دانلود مقاله بررسی سیستم ارزشیابی عملکرد کارکنان

 

 

بررسی سیستم ارزشیابی عملکرد کارکنان در شرکت توزیع نیروی برق استان قزوین از دیدگاه مدیران و کارکنانبررسی سیستم ارزشیابی عملکرد کارکنان در شرکت توزیع نیروی برق استان قزوین از دیدگاه مدیران و کارکنان

 

 

 


2-1 –بیان مساله تحقیق:
اهمیت ارزشیابی کارکنان و ارزش گذاری کار و خدمات آنان به منظور تشخیص نقاط قوت و ضعف عملکرد افراد از دیر باز برای مدیران شناخته شده است . به گونه ای که اکنون سالهاست در نظام اداری اغلب کشورها نتایج ارزشیابی به عنوان پایه و مبنای اتخاذ تصمیمات مهم اداری همانند: ارتقاء و پیشرفت افراد شایسته ، انتصاب به مقامات بالاتر ، تشویق و تقدیر از زحمات برجسته ، جایگزینی افراد بر اساس استعداد و شایستگی و تعیین نیازهای آموزشی کارکنان با توجه به نواقص و نارسائیهای عملکرد کارکنان مورد استفاده قرار می گیرد .
از اینرو ارزشیابی کارکنان در دستگاههای اداری امری ضروری و اجتناب ناپذیر است و لازمه مدیریت صحیح و پویا به شمار می رود .
با توجه به مراتب یاد شده نکته مهم برای مدیریت این است که چه نوع سیستم ارزشیابی قادر است به بهترین وجه، نحوه رفتار و عملکرد کارکنان را مورد سنجش قرار دهد و افراد برجسته و ضعیف را از یکدیگر متمایز کند .
نظام ارزشیابی که خدمات برجسته را تشخیص داده و مورد تشویق قرار می دهد و خدمات ضعیف را اصلاح می کند و بهبود می بخشد بطور قابل ملاحظه ای در تقویت روحیه، ایجاد انگیزه خدمت و افزایش کارآیی کارکنان تاثیر می گذارد و به عکس نظام ارزشیابی که بر مبنای استثناء و تبعیض ، ارزشها و نظرات شخصی ، به بررسی و سنجش رفتار و عملکرد کارکنان بپردازد به تضعیف روحیه ، از بین بردن انگیزه خدمت ، کاهش کارآیی و توسعه مناسبات ناسالم اداری منجر خواهد شد .
بنابراین مدیران با انجام ارزشیابی رفتار و عملکرد ، کارکنان را بر اساس ضوابط و معیارهای مشخص محک می زنند و به ارزش گذاری خدمات آنان می پردازند . برای کاهش تأثیر ذهنیت و نظرات شخصی، معیارها و ضوابط ارزشیابی باید از عینیت کامل و قابلیت اندازه گیری و سنجش برخوردار باشد . (ضرورت واهمیت ارزشیابی،1374،ص3)

 

3-1-اهمیت وضرورت تحقیق:
هر سازمان بر اساس مسئولیت و وظیفه ای که بر عهده دارد باید از میزان موفقیت خودودستیابی به اهداف اطلاع و اطمینان حاصل کند . پس همه سازمانها به ارزشیابی کار خود و تعیین میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف نیازمندند . هیچ مدیریت و سازمانی بدون بررسی نتایج کار و عملکرد خود نمی تواند به آرمانها و اهداف خود دست یابد .
بطور کلی هر سازمان برای اطمینان از مرغوبیت و مطلوبیت خدمات به ارزشیابی مداوم نیروی انسانی خود نیاز دارد .
ارزشیابی کارکنان ، با فرد و ویژگیهای او سر و کار دارد . بعضی ویژگیهای انسان که نشانگر اهمیت ارزشیابی است عبارتند از :
1- انسان موجودی منحصر به فرد است .
2- رفتار انسان همیشه علت و موجبی دارد .
3- رفتار انسان جهت دار و هدفمند است .
4- رفتار بر انگیختنی است .
5- رفتار انسان مبتنی بر نیازهای اوست .
6- عوامل عقلانی و احساسی در شکل بخشیدن به رفتار انسان موثر است .
به عبارت دیگر ارزشیابی کارکنان راهی را باز می کند تا در مسیر آن ویژگیهای رفتاری فرد بهتر شناخته شود کراتیس معتقد است ارزشیابی کارکنان برای ترفیع ، تغییر شغل و یا اخراج آنان با توجه به ضوابط صحیح و از قبل تعیین شده از اهمیت خاصی برخوردار است وی اضافه می کند که ارزشیابی کارکنان در صورتی از اهمیت برخوردار است که تاثیر عوامل مختلف مثل تاثیر عوامل خارج از حیطه اختیارات بر عملکرد افراد ، شرایط مختلف محیط کار از بعد فیزیکی و روانی ، شرایط و ویژگیهای مختلف کارکنان از بعد جسمی ، روحی و تخصص و همچنین ماهیت کار را در نظر داشته باشد و استانداردهای لازم را تهیه کند ومورد استفاده کند . (ضرورت واهمیت ارزشیابی ،1374،ص4)
اگر ارزشیابی بطور اصولی انجام شود از بروز مشکلات عدیده بین مدیریت و کارمند جلوگیری خواهد شد . بدیهی است که استفاده درست از نیروی انسانی بدون تکیه بر شناخت و ارزشیابی نحوه اجرای کار واطلاع کامل از استعدادها ، علایق و آمادگی های
کارکنان به منظور قبول و اجرای وظایف و مسئولیتهای سنگین تر عملی نیست .
اصولا“ اگر سیستم مدیریت مبتنی بر استفاده از نیروی انسانی بطور موثر و موفقیت آمیز باشد باید کوشش کند تا از کیفیت انجام کار و استعداد اشخاص مطلع گردد . اما این امر وقتی میسر است که ارزشیابی کار یکی از وظایف دائمی مدیران باشد و آن را بطور صحیح به مرحله اجرا در آورند .
افراد گزینش و استخدام می شوند تا در سازمان عملکرد شغلی اثر بخش داشته باشند . بنابراین برای سازمانها ، سیستمهای تحلیلی و بررسی عملکرد ضرورت دارد.
نظام ارزشیابی کارکنان باید انتظارات مدیر را بطور روشن بیان کند و فرصت ارائه عملکرد و دریافت باز خورد آنرا برای کارکنان فراهم آورد و افراد را در جهت اهداف سازمان هدایت و حمایت کند .

 

4-1-اهداف تحقیق:
1-شناسائی نقاط قوت وضعف سیستم ارزشیابی عملکرد موجود براساس نظر سنجی از کارکنان و مدیران
2-شناسائی آثار یک سیستم ارزشیابی عملکرد صحیح
3-شناسائی عوامل موثردر موفق عمل کردن یک سیستم ارزشیابی عملکرد براساس بررسی ومباحث نظری و تحقیقات انجام شده دراین سیستم
4-ارائه پیشنهادات

 

5-1-سؤالهای تحقیق
1-نظر کارکنان در خصوص ساختار پرسشنامه ای که برای ارزشیابی عملکردبکار می رود چیست؟
2-نظر کارکنان در خصوص روندانجام ارزشیابی چیست؟
3-نظر کارکنان در خصوص کاربرد استفاده ازنتایج ارزشیابی چیست ؟
4-نظر کارکنان در خصوص مشارکت کارکنان در مراحل مختلف فرآیند ارزشیابی چیست ؟
5-آیا نظام ارزشیابی فعلی از دیدگاه کارکنان و مدیران اثر بخش است ؟

 

6-1-قلمرو تحقیق
1-6-1-قلمروموضوعی:بررسی سیستم ارزشیابی عملکردکارکنان از دیدگاه مدیران و کارکنان
2-6-1-قلمرو مکانی : شرکت توزیع نیروی برق استان قزوین
3-6-1-قلمرو زمانی : قلمرو زمانی عبارتست از .یکساله1381-1380

 

