهل و چهل و دو درجه بالای صفر می رسد.»
« حرارت سالیانه 24 درجه و مقدار متوسط باران سالانه 155 میلی متر و مقدار متوسط رطوبت بین 58 الی 83 درصد درمواقع مختلف روز است...»
بادهای محلّی گناباد شامل: باد نیشابور، فرّح باد، باد قبله، باد کَلغُور، بادراست، باد میزان و تف باد است.
موقعیت، وسعت، حدود و فواصل
در مورد موقعیت گناباد آمده که:« در راه قاین و نیشابور نواحی بون، ینابذ، کندر و ترشیز و در راه نیشابور به بومنج نواحی ...[وجود دارد] مقصود نویسنده از بون همان تون (فردوس فعلی) و ینابذ همان جنابد (گناباد فعلی) بوده است.» و گفته شده که:« کنابد قریب ببلاد تون و طبس است و در کاف فارسی نوشتن اصح است زیرا که مخفف گوناباد است.»
شهرستان گناباد در مرکز خراسان قرار دارد و شهرستانهای تربت حیدریه و کاشمر در شمال و شرق و شهرستانهای بیرجند و فردوس در جنوب و مغرب آن قرار گرفته است و از طرف مشرق به شهرستان خواف محدود است.
« این شهرستان در بین شهرستانهای جنوبی خراسان با 9715 کیلومتر مربع مساحت، کم وسعت ترین شهرستان می باشد که وسعت آن حدود مساحت خراسان و وسعت ایران است. در کتاب کلیات جغرافیای ایران نیز تعریفی به همین مضمون آمده است. در مورد وسعت گناباد در کتب قدیمی نیز مطالبی آمده از جمله نوشته اند:« ینابذ بزرگتر از خور است و ناحیت و روستا دارد و آب از کاریز بردارند و طبس بزرگتر از ینابذست و آب کاریز دارند و حصاری ویران دارند.»
همچنین بیان گردیده که «جنابذ بزرگتر از خورست و بنای ایشان ازگل و آن را دیهها و روستاهاست آب ایشان از کاریز، آن را حصار و قهندز خراب است.»
برخی از محققین بر این عقیده اند که منطقه گناباد در حاشیه کویر مرکزی ایران قرار گرفته و قسمتی از جزیره تور می باشد که «جزیره مزبور همزبان با جزایر البرز و الوند و بختیار در دریای تیتس در دورۀ دوم معرفت الأرض نمودار گردیده و پرفسور کریشمن پس از سالها تحقیق اعلام کرده است: بشر اولیّه در حاشیۀ کویر مسکن داشته و دارای تمدنی بوده که پس از تکامل به سایر نقاط انتقال یافته است.»
مؤلّف مقالۀ از سرخس تا قهستان به این مطلب اشاره می کند و ظاهراً در انتخاب این مسأله از سخنان آقای حسن موسویان که از معمرین و مطّلعین با مطالعه و علاقمند به منطقۀ گناباد می باشند، بهره برده است زیرا نگارنده در چندین مصاحبۀ خود متوجه مطالعات ایشان شده و در قسمتهایی از این تحقیق از مطالب نامبرده ذکری به میان آمده است.
در مورد مسافت گناباد با شهرهای اطراف آمده که:« از نیشابور تا ترشیز چهار منزل و از آنجا تا کندر یک روز و از آنجا تا ینابذ(کنابد) دو روز و از ینابذ تا قاین دو روز[راه] است.»
جیهانی می نویسد:« مسافتها میان اعمال شهرها... تا سنگان یک منزل و تا جنابذ دو منزل، از جنابذ تا قاین دو روزه و از سلومه تا زوزن یک روزه و زوزن تا قاین سه روزه و از نیشابور چهار روز تا کهر، یک روز و تا جنابد دو روزه...» و اصطخری نیز در مسالک و ممالک می نویسد:« از ترشیز تا کندر یک روزه راه، از کندر تا ینابذ دو روزه از بنابذ تا قائن دوروزه...». (بیان مسافات در دورانهای گذشته جهت آشنا نمودن مسافرین بوده است که با دقت و توجه بیشتری قدم در راه گذارند.)

 

پوشش گیاهی
بطور کلی پوشش گیاهی در هر منطقه بسته به نوع آب و هوا، مقدار ریزش نزولات آسمان و فصل ریزش آن ناحیه است و چون گناباد در منطقه بیابانی و حاشیۀ کویر واقع شده است، بنابراین پوشش گیاهی آن نیز بیابانی خواهد بود و رویش گیاه در بیابان اصولاً با شرایط دشواری روبرو است. از جمله دلایلی که برای این مسئله می توان ارائه کرد:
الف ـ عدم وسعت زمینهای مناسب با ضخامت کافی
ب ـ گسترش ماسه زارها، شنزارها و نمکزارها در بیابان
ج ـ وجود اختلاف زیاد درجۀ هوا
د ـ باران کم و نامنظم که مقدار آن کمتر از 150 میلی متر در سال است.
هـ ـ تبخیر فراوان
که همۀ این عوامل دربیابانها از ایجاد یک پوشش گیاهی متراکم جلوگیری می کند. در بیابانها تنها گیاهانی می توانند رشد و نمو کنند که در مقابل خشکی و گرمای هوا و جنس نامساعد خاک مقاومت داشته باشند مانند تاغ و امثال آن. در بیابانها فاصلۀ گیاهان از یکدیگر زیاد و منظرۀ عمومی زمین بطور کلی برهنه و خشک است.

 

انواع پوشش گیاهی در گناباد
الف ـ گیاهان مرتعی: عبارتند از «تاغ» درمنه، چرخک، اسپند، اشنیان، شور، اسفناجیان، قیچ، خار شتر و اویشن کوهی، ...»
جنگلهای تاغ:« از نوع گیاهانی هستند که در مقابل گرمای سوزان، خشکی و کم آبی و تشنگی دائمی، فرسایش و ضربات خردکنندۀ شن و ریک روان کویر و بالاخره سرمای سخت زمستانی بسیار مقاوم هستند» امّا با وجود مقاومت زیاد این گیاه، متأسفنه کویر در حال پیشروی است برخی از جنگلهای تاغ در حال انهدام و نابودی هستند و دلیل این حرکت تخریبی دخالت انسان است که بطور مستقیم و غیرمستقیم جنگل تاغ را مورد بهره برداری ویرانگرانۀ خود قرار می دهد. این گونه تجاوزات در قسمتهایی از تاغهای دست کاشت نیز دیده می شود، بطوری که در بعضی از نقاط کوره های زغالسوزی را می توان مشاهده کرد.
ب ـ گیاهان دارویی: مانند آویشن، اسطوقدوس، اسفرزه، بارهنگ، ترنجبین (اسم محلی آن خرنگوی)، تاجریز (سبکنگور)، پونه (پدونه)، خرفه، خوله شقایق (تریاک وحشی) ، خاکشیر، خارشتری، مریم گلی (کلپوره)، خارخسک (خارسه پایه)، زنیان (خوردونه) و...
ج ـ گیاهان رنگی و صنعتی: اسپرگ، روناس، زعفران، کاجیره (رنگی) و کتیرا و ...
د ـ گیاهان خوراکی: ریواس، کنگر، برغست، سماق، روغنوک، گل سفیدک، سلم و ...
هـ ـ گیاهان سوختنی: قیچ، تاغ، کافیلو، سوف، هزار تیشه و ...
و ـ درختان مثمر و غیرمثمر: مثمر: مانند درختان میوه، سیب، گلابی و انار و ... غیرمثمر: مانند: چنار، سپیدار، سرو، کاج، زبان گنجشک، نارون و ...
« وسعت شهرستان گناباد حدود 000/970 هکتار می باشد که می توان آن را به سه قسمت تقسیم کرد:
- مناطق کوهپایه ای جنوب و جنوب غربی.
- مناطق دشت و کویر که بیشترین وسعت گناباد را تشکیل می دهند.
- نمکزارها و شنزارهای حاشیۀ کویر.
کل زمینهای مورد استفاده توسط اشخاص در گناباد 000/150 هکتار و بقیه حدود 000/820 هکتار می باشد و جزء منابع ملی محسوب می شود که از این مقدار 740 هزار هکتار بیابان 60 هزار هکتار شنزار و 20 هزار هکتار کویر است.»
در برخی از سفرنامه ها و مقالات مختلف به پوشش گیاهی گناباد اشاراتی رفته است از جمله مشتاق نائینی در سفرنامه خود می نویسد:« فخرآباد بجستان، قناتِ آب شور و انبار آب باران دارد از اشجار جز انار ندارد، اغنام و احشام الحمدالله زیاد دارند زمینها بعد از قدری مسافت که هنوز به کویر بجستان باقی بود، گل و گیاه و اسفند و غیره فراوان دارد.» این نکته قابل رکر است که در منطقه بجستان درختان انار محصول بسیار باکیفیت عالی دارند، این میوه سابقه بسیار دیرینی داشته و در سطح کشور شهرت زیادی دارد. در برخی از کتب دیمی از این میوه ذکری رفته است. مؤلف تاریخ و جغرافی گناباد در کتاب خود در مورد پوشش گیاهی قسمتی از زمینهای گناباد می نویسد:« انتهای کوه هنگام معروف به سیاه درّه بوده که بواسطۀ وجود اشجار کوهی و درخت بنه زیاد از دور سیاه نشان داده می شده از این رو بدین نام موسوم گردیده، ولی در این زمان همه آنها از بین رفته و مردم در گذشته برای مصرف سوخت خود و تهیه زغال از آنها استفاده می نموده اند.»
برخی از نویسندگان نوشته اند:« منطقه گناباد دارای جنگلی بوده و به علت عدم مراقبت، توسط مردم ناآگاه محلّی اشجار آن را جهت تهیه سوخت به زغال تبدیل و بتدریج قسمتی از این منطقه به کویر سوزانی تبدیل شده است.» البته در این زمینه مدارک معتبری وجود ندارد و به فرض صحّت مطلب با سوختنِِ تنها یک جنگل به کویر مبّدل نمی شود. باید متذکر شوم در مصاحبه با برخی از معمرین به این نکته اشاره شد که در قسمتی از گناباد جنگلی بوده ولی بتدریج به علت عدم حفاظت کافی از بین رفته است.

 

کوههــا
از کوهها و ارتفاعات مهم گناباد در برخی منابع سخن به میان آمده که این نشاندهندۀ اهمیّت و سابقۀ تاریخی آن شهر و ارتفاعاتش می باشد از جمله نوشته اند که:« کوه کنابد و زیبد دو کوه است بولایت قهستان در برابر هم و فردوسی گوید:
بکوه کنابد کنی کارزار دگر سوی ریبد برآرای کار»
سیّاحی در سفرنامۀ خود می نویسد:« کوههای مجاور [گناباد] سه گدار دارد، یکی موسوم به گدار درخت بنه است و به کاخ [کاخک] منتهی می شود و دیگری گدار سلیمانی است که سر براست تر و سهل العبورتر می باشد و سومی گدار عبّاس آباد است که به خواف می رود. من برفراز هر سه گدار مورد گفتگو رفتم تا از دور کاخ و گناباد را مشاهده نمایم،...» دربارۀ کوههای منطقه گناباد باید گفت که رشته ارتفاعاتی که جنوب و جنوب غربی این شهرستان را دربرگرفته حدّ فاصل شهرستان گناباد و شهرستان فردوس است.
امتداد این رشته کوه شمال شرقی ـ جنوب غربی می باشد و در قسمتهای مختلف به اسامی گوناگون خوانده می شود. این کوهها جزء کوههای نیمه کویری و ارتفاع آنها از کوههای شمالی و مرکزی خراسان کمتر است و جهت آن از شمال غرب به جنوب شرق کشیده شده، و در بین گناباد و فردوس و قاین واقع شده اند. در طرف جنوب غربی آن رشته جبالی است که آن را از فردوس (تون سابق) جدا می کند و هر یک از ارتفاعات آن بنامی خوانده می شود از قبیل سیاه کوه، کوه میسور، کوه سنو، قُلّۀ فرود و کوه کاخک، و دهات و آبادیهایی که در دامنۀ کوه و بین آن درّه ها واقع شده، مجموعاً براکوه خوانده شده چنانکه آبادیهای طرف مقابل آنها که در دامنه شمال غربی فردوس است، پی کوه نامیده می شود که این قسمت جزء فردوس می باشد، در جنوب و جنوب شرقی نیز کوههای دیگری وجود دارد از قبیل کوه جُنگور و تُرُس کوه و ک

خرید و دانلود دانلود مقاله بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی  (گناباد)


دانلود مقاله دارائی نقدی شرکت ها، محرک های احتیاطی، و عدم اطمینان سیستماتیک

 

 

 

روران گائو، یانیو گرینشتین

 