تعاریف واژه ها :
ارزشیابی : عبارتست از سنجش میزان تلاش و حدود موفقیت کارمند در اجرای وظایف شغلی و تکالیف رفتاری مورد انتظار . (طرح ارزشیابی کارکنان دولت ،1372.ص 11)
ارزشیابی کارکنان :عبارت است از مراحل رسمی به منظور سنجش و مطلع نمودن کارکنان در مورد نحوه انجام وظایف و مسئولیتهای محوله و صفات،خصوصیات وویژگیهای موردنظر و همچنین شناخت استعدادهای بالقوه کارکنان جهت رشد و شکوفایی در ابعاد مختلف .(ابطحی،سید حسین،اسفند 1373،ص 167)
عملکرد : عبارتست از به نتیجه رساندن وظایفی که سازمان بر عهده نیروی انسانی خود محول نموده است را گویند .
شایستگی : عبارت است از انطباق عملکرد و رفتار کارکنان بر وظایف شغلی و الگوی رفتاری مورد انتظار از وی . (همان منبع .ص18)
دوره ارزشیابی : دوره ارزشیابی از اول فروردین ماه هر سال تا پایان اسفند ماه همان سال می باشد . (همان منبع .ص 21)
زمان تکمیل فرم ارزشیابی : زمان تکمیل فرم ارزشیابی در فاصله زمانی بهمن ماه هر سال تا پایان اسفند ماه همان سال می باشد . (سازمان امور اداری و استخدامی کشور.1367.ص5)

 


ارزشیابی کنندگان :
سرپرست بلا فصل مستخدم مسئولی است که از لحاظ سطح سازمان حداقل رئیس اداره بوده ، مسئولیت ارجاع کار به مستخدم را بعهده داشته و کارهای انجام شده وی را بررسی و کنترل می کند . (سازمان امور اداری و استخدامی کشور،1367.ص5)
ارزشیابی کننده : ارزشیابی کننده سرپرست بلافصل کارمند محسوب می شود . (دفتر بازرسی ، ارزشیابی و رسیدگی به شکایات ، 1373 ، ص 12)
رئیس مستقیم سرپرست بلا فصل : مسئولی است که از لحاظ سازمانی مسئولیت کارهای سرپرست بلا فصل مستخدم را بر عهده دارد . (طرح ارزشیابی کارکنان دولت .1372.ص22)
ارزشیابی شونده : مستخدمی است که در طی دوره ارزشیابی حداقل شش ماه بخدمت اشتغال داشته باشد . ( همان منبع.ص22)

 

تعاریف و نظریه های ارزشیابی :
واژه های ارزیابی (Rating) ، ارزیابی لیاقت (Merit Rating) ، ارزشیابی کار (Approsial) ، ارزشیابی عملکرد (Performance Apprasial) ، ارزشیابی کارکنان (persounel Evalation) همگی در مبحث ارزیابی منابع انسانی به کار برده می شدند و تعاریف مختلف ومتنوعی از سوی صاحبان نظر بیان شده است . (دعائی ،‌1374 ، ص 200)
تعاریف زیر دقیقا از زبان صاحب نظران مطرح می شوند :
-ارزشیابی کارکنان یکی از موثرترین ابزارهای ارتقاء کارآمدی و توانمندی و بهسازی نیروی انسانی است به اطلاعاتی که از طریق ارزشیابی دقیق عملکرد نیروی انسانی بدست می آید . برنامه ریزی شغلی ، تصمیمات اداری ، تشویقات و تبلیغات از مبانی مؤثق و قابل دفاع برخوردار می شود و در نتیجه ضابطه شایستگی در وضعیت خدمتی و سرنوشت اداری کارکنان بکار گرفته شده کلا مناسبات منطقی و عادلانه در سازمانها حاکم خواهد شد . (مهدویان ، 1370 ، ص 150)
-سنجش و قضاوت در رفتارها ، شایستگی و لیاقت فردی در انتصابات شغلی (قانون استخدام کشوری ، 1368 ، ص 93)
-سنجش سیستماتیک و منظم کار افراد در رابطه با نحوه انجام وظیفه آنها در مشاغل محوله و تعیین پتانسیل موجود در آنها برای رشد و بهبود (میر سپاسی ، 1369 ، ص 89)
-ارزیابی عبارت است : سنجش نسبی عملکرد انسانی در رابطه با نحوه انجام کار و همچنین تعیین استعداد و ظرفیت های بالقوه به منظور برنامه ریزی در جهت به فعلیت درآوردن آنها . (حاجی شریف ، 1371 ، ص 93)
- فرآیند مطلع کردن افراد از چگونگی انجام کارشان را ارزشیابی عملکرد می نامند . فرآیند رسمی آگاه کردن کارکنان از تشخیص نتایج مثبت و منفی عملکردشان را ارزشیابی می نامند . (جزنی ، 1375 ، ص 68)
- سینگر ارزشیابی عملکرد را فرآیند رسمی فراهم آوردن باز خورد تشخیص مثبت یا منفی از نتایج عملکرد کارکنان می دانند (1990 , Singer)

 

تائید کننده (رئیس مستقیم سرپرست بلافصل) :‌ مدیری است که از لحاظ سازمانی مسئولیت کارهای سرپرست بلافصل کارمند را بر عهده دارد . (طرح ارزشیابی کارکنان دولت ، 1374 ، ص 22)‌
تائید کننده نهایی (مقام مافوق رئیس مستقیم سرپرست بلافصل) :‌ مقامی است که تائید فرمهای ارزشیابی کارکنان را که خدمتشان برجسته و یا غیر قابل قبول تشخیص داده می شود ، بر عهده دارد . (همان منبع ، ص 22)
حد نصاب ارزشیابی : بر اساس ضوابط این طرح حد نصاب مقرر در ارزشیابی سالانه عبارتست از کسب حداقل 17 امتیاز از مجموع 30 امتیاز فرم ارزشیابی (همان منبع ، ص 23)
کسب بیش از 85% کل امتیازات ارزشیابی حداکثر امتیاز جدول پیوست شماره 4
کسب بیش از 75% تا 85% کل امتیازات ارزشیابی حدوسط امتیاز جدول پیوست شماره4
کسب کمتر از 75% کل امتیازات ارزشیابی حداقل امتیاز جدول پیوست شماره 4

 

عوامل ارزشیابی : معیارها و خصوصیاتی هستند که برای سنجش رفتار و عملکرد کارکنان مورد استفاده قرار می گیرند . (سازمان امور اداری و استخدامی کشور ، بهمن 1367 ، ص 6)
درجات عوامل : برای هر یک از یک عوامل پنج درجه با امتیازات متفاوت تعیین شده و بمنظور ارائه معیار مشخص و یکسان در اندازه گیری عوامل ، عباراتی که بیانگر حدود درجات عوامل می باشد پیش بینی گردیده است . درجات ، امتیازات و تعاریف هر یک از درجات بشرح زیر است : همان منبع)
جدول شماره 1-1- درجات عوامل و امتیازت آن
درجات امتیازات تعاریف
عالی 3 چنانچه رفتار و عملکرد مستخدم مستمرا از حد مورد انتظار بالا تر باشد
خیلی خوب 5/2 چنانچه رفتار و عملکرد مستخدم غالبا از حد مورد انتظار بالاتر باشد
خوب 2 چنانچه رفتار و عملکرد مستخدم مستمرا در حد مورد انتظار باشد
متوسط 1 چنانچه رفتار و عملکرد مستخدم گاهگاهی پایین تر ازحد مورد انتظار باشد
ضعیف 0 چنانچه رفتار و عملکرد مستخدم مستمرا پایین تر از حد مورد انتظار بالاتر باشد
منبع : سازمان امور اداری و استخدامی کشور ، بهمن 1367 ، ص 6)
فرمهای ارزشیابی : با توجه به تنوع وظایف و مسئولیتهای کارکنان دولت و بمنظور انطباق عوامل ارزشیابی با عملکرد آنان چهار نوع فرم ارزشیابی به ترتیب زیر تدوین گردیده است . (همان منبع ، ص 7)
1- فرم ارزشیابی مدیران ویژه شاغلین مشمول طرح ارزیابی مشاغل مدیران .
2- فرم ارزشیابی سرپرستان ویژه رئوسا و سرپرستان گروه ، قسمت ، اداره و بخش .
3- فرم ارزشیابی کارشناسان ویژه مشاغلین مشمول طرح ارزیابی مشاغل تخصصی و تحقیقی ، کارشناسان و کاردانان گروههای شغلی 7 به بالا .
4- فرم ارزشیابی کارکنان ، ویژه کارکنان گروههای شغلی 2 الی 9 .(همان منبع ، ص 7)
خدمات برجسته و غیر رضایتبخش : خدمات برجسته و غیر رضایت بخش بر اساس دستور العملهای سازمان امور اداری و استخدامی کشور تعیین و ابلاغ می گردد . (همان منبع ، ص 7)
ارزشیابی شایستگی : ‌عبارتست از سنجش میزان تلاش و حدود موفقیت کارمند در اجرای وظایف شغلی و تکالیف رفتاری مورد انتظار . (همان منبع ، ص 7)
عوامل عملکردی : عبارتست از وظایف عمده یا ابعاد مهم شغل یا فعالیتها و طرحهایی که کارمند انجام آنها را در طول دوره ارزشیابی بر عهده می گیرد . (طرح ارزشیابی کارکنان دولت ، 1372 ، ص 36)
عوامل فرآیندی : عبارتست از معیارهایی که میزان و کیفیت تلاش و توان کارمند و یا به طور کلی رفتار و نحوه فعالیت وی را در نیل به اهداف شغلی نشان می دهد .
عوامل فرآیندی شامل معیارهای رفتار شغلی و رفتار اخلاقی است . (همان منبع ، ص 47)