چکیده
مقالات قبلی نشان داده اند که شرکت های ایالات متحده پول نقد زیادی را بدلایل احتیاطی نگه می دارند: شرکت ها بخاطر احتمال مواجه شدن با عدم اطمینان زیاد در مورد نیاز به پول نقد در آینده، پول نقد بیشتری را در شرکت نگه میدارند. ما عدم اطمینان سطح شرکتی را به مؤلفه های سیستماتیک و فردی تجزیه میکنیم، و پی میبریم که مؤلفه سیستماتیک (و نه مؤلفه فردی) توضیحی برای تصمیمات شرکت برای نگه داشتن پول نقد می باشد. ما همچنین عدم اطمینان سیستماتیک را تجزیه میکنیم و پی می بریم که عدم اطمینان مربوط به سیاست اقتصاد خرد، نرخ بهره، و اضافه ارزش ریسک بازار از عوامل تعیین کننده مهم دارائی نقدی هستند. نتایج از تأثیر سطح اقتصاد خرد بر روی هزینه نالیه خارجی و نیاز به آن بدست می آیند.
1- مقدمه
دهه اخیر شاهد افزایش غیر مترقبه ای از دارائی نقدی در شرکت های عمومی ایالات متحده بوده است (که در مطالعات باتز، کاهل و استولز ثبت شده است، 2009). یکی توضیح مهم برای این پدیده، افزایش عدم اطمینان در سطح شرکت است که توسط متغیر گردش وجوه اندازه گیری می شود. شرکت هایی که سالها با مشکلات مالی و همچنین عدم اطمینان در افزایش گردش وجود مواجه بوده اند، دارائی نقدی در شرکت خود را افزایش داده اند تا هزینه های مالیه خود را کاهش دهند.
با اینکه این مسئله مورد قبول همگان است که عدم اطمینان یک عامل کمک کننده اصلی به تصمیمات دارائی نقدی شرکت ها است، با اینحال در مورد اینکه چه نوعی از عدم اطمینان سبب تحریک دارائی های نقدی می گردد، اطلاعات کمی وجود دارد. از طرف دیگر، مطالعاتی مانند باتز، کاهل و استولز (2009)؛ پینکویتز، استولز و ویلیامسون (2012)؛ دوچین (2010)؛ و بائی و وانگ (2010) به عدم اطمینان در سطح شرکت، مانند شدت تحقیق و توسعه، طول عمر شرکت، و روابط مشتری بعنوان عوامل محرک سطخ دارائی نقدیاشاره میکنند. البته مطالعاتی مانند آچاریا، المدیا و کامپلو (2013)؛ و فولی، هارزل، تیتمن، و تویت (2007) به عدم اطمینان در سطح شرکت مانند تغییرات در سیستم مالیاتی و مشکلات در سیستم بانکداری بعنوان عوامل محرک مهم تصمیمات دارائی نقدی اشاره میکنند.
در این مطالعه هدف ما توسعه درک خود از رابطه پول نقد-عدم اطمینان یافت شده در داده ها است. هدف ما اینست که تفاوت بین عدم اطمینان یکپارچه و مختص به شرکت و اهمیت آنها در تأثیر گذاری بر روی دارائی نقدی شرکت ها را مشخص کنیم. ما برای انجام اینکار از چندین سنجش عدم اطمینان در سطح شرکت استفاده میکنیم و آنها را به مؤلفه های سیستماتیک و فردی تجزیه میکنیم.
ما از سنجش آینده نگر عدم اطمینان در سطح شرکت استفاده میکنیم: بی ثباتی ضمنی موارد معامله شده در شرکت. بی ثباتی ضمنی بصورت گسترده بعنوان سنجشی از عدم اطمینان برای بازده شرکت و شرایط اقتصادی در آینده استفاده می گردد. مشخص شده است که این سنجش عدم اطمینان بهتری را با توجه به نتایج آینده در مقایسه با سنجش هایی دارد که بر مبنای داده های تاریخی هستند. بعلاوه، بی ثباتی ضمنی سهام فردی تغییرات متقاطعی را در سری زمان ها برای ما فراهم می سازد. با این سنجش، ما از تحلیل مؤلفه اصولی برای تشخیص تفاوت بین متغیر معمول جنبش همزمان در بین شرکت ها و جنبش مختص به شرکت ها استفاده میکنیم.
ما بصورت سازگار با مطالعات قبلی افزایش زیادی را در عدم اطمینان در این سالها ، و بصورت عمومی تری، افزایش دارائی نقد شرکت ها بخاطر عدم اطمینان می یابیم. هم مؤلفه سیستماتیک و هم مؤلفه فردی عدم اطمینان به شیوه خاصی با گذشت زمان تغییر پیدا کرده اند، و هر دوی آنها سطوح یکسانی از نوسان را در این سالها تجربه کرده اند. ما در هنگام مقایسه روابط بین دارائی های نقدی، و متغیر فردی و سیستماتیک، رابطه قوی بین دارائی نقدی و متغیر سیستماتیک پیدا کردیم. برعکس، مؤلفه فردی تغییر کمی از دارائی های نقدی را نشان میدهد. نتایج ما با مطالعه آچاریا، المدیا و کامپلو (2013) سازگاری دارد که به عدم اطمینان یکپارچه مربوط به هزینه های مالی خارجی بعنوان عامل مهمی از دارائی نقدی شرکت های ایلات متحده در سالهای اخیر اشاره میکنند.
ما مقالات را مطالعه میکنیم و با استفاده از سنجش های متغیر متداول تری تحلیل خود را تکرار میکنیم: متغیر تاریخی بازده سهام، که با استفاده از مدل سه عاملی فاما-فرنچ تجزیه می گردد و متغیر تاریخی افزایش فروش با استفاده از تحلیل مؤلفه اصلی تجزیه می گردد. یافته های ما با همه این سنجش ها مطابقت دارند.
نتایج ما تا حدودی پیچیده است، چون توضیح محرک احتیاطی این مفهوم را می رساند که هر دو نوع عدم اطمینان بر روی دارائی های نقدی تأثیرگذار هستند. به نظر می رسد که شرکت ها کمتر در مورد مشکلات فردی منفی نگران هستند و بیشتر به مشکلات سیستماتیک منفی توجه دارند. شرکت ها هزینه های ایجاد شده بخاطر نداشتن پول نقد را کمتر بعلت مشکلات فردی منفی می دانند و بیشتر آنرا بخاطر مسکلات جمعی منفی می دانند. یک توضیح برای این یافته اینست که مشکلات جمعی منفی در شرایط اقتصادی بد رخ میدهد، یعنی زمانیکه شرکت ها با نیاز به پول نقد مواجه می گردند و مالیه خارجی بعلت مشکلات در سیستم مالی برای شرکت ها پرهزینه تر خواهد بود. عدم اطمینان فردی با مشکلات مالیه خارجی مرتبط نیست، و چون هزینه های مالیه خارجی بطور میانگین کم است، تأثیر کمتری بر روی تصمیمات دارائی نقدی شرکت ها دارد.
با اینکه تجزیه ما یک روش استاندارد در قیمت گذاری دارائی ها است، با اینحال با سیاست های شرکت مرتبط است. چون انتخاب داشتن دارائی نقدی در شرکت می تواند بر روی سیاست ها و متغیر شرکت تأثیر بگذارد، این امکان وجود دارد که سیاست های دارائی نقدی شرکت ها سبب تغییرات در متغیر شود بجای اینکه سبب تغییرات در متغیر تأثیرگذار بر روی دارائی های نقدی گردد. متأسفانه ما نمی توانیم بطور کامل این مسئله را حل کنیم چون عدم اطمینان ذاتاً قابل حل نیست. با این وجود، ما از تحلیل های خود برگشت بردار پانل (VAR) استفاده میکنیم که بصورت آشکار رابطه ذاتی بین پول نقد و متغیر را نشان میدهد. نتایج ما از لحاظ این خصوصیات قوی هستند.
و در نهایت ما جنبه های مختلف عدم اطمینان جمعی، از جمله عدم اطمینان مربوط به نرخ سود های آینده، اضافه ارزش های ریسک بازار، و سیاست های اقتصاد خرد را تشخیص میدهیم. ما مستقیماً عدم اطمینان مربوط به شرایط اقتصاد خرد را با استفاده از بررسی Livingston فیلادلفیا اندازه گیری میکنیم، که پیش بینی هایی را برای شاخص های اقتصاد خرد در آینده (مانند رشد GDP، نرخ سود، و تورم) ارائه میدهد. ما با پیروی از مطالعه بیکر، بلوم، و دیویس (2011) شاخص عدم اطمینان سیاست اقتصادی را بیان میکنیم که ترکیبی از مراجع رسانه ای به عدم اطمینان، پیش بینی های اقتصادی و سیستم های مالیاتی است. این سنجش ها بصورت آینده نگر هستند و این احتمال وجود ندارد که تحت تأثیر تصمیمات فردی شرکت قرار بگیرند. ما بصورت سازگار با نتایج مبنا، پی می بریم که این سنجش های عدم اطمینان یکپارچه عوامل مهمی برای تصمیمات دارائی نقدی شرکت ها است.
نتایج ما نشان میدهند که شرکت ها تصمیم می گیرند که با افزایش دارائی نقدی خود نسبت به عدم اطمینان سیستماتیک واکنش نشان دهند. یک سوال مهم اینست که چرا شرکت ها تصمیم می گیرند که برای مقابله با عدم اطمینان سیستماتیک دارائی نقدی داشته باشند. ما فرض میکنیم که شرکت ها دارائی نقدی را برای مصونیت ترجیح میدهند زمانیکه دارائی نقدی کم هزینه تر از مصونیت است. البته اگر مصونیت کم هزینه تر از دارائی نقدی باشد، شرکت ها بجای نگه داشتن پول نقد، خرید و فروش تأمینی انجام میدهند. در حقیقت ما پی برده ایم که این شرکت ها پول نقد کمتری در واکنش به عدم اطمینان سیستماتیک دارند. این نتیجه با تفسیر ما مطابقت دارد که دارائی نقدی برای کاهش عدم اطمینان در سطح جمعی، یک راه کارآمد از لحاظ هزینه است.
و سرانجام ما مطالعات گذشته را مرور میکنیم و پی می بریم که شرکت های چند ملیتی در سالهای اخیر به این تمایل پیدا کرده اند که دارائی نقدی خود را افزایش دهند. ما بررسی میکنیم که آیا عدم اطمینان سیستماتیک یا عدم اطمینان فردی دلیلی برای دارائی های نقدی در بین شرکت ها است، و پی بردیم که در واقع دارائی نقدی در شرکت های چند ملیتی نسبت به عدم اطمینان سیستماتیک (در مقایسه با عدم اطمینان غیر سیستماتیک) حساس تر است. این مدارک نشان میدهد که افزایش دارائی نقدی در دهه اخیر بخاطر قرار گرفتن در معرض عدم اطمینان سیستماتیک در بین شرکت های چند ملیتی بارزتر است.
یافته های ما با مطالعات قبلی در مورد تأثیر عدم اطمینان سطح بالا بر روی تصمیم گیری ها در سطح شرکت مطابقت دارد. بیکر، بلوم و دیویس (2011) نشان داده اند که عدم اطمینان سیاستی بیشتر، برای سرمایه گذاری مضر بوده است و بنابراین مانع از بازده اقتصادی شده است. بلوم، باند و وان رینان (2007) نشان داده اند که شرکت نسبت به تقاضای سهام با سطح بالاتری از عدم اطمینان جمعی، کمتر حساس هستند. جولیو و یوک (2012) مدارک بین المللی ارائه میدهند که سرمایه گذاری شرکت ها در موقع رویارویی با عدم اطمینان سیاستی کاهش می یابد. ما با تشخیص منابع عدم اطمینان مربوط به تصمیمات دارائی نقدی به این مقالات کمک میکنیم. بصورت گسترده تر، ما در مورد رابطه بین شرایط اقتصاد خرد و هزینه افزایش سرمایه به مقالات کمک میکنیم. این مطالعات نشان میدهند که رکود اقتصادی ممکن است تأثیر زیان بخشی روی توانایی شرکت ها برای افزایش پول نقد داشته باشد. یافته های ما با این مطالعات مطابقت دارد، و نشان میدهد مه مسائل مربوط به رکود اقتصادی در توضیح تصمیمات مربوط به دارائی نقدی مهم هستند.
مقاله ما همچنین دلایل افزایش دارائی نقدی شرکت ها در ایالات متحده را به این مبحث اضافه میکند. توضیحات بیشتر مربوط به دارائی های نقدی شرکت ها بر روی عوامل تعیین کننده مختص به شرکت تأکید دارد. مطالعات دیگری نیز وجود دارند که بر نوسانات اقتصادی مانند عدم اطمینان به سیستم مالی، سیاست مالیاتی، و جهانی سازی تجارت متمرکز شده اند. مقالات تجربی موجود تمایز بین اهمیت نسبی مؤلفه های سیستماتیک و فردی عدم اطمینان را نشان نمی دهند. تئوری متعارف دارائی نقدی نیز تمایز بین آنها را نشان نمیدهد. ما با نشان دادن این مسئله که عدم اطمینان در سطح جمعی تأثیر بیشتری بر روی دارائی نقدی شرمت ها دارد، به این مبحث کمک میکنیم.
بخش های این مقاله بدین شرح است: در بخش 2 منابع اطلاعاتی و نمونه ها را توصیف میکنیم؛ در بخش 3 نتایج تجربی را نشان میدهیم؛ بخش 4 مربوط به مطالعه منابع مختلف عدم اطمینان در سطح جمعی است؛ و در بخش 5 هم نتیجه گیری را بیان میکنیم.
2- داده ها و متغیرها
2.1 ساختمان داده ها
ما داده های مربوط به اصول شرکت را از پایگاه داده Compustat بدست می آوریم. شرکت ها برای اینکه در نمونه ما قرار داشته باشند باید اطلاعاتی برای محاسبه دارائی نقدی خود، متغیر گردش وجوه، و متغیرهای کنترل داشته باشند. ما همه شرکت های مالی و شرکت های کاربردی را از نمونه خود حذف کردیم چون این شرکت ها تحت مدیریت هیئت های نهاد های ذیصلاح قانونی هستند، که بر روی تصمیمات دارائی نقدی آنها تأثیر می گذارد. ما همچنین تحلیل خود را به 25 درصد از بزرگترین شرکت ها در Compustat محدود می سازیم. این محدودیت نگرانی در مورد این را کاهش میدهد که نتایج ما از شرکت های کوچکی بدست آید که تأثیر کمی بر روی دارائی نقدی در اقتصاد دارند. از حدود 5000 شرکت شامل در پایگاه داده Compustat بصورت سالیانه، حدود 1300 شرکت بعنوان شرکت های بزرگ طبقه بندی می شوند.
متغیر وابسته اصلی ما دارائی نقدی شرکت ها است. مانند بیتز، کاهل و استولز (2009) ما از نسبت پول نقد و امنیت های کوتاه مدت در دارائی های کلی برای اندازه گیری دارائی نقدی استفاده میکنیم. متغیرهای توضیحی اصلی ما عدم اطمینان کلی شرکت ها و عدم اطمینان تجزیه شده است.
ما عدم اطمینان را به سه شیوه اندازه گیری میکنیم. اول اینکه ما از بی ثباتی ضمنی از موارد سهام معامله شده شرکت ها استفاده میکنیم. بی ثباتی ضمنی شامل پیش بینی های مربوط به تغییر در بازده های سهام در آینده است. ما سنجش بی ثباتی ضمنیBlack-Sholes را از OptionMetrics بازیابی میکنیم. این داده ها از سال 1996 به بعد موجود است. ما بر روی گزینه های at-the-money تمرکز میکنیم، که بعنوان گزینه هایی تعریف می گردد که قیمت های آن از قیمت های اساسی سهام بیشتر از 5 درصد منحرف نمی گردد. این مسئله بر روی کاهش خصوصیات اشتباه تمرکز می کند که در “volatility smile” وجود دارد. ما با مدت زمان بیشتری (12 تا 24 ماع) به گزینه ها نگاه میکنیم، چون به عدم اطمینان بلند مدت علاقمند هستیم. ما از متغیر های ضمنی را در سال مالی برای این گزینه ها از یک شرکت معین میانگین گیری می کنیم. بطور میانگین، حدود 300 شرکت بزرگ هر ساله داده هایی در مورد بی ثباتی ضمنی را خواهند داشت.
برای درک اینکه آیا تصمیمات دارائی نقدی شرکت ها توسط عدم اطمینان سیستماتیک یا فردی تحریک می گردد، ما باید ابتدا جنبش همزمان معمول را در بی ثباتی ضمنی شناسایی کنیم. برای انجام اینکار، ما ابتدا از مؤلفه اول از تحلیل مؤلفه اصولی متغیر های ضمنی استفاده میکنیم. ما اول همه شرکت های دارای متغیر های ضمنی را سند دارائی های 3-by-3 در هر سال تعیین میکنیم، که بصورت مستقل توسط نسبت بازار به ثبت آنها و اندازه آنها تقسیم بندی می گردند. چنین تقسیم بندی ممکن است تغییر زیادی در دارائی های نقدی ایجاد کند چون نسبت بازار به ثبت و اندازه از عوامل تعیین کننده مهم دارائی های نقدی شرکت ها هستند. در این تقسیم بندی 9 سری زمانی بی ثباتی ضمنی، با میانگین بی ثباتی ضمنی شرکت ها در هر سند دارائی ایجاد می گردد. ما سپس اولین مؤلفه اصلی را استخراج میکنیم و ظرفیت سند دارائی هر شرکت را در مؤلفه اول به آن اختصاص میدهیم. و در نهایت، ما یک بی ثباتی ضمنی سیستماتیک (SysImpVol) را بعنوان کمک آن به مؤلفه اول و بی ثباتی ضمنی فردی (IdioImpVol) را بعنوان مؤلفه باقیمانده تعریف می کنیم. تعاریف رسمی بشکل زیر می باشد:

که ظرفیت شرکت i در بی ثباتی ضمنی مؤلفه اصلی اول است.
سنجش ما از عدم اطمینان، متغیر بازده سهام (RetVol) است. ما متغیر بازده سهام را بعنوان انحراف استاندارد بازده سهام هفتکی در طی یک سال معین محاسبه میکنیم، و متغیر بازده سهام را با استفاده از مدل سه عاملی فاما-فرنچ تجزیه میکنیم. رگرسیون ما بصورت زیر است:

که بازده عامل اندازه، بازده عامل ارزش، و بازده بازار است. ما متغیر مؤلفه پیش بینی شده را بصورت متغیر سیستماتیک (SysRetVol) و متغیر مؤلفه باقیمانده را بصورت متغیر فردی (IdioRetVol) تعریف میکنیم.
و در نهایت ما از سنجش سوم خود یعنی متغیر افزایش فروش شرکتها استفاده میکنیم. ما با استفاده از مطالعه هرسکویک، کلی و لوستیگ (2013) متغیر افزایش فروش شرکت ها را با استفاده از متغیر افزایش فروش سه ماهه در هر سال محاسبه میکنیم. متغیر افزایش فروش شرکت ها همچنین متشکل از هر دو مؤلفه جمعی و مختص به شرکت می باشد. ما از روش مطالعه هرسکویک، کلی و لوستیگ (2013) پیروی میکنیم و با استفاده از تحلیل مؤلفه اصلی متغیر اساسی را بصورت زیر به مؤلفه های سیستماتیک و فردی تجزیه میکنیم:

که افزایش فروش شرکت i برای ربع t (در سال )، مؤلفه های اصلی در حین دوره پنج ساله ای است که در سال به پایان می رسد؛ ظرفیت شرکت i برای مؤلفه f است. ما حداکثر از پنج عامل برای تجزیه استفاده میکنیم. ما مؤلفه سیستماتیک متغیر گردش وجوه (SysCFVol) را بعنوان متغیر سالیانه برای مؤلفه پیش بینی شده و مؤلفه فردی (IdioCFVol) را بعنوان متغیر سالیانه برای مؤلفه باقیمانده تعریف میکنیم.
ما متغیرهای سطح شرکتی را کنترل میکنیم که بر روی دسترس پذیری پول نقد در شرکت ها تأثیر می گذارد. ما از مطالعه بیتز، کاهل و استولز (2009) پیروی میکنیم و خصوصیات شرکت مانند تغییر نسبت غیر معین، بازار به ثبت (MB)، اندازه، گردش وجوه، سرمایه شبکه ای خالص (NWC)، هزینه های سرمایه ای (Investment)، تحقیق و توسعه، پرداخت کننده ساختگی تقسیم بندی شده (Dividend)، و کسب سود کنترل میکنیم. ما دارائی های کلی شرکت ها را به مقدار آن در سال 2005 کاهش می دهیم و گزینه های پول نقد، متغیر صنعتی، تحقیق و توسعه، کسب سود و سرمایه گذاری را تا یک درصد بالا یا پایین می بریم؛ جریان پول نقد و NWC را یک درصد کاهش میدهیم؛ و M/B را یک درصد افزایش می دهیم. ما تغیر نسبت غیر ممکن را نیز بین 0 تا 1 محدود میکنیم.
2.2 توصیف داده ها
جدول 1 خلاصه آمار متغیرهای کلیدی ما (از جمله سنجش های عدم اطمینان، دارائی نقدی، و خصوصیات شرکت) را توصیف میکند. جدول 1 نشان میدهد که تغییر عدم اطمینان سیستماتیک و فردی دارای اندازه های یکسانی هستند. انحراف استاندارد بی ثباتی ضمنی سیستماتیک حدود 12 درصد است، و انحراف استاندارد بی ثباتی ضمنی فردی حدود 6 درصد است. متغیر بازده بر مبنای بازده سهام هفتگی محاسبه می گردد. انحراف استاندارد متغیر بازده تجزیه شده برای مؤلفه سیستماتیک حدود 2 درصد و برای مؤلفه فردی حدود 2.5 درصد است. این برآورد ها بترتیب برابر با 11 درصد متغیر سیستماتیک سالیانه و 15 درصد متغیر فردی سالیانه است. شرکت های نمونه ما نیز دارای میانگین 10 درصد متغیر اساسی کلی، 5 درصد متغیر اساسی سیستماتیک، و 9 درصد متغیر اساسی فردی هستند.
شکل 1 مقدار کلی دارائی نقدی شرکت ها در نمونه ما را نشان میدهد. دارائی نقدی کلی همه شرکت های Compustat در دوره بین سالهای 1987-2010 حدود 1.24 تریلیون دلار است. مقدار کلی دارائی نقدی در سال 2000 به حدود 2.02 تریلیون دلار می رسد. شرکت های بزرگ در دوره بین سالهای 1987-2010 حدود 1.11 تریلیون دلار و در سال 2000 حدود 1.81 تریلیون دلار دارائی نقدی داشتند. پس از بحران مالی سال 2008، دارائی نقدی شرکت های بزرگ تا 2.32 تریلیون دلار افزایش پیدا کرد. بنابراین شرکت های بزرگ در نمونه ما حدود 90 درصد پول نقد را در شرکت های Compustat داشتند. شرکت های بزرگ با سنجش های بی ثباتی ضمنی موجود بطور میانگین 0.61 تریلیون دلار پول نقد داشتند، که 40 تا 60 درصد کل دارائی نقدی شرکت های بزرگ در نمونه ما است.
شکل 2 الگوی سری زمان های دارائی های نقدی مقیاس بندی شده توسط دارائی های کلی برای نمونه شرکت های ما را نشان میدهد. شرکت های بزرگ ایالات متحده بطور میانگین دارای نسبت پول نقد به دارائی بین 8 تا 10 درصد را در اواخر دهه 1980 و نسبت میانگین 8 تا 9 درصد را در دهه 1990 داشتند، و در سال 2000 به 9 تا 12 درصد رسید. این الگو تحت تأثیرچند شرکت با دارائی نقدی خیلی زیاد قرار نگرفته است چون میانگین دارائی نقدی الگوی مشابهی را نشان میدهد. در اواخر دهه 1980 میانگین دارائی نقدی به دارائی ها بین 4 تا 6 درصد بود، و متوسط دارائی ها بین 4 تا 5 درصد بود. در سال 2000 میانگین نسبت پول نقد به دارائی بین 6 تا 9 درصد بود.
شکل 3 سطح میانگین بی ثباتی ضمنی شرکت با گذشت زمان را نشان میدهد. مانند الگوی دارائی نقدی، بی ثباتی ضمنی نیز در سال های 2001 و 2009 به اوج خود می رسد. این الگوها افزایش های شدیدی را در عدم اطمینان در دوره بحران، درست پس از بحران مالی نشان میدهند.
3- دارائی نقدی، عدم اطمینان سیستماتیک و عدم اطمینان فردی
در این بخش ما تأثیر عدم اطمینان سیستماتیک و عدم اطمینان فردی بر روی دارائی نقدی را در نمونه خود بررسی میکنیم. ما از چندین روش استفاده میکنیم. اول اینکه با استفاده از روش رگرسیون پانل، ما دارائی های نقدی را در هر دو مؤلفه عدم اطمینان بازگشت میدهیم. تفسیر این مدل آسان و همراستا با مقالات موجود است. البته این روش مسئول رابطه درونی و دینامیک بین عدم اطمینان و دارائی نقدی نیست. برای بررسی این مسئله ما از مدل VAR پانل نیز استفاده میکنیم و رابطه بازخورد بین عدم اطمینان و دارائی نقدی را مد نظر قرار می دهیم.
3.1 تحلیل داده های پانل
برای بررسی اهمیت نسبی جنبه های مختلف عدم اطمینان دارائی های نقدی شرکت های ایالات متحده، ما زا مدل رگرسیون پانل زیر استفاده میکنیم:

که و . ما با پیروی از توضیح محرک های احتیاطی، پیش بینی میکنیم که ضریب های متغیر سیستماتیک و متغیر فردی مثبت باشند.
نتایج رگرسیون پانل در جداول 2 تا 4 نشان داده شده است. برای اختصار، ما نتایج عدم اطمینان کلی را بصورت TotalVol نشان میدهیم. ما همچنین نتایج متغیر های تجزیه شده را بصورت SysVol و IdioVol نشان میدهیم. ما نتایج را در بین سنجش های مختلف عدم اطمینان نشان میدهیم: بی ثباتی ضمنی، متغیر بازده سود سهام بدست آمده ، و متغیر افزایش فروش بدست آمده.
جدول 2 نتایج رگرسیون دارائی نقدی شرکت ها را در عدم اطمینان سطح شرکتی نشان میدهد که توسط بی ثباتی ضمنی شرکت ها و مؤلفه های سیستماتیک و فردی آن اندازه گیری شده است. ستون 1 نتیجه دارائی های نقدی را برای بی ثباتی ضمنی کلی نشان میدهد. این ضریب مثبت و مهم است که نشاندهنده اینست که عدم اطمینان ملی سطح شرکتی کمک مثبتی به تصمیمات دارائی نقدی شرکت ها میکند. ضریب بدست آمده نشان میدهد که یکانحراف استاندارد افزایش در متغیر سیستماتیک به 2 درصد افزایش در دارائی های نقدی کمک میکند. ستون 2 نتایج رگرسیون را برای مؤلفه های سیستماتیک و فردی عدم اطمینان نشان میدهد. متغیر سیستماتیک ظرفیت مثبت و مهمی در حدود دو برابر ضریب بی ثباتی ضمنی دارد؛ مؤلفه فردی تأثیر خیلی کمتری دارد، و علامت آن در مسیر پیش بینی شده نیست. این نتیجه نشان میدهد که مؤلفه سیستماتیک عدم اطمینان در تعیین دارائی های نقدی شرکت مهمتر است. این برآورد نشان میدهد که یک انحراف استاندارد افزایش در متغیر سیستماتیک به 3 درصد افزایش در دارائی های نقدی کمک میکند، که در مقایسه با دارائی نقدی میانگین (حدود 10 دردص) افزایش نسبتاً زیادی است. ستون 4 نتایج رگرسیون را برای متغیر تجزیه شده، SysRetVol و IdioRetVol نشان میدهد. متغیر سیستماتیک بدست آمده، بصورت سازگار با نتایج بی ثباتی ضمنی تجزیه شده ظرفیت مثبت و مهمی دارد که دارای اندازه حدود دو برابر متغیر کلی است. یک انحراف استاندارد افزایش در مؤلفه سیستماتیک از متغیر بدست آمده با 1 درصد افزایش در دارائی های نقدی همراه است. مؤلفه فردی دارای ظرفیت کمی است، و فقط کمی با صفر فاصله دارد. ستون 6 نتایج رگرسیون را برای متغیر اساسی تجزیه شده SysCFVol و IdioCFVol نشان میدهد. ضریب مؤلفه سیستماتیک به اندازه چهار برابر ضریب مؤلفه فردی بزرگ است. یک انحراف استاندارد افزایش در مؤلفه سیستماتیک با حدود 0.6 درصد افزایش در دارائی های نقدی همراه است که تقریباً به اندازه دو برابر مؤلفه فردی بزرگ است (0.3 درصد).
بطور کلی ما پی بردیم که مؤلفه سیستماتیک عدم اطمینان دلیل تصمیمات مربوط به دارائی های سهان است. این نتیجه عجیب است چون محرک های احتیاطی دارای این مفهوم است که هر دو نوع اطمینان باید بر روی دارائی های نقدی تأثیر بگذارند. با دانستن اینکه هر دو نوع عدم اطمینان با عدم اطمینان گردش وجود در آینده همراه است، شرکت ها در هنگام نداشتن پول نقد کافی (صرفنظر از منشأ آن) متحمل ضررهای مالیه خارجی می شوند. نتایج ما نشان میدهند که شرکت ها بیشتر در مورد سرمایه های غیرکافی در حین بروز مشکلات سیستماتیک مخالف نگران هستند اما در مورد سرمایه های غیرکافی در حین مشکلات فردی مخالف نگران نیستند. یک توضیح برای این مسئله می تواند این باشد که مشکلات سیستماتیک مخالف نه تنها منجر به سرمایه های غیرکافی می گردند بلکه منجر به هزینه بیشتری نیز بعلت توزیع در سیستم مالی می گردند. برعکس، بطور میانگین، هزینه مالیه خارجی نسبتاً پایین است و شرکت ها میتوانند سرمایه خود را تقریباً به آسانی افزایش دهند، زمانیکه با مشکلات فردی روبرو می شوند. اهمیت عدم اطمینان سیستماتیک تصمیمات دارائی نقدی شرکت ها این سوال را پیش می آورد: چرا شرکت ها در هنگام نوسانات جمعی، خرید و فروش تأمینی نمیکنند. توضیح احتمالی برای این مسئله اینست که شرکت ها با هزینه هایی از خرید و فروش تأمینی مواجه می شوند. وقتی که هزینه های خرید و فروش تامینی از مزایای آنها بیشتر شود، شرکت ها خرید و فروش تامینی را کاهش میدهند و از پول نقد بعنوان جایگزینی برای آن استفاده میکنند. بنابراین ما پیش بینی میکنیم که شرکت هایی با مزایای بیشتر از خرید و فروش تامینی احتمال کمتری دارد که از پول نقد برای خرید و فروش تامینی در مقابل عدم اطمینان سیستماتیک استفاده کنند. برای تست این فرضیه، ما تغییرات میان-بخشی را در شرکت هایی بررسی میکنیم که خرید فروش تامینی را بصورت مستقل از محرک های دارائی نقدی شرکت ها درخواست میکنند و ما همچنین بررسی می کنیم که روابط پول نقد-عدم اطمینان چطور بر اساس تقاضاهای خرید و فروش تامینی شرکت ها تغییر میکند.
ما از تحدب مالیات برای تقاضای خرید و فروش شرکت ها استفاده میکنیم که در اینکار از مطالعه کامپلو، لیت، ما و زو (2011) و گراهام و اسمیت (1999) پیروی کرده ایم. تحدب مالیات صرفه جویی های مالیاتی رخ داده با 5 درصد کاهش را در متغیر درآمد مشمول مالیات اندازه گیری میکند. تحدب مالیاتی بالاتر شرکت ها برای خرید و فروش تامینی بیشتر، کاهش نمایش آنها در عدم اطمینان سیستماتیک را ترغیب میکند. ما برای هر سال شرکت تحدب مالیاتی را بصورت زیر محاسبه میکنیم:

که متغیر 10 سال گذشته درآمد قبل از مالیات، اصلاح خودکار رده اول تاریخی درآمد قبل از مالیات، متغیر ساختگی وجود اعتیار مالیاتی سرمایه گذاری، متغیر ساختگی برای درآمد عملیاتی منفی، و و نشاندهنده درآمد مثبت و منفی پی از مالیات هستند، که متغیرهای ساختگی برای درآمد پیش از مالیات در (0.5 million] و (-0.5 million] هستند.
ما از مدل های رگرسیون پانل برای برآورد تأثیر تمایل خرد و فروش تامینی در رابطه پول نقد-عدم اطمینان استفاده میکنیم. مدل ما دارائی های نقدی شرکت هارا در روابط متقابل تحدب مالیات و سنجش های عدم اطمینان تجزیه شده بصورت یر برگشت میدهیم:

اکثر دستگاه های خرید و فروش تامینی در حین نوسانات اقتصاد خرد معامله می شود (مانند اشتقاق های نرخ بهره و اشتقاق های نرخ تبادل خارجی). شرکت ها تمایل کمتر به خرید و فروش تامینی بیشتر در معرض عدم اطمینان سیستماتیک خواهند بود. البته خرید و فروش تأمینی رویارویی شرکت ها را با عدم اطمینان فردی کاهش نمی دهد. ما پیش بینی میکنیم که شرکت های با تمایل کم برای خرید و فروش تامینی پول نقد بیشتری را در حین عدم اطمینان سیستماتیک داشته باشند، اما ما هیچ تغییری را در حساسیت دارائی نقدی برای عدم اطمینان فردی پیش بینی نمی کنیم. بطور کلی ما پیش بینی میکنیم که ضریب با روابط متقابل بین تحدب مالیاتی و متغیر سیستماتیک منفی باشد، و ضریب غیر منفی و یا احتمالاً دور از صفر باشد.
جدول 3 نتایج رگرسیون های بالا را نشان میدهد. ستون 1 نشان میدهد که روابط متقابل تمایل خرید و فروش تامینی تحدب مالیاتی و بی ثباتی ضمنی منفی و مهم است، که نشان میدهد که شرکت های با تمایل بالا برای خرید و فروش تامینی پول نقد کمتری را در واکنش به عدم اطمینان کلی سطح شرکت نگه می دارند. ستون 2 عدم اطمینان را تجزیه میکند و ضریب منفی و مهمی را فقط برای روابط تحدب مالیاتی و مؤلفه سیستماتیک بی ثباتی ضمنی نشان میدهد. ستون 2 تحلیل ستون 1 را با استفاده از متغیر بازده سهام بدست آمده کلی بعنوان نماینده ای برای عدم اطمینان تکرار می کند. نتایج ستون های 3 و 4 با ستون های 1 و 2 مطابقت دارند. ستون های 5 و 6 تحلیل را با استفاده از متغیر افزایش فروش تکرار میکنند. این نتایج باز هم با یافته های قبلی مطابقت دارند. بطور کلی، این نتایج با توجه به مزایای نسبی هر استراتژی، با محرک خرید و فروش تامینی دارائی نقدی و جایگزینی بین پول نقد و خرید و فروش تامینی مطابقت دارند.
راه دیگری برای اثبات نتایج اینست که تفاوت های مشکلات فردی و سیستماتیک بین شرکت های چندملیتی و داخلی را بررسی کنیم. مطالعات اخیر نشان داده اند که شرکت های چند ملیتی خصوصاً در معرض دارائی نقدی بیشتر نسبت به شرکت های دیگر قرار دارند. ما بررسی میکنیم که آیا عدم اطمینان سیستماتیک یا عدم اطمینان فردی تفاوت های بین این شرکت ها را توضیح میدهد. ما شرکت های چند ملیتی را مانند شرکت هایی تعریف میکنیم که دارای بخش های جغرافیایی خارجی هستند که مسئول بیش از 10 درصد فروش های کل در حداقل یک سال از سه سال گذشته می باشد. شرکت هایی که دارای این معیار ها نیستند بصورت شرکت های کاملاً داخلی طبقه بندی می شوند. ما رگرسیون ها را از جدول 1 تکرار میکنیم و نتایج را برای شرکت های کاملاً داخلی و شرکت های چند ملیتی مقایسه میکنیم.
جدول 4 نتایج رگرسیون های جداگانه در شرکت های چند ملیتی و شرکت های داخلی را نشان میدهد. پانل A رابطه دارایئ نقدی شرکت ها و عدم اطمینان تجزیه شده را نشان میدهد. برای هر دو نوع شکرت، ضریب های عدم اطمینان سیستماتیک مثبت و مهم هستند، اما ضریب های عدم اطمینان فردی منفی و اغلب بی اهمیت هستند. ضریب ها یبی ثباتی ضمنی سیستماتیک در شرکت های چند ملیتی در مقایسه با شرکت های داخلی دارای حجم بیشتری است، اگرچه تغییرات متغیر سیستماتیک خیلی شبیه به شرکت های چند ملیتی و شرکت های داخلی است. این نتیجه نشان میدهد که شرکت های چند ملیتی از پول نقد بیشتری برای خرید و فروش تامینی در مقابل عدم اطمینان تامینی استفاده میکنند. این یافته ها زمانی بدست می آید که ما رگرسیون تأثیر ثابتی را اجرا کنیم.
پینکویتز، استولز، و ویلیامسون (2012) نشان دادند که در سال 2000 شرکت های چند ملیتی 3 درصد دارائی نقدی بیشتری در مقایسه با شرکت های داخلی داشتند. از روی نتایج ما، تفاوت بین ضریب ها در بی ثباتی ضمنی سیستماتیک نشان میدهد که یک انحراف استاندارد افزایش در متغیر سیستماتیک با حدود 1 درصد افزایش بیشتر برای شرکت های چند ملیتی در مقایسه با شرکت های داخلی همراه است. در رگرسیون تأثیر ثابت شرکت ، تفاوت ضریب ها حدود 0.5 درصد افزایش را در دارائی نقدی برای شرکت های چند ملیتی همراه با یک انحراف استاندارد افزایش در بی ثباتی ضمنی سیستماتیک نشان میدهد. این نتایج نشان می دهند که عدم اطمینان سیستماتیک می تواند دلیل مهمی برای شرکت های چند ملیتی باشد که پول نقد بیشتری را در مقایسه با شرکت های داخلی نگه دارند.
3.2 تحلیل های دینامیک
تاکنون ما راهکار رگرسیون پانل را اتخاذ کرده ایم. البته این راهکار رابطه دینامیک بین دارائی نقدی و عدم اطیمنان را نشان نمیدهد. بنابراین ما چارچوب دینامیکی را برای متحد کردن رابطه درونی بین این دو معرفی میکنیم. در این مدل، دارائی های نقدی و عدم اطمینان دارای رابطه موقتی بین خود هستند: دارائی های نقدی ممکن است بر روی سطوح جاری و آینده عدم اطمینان شرکت ها تأثیرگذار باشند، و عدم اطمینان شرکت ها هم می تواند بر روی سطوح جاری و آینده دارائی های نقدی تاثیرگذار باشد.
بعلاوه، مطالعات اخیر در مورد عدم اطمینان روابط متقابل مهمی را بین عدم اطمینان و سرمایه گذاری شرکت نشان داده اند، که هر دوی آنها می توانند بر روی سطوح جاری و آینده دارائی های نقدی تأثیرگذار باشند. شکل 4 تجزیه گردش وجود شرکت ها را نشان میدهد. گردش وجوه مالیه شرکت ها از سال 2002 منفی می شود، که نشان میدهد که شرکت ها پول نقد بیشتری را در بین سهامداران توزیع کرده اند و آنها را جمع نکرده اند. مهمتر اینکه، سرمایه گذاری شرکت ها در سال 2000 و 2009 کاهش می یابد که پس از آن دوره هایی از عدم اطمینان بالا خواهیم داشت. این الگوها نشان میدهند که شرکت ها سرمایه گذاری خود را در هنگام رویارویی با عدم اطمینان کاهش میدهند و گردش وجوه نقدی در داخل شرکت را افزایش میدهند. دارائی نقدی افزایش یافته و سرمایه گذاری کاهش یافته نیز به نوبه خود عدم اطمینان در سطح شرکتی را کاهش میدهند. بر حسب روابط دینامیک در این داده ها، ما دینامیک مشترک دارائی های نقدی، سرمایه گذاری ها، و عدم اطمینان را بررسی میکنیم.
برای کاهش مشکلات احتمالی در برآورد، ما از مدل خودبرگشت بردار پانل برای درک کانال های ارتباطی استفاده میکنیم که از طریق آن، عدم اطمینان بر روی دارائی های نقدی تأثیر می گذارد. VARمدل پانل به ما اجازه میدهد تا دینامیک دارائی های نقدی، سرمایه گذاری، و عدم اطمینان را بیان کنیم. ما با پیروی از مطالعه لاو و زیکینو (2006) تابع واکنش لحظه ای ایجاد شده توسط مدل VAR پانل را بررسی میکنیم. تابع واکنش لحظه ای واکنش هر متغیر نسبت به مشکلات یک انحراف استاندارد با متغیرهای دیگر است. ما رگرسیون های VAR را برای دارائی های نقدی، سرمایه گذاری و عدم اطمینان تا سه مرحله انجام میدهیم و سطوح گذشته متغیرها را بعنوان دستگاه هایی برای برآورد های دو مرحله ای آخرین مربع انجام میدهیم. خصوصیات آن بصورت زیر است:

که متغیرهای بردار سرمایه است که ما آنرا بصورت یا نشان میدهیم. ماتریس ضریب متغیرهای تاخیری است. بردار اثرات ثابت شرکت است که ناهماهنگی شرکت را با توجه به دارائی های نقدی، سرمایه گذاری، و تصمیمات عدم اطمینان بدست می آورد. بردار خطاها است.
ما اثرات ثابت شرکت را توسط معنای مخالف همه متغیرها در زمان حذف میکنیم. برآورد با تفاوت متغیرها انجام می شود که با سطوح گذشته متغیرهای انتقال داده نشده مجهز می گردد. تفاوت آنها از طریق انحراف های قائم جلویی برای اجتناب از همبستگی های کاذب بین خطای متفاوت و سطوح گذشته ای انجام داده می شود که بصورت دستگاه عمل میکنند. برای اجتناب از وجود دستگاه های زیاد، ما از سه تأخیر متغیرها بعنوان دستگاه استفاده میکنیم. بنابرانی شرایط تعامد در برآوردها بصورت است که خطاری انتقال داده شده و y متغیرهای تاخیری انتقال داده نشده است.
اشکال 5 و6 تابع واکنش لحظه ای هر متغیر را برای مشکلات یک انحراف استاندارد به متغیرهای دیگر نشان میدهند، که توسط برآورد VAR ایجاد می گردد. این مشکلات نسبت به هم قائم هستند، و فاصله های اطمینان از روی شبیه سازی های مونته کارلو مشخص شده ایت.
شکل 5 نتایج دارائی های نقدی، سرمایه گذاری، و عدم اطمینان را نشان میدهد. ما می توانیم ببینیم که دارائی های نقدی با پیروی از یک انحراف استاندارد افزایش در بی ثباتی ضمنی تا حد زیادی افزایش می یابند، و این اثر برای هر سه دوره وجود دارد. توایبه واکنش لحظه ای دیگر نیز علامت های پیش بینی شده ای را نشان میدهند: سرمایه گذاری نسبت به مشکلات متغیر واکنش منفی نشان میدهد، که نشاندهنده اینست که شرکت ها سرمایه گذاری های خود را در هنگام رویارویی با عدم اطمینان در آینده کاهش میدهند، و عدم اطمینان واکنش منفی نسبت به مشکلات دارائی نقدی دارد که عدم اطمینان در آینده را کاهش میدهد، و در هنگام عدم اطمینان جمعی در آینده با اضافه سازی نوسانات به ارزش شرکت در آینده افزایش نشان میدهد.
شکل 6 تابع واکنش لحظه ای را با بی ثباتی ضمنی تجزیه شده با سرمایه گذاری نشان میدهد. دارائی های نقدی افزایش زیادی را در مکشلات بی ثباتی ضمنی سیستماتیک نشان میدهند. این اثر برای چندین دوره وجود دارد و فاصله زیادی با صفر دارد، همانطور که توسط 5 درصد فاصله اطمینان کمتر نیز مشاهده می گردد. البته واکنش دارائی های نقدی برای مشکلات عدم اطمینان فردی کوچک، دارای تداوم کم است و فاصله زیادی با صفر ندارد. شکل 7 الگوی سازگار را برای تابع واکنش لحظه ای دارائی های نقدی برای متغیر بازده سهام تجزیه شده و سهام متغیر اساسی نشان میدهد. دارائی های نقدی واکنش قوی و ثابتی را در واکنش نسبت به مشکلات متغیر بازده سیستماتیک و متغیر اساسی سیستماتیک (و نه برای مشکلات بی ثباتی فردی) نشان میدهند.
4- بررسی عدم اطمینان جمعی
در بخش قبلی ما سنجش های ضمنی عدم اطمینان سیستماتیک را بررسی کردیم. ما برای تقویت نتایج خود در این بخش سنجش های مستقیم عدم اطمینان جمعی را بررسی میکنیم و اثرات آنها را بر روی تصمیمات دارائی های نقدی بررسی میکنیم. ما خصوصاً بر روی عدم اطمینان جمعی تمرکز میکنیم که میتواند بر روی نرخ های بانکی و فرصت های سرمایه گذاری در آینده تأثیرگذار باشد. برای بیان دقیق این نوع عدم اطمینان ها، ما در صورت امکان از سنجش های آینده نگر استفاده میکنیم. این سنجش های عدم اطمینان جمعی احتمال کمتری دارد که تحت تأثیر خصوصیات خاص شرکت و تصمیمات سطح شرکت قرار بگیرند. برای کنترل بیشتر عدم اطمینان مختص به شرکت در مورد دارائی های نقدی، ما عدم اطمینان های سطح شرکتی با توجه به گردش وجوه و سرمایه گذاری در آینده را نیز کنترل میکنیم.
4.1 ساختمان متغیر
4.1.1 عدم اطمینان مربوط به نرخ بانکی
نرخ بانکی یک شرکت نرخ مورد نیاز بازده برای سطح عدم اطمینانی است که دارد. ما با استفاده از چارچوب CAMP میتوانیم عدم اطمینان را به سه مؤلفه تجزیه کنیم: عدم اطمینان مربوط به نرخ بدون ریسک، اضافه ارزش ریسک بازار، و سطح عدم اطمینان های پروژه ها .
ما سطح نرخ بانکی پیش بینی شده را با استفاده از نرخ سودهای آینده از روی بررسی Livingstom پیش بینی میکنیم، که پیش بینی های مربوط به اقتصاد خرد اقتصاددانان را جمع آوری میکند. ما عدم اطمینان را با توجه به پراکندگی های پیش بینی مربوط به نرخ اصلی واقعی بیان میکنیم، که بعنوان انحراف استاندارد بهنجار شده پیش بینی ها اندازه گیری می شود. این سنجش نامیده می شود. سطوح بالاتری از پراکندگی پیش بینی، سطوح بالاتری از عدم اطمینان مربوط به نتیجه اقتصاد خرد آینده را نشان میدهد. راهکار دقیق این مسئله در ضمیمه توصیف شده است.
برای اندازه گیری عدم اطمینان مربوط به اضافه ارزش ریسک بازار پیش بینی شده، ما از متغیرهای حالتی استفاده میکنیم که با افزایش مصرف جمعی و دوره های تجاری مرتبط هستند. ما متغیرهای اقتصاد کلان مانند افزایش GDP و نرخ تورم را انتخاب میکنیم، و پراکندگی پیش بینی آنها را با استفاده از واکنش هایی از بررسی Livingston محاسبه میکنیم. چون شرکت ها ممکن است سطوح مختلفی از قرارگیری در معرض نوسانات سطح بازار داشته باشند، ما از محصول پراکندگی پیش بینی با بتای بازار هر شرکت بعنوان قرارگیری آن در معرض عدم اطمینان اضافه ارزش ریسک بازار استفاده میکنیم. عدم اطمینان مربوط به اضافه ارزش ریسک بازار پیش بینی شده بصورت زیر تعریف می گردد:

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  237  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود دانلود مقاله دارائی نقدی شرکت ها، محرک های احتیاطی، و عدم اطمینان سیستماتیک


دانلود مقاله بررسی اثر تاریخهای مختلف کاشت روی عملکرد و اجزای عملکرد چهار رقم

بررسی اثر تاریخهای مختلف کاشت روی عملکرد و اجزای عملکرد چهار رقم سویا درمنطقه میانه
چکیده:
این آزمایش در سال 1382درمزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاداسلامی واحدمیانه جهت تعیین بهترین تاریخ کاشت و رقم مناسب بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی انجام شد. تاریخ‌های کاشت در سه سطح شامل 5 اردیبهشت،20 اردیبهشت و 5 خرداد بعنوان فاکتورتاریخ کاشت‌ و ارقام سویا در چهار سطح (کلارک، ویلیامز، زان، هارکور) به‌عنوان فاکتور رقم درنظر گرفته شدند .صفات مورد اندازه گیری شامل ، ارزیابی عملکرد ،وزن هزاردانه اندازه گیری ارتفاع بوته ، تعداددانه درغلاف ، تعدادغلاف دربوته ،‌شاخص برداشت واندازه گیری میزان روغن وپروتئین می باشد.تجزیه آماری صفات اندازه گیری شده برای مقایسه میانگین ها به روش دانکن وتعیین ضرایب همبستگی بااستفاده ازنرم افزارExcell انجام شد . تاریخ کاشت اثر کاملاً معنی‌داری بر ارتفاع بوته ، تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه، بیوماس کل، شاخص برداشت و درصد روغن دانه داشت. با تأخیر در کاشت بعد از 5 اردیبهشت ارتفاع، تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه، بیوماس کل، شاخص برداشت و درصد روغن دانه کاهش یافت. اما وزن هزار دانه، تعداد دانه در غلاف و درصد پروتئین دانه تحت تأثیر تاریخ کاشت قرار نگرفتند. تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه، بیوماس کل، وزن هزار دانه و درصد روغن رقم زان در هر سه تاریخ کاشت (5 اردیبهشت، 20 اردیبهشت و 5 خرداد) بیش از سایر ارقام بود. درحالی که درصد پروتئین این رقم در هر سه تاریخ کاشت کمتر از بقیه ارقام بود. کمترین تعداد غلاف در بوته و همچنین کمترین شاخص برداشت در هر سه تاریخ کاشت مربوط به رقم ویلیامز، و بیشترین آنها مربوط به رقم زان بود. همه صفات مورد آزمون به غیر از تعداد دانه در غلاف تحت تأثیر رقم قرار گرفته و معنی‌دار بودند. نتایج در عملکرد نهایی نشان داد که بیشترین عملکرد دانه مربوط به تیمار تاریخ کاشت 5 اردیبهشت رقم زان (3649 کیلوگرم در هکتار) می‌باشد در مقابل کمترین میزان عملکرد دانه مربوط به تیمار تاریخ کاشت 5 خرداد رقم‌ هارکور بود (1742 کیلوگرم در هکتار).در این آزمایش ضریب همبستگی بین صفت عملکرد دانه وصفات بیوماس کل، شاخص برداشت، درصد روغن وزن هزار دانه و تعداد غلاف در بوته در سطح یک درصدهمبستگی مثبت وبادرصد پروتئین همبستگی منفی مشاهده شد. با توجه به نتایج این آزمایش رقم زان در تاریخ کشت 5 اردیبهشت نسبت به ارقام دیگرعملکرد بیشتری تولید کرد
واژه های کلیدی: سویا، تاریخ کاشت، رقم، عملکرد دانه. اجزای عملکرد.