 


اهمیت ارزشیابی در کشورهای مختلف جهان :
ارزشیابی در طول تاریخ زندگی انسان همواره مطرح بوده است . با این حال توجه جدی و سازمان یافته به این موضوع از پدیده های قرون اخیر است .
ارزشیابی رسمی کارکنان در ایالات متحده آمریکا به سال 1842 برمی گردد ، سالی که نماینــدگان کنگره قانونی مبنی بر بررسی عملکرد کارکنان دولت را به تصویب رساند ند در طی این سالها ، روشهای ارزشیابی ، از ارزشیابی صفات و خصلتهای فردی به ارزشیابی عملکرد بر اساس هدفها ، برنامه ها و "خود – ارزشیابی" گرایش پیدا کرده است .
در کشورهای اروپائی نظیر آلمان ، انگلستان ، فرانسه ، هلند و سوئد نیز سالهاست که مساله ارزشیابی به عنوان جز مهمی از عملیات استخدامی مورد توجه قرار گرفته است . رابطه میان کارگر و کارفرما ورابطه کارمند با مدیر و بطور کلی فرودست و فرادست تنها از طریق ارزشیابی مفهوم پیدا می کند . در این کشورها ارزشیابی ها با چنان دقت و علاقه ای انجام می شود که نتایج آن در همه امور قابل استفاده است .
در فرانسه و آلمان نیز ارزشیابی جزئی از سنت فرهنگی به شمار می رود همانطور که دانش آموزان از یکصد سال پیش دارای پرونده های راهنمایی استعدادهای شخصی و تحصیلی اند ، در سازمانهای دولتی و یا شرکتهای خصوصی نیز پرونده های کارکنان دارای نتایج روشن ارزشیابی سالانه است .
در حقیقت اوراق ارزشیابی در این کشورها به معنای کارنامه امتحانی کارکنان به شمار می رود . کارکنان رسمی آلمان غربی از مزایای ویژه ای برخوردار هستند و این مزایا از ابتدای ورود به خدمات دولتی بر اساس ارزشیابی عملکرد تعیین می شود . (ضرورت و اهمیت ارزشیابی ، 1374 ، ص 3-2)
در کشورهای هلند و سوئیس هر چند شیوه های استخدامی تا حدودی با سایر کشورهای اروپایی متفاوت است ولی به ارزشیابی کارکنان به عنوان یک امر مهم بها داده می شود . (ضرورت و اهمیت ارزشیابی ، 1374 ، ص 3)

 

اهمیت ارزشیابی در مدیریت :
اهمیت ارزشیابی کارکنان و ارزش گذاری به کار و خدمات آنان به منظور تشخیص نقاط قوت و ضعف عملکرد افراد از دیر باز برای مدیران شناخته شده است . به گونه ای که اکنون سالهاست در نظام اداری اغلب کشورها نتایج ارزشیابی به عنوان پایه و مبنای اتخاذ تصمیمات مهم اداری چون ارتقاء و پیشرفت افراد شایسته ، انتصاب به مقامات بالاتر ، تشویق و تقدیر از زحمات برجسته ، جایگزینی افراد بر اساس استعداد و شایستگی و تعیین نیازهای آموزشی کارکنان با توجه به نواقص و نارسائیهای عملکرد مورد استفاده قرار می گیرد .
از اینرو ارزشیابی کارکنان در دستگاههای اداری امری ضروری و اجتناب ناپذیر است و لازمه مدیریت صحیح و پویا به شمار می رود . (همان منبع ، ص3)
با توجه به مراتب یاد شده نکته مهم برای مدیریت این است که چه نوع سیستم ارزشیابی قادر است بهترین نحوه رفتار و عملکرد کارکنان را مورد سنجش قرار دهد و افراد برجسته و ضعیف را از یکدیگر متمایز کند .
نظام ارزشیابی که خدمات برجسته را تشخیص داده و مورد تشویق قرار می دهد و خدمات ضعیف را اصلاح می کند و بهبود می بخشد بطور قابل ملاحظه ای در تقویت روحیه، ایجاد انگیزه خدمت و افزایش کارآیی کارکنان تاثیر می گذارد و به عکس نظام ارزشیابی که بر مبنای استثنا ء و تبعیض ، ارزشها و نظرات شخصی ، به بررسی و سنجش رفتار و عملکرد کارکنان بپردازد، به تضعیف روحیه ، از بین بردن انگیزه خدمت ، کاهش کارآیی و توسعه مناسبات ناسالم اداری منجر خواهد شد .
بنابراین مدیران با انجام ارزشیابی رفتار و عملکرد ، کارکنان را بر اساس ضوابط و معیارهای مشخص محک می زنند و به ارزش گذاری خدمات آنان می پردازند . برای کاهش تأثیر ذهنیت و نظرات شخصی معیارها و ضوابط ارزشیابی باید از عینیت کامل و قابلیت اندازه گیری و سنجش برخوردار باشد . (ضرورت و اهمیت ارزشیابی ، 1374 ، ص 3)

 

اهمیت ارزشیابی در برنامه ریزی و تصمیم گیری :
ارزشیابی می تواند ابزار بسیار کار سازی در برنامه ریزی باشد . ارزشیابی به خودی خود هدف نیست و نباید به صرف اینکه فی نفسه مفید است انجام شود . بلکه باید آن را به عنوان وسیله ای برای بهبود کیفی کارها بکار برد . ارزشیابی می تواند ابزاری برای بهبود کارآیی کلی باشد و برنامه های مؤثرتری را برای جامعه و سازمانها فراهم نماید . ارزشیابی بدون اهمیت و بی فایده خواهد بود اگر از اطلاعات حاصل از آن برای تصمیم گیری نتوان استفاده کرد . ارزشیابی مرتب و اصولی کیفیت کار هر یک از کارمندان و وضع کار مدیران را بررسی و رسیدگی می کند و اتخاذ تصمیم در زمینه های مختلف را پس از تجزیه و تحلیل امور میسر می گرداند . (ضرورت و اهمیت ارزشیابی ، 1374 ، ص 4)

 

اهمیت ارزشیابی مشاغل :
فرآیند ارزشیابی شغل به مدیران کمک می کند تا قدرت بهره وری و میزان رضایت کارکنان را بالا ببرد . اگر معیارهای مشاغل مطالعه نشوند ، بسیار متحمل است که ارزش مشاغل نیز شناخته نشود ، مثلا در مشاغلی که از ارزش بالایی برخوردارند ، کارکنان حقوق کمتری نسبت به مشاغل سطوح پائینتر دریافت کنند و بالعکس .
عدم ارزش گذاری صحیح مشاغل موجب می شود که کارکنان نسبت به شغل نارضایتی پیدا کنند ، آنها ممکن است سازمان را ترک و فعالیتهای خود را محدود کنند و یا روشها و رفتارهایی از خود بروز دهند که برای سازمان مضر است . پرداختهای مشاغل بیشتر تحت تاثیر قضاوتهای ارزش است که راجع به آن شغل می شود . به عبارت دیگر فرد پولی را که در مقابل کار خود دریافت می کند به خاطر تحصیلات ، آموزش و تجاربی است که داراست . ( ضرورت و اهمیت ارزشیابی ، 1374 ، ص 5-4)

 

اهمیت ارزشیابی عملکرد یاشایستگی کارکنان برای سازمان :
هر سازمان بر اساس مسئولیت و وظیفه ای که بر عهده دارد باید از میزان موفقیت خود روستایی به اهداف اطلاع و اطمینان حاصل کند . پس همه سازمانها به ارزشیابی کار خود و تعیین میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف نیازمندند . هیچ مدیریت و سازمانی بدون بررسی نتایج کار و عملکرد خود نمی تواند به آرمانها و اهداف خود دست یابد .
بطور کلی هر سازمان برای اطمینان از مرغوبیت و مطلوبیت خدمات به ارزشیابی مداوم نیروی انسانی خود نیاز دارد . (همان منبع ، ص 5)

 

دلایل استفاده از ارزشیابی عملکرد :
راهبری ارزشیابی عملکرد که همچنین ارزیابی عملکرد ، بازنگری عملکرد ، ارزشیابی کارکنان ، بازنگری کارکنان و درجه بندی شایستگی نامیده می شود ، یکی از مهمترین وظایف سرپرستان است . اگر افراد بازتابی درباره عملکرد خود نداشته باشند ، ضروری و بسیار مهم است که کارکنان از اثر بخشی نحوه انجام وظایف و مسئولیتهای خود اطلاعات صحیحی در اختیار داشته باشند .
اصل بنیادی برای استفاده از ارزشیابی عملکرد به حداکثر رسانیدن کارآیی کارکنان از طریق شناسایی و سرمایه گذاری بر توانائیهای آنان است . ارزشیابی عملکرد افزون بر فراهم نمودن بازخور اطلاعاتی وظایف دیگری را نیز در سازمان انجام می دهد . برخی از موارد استفاده معمول تر ارزشیابی عملکرد را می توان به شرح زیر خلاصه نمود :
- تعیین سیستم مناسب افزایش حقوق و پاداش بر مبنای معیارهای عملکرد .
- تعیین ترفیعات و نقل و انتقالات بر مبنای نشان دادن نقاط قدرت و ضعف شاغل .
- تعیین کارکنانی که بر مبنای عملکردشان باید بازخرید یا از خدمت منفصل شوند.
- تعیین نیازهای آموزشی و روشهای ارزشیابی به وسیله تشخیص نقاط ضعف .
- ترویج ارتباط اثر بخش درون سازمانی به وسیله ایجاد تبادل نظر بین سرپرستان و زیر دستان .
- رعایت قوانین و مقررات دولتی به عنوان معیار اندازه گیری برای معتبر بودن معیارهای اشتغال .
نمودار(1-2)- استفاده های مختلف از ارزشیابی عملکرد

 

 

 

 

 


منبع : (جزنی ، نسرین ، 1375 ، ص 195-194)
موارد استفاده از سیستم ارزشیابی عملکرد را می توان در نمودار(1-2) نشان داد هشده است .
بطوری که مشهود است راهبری مناسب ارزشیابی عملکرد دارای منافع بسیاری برای سازمانهاست . اما اکثر سرپرستان با روشهای غیر رسمی ارزشیابی عملکرد راحت تر هستند و درباره استفاده از سیستمهای رسمی آن تردید دارند . مقاومت موجود سرپرستان در به کار گیری سیستمهای ارزشیابی رسمی معمولا ناشی از فقدان آموزش مناسب ، به خصوص در زمینه های تبیین معیارهای ارزشیابی عملکرد و اداره جلسات ارزشیابی ، و همچنین استفاده از مقیاسهای درجه بندی توسعه نیافته ، یا قرار گرفتن در وضعیت انجام ارزیابیهای ذهنی درباره کارکنان است . (نسرین جزنی ، 1375 ، ص 195-194)

 

دوره ارزشیابی : 1
یکی از عوامل مهم در اثر بخشی ارزشیابی ، زمان انجام آن است . «در بیشتر سازمان ها ، ارزشیابی سالی یک یا دو بار انجام می شود . اما ، نتایج بررسی که از این دوره طولانی به دست می آید بسیار کم است . انجام ارزشیابی در پایان برنامه ها یا رسیدن به نقاط مهم مورد توجه مناسب است .» چنانچه ارزشیابی با هدف بهبود و اصلاح عملکرد اعضاء مورد نظر باشد ، تکرار و افزایش باز خورد به آنان ، دارای اهمیت فراوان است .
«زمان بندی ارزیابی عملکرد باید نتایجی که انتظار می رود از آن به دست آید . منطبق باشد» . (سعادت ، اسفندیار ، 1375 ، ص 227) زمان ارزشیابی اقتضایی است و به شرایط و اوضاع مختلف شرکت و افراد بستگی دارد . ماهیت کار شرکت ، نوع شغل ، سابقه کار ، سطح مهارت و تجربه کاری اعضاء از عواملی هستند که در تعیین زمان ارزشیابی دخالت دارند . عملکرد اعضاء از عوامل مهم دیگر هستند که در تعیین زمان ارزشیابی است ،افرادی که دارای عملکرد خوب هستند ، جهت دریافت پاداش عملکرد می بایست در فواصل معین مورد ارزشیابی قرار گیرند و کارکنانی که عملکرد ضعیفی دارند ، عملکرد آنان باید در فواصل کمتر مورد ارزشیابی قرار گیرد تا از طریق دریافت باز خورد ، بیشتر به نقاط ضعف خویش آگاه گردند . «اخیرا “کارشناسان و پژوهشگران امور استخدامی پیشنهاد نوعی ارزشیابی ماهانه را در پاره ای از کشورها ارائه داده اند .» (علوی ، سید امین اله ، 1378 ، ص 53)
در حقیقت ،‌ارزشیابی افراد یک فرآیند مستمر است که به دو صورت رسمی و غیر رسمی می بایست انجام شود . عملکرد و رفتار افراد باید روزانه بطور غیر رسمی مورد ارزشیابی قرار گیرد . عملکرد مطلوب افراد در هر زمان که وقوع می یابد ، مستحق دریافت پاداش در همان زمان و عملکرد ضعیف نیازمند دریافت بازخورد و تذکر در زمان وقوع است . منطقی نخواهد بود که اگر فردی دراردیبهشت ماه مرتکب خطا گردد ، در اسفند ماه به او باز خورد داده شود . زیرا ، ممکن است دراین فاصله زیاد به دلیل عدم دریافت بازخورد ، خطاها تکرار گردد و نتایج زیان بار بر جای گذارد . همچنین کارکنانی که دارای عملکرد موفق باشند ، با دریافت پاداش مناسب در زمان کسب توفیق ، انگیزه بیشتری درتکرار اعمال موفقیت آمیز خود خواهند داشت . در نتیجه ، بازده عملکرد آنان بیشتر خواهد بود .
صاحب نظران ، ارزشیابی رسمی را بطور سالانه نیز توصیه کرده اند . زیرا ارزشیابی رسمی مستلزم صرف وقت و هزینه است و انجام آن در فواصل زمانی کم ، مقرون به صرفه نبوده و منطقی به نظر نمی رسد . «بنابراین ، می توان زمان ارزشیابی را سالانه تعیین کرد ولی ملاحظات ویژه ای در مورد سابقه خدمت ، نوع عملکرد و عملیات استخدامی در نظر گرفت .» (علوی ، سید امین اله ، 1378 ، ‌ص 53)

 

چه کسانی ارزشیابی را انجام می دهند :‌
هنگامی که معیارها و ابزارهای ارزشیابی انتخاب شدند ، گام بعدی این است که مشخص شود چه کسی ارزشیابیها را انجام خوهد داد . برای اکثر سازمانها ، فرآیند ارزشیابی یک فعالیت مدیریتی متعلق به سرپرست مستقیم شاغل است . البته ، راه های دیگری بجز این روش وجود دارد که شامل استفاده از خود ارزشیابی ، ارزشیابی بوسیله همکاران ، ارزشیابی بوسیله کمیته و ارزشیابی بوسیله زیر دستان می باشد . (نسرین جزنی ، 1375 ، ص 208 و 207)
1-توسط سرپرستان مستقیم : اکثر سازمانها که بررسیهای عملکرد را انجام می دهند از سرپرست مستقیم به عنوان تنها ارزیابی کننده استفاده می کنند ، یا قضاوتهای سرپرستان را همراه با سایر ارزیابیها به کار می برند . چندین دلیل منطقی برای این عقیده وجود دارد . سرپرستان مستقیم از الزامات شغلی واحد خود آگاهند و قادر هستند چگونگی ارتباط هر شغل را با ساختار کلی سازمانی مشخص کنند . سرپرستان به روالی مستمر با کارکنان در تماس نزدیک هستند و در بهترین موقعیت ارزیابی نقاط قدرت و ضعف کارکنان تحت سرپرستی خود قرار دارند . نهایتا“ ، چون سرپرستان معمولا“ بر پاداشها و توبیخهای کارکنان واحد خود نظارت دارند ، احتمالا “کارکنان نیز بیشترین اعتبار را به ارزیابی آنها خواهند داد . (همان منبع ، ص 208)
طبق یک تحقیق پیمایشی 92 درصد به وسیله سرپرست مستقیم انجام می شود (دسلر 1 ، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی ، 1378 ، ص 202)

 