مقدمه
سویا یکی از سرشارترین منابع روغنی خوراکی و پروتئینی است، این گیاه کاربردی گسترده برای تغذیه انسان ، دام و طیور دارد و در صنایع غذایی نیز از اهمیتی چشمگیر برخوردار است. بسیاری از کشاورزان اینک می‌دانند که سویا غنی‌کنندة خاک است و نقشی تعیین‌کننده در شکسته شدن چرخه زندگی آفات و بیماری‌هایی که با کشت مداوم یک محصول به وجود می‌آیند دارد. از بعد دیگر سویا گیاهی درآمدزا است، چون می‌توان بعد از برداشت محصولاتی مانند غلات، باقلا، سیب‌زمینی و ... آن را کشت کرد. در واقع این گیاه با اکثر محصولات کشاورزی کشت می‌شود و منبع درآمد جدیدی برای کشاورزان می‌گردد. (11).
تاریخ مناسب کشت سویا در هر منطقه یکی از عواملی است که در میزان عملکرد این محصول نقش بسیار قابل توجهی دارد. همینطور با انتخاب ارقام مناسب برای هر منطقه می‌توان عملکرد را افزایش داده و به اقتصادی شدن تولید کمک کرد.
مطالعات و آزمایشات متعدد اگلی و همکاران (2000) نشان می‌دهند که تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام سویا تأثیر می‌گذارد و با تأخیر در کاشت نسبت به زمان مطلوب عملکرد دانه کاهش می‌یابد.
درمطالعه ای دیگرمشخص شدکه با تأخیر در کاشت به ویژه از 30 اردیبهشت صفات ارتفاع بوته، تعداد گره در ساقه اصلی، تعداد شاخه در هر بوته، ماده خشک اندام‌های هوایی، مدت لازم برای گلدهی و رسیدگی، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، عملکرد دانه، تعداد غلاف و دانه در هر بوته و درصد روغن دانه کاهش یافتند ، اما تعداد دانه در هر غلاف، شاخص برداشت و درصد پروتئین دانه تحت‌تأثیر تاریخ کاشت قرار نگرفتند. (1).
تأخیر در تاریخ کاشت روی طول دورة رشد رویشی و زایشی گیاه سویا تأثیر داشته وموجب کاهش در عملکرد دانه می‌شود دراین را بطه 20 روز تأخیر در کاشت، طول دوره رویشی ( تعدادروزازکاشت تا گلدهی) را 6 روز و طول دورة زایشی (گلدهی تا رسیدگی) را 7 روز به تأخیر می‌اندازد (3).
نتایج آزمایش دیگری نشان می‌دهد که ارتفاع بوته، خوابیدگی، ارتفاع محل تشکیل غلاف از سطح خاک زمان رسیدگی با تأخیر در کاشت کاهش می‌یابد و همچنین سه روز تأخیر در کاشت موجب یک روز تأخیر در رسیدن می‌شود(4).
پوپ و همکاران در سال 2002 در طی آزمایشی نتیجه گرفتند که در ارقام با رشد نامحدود با تأخیر در کاشت از 23 اردیبهشت تا 15 تیر ارتفاع بوته و تعداد گره ساقه اصلی کاهش یافت در حالی که در ارقام با رشد محدود، ارتفاع بوته و تعداد گره ساقه اصلی در این دامنه زمانی از ثبات بیشتری برخوردار بود. همچنین عملکرد دانه ارقام با رشد نامحدود بعد از خرداد نیز کاهش پیدا نکرد و کاهش عملکرد در تاریخ‌های کاشت بعد از اواسط خرداد مشاهده شد.
در نتیجه تحقیقاتی ، بیان شده که تأخیردر کاشت ، کا هش مقدار روغن (17،15،12) و افزایش مقدار پروتئین و افزایش عدد ید رابه دنبال دارد ( 16) در حالی که ویس گزارش داده است که تاریخ کشت در مقدار پروتئین موثر نیست. (18).
نظریان و همکاران 1373 درطی آزمایشی که دراهواز انجام دادندگزارش کردند که با تأخیر در کاشت از 5 خرداد به 25 خرداد گلدهی زودتر انجام شد در ضمن دورة گلدهی و پر شدن دانه نیز کوتاهتر شد و نتایج عملکرد نهایی نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در تاریخ کاشت اول (5 خرداد) تولید شد.
کالوین و همکاران 2001 در طی تحقیقی که درشمال تگزاس انجام دادند، بیان کردند که بیشترین مقدارمتوسط عمـلکرد سویا2594 کیلوگرم در هکتار در تاریخ کاشت اوایل خرداد ماه بدست آمده بود. در طول فصل گروه رسیدگی V سویا بالاترین عملکرد را داشت ( 3/6030 کیلوگرم در هکتار )، اگرچه به طور قابل ملاحظه‌ای نسبت به گروه متوسط رس و دیررس گروه IV بالاترنیست. عملکرد در تاریخ کاشت اول کاهش یافته بود (در مقایسه با سال پیش) و دوباره به طور قابل ملاحظه‌ای در تاریخ کاشت اوایل تیرماه کاهش پیدا کرده بود. همچنین هیچ کاهش عملکردی در سویای زودرس‌تر در کشت‌های اواسط خرداد و تیرماه وجود نداشت. باتوجه به مطالب فوق هدف ازاین تحقیق تعیین مناسب ترین زمان کاشت وبهترین رقم کاشت سویا می باشد.


مواد و روش‌ها:
این تحقیق در بهار سال 1382 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه با موقعیت 42‎‏ 47 طول جغرافیایی و24 37 عرض جغرافیایی وارتفاع m 1100 ازسطح دریااجراشد .
فاکتور تاریخ کاشت در سه سطح شامل 5 اردیبهشت، 20 اردیبهشت، 5 خرداد و فاکتور ارقام در 4 سطح گندم اختصاص داشت و براساس تجزیه خاک و توصیه کودی کود نیتروژن به صورت اوره به عنوان استارتر به طور یکنواخت در زمین پخش شد و سپس کود دامی کاملاً پوسیده به منظور شامل ارقام ویلیامز، کلارک، زان و هارکور بود.
خاک مزرعه دارای بافت رسی لومی بااسیدیته 7/6 (PH ) و هدایت الکتریکی8/0بود. مزرعه در سال قبل به کشت سبک کردن خاک و تهویه بهتر به میزان kg 550 به طور یکسان به زمین داده ( ابعادزمین 26*46متر) و با خاک مخلوط شد. ابعادکرتهای اصلی برابر6*5/2متر و فاصله بین ردیف‌های کاشت cm 50 و فاصله بوته‌ها در ردیف بعد از تنک کردن10 سانتی متر و ترا کم موردنظر 20 بوته در مترمربع انتخاب شد. هر کرت شامل 4 خط کاشت به طول 5 متر بود.
در طول فصل رشد علیه آفات مکنده با آفت‌کش‌های توصیه شده مبارزه شد. در پایان فصل رشد به منظور تعیین ارتفاع بوته و اجزاء عملکرد دانه شامل تعداد غلاف دربوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه ، 10 بوته از دو ردیف وسط کرت انتخاب و صفات مربوطه اندازه‌گیری شدند. برداشت بعد از رسیدگی کامل بوته ها بر حسب تاریخ کاشت در طول یک هفته به ترتیب صورت گرفت. برای تعیین عملکرد دانه سویا 10 بوته از وسط کرت انتخاب و سپس به وسیله کمباین دانه‌ها جدا شده و از طریق ترازوی دیجیتالی عملکرد کلیه کرت‌ها بدست آمد. در ضمن پس از خشک کردن دانه‌ها در آون عملکرد دانه در واحد سطح براساس 14 درصد رطوبت محاسبه شد. وزن خشک کل نیز از طریق انتخاب بوته‌ها (10 بوته) از وسط کرت وقراردادن کل گیاه (ساقه، برگ، غلاف) در آون به مدت 48 ساعت دردمای cْ 75 بدست آمد و برای اندازه‌گیری میزان روغن و پروتئین دانه بخشی از بذور بدست آمده از هر کرت به کمک آسیاب آرد شدند و با استفاده از دستگاه اینفراماتیک که قبلاً برای روغن و پروتئین کا لیبره شده بود مقدار (درصد) روغن و پروتئین آنها تعیین گردید.
تجزیه آماری به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در 3 تکرار انجام شد و مقایسه میانگین تیمارها با استفاده از آزمون دانکن در سطح احتمال 5 درصد صورت گرفت و همچنین به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل همبستگی بین صفات مختلف، ضرایب همبستگی ساده بین آنها محاسبه گردید.