2-خود ارزیابی :
همانطور که از عنوان این روش استنباط می شود ، در شیوه “خود ارزیابی“ سرپرست یا مدیر واحد از همه افراد تحت نظارت خود می خواهد شخصا “ عملکرد شغلی خویش را ارزیابی کنند . میر2(1980) نتایج مطالعه ای را ارائه داده است که طی آن 92 مهندس ، عملکرد شغلی خود را با توجه به نقطه نظرهایی که درباره عملکرد مهندسان شاغل دیگر در سازمان داشتند ، رتبه بندی کرده اند . نتایج این تحقیق نشان می دهد هر یک
از مهندسان فکر می کرده اند عملکرد شان از 75 درصد مهندسان دیگر که در سازمان به
کار اشتغال داشته اند ، بهتر بوده است . به عبارت دیگر ، در این روش معمولا “ارزیابی فرد از عملکرد خود ،در سطحی بالاتر از هنگامی است که عملکرد وی به وسیله افراد دیگر ارزیابی انجام می شود.
آندرسون 1 و همکارانش 1984در مطالعه دقیقی که انجام دادند ، میزان شیوع و گستردگی سوء گیری تورمی 2 را در خود ارزیابیهای افراد در زمینه توانائیهای خویشتن ، نشان داده اند . این محققان از داوطلبان خواستند توانائیهای خود را در زمینه انجام کارهای منشیگری که واقعی بود و در زمینه انجام کارهای ساختگی یا جعلی که هر چند به نظر می آمد واقعی باشند ، اما بی معنی بودند رتبه بندی کنند . نتایج این تحقیق نشان داد ، داوطلبان شغل منشیگری ، خود را هم در انجام دادن کار واقعی منشیگری (در حالی که توانایی آنان مورد تائید نبود) و هم در انجام دادن کارهائی که در واقعیت وجود نداشت ، در سطح بالا ارزیابی کردند . استیل 3 و همکارانش (1984) در فعالیتهای پژوهشی خود به این نتیجه رسیدند که وقتی سرپرستان در مورد درستی و نادرستی رتبه بندیهای افراد از عملکرد خویش با آنان به گفتگو می نشینند و آنان را از نتیجه واقعی کارشان مطلع می سازند ، پدیده آسانگیری مثبت کمتر به وقوع می پیوندد . به عبارت دیگر . کارکنانی که از نتیجه کارشان به وسیله سرپرست واحد ، کمتر مطلع می شوند ، توانائیهای خود را – در مقایسه با کارکنانی که از نتیجه کارشان به میزان زیاد از طریـق سرپرست واحد آگاهی می یابند – در سطح بالاتری رتبه بندی می کنند . مونت 1(1984) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که مدیران – در مقایسه با وقتی که رؤسای آنان توانائیهایشان را رتبه بندی می کنند ، و نیز در مقایسه با هنگامی که همین مدیران به ارزیابی رؤسای خود می پردازند – با آسانگیری بیشتری به ارزیابی عملکرد شغلی خویش می پردازند .
تورنتون 2 (1980) گزارش داده است که علیرغم مشکلاتی که در زمینه آسانگیری وجود دارد ، وقتی افراد به ارزیابی خود می پردازند به میزان کمتری مرتکب خطای هاله ای می شوند و ظاهرا“ مردم نقاط قوت و ضعف خود را بهتر از موقعی که دیگران به ارزیابی آنان می پردازند ، تشخیص می دهند ، بنابراین بهتر خود را ارزیابی می کنند . ضمنا “ او در مقایسه نتایج مطالعات گوناگون در زمینه مقایسه بین خود ارزیابیها و ارزیابیهایی که به وسیله سرپرستان انجام گرفته است ، به این نتیجه رسید که توافق اندکی بین این دو دسته از نتایج وجود داشته است . به عبارت دیگر ، سرپرستان به همان شیوه ای افراد تحت نظارت خود را ارزیابی نمی کنند که خود را ارزیابی می کنند . معنی این نتیجه گیری آن نیست که یک نوع ارزیابی ،“درست“ و ارزیابی از نوع دیگر ، “نادرست“ است ، بلکه نشان می دهد دو گروه در ارزیابی عملکرد شغلی مشابه ، با یکدیگر توافق ندارند . تورنتون پیشنهاد می کند که ممکن است این نوع تفاوت در ارزیابی خود و ارزیابی دیگری از عملکرد شغلی ما از آن جهت مفید باشد که موجبات بحث و گفتگو در زمینه تفاوتها را به وجود می آورد و مبادله عقاید و افکار سرپرستان و افراد تحت نظارت آنان را تسهیل می کند . کمپل ولی 1 (1988) در تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که در مواردی ارزش خود ارزیابیها بیشتر است که از نتایج آن برای رشد و پیشرفت یا بهبود مهارتهای افراد استفاده شود و نه در جهت تصمیم گیری برای اختصاص نوعی پاداش به آنان . (ساعتچی ، محمود ، 1377 ، ص 120-119)
فرآیند ارزشیابی از خود شامل درجه بندی افراد از خودشان بر اساس خصیصه هایی است که آنها احساس می کنند در انجام عملکرد خود مهم می دانند . اعتبار ارزشیابی از خود احتمالا“ به میزان زیادی اغراق آمیز خواهد بود . از سوی دیگر ، اگر ارزشیابی ها منحصرا“ به منظور بازخور انجام گیرد ، کارکنان گرایش به انعکاس عملکرد واقعی خود به طور دقیقتری خواهند داشت .
شهرت ارزشیابی از خود به میزان زیادی به دلیل درگیری بیشتر سازمانها در برنامه های تنظیم هدف فردی بوده است . برای نمونه ، استفاده ازروش مدیریت بر مبنای هدف 2 ، تا حدود زیادی بستگی به این امر دارد که افراد قادر به تنظیم اهداف باشند و نتیجتا“ رفتار خود را تعدیل و بررسی و بازنگری کنند . هنگامی که افراد نیازهای خود را تجزیه و تحلیل می کنند ، خصوصا“ هنگام تعیین نیازهای آموزشی خود ، تواناییهای خارق العاده ای از خود نشان می دهند . افزون بر این ، هنگامی که ارزشیابی از خود در ارتبـاط با ارزشیابیهای سرپرستی به کار می رود ، ارزشیابی از خود باز خورهای عالی را به وجود می آورد . (جزنی ، نسرین ، 1375 ، ص 208).
در عین حال بندرت می توان کسی را یافت که بتواند درباره اعمال خود با بیطرفی و با صداقت کامل قضاوت کند . (سعادت ، اسفندیار ، 1375 ، ص 226)
3- ارزشیابی بوسیله همکاران :1اگر چه از همکاران بندرت به عنوان ارزیابی کنندگان استفاده می گردد ، همکاران و همتایان کاری احتمالا “معتبرترین و با ارزش ترین منبع اطلاعاتی ارزشیابی عملکرد هستند . به دلیل آشنایی همکاران با الزامات شغلی ، آنان فرصتهای زیادی برای مشاهده رفتارهای حساس و مرتبط با شغل پست های سازمانی مختلف دارند و می توانند نمونه قابل توجهی از ارزیابی کنندگان را فراهم سازند . سازمانها به دلایلی چند ارزشیابیهای همکاران را نادیده می گیرند . اولا“ بسیاری از کارکنان راضی به ارزیابی همکاران خود نیستند . ثانیا “، کارکنان خود را در رقابت برای پاداشهای محدود که توسط سازمانها داده می شود می بینید و به طور ناخودآگاه ممکن است فکر کنند منافع شان با ارزیابی همکاران در سطحی پائین تر حفظ می شود . نهایتا “، اکثر کارکنان دارای آموزش و دانش لازم بری اجرای ارزیابیهای صحیح و مناسب نیستند . (جزنی ، نسرین ، 1375 ، ص 208)
در این نوع ارزیابی ، از اعضای گروه خواسته می شود عملکرد همکاران خود را ارزیابی کنند . به اعتقاد کین 1 و لولر 2 (1978) در این موارد معمولا “ از سه روش یا فن استفاده می شود . در روش اول که کاندید کردن همتا 3 نام دارد ، از هر فرد خواسته می شود تعداد معینی از همکاران خود را که در یک بعد خاص از عملکرد شغلی در بالاترین سطح هستند ، مشخص کند . در روش دوم که درجه بندیها همتا 4نام دارد ، از هر عضو گروه خواسته می شود تا اعضای دیگر گروه – یعنی چه همکاران موفق و چه همکاران ناموفق – خود را بر اساس یک یا چند بعد از عملکرد شغلی رتبه بندی کنند . (ساعتچی ،‌محمود ،‌1377 ، ص 121)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  167  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود دانلود مقاله بررسی سیستم ارزشیابی عملکرد کارکنان


طرح لایه باز مهد کودک 4

طرح لایه باز مهد کودک 4

طرح لایه باز مهد کودک

کاملا لایه باز و قابل ویرایش مناسب برای چاپ بر روی بنر،تابلو و تبلیغات

سایز 120*300

رزولوشن 300



خرید و دانلود طرح لایه باز مهد کودک 4


کتاب خوشنویسی و طراحی حروف 1 - محمد علی مرزی - هنر پیام نور

کتاب خوشنویسی و طراحی حروف 1 - محمد علی مرزی - هنر پیام نور

کتاب خوشنویسی و طراحی حروف 1

تالیف محمدعلی مرزی

منبع رشته هنر دانشگاه پیام نور

شامل 110 صفحه کتاب در قالب فایل pdf



خرید و دانلود کتاب خوشنویسی و طراحی حروف 1 - محمد علی مرزی - هنر پیام نور


دانلود مقاله حجاب در قرآن

 

مقدمه
لباس پوشیدن شانى از شؤون انسانى است، که عمرى به قدمت‏خود انسان دارد. تا جایى‏که مطالعات مردم شناسانه قد مى‏دهد،تلبس، دست کم سه نیاز متفاوت، حفاظت در مقابل سرما،گرماو برخى دیگر از عوارض طبیعى "نیاز طبیعى"، حفظ عفت "نیازاجتماعى" و بالاخره آراستگى و زیبایى "نیازروانى" را در عرض‏هم تامین مى‏کرده است. نوع پوشش در هر جامعه، علاوه برخصوصیات جغرافیایى وطبیعى، موفقیت جنسى، سنى، شغلى ‏و دیگر عوامل اقتصادى و اجتماعى تابعى از فرهنگ وجهان‏بینى حاکم برآن جامعه است. تن‏پوش یک جامعه بیش ازآنکه تبلور سلیقه ورزیها و تنوع طلب‏هاى بى‏حد و حصرانسانى‏باشد،آئینه تمام‏نماى جهان‏بینى و ارزش‏هاى حاکم بر فرهنگ‏ یک جامعه است. البته نمى‏توان منکر شد که عوامل شناخته وناشناخته دیگرى نیز همواره وجود دارد که افراد را به نقض‏ارزش‏ها و عدم تمکین الگوهاى فرهنگى حاکم سوق مى‏دهد.اسلام به‏عنوان یک مکتب جامع، ارزش‏هایى را متناسب بابینش‏هاى خود بر رفتارها و آداب فردى و اجتماعى دینداران، ازجمله پوشش آنها حاکم کرده و با توجه به ضرورتهاى طبیعى ، اجتماعى و روانى معیارهایى را در کم و کیف لباس مدنظر قرارداده است که برخى واجب وبرخى مستحب مى‏باشند. طبیعى‏است عینیت ‏یابى این‏الگوها نیز همچون سایرین رهین علم وآگاهى به مطالبات دین و میزان دغدغه خاطر در اجراى فرامین ‏الهى است. در این مقاله سعى ما برآن است تا در حد بضاعت‏ مزجاة خود، دیدگاه اسلام را با استناد به آیات و روایاتى چندمطرح سازیم.امید آنکه مقبول اهل نظرافتد.

 


" قل ‏للمؤمنین یغضوا من‏ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکى‏لهم ‏ان‏الله ‏خبیربمایصنعون و قل للمؤمنات یغضضن من ‏ابصارهن ویحفظن ‏فروجهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن اوآباء بعولتهن اوابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى‏اخوانهن او بنى‏اخوانهن ‏اونسائهن او ماملکت‏ایمانهن اوالتابعین غیراولى‏الاربة من‏الرجال اوالطفل الذین لم‏ یظهروا على عورات النساء ولایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن وتوبواالى الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون."(نور:30-31)
ترجمه آیات
اى پیامبر، به مردان باایمان بگو که نگاههاى خود را از زنان فروگیرند و فرجهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) این کار براى آنهاپاکیزه ‏تر است. به درستى‏ که خداوند به آنچه انجام مى‏دهند آگاه ‏است. و به زنان باایمان بگو که چشمان خود را از مردان فروگیرند و دامنهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) و زینتهاى خود راآشکار نکنند مگر آنچه که ضرورة ظاهر است و باید که گردن وسینه ‏هاى خود را با روسریهاى خود فرو بندند و زینتهاى خود راآشکار نکنند، مگر براى همسرانشان یا برادرانشان یا پسران‏ برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان آزاده یا کنیزان یا مردانى ‏که تمایلى به زنان ندارند یا اطفالى که به عورت زنان آگاهى ‏ندراند. و زنها نباید پاهاى خود را چنان برزمین بکوبند که ‏زینتهاى مخفى آنها معلوم شود واى مؤمنان، به سوى خدا توبه ‏کنید شاید رستگار شوید.

 


تفسیر مفردات آیه
الغض: از نظر لغت، دومعناى عمده براى غض بیان شده ‏است،یکى نقصان و کم کردن و دیگرى بستن به چشم و هرکدام از این‏ دو معنا قابل تبیین به دو صورت مى‏باشد که میتوان درمجموع، چهار معنا براى غض بیان کرد:
1- الغض:النقصان.
- کم کردن دید چشم، به این صورت که سررا به زیر بیندازدو یا صورت را برگرداند.
- کم کردن، به معناى نگاه آنى کردن نه نگاه استقلالى.
2- الغض: اطیاق الجفن.
- بستن چشم به صورت کامل و نگاه نکردن.
- بستن چشم به معناى انصراف و اعتنا نکردن.
باتوجه به متعلقهاى مختلفى که براى غض بصرمى‏توان ‏گرفت وبا توجه به این مطلب که استعمال لفظ در اکثر از معناى واحد درقرآن، صحیح باشد، هر کدام از چهار معناى غض با توجه به یکى‏از متعلقها مى‏تواند صحیح باشد; مثلا اگر متعلق را فروج بگیریم، معناى آن، بستن چشم به طورکامل مى‏باشد واگر متعلق را زن‏ یا مرد بگیریم معناى آن،کم کردن دید یاآنى ‏نگاه ‏کردن مى‏باشد.

 

الخمار: روسرى و هرچیزى ‏که سر را بپوشاند و از این‏که در آیه‏ کریمه دستور داده که زنها به وسیله خمار گردن وسینه‏هاى خودرا بپوشانند، معلوم مى‏شود که خمار، اضافه براین که سر و موهارا مى‏پوشاند اطراف آن، مقدارى اضافه دارد که بتوان به وسیله‏ آن گردن و سینه‏ ها را پوشاند و همان طور که از شان نزول آیه نیزاستفاده مى‏شود، اطراف آن را قبلا پشت‏ سر مى‏انداختند. پس‏ خمار پارچه ‏اى بزرگتر از روسرى مى‏باشد.

 

الفرج: به معناى شکاف است، اما در اضافه شدن به کلمه ‏اى ‏دیگر، معانى مختلفى دارد اگر به ضمیریا اسم انسان اضافه شودبه معناى محل مخصوص و یا کنایه از عورتین است
عورة: هر چیزى را که انسان حیا دارد که آن را آشکار کند، عورة‏ گویند و اگر به ضمیر انسان اضافه شود معناى همان محل‏ مخصوص را دارد.

 

الزینه: چیزى که به وسیله آن زینت مى‏کنند. (مایترین به) معناى لغوى زینت ‏یا روایاتى که زینت استثناء شده در آیه ‏کریمه را "انگشتر" معنا کرده سازگاراست اما با توجه به روایاتى‏که زینت استثنا شده را مقدارى از بدن، مثل"صورت و دست"تعبیر مى‏کند و با توجه به قول اکثر مفسرین که معناى زینت را"مواضع زینت" گرفته ‏اند، مى‏توان در معناى لغوى زینت توسعه‏ داد که هم شامل وسایل زینت‏ شود و هم شامل مواضع زینت که‏ مقدارى از بدن باشد. «الزینة تحسین الشى‏ء بغیره من لبسه او حلیة‏او هیئة‏»

 

الجیب: در اصل، طوقه و گشادى سرلباس است ولى براى‏گردن و سینه، کنایه آورده مى‏شود و در آیه کریمه هم که‏ جیوب به ضمیر نساء اضافه شده ‏است، معلوم مى‏شود که معناى‏آن، طوقه لباس نیست‏ بلکه منظور، همان گردن زنان است که‏ همان محل طوقه لباس است.