نتایج و بحث
نتایج تجزیه آماری ومیانگین های مربوطه درجدول ( 1ـ 1 ) تا ( 4 ـ 1 ) آورده شده اند .ذیلاً به تفکیک صفات نتایج موردبحث قرارمی گیرند .
تعدادغلاف دربوته
جدول تجزیه واریانس نشان می دهدکه تعداد غلاف در بوته نیز تحت‌تأثیر تاریخ کاشت و رقم قرارگرفت ولی اثر متقابل این دو عامل ، F معنی‌دارینشان نداد (جدول 1- 1) نتایج آزمایش نشان می‌دهد که در بین ارقام مختلف رقم زان دارای بیشترین غلاف در بوته بوده و کمترین آن به رقم ویلیامز اختصاص یافته است و ارقام کلارک و هارکور به ترتیب در بین این دو قرار گرفتند.( جدول 3 ـ 1 )، بیشترین میانگین تعداد غلاف دربوته در تاریخ کاشت اول می‌باشد و با تأخیر افتادن در تاریخ کاشت تعداد غلاف در هر چهار رقم کاهش پیدا می‌کند( جدول 2 ـ 1 ) . ا لبته باید توجه داشته باشیم که تعداد غلاف بستگی به تعداد کل گره در بوته دارد و از طرفی با تأخیر در کاشت طول دورة رشد گیاه و همچنین تشکیل غلاف کاهش یافته که به دنبال آن تعداد غلاف کمتری در گیاه تولید خواهد شد.
تلاوکی در طی گزارشی اعلام کرد که با تأخیر در کاشت از 30 اردیبهشت تعداد غلاف در هر بوته کاهش می‌یابد
(1). درهرسه تاریخ کاشت بیشتربودن تعدادغلاف دربوته دررقم زان یکی ازدلایل افزایش عملکرداین رقم نسبت به سایرارقام می باشد.در این آزمایش رقم زان در هر سه تاریخ کاشت بیشترین تعداد غلاف و رقم ویلیامز کمترین غلاف را تولید کرده و ارقام کلارک و هارکور از نظر ترتیب قرار گرفتن در بین این دو رقم به این صورت است که رقم هارکور تنها در تاریخ کاشت اول بیشتر از رقم کلارک بود ولی در دو تاریخ کاشت دیگر نسبت به رقم کلارک کمترین غلاف را داشت ( جدول 4 ـ 1) .در کل به نظر می‌رسد رقم زان از نظر پتانسیل تشکیل غلاف برتری نسبی نسبت به سه رقم دیگر داشته باشد.
وزن هزار دانه
برای این صفت منابع تغییررقم و اثر متقابل رقم و تاریخ کاشت معنی دارشدند ولی F مربوط به تاریخ‌ کاشت معنی دار نبود. (جدول 1-1)
نتایج مقایسه میانگین ها نشان می دهدکه رقم زان درهرسه تاریخ کاشت دارای بیشترین وزن هزاردانه ورقم هارکور کمترین مقدار را داشت ودورقم دیگردرحدواسط بودند( جدول 4 ـ 1 ). در بین تاریخ‌های کاشت میانگین وزن هزاردانه تاریخ کاشت سوم از همه کمتر بوده است و بین تاریخ‌های کاشت در سطح 5% اختلاف معنی‌داری دیده نشد.(جدول 2ـ 1) . مطالعات نشان داده‌اند که تأخیر در کاشت از نیمه اردیبهشت تا اواخر خرداد ماه منجر به کاهش وزن هزاردانه شده است (5 و 6) در بین ارقام نیز در سطح 5% اختلاف معنی‌دار وجود دارد. و رقم زان بیشترین میانگین وزن هزاردانه و رقم هارکور کمترین مقدار را به خود اختصاص ‌داد وارقام ویلیامز و کلارک به ترتیب در بین این دو قرار گرفتند (‌جدول 3 ـ 1 ) که نشان ‌دهندة بذور بزرگتر در رقم زان می‌باشد و این به دلیل نبود محدودیت منبع برای پر کردن آنها می‌باشد .وهمچنین اندازة نهایی دانه تحت‌تأثیر عوامل محیطی و ژنتیکی است.نقطه نیست متوسط وزن دانه در هر رقم مختص آن رقم است و تغییرات سال به سال یا محل به محل در اندازة متوسط دانه یک رقم ممکن است تا 60 درصد باشد ولی در شرایط استثنایی می‌تواند بیشتر شودس( 3).
شاخص برداشت
نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد که شاخص‌برداشت تحت تأثیر تاریخ کاشت و رقم قرار گرفته و در سطح 1% برای این منابع تغییر اختلاف معنی‌دار مشاهده‌گردید ولی در بین اثرات متقابل رقم و تاریخ کاشت معنی‌دار نبود(جدول 1-1)،در بین تاریخ‌های کاشت تاریخ کاشت اول بیشترین شاخص برداشت را به خود اختصاص داد و تاریخ کشت سوم کمترین مقدار را دارا بود و بین تاریخ‌های کاشت در سطح 5% اختلاف معنی‌دار مشاهده شد.(جدول 2-1)، یکی از دلایل کاهش ضریب برداشت در تاریخ‌های کاشت دیر، داشتن تعداد غلاف کمتر در گیاه است که باعث کاهش عملکرد اقتصادی شده است.در بین ارقام نیز رقم زان دارای بیشترین شاخص برداشت و رقم ویلیامز دارای کمترین شاخص برداشت بوده و بین این دو به ترتیب ارقام کلارک و هارکور قراردارگرفتند. بین رقم زان با کلارک اختلاف معنی‌داری در سطح 5% مشاهده نشد ولی در مقایسه با دو رقم دیگر اختلاف معنی‌داری داشتند(جدول3-1). زیاد بودن شاخص برداشت در رقم زان به علت داشتن تعداد غلاف بیشتر، وزن دانه بیشتر و در کل عملکرد دانه بیشتر در گیاه می‌باشد. یکی از دلایل کاهش شاخص برداشت در رقم ویلیامز کمتر بودن تعداد دانه در غلاف در گیاه است.در این آزمایش اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم برای صفت شاخص برداشت معنی دار نگردید.گزارش‌های دیگری وجود دارند که بیان می‌کنند شاخص برداشت کمتر تحت‌تأثیر عوامل محیطی است و بیشتر ژنتیکی است و معمولاً با افزایش یا کاهش عملکرد بیولوژیکی عملکرد اقتصادی نیز افزایش و یا کاهش می‌یابد.
در آزمایشی که نخزری مقدم( 1372) انجام داده بود گزارش کرد که اختلاف معنی‌داری بین تاریخ‌های کشت از نظر شاخص برداشت مشاهده نشد .
عملکرد دانه
تاریخ کاشت نیز روی عملکرد دانه تأثیر گذاشت (جدول 1-1) و تأخیر در کاشت باعث کاهش آن شد به طوری که تاریخ کاشت اول دارای بیشترین و تاریخ کاشت سوم دارای کمترین عملکرد بود و بین میانگین عملکرد در تاریخ‌های کاشت مختلف در سطح 5% اختلاف معنی‌دار مشاهده گردید.
با توجه به اینکه سویا یک گیاه روز کوتاه است بنابراین چنانچه در معرض روزهایی با طول کوتاه قرار گیرد به گل می‌رود. طول روز بلندتر گلدهی را بیشتر به تأخیر انداخته و معمولاً باعث تولید گلها و غلاف‌های بیشتر در گیاه می‌شود که این امر می‌تواند به خاطر تولید گره و شاخه فرعی بیشتر در گیاه باشد با تأخیر در کاشت به دلیل اینکه گیاه زودتر در معرض روزهای کوتاه قرار می‌گیرد، ارتفاع کوتاهتر، شاخه‌دهی کمتر و دورة رشد رویشی قبل از گلدهی و دورة گلدهی کوتاهتری داشته که کلیه این عوامل باعث تشکیل تعداد کمتر غلاف و انتقال کمتر مواد فتوسنتزی به غلاف شده و عملکرد کاهش می‌یابد.
تحقیقاتی که اگلی وبروئنینگ ( 2000 ) انجام داده نشان می‌دهد که تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام سویا تأثیر گذاشته و با تأخیر در کاشت نسبت به زمان مطلوب عملکرد دانه کاهش می‌یابد . پوپ و همکاران ( 2002 ) عکس‌العمل رشد ارقام محدود و نامحدود سویا را در پنج تاریخ کاشت مطالعه کردند و گزارش کردند که عملکرد دانه ارقام با رشد نامحدود بعد از تاریخ کاشت اردیبهشت ماه با تأخیر در کاشت به طور مستمر کاهش می یا بددر حالی که عملکرد دانه باارقام رشد محدود تا اواسط ماه خرداد نیز کاهش پیدا نکرد و کاهش عملکرد در تاریخ‌های کاشت بعد از اواسط خرداد مشاهده شد.
آزمایش نشان می‌دهد که عملکرد دانه تحت‌تأثیر رقم قرار گرفته (جدول 1-1) و در سطح 1% معنی‌دار می‌باشد به طوری که بیشترین عملکرد دانه در رقم زان با میانگین 3082 کیلوگرم در هکتار و کمترین آن در رقم هارکور با میانگین 2229 کیلوگرم در هکتار بدست آمد و ارقام ویلیامز و کلارک به ترتیب بین این دو قرار داشتند و در ضمن بین رقم زان با سایر ارقام اختلاف معنی‌دار در سطح 5% وجود دارد ولی بین کلارک و ویلیامز اختلاف معنی‌داری دیده نشد.دیررس بودن محصول و بالا بودن وزن دانه و تعداد غلاف در بوته و بیوماس کل عواملی هستند که باعث افزایش عملکرد در رقم زان شده اند با اینکه تعداد دانه در غلاف در رقم زان کمتر از ارقام دیگر بود.
اثرات متقابل نیز در تغییرات میزان عملکرد دخالت داشت (جدول 1-1) به طوری که رقم زان در هر سه تاریخ کاشت دارای بیشترین عملکرد بود و رقم هارکور کمترین عملکرد را داشت ولی ارقام کلارک و ویلیامز از نظر ترتیب قرار گرفتن بین این دو به این صورت بود که در تاریخ کاشت اول و دوم رقم ویلیامز بیشتر بود و در تاریخ کاشت سوم رقم کلارک نسبت به ویلیامز برتری داشت.

وزن ماده خشک :
نتایج تجزیه واریانس نشان دادکه بیوماس کل تحت‌تأثیر تاریخ کاشت قرار گرفته و در سطح احتمال 1% معنی‌دار بود ( جدول 1 ـ 1 ) . به طوریکه با تأخیر در کاشت وزن خشک کاهش پیدا کرد . تاریخ کشت اول دارای بیشترین وزن خشک و تاریخ کاشت سوم دارای کمترین مادة خشک بود و تاریخ کشت دوم بین این دو قرارگرفت بدین‌ترتیب میان هر سه تاریخ کشت در سطح احتمال 5% از نظر میزان تجمع مادة خشک تفاوت معنی‌دار وجود داشت ( جدول 2 ـ 1 ) . کاهش وزن خشک در تاریخ خشک کاشت سوم باعث کاهش عملکرد دانه نیز شده است که علت آن کاهش طول دورة رشد می‌باشد.
در آزمایشی که طباطبائی نیم آورد ( 1374 ) انجام داده بود، حداکثر ماده خشک تولیدی در تاریخ کاشت اول بدست آمد طول دورة رشد گیاه در آن تاریخ کاشت 154 روز بود . در آزمایش دیگری نظامی ( 1372 )گزارش کرد که افزایش بیشتر وزن خشک در کاشت اول ناشی از رشد گیاه و شاخه‌های جانبی بعد از مرحله 5R بوده است در حالیکه در دو کاشت دیگر بعد از مرحلة5R از رشد کمتری برخوردار بود .

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  17  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود دانلود مقاله بررسی اثر تاریخهای مختلف کاشت روی عملکرد و اجزای عملکرد چهار رقم