 

الاربه: به معناى حاجت و گاهى شدید منظور است.
متعلق غض در آیه شریفه
1- چون متعلق ذکر نشده‏است، ممکن است آن را مطلق آنچه که‏نگاه کردن به آن حرام است‏بگیریم; چنانچه صاحب‏مجمع‏البیان، تفسیر کرده‏اند «عمالایحل لهم النظر الیه‏».
2- ممکن است‏به قرینه جمله بعدى که حفظ فروج است، متعلق ‏غض را فروج بگیریم; چنانچه مرحوم، علامه طباطبایى ‏فرموده‏اند: «و على هذایمکن‏ان ‏تقید اولى‏الجملتین ‏بنا بنتها ویکون‏مدلول الاه هوالتهى عن ‏النظرالى ‏الفروج‏».
3- مى‏توان به قرینه ‏مقابله دو آیه که اولى خطاب به مردان و دومى خطاب به زنان‏است، متعلق غض را در آیه اول، زنان و در آیه دوم، مردان‏بگیریم و ازشان نزول آیه نیز این وجه بیشتر از دو وجه قبلى‏استنباط مى‏شود.

 

 

 

 

 

شان نزول آیه
1- عن محمدبن یحى عن احمد بن محمد عن على‏ بن الحکم عن‏سیف ‏ابن عمیره عن سعد الاسکاف عن‏ ابى ‏جعفر علیه ‏السلام قال:«استقبل شاب من الانصار امراة بالمدینة وکان النساء ینقنعن خلف‏ آذانهن فنطر الیها وهن مقبله فلما جازت نظر الیها و دخل فى زقاق‏ قدسماه بین فلان فجعل یتطر خلقها و اعترض وجهه عظم فى الحائط اوزجاجه فشق وجهه فلما مضت المراه نظر فاذا الدماء تسیل على توبه ‏وصدره فقال والله لاتین رسول‏الله صلى‏الله ‏علیه ‏وآله ولاخیره فهبط جبرئیل علیه‏السلام بهذه الایه «قل‏للمؤمنین‏یغضوامن‏ابصارهم‏»».
این شان نزول،احتمال سوم درمتعلق غض را تایید مى‏کند; چون‏صحبتى ‏ازفروج یا کل ‏محرمات نیست ‏بلکه مورد، زن ومرد است.
الف)مساله ملازمه
قبل از ورود در بحث، مناسب است که ابتدا، مساله ملازمه‏اى راکه در جریان بحث و استدلات، از آن گفتگو مى‏شود روشن کنیم.بین وجوب پوشش ونگاه، چهار صورت ملازمه،تصور مى‏شودکه بین دو مورد، ملازمه، عقلا و شرعا و عرفا ثابت است و بین ‏دو مورد، ملازمه‏اى نیست.
1- وجوب ستر و پوشش، ملازم است ‏با حرمت نگاه. در هرمورد و موضعى که امر به پوشش شده‏است، نگاه کردن به آن‏حرام است والا شرعا و عقلا و عرفا مناط و دلیلى براى وجوب ‏پوشش به‏نظر نمى‏رسد و کاملا روشن است که مثلا زن باید بدن‏خود را بپوشاند اما آیا در منزل که هیچ فردى نیست‏یا در حمام‏نیز پوشاندن بدن واجب است‏یا خیر؟ پس معلوم مى‏شود که‏وجوب پوشش،براى حفظ‏ازنگاه‏است ومعلوم‏مى‏شود مواضعى‏که وجوب پوشش دارد حرمت نگاه هم دارد.
2- بین عدم وجوب پوشش و جواز نظر، ملازمه‏اى نیست; زیرا ممکن است ‏براى رفع حرج یا موارد دیگر، به عده‏اى‏ رخصت داده‏ شده که مواضعى از بدن را نپوشانند ولى به دیگران‏نیز اجازه نگاه داده نشده‏است; مثل مقدارى از بدن مرد که‏ وجوب پوشش ندارد ولى نگاه کردن زن هم جایز نیست.
3- بین جواز نگاه و عدم وجوب پوشش، ملازمه هست ; زیرا اگر نگاه کردن جایز است، پس معلوم مى‏شود که پوشش، واجب نیست، به همان بیان سابق.
4- بین عدم جواز نظر و وجوب پوشش ملازمه‏اى نیست.براى زن، نگاه به بدن مرد جایز نیست ولى براى مرد هم‏پوشاندن واجب نیست، به همان بیان سابق.

 

در این دو آیه، موضوعات ذیل، اهم مسائل طرح شده مى‏باشند.
1- مساله نگاه و به تعبیر قرآن، غض بصر.
2- مساله ستر و پوشش و به تعبیر آیه، حفظ فروج.
3- مساله عدم جواز اطهار زینت ‏براى زنان به ضرب خمار.
4- استثناى مقدارى از بدن، از حکم وجوب پوشش، به‏تعبیر «الاماظهرمنها»
5- استثناى افرادى که در مقابل آنها حکم الزامى پوشش ازاو براى زن، برداشته شده‏است، به تعبیر «الا لبعوتهن»
6- منع زنان از هرگونه عمل محرک و جلب کننده، به تعبیر«ولایضربن بارجلهن»

 


الف) مساله نگاه
اما در خصوص نگاه چند مساله دراین آیه، مورد بحث قرارگرفته‏است.
1- حرمت نظر و نگاه به فروج (عورتین)
2- حرمت نظر و نگاه مرد و زن اجنبى به یکدیگر
3- حرمت نظر و نگاه شهوانى مطلقا
4- جواز نظر و نگاه به دست و صورت زن اجنبى

 

1- حرمت نظر و نگاه به فروج
اولا، نگاه به عورتین، چه نگاه مرد به مرد یا مرد به زن یا بالعکس، تمام موارد حرام است. آیه کریمه مى ‏فرماید: «یغضوامن ابصارهم و یحفظوا فروجهم‏» به‏ دلیل روایت که مى ‏فرماید:منظور از حفظ فروج در این آیه، حفظ از نگاه است; یعنى باید بپوشانند و هر موضعى از بدن که واجب باشد پوشانده شود.مسلما نگاه به آن محل، حرام است; چون پوشاندن براى این‏است که دیده نشود، پس نگاه کردن به آن حرام است و همچنین‏به دلیل مقابله بین غض یصر و حفظ فرج که اولا، نگاه مطرح ‏شده بعدا حفظ، معلوم مى‏شود که منظور از حفظ، همان حفظ ازنگاه است و شاید کلام امام علیه‏السلام هم اشاره به همین‏مقابله باشد.
استدلال قبل به آیه کریمه، براى حرمت نگاه به عورتین از راه ‏ملازمه بین وجوب پوشش و حرمت نظر بود با توسل به جمله‏حفظ فروج; اما خود جمله «یغضوا من ابصارهم یا بغضض من‏ابصارهن‏» نیز دلالت ‏بر حرمت نظر به فروج (عورتین) دارد که‏متعلق غض را به قرینه حفظ فروج که بلافاصله بعد از آن‏آمده‏است‏خود فروج بگیریم و معناى غض چشم، بستن باشد;پس آیه کریمه مى‏فرماید: (امر مى‏کند) که به عورتین نگاه نکنید.اما صرف نظر از آیه، حرمت نگاه به عورتین بین فقها و مسلمین‏اجماعى است و قابل تردید و تشکیک نیست.
2- حرمت نظر و نگاه زن و مرد اجنبى به یکدیگر
»قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم‏«
آیه اول، به قرینه آیه دوم و تقابل بین این دو آیه، خطاب به ‏مردان و متعلق خطاب زنان است; یعنى مردان چشمان خود رااز زنان فرو گیرند و به آنها نگاه نکنند و همچنین «قل للمؤمنات‏»خطاب به زنان بوده و متعلق خطاب، مردان هستند; یعنى زنان‏نیز به مردان نگاه نکنند و یا از این قسمت آیه، حرمت نگاه به‏زنان یا بخشى از بدن آنها معلوم مى‏شود «ولایبدین زینتهن‏» به‏زنان دستورداده شده که زینتهاى خود رابپوشانند وآشکار نکنند و منظوراز زینت، مواضع زینت است، چون که خود زینت،به‏خودى خود، حرمت آشکار کردن ندارد بلکه چون اظهار زینت ‏موجب اظهار موضع آن و بدن زن مى‏شود لذا آشکار کردن آن‏حرام‏است. بعضى، وجوب پوشش دارد وبه بیانى که گذشت ‏هر موضعى که پوشش آن واجب باشد نگاه به آن حرام است.
3-حرمت نظر و نگاه شهوانى
«قل للمؤمنین یغضوا من‏ابصارهم ... و قل للمؤمنات یغضضن‏» متعلق‏غض در آیه، هرکدام از زن و مرد است. و معناى غض بصر،بستن چشم و ترک نظر نیست ‏بلکه کنایه است از ترک استمتاع‏ هرکدام از زن و مرد از دیگرى، مگر از زوج و زوجه و مملوکه.پس استمتاع ولذت بردن هرکدام از زن و مرد از دیگرى جز در آن ‏دو مورد، حرام است. حال اگر نگاه در موردى که اصل آن جایزاست همراه شد با نوعى استمتاع ولذت و شهوت، همان چیزى‏است که آیه از آن نهى مى‏کند. مرحوم، آیت الله خویى -رحمة‏الله علیه - مى‏فرمایند: « فانها الایه تدل على لزوم کف النظرالذى هو بعمنى الانصراف عن الشى تماما فتدل على حرمة جمیع‏انواع الاستمتاع من المراة. ماعدا المملوکه والزوجه، و علیه فاذا ثبت من‏الخارج جواز النظر الى بعض اعضاء المراة علم ان المراد من ذلک انماهوالنظر البحت لاالمشوب ینوع من الاستمتاع والتلذذ»
4- جواز نظر و نگاه به صورت و دست‏بدون شهوت
« لاییدین زینتهن الا ماظهر منها». براى حرمت نظر به زن اجنبه، به‏ این قسمت از آیه کریمه استدلال شد که مى‏فرماید: « لایبدین ‏زینتهن‏ » ولى این بخش نیز استثنایى دارد «الا ماظهر» مگر آنچه که‏ظاهر است. در باره این استثناء واقوال مختلفى که ذیل آن بیان‏شده‏است ان شاءالله، در مساله پوشش وجه و کفین، به صورت‏مفصل بحث‏خواهد شد اما مختصرا باید گفت که از « لایبدین ‏»که‏آشکار نکنند و بپوشانند، مقدارى استثناء شده که «الا ماظهر منها» است و منظور از «الاماظهر» به ضمیمه روایات، صورت و دستهااست در نتیجه صورت و دست از حرمت نظر به اجنبیه استثناء شده‏است، البته فقها; دراین مساله، سه قول دارند:
1- جواز نظر به وجه کفین، بدون شهوت 2- عدم جواز، مطلقا 3- تفصیل بین دفعه اول که جایز است و دفعه بعدى که‏حرام است.

 


ب) مساله پوشش
در مساله پوشش نیز دو مساله، قابل بررسى است که آیه کریمه،آن را بیان نموده است: یکى مساله پوشش فروج که بین زن ومرد، یکسان است و دیگرى مساله پوشش بقیه بدن، که احکامى‏ مخصوص به زنان بیان شده‏است.
مساله پوشش فروج
مساله پوشش فروج، در این آیه کریمه براى مردان و زنان یکسان بیان شده‏است « یحفظوا فروجهم‏ » خطاب به مردان و « یحفظن‏فروجهن ‏» خطاب به زنان. معلوم مى‏شود که این حد از پوشش‏ که مربوط به فروج‏است ‏بین زنان و مردان مشترک‏ است و تفاوتى بین آنها نیست اما خود آیه،اولا، به وسیله « بحفظوا ‏» دلالت ‏برالزام دارد، یا این که به صورت خبر آمده‏است که تاکید بیشترى‏بر امر دارد و یا این که لام امر، محذوف است ‏یا جواب مشروط مقدر ولى در هر صورت شکى نیست که دلالت ‏بر الزام دارد و ثانیا: کلمه حفظ در این آیه کریمه، به معناى پوشاندن فروج‏است، به دو دلیل:
1- به قرینه صدر آیه که مساله غض بصر را مطرح مى‏کند وبعدا مساله حفظ فروج را، معلوم مى‏شود که در مقابل نگاه ‏نکردن دستور به پوشاندن مى‏دهند.
2- از امام صادق علیه‏السلام ذیل همین آیه، نقل شده ‏است‏ که فرمودند: هر آیه‏اى که در قرآن درباره حفظ فرج آمده‏است،منظور حفظ از زناست مگر این آیه که منظور، حفظ از نگاه است‏ که همان پوشش است. «... کل شى فى القرآن من حفظ الفرج فهو من‏الزنا الا هذه الایه فهو من النظر» روایات زیادى نیز دلالت ‏بر وجوب پوشش عورة، در باب‏آداب حمام دارد. اضافه بر این که سیره عملى قطعى، برپوشش عوره، موجود بوده و هست.

 

ج) مساله پوشش مخصوص زنان
« ولایبدین زینتهن‏» در این آیه، تا این جمله، احکام براى مردان و زنان یکسان بیان شده ‏است وازاینجا به بعد، احکامى مخصوص ‏به زنان است و معلوم مى‏شود که زنان، در مساله پوشش‏احکامى بیشتر از مردان دارند.
اولا، زن باید تمام بدن خود را اضافه بر عورتین بپوشاند واین مساله، بین مسلمین متفق علیه است و آیه کریمه نیزدلالت ‏براین مطلب دارد:
1- « یحقطن فروجهن‏» فرج در آیه، اشاره به همان عورتین ‏است و در مورد زنها چندین روایت وارد شده‏است مبنى براین ‏که تمام بدن زن عورة است و در نتیجه ، باید پوشانده شود; مثل‏«المراة کلها عوره‏»، قال علیه‏السلام: ‏« انماالنساء عى و عورة‏».
2- ‏« ولایبدین‏زینتهن ‏» منظوراز زینت، مواضع زینت ‏است;یعنى بدن را باید بپوشانند و فروج هم که وجوب پوشش آن، قبلا بیان شد.
‏3- « ولایضربن یخمرهن على جبوبهن ‏» ظاهر آیه کریمه، این‏است که زنها بدن را مى‏پوشاندند ولى مقدارى از گردن آنها بازبود که این را هم مى‏فرماید: بپوشانند.
ضمنا آیه « قواعد» مى‏گوید که زنان سالخورده مى‏توانند مقدارى از پوشش خود را کنار بگذارند. معلوم مى‏شود که زنان ‏دیگر باید تمام بدن خود را بپوشانند. و همچنین آیه‏«جلباب‏» ظهور واضحى دروجوب پوشش کل ‏بدن دارد; چون‏که جلباب جامه‏اى تقریبا سراسرى است که کل بدن را مى‏گیرد.
مرحوم، آیه‏الله حکیم - رضوان‏الله علیه - مى‏فرمایند:
‏« یحب سترالمراة تمام بدنها اجماعا بل ضرورة من الدین و یشیرالیه‏قوله تعالى "ولیضربن یخمرهن على جبوبهن ولایبدین زینتهن‏الالیعولتهن ..." وقوله تعالى " والقواعد من النساء" وصیحیح الفضیل وصیحیح الیزتطى وماورد فى حرمة النظر الى الاجنبیه نباءعلى‏الملازمه بین حرمة النظر و وجوب الستر المفروغ عنها فى ظاهرالض و الفتوى‏».
مقدار استثنا از مساله وجوب ستر
در مساله وجوب ستر در این آیه کریمه، دو استثنا واقع شده‏است: یکى استثناء مقدارى از ستر و دیگرى مقدارى از مردان یا زنان که حکم الزامى پوشش در مقابل آنها برداشته شده‏است. امامقدار استثناء از خود پوشش «الا ما ظهرمنها» براى روشن شدن‏ معناى این بخش از آیه کریمه قبلا باید چند نکته را بیان کنیم:
1- منظور از زینت در آیه، خود زینت نیست; چون که‏مسلما خود زینت‏به خودى خود، حکم وجوب پوشش ندارد وآشکار کردن آن هم اشکالى ندارد بلکه منظور، مواضع زینت ‏است که لازمه پوشاندن زینت، پوشاندن بدن و لازمه آشکارکردن آن، آشکار کردن بدن است.
2- استثناء «الا ما ظهر منها» متصل است نه منقطع; زیرا که‏اولا،اصل در استثناء، متصل بودن است و منقطع بودن، احتیاج‏به قرینه دارد که در این‏جا قرینه‏اى وجود ندارد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود  دانلود مقاله  حجاب در قرآن


دانلود پروژه رسم مکانیزم یوک اسکاچ و چرخ لنگ و کدنویسی در Matlab

دانلود پروژه رسم مکانیزم یوک اسکاچ و چرخ لنگ و کدنویسی در Matlab

در این پروژه که با نرم افزار متلب نوشته شده است، مکانیزم یوک اسکاچ و چرخ لنگ مدلسازی شده است. مراحل مدلسازی و گزارش کار نوشتن کد در فایل موجود است.

بررسی مکانیزم Scotch-Yoke ، بررسی حرکت نوسانی میله

همچنین کد نرم افزار متلب به همراه توضیحات در فایل پروژه موحود می باشد. این پروژه برای دروس دینامیک ، دینامیک ماشین و ... بسیار مفید می باشد



خرید و دانلود دانلود پروژه رسم مکانیزم یوک اسکاچ و چرخ لنگ و کدنویسی در Matlab