پروپوزال بررسی احکام فقهی زکات از منظر قرآن وتفاسیر شیعه واهل سنت

پروپوزال بررسی احکام فقهی زکات از منظر قرآن وتفاسیر شیعه  واهل سنت

زکات از مصادیق بارز صدقات واجب و متفق علیه اسلامی است که به عنوان پشتوانه مالی برنامه های اجتماعی، در اصلاح ساختار جامعه و تطهیر زندگی ، تزکیه ی نفوس و تالیف قلوب مردم، نقش بسزایی دارد.

تبیین مفهوم زکات، بیان ادله و علل وجوب، تاکید بر ساماندهی و حسن استفاده از این منبع عظیم مالی، احصاء شمه ای از برکات و کنکاش در شناخت موارد وجوب و احکام فقهی ومحل مصرف آن، از دیدگاه آیات و مشهورترین تفاسیر شیعه وسنی، ، رسالتی است که این پایان نامه در حد وسع خود به آن ها می پردازد.

معنی لغوی زکات

«زکات و نماء و زیادی در لغت به یک معنا بوده ونیز گفته اند زکات به معنی طهارت است» (ترجمه ی منجد الطلاب بندر ریگی 1371/221)

آیه ی زکات یعنی« خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاَتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ »( توبه/ 103 )دلالت دارد بر این که زکات مصطلح یکی از مصادیق صدقه است و از این جهت آن را زکات گفته اند که صدقه است؛ چون صدقه پاک کننده است و زکات هم از تزکیه و به معنای پاک کردن است.

چنان که پیداست در این جا نیز هر چند ابتدائاً زکات به معنی نمو گرفته شده است، امّا نشان می دهد که معنی تطهیر نیز در آن نهفته است؛ چون عادت کردن مردم بر انجام اعمال شایسته و تخلّق ایشان به فضایل، فرع بر پاک شدن از رذایل و دوری جستن از بدی ها است.

اگر می بینید امروز وقتی کلمه ی زکات به کار می رود، ذهن به زکات واجب منصرف شده و صدقه به ذهن نمی آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب، صدقه زکات نباشد؛ بلکه، از این جهت است که در مدت هزار و چند صد سال که از عمر اسلام گذشته است مسلمانان، کلمه ی زکات را در «زکات واجب» به کار برده اند و گرنه، در صدر اسلام، زکات به همان معنی لغوی خود بوده است و معنای لغوی زکات اعّم است از معنای مصطلح آن و صدقه را هم شامل می شود و در حقیقت زکات در لغت به ویژه اگر در مقابل نماز قرار گیرد، به معنی انفاق مال در راه خداست.

خلاصه آن که زکات در لغت به معنی زیاد شدن و تطهیر است و در صدر اسلام بعد از معنی لغوی ،در عموم انفاقات مالی اعم از صدقه مستحب و واجب بکار می رفته است و بعد از نزول آیه زکات و در اثر کثرت استعمال مسلمین در زکات واجب، در همین واجب غالب شده است.

سابقه ی زکات

زکات به معنای انفاق مال، که در قرآن در برابر نماز آمده است، منحصر به شریعت محمد صلی الله علیه و آله نیست؛ بلکه، در امم سالفه نیز بوده است؛ چنان که قرآن کریم درباره ی حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب می فرماید:« وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ »=و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند . ( انبیاء/73)یا در مورد حضرت اسمعیل آمده است که:« وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»=و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏داد و همواره نزد پروردگارش پسندیده[رفتار] بود (مریم /55) و حضرت عیسی در طفولیت می فرماید:« وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا »= و تا زنده‏ام به نماز و زکات سفارش کرده است(مریم/31)

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ نیز خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: «أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ» = و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید. (بقره/43)



امّا این که بگوییم زکات در امم سالفه هم به معنی مصطلح در بین مسلمانان بوده و همین مقررات در مورد آن اعمال می شده است دلیلی در این خصوص در دست نیست.

آیه ی وجوب

وجوب زکات و حدود آن

خداوند در قرآن می فرماید « وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ » = و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است و به زو

خرید و دانلود پروپوزال بررسی احکام فقهی زکات از منظر قرآن وتفاسیر شیعه  واهل سنت


مقاله فلسفه معرفت دینی

مقاله فلسفه معرفت دینی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:43

فهرست و توضیحات:

مقدمه

تجزیه و تحلیل

روش تحقیق

سابقه تحقیق

اصطلاحات و مفاهیم

فلسفه معرفت دینی

چکیده:

«فلسفه معرفت دینی

مفاهیم کلیدی:

فلسفة معرفت دینی و فلسفه‌های مضاف

«در یونان، عناصر دین خصوصیات فلسفی پیدا کردند. در هند فلسفه خود، مبدل به دین شد. اپانیشادها هم متون دینی است و هم کهن‌ترین تأملات فلسفی هندی. به تعبیری، فلسفه صرفاً مجموعه‌ای از مباحث نظری برای ارضای حسن کنجکاوی بشر نیست؛ بلکه تلاشی فکری است که در مسیر نجات و رستگاری انسان به کار می‌آید.[1]»

بنابراین، نتیجه آنکه برخی از ادیان خود، نوعی مکتب فلسفی هستند. ممکن است مطرح شود که این قالب‌های گوناگون فلسفه همگی امور عارضی هستند که اگر این امور عارضی حذف شوند و قدر جامعی را بخواهیم برای آن در نظر بگریم، معنای اصیل و مجردی از فلسفه بدست می‌آید که می‌توان آن را چنین توصیف کرد:

«تفکری مستند است که به انتقاد از خود می‌پردازد و به ادلة عقلی در توجیه خود می‌کوشد».

«دین»: برای دین در لغت معنای گوناگون و متنوعی ذکر شده است؛ از جمله: اطاعت، جزاء، پاداش، تسلیم، آئین و شریعت و ... [2]. برای مفهوم اصطلاحی دین به علت تنوع تعاریف همچو تعریف فلسفه در آن مناقشاتی وجود دارد، زیرا این تعریف‌ها معمولاً با یکدیگر تفاوت‌های بنیادین دارد. برخی آن را چنان گسترده‌اند که هر نوعی آئین بشری را شامل می‌شود، آئین‌هایی که حتی در آن اعتقاد به خدا و مبداء متعال وجود ندارد و یا آئین‌هایی که بر ماده انگاری مبتنی‌اند. چنانکه پترسون دین را این گونه تعریف کرده است:

دین متشکل از مجموعه‌ای از اعتقادات، اعمال و احساسات (فردی و اجتماعی) است که حول مفهوم غایی سامان یافته است.[3]

برخی از دیگر علما، دین را جامعی برای دین حق و باطل دانسته‌اند و در تعریف معنای اصطلاحی آن چنین گویند:


[1] . اسمارت، 1378: ص 22.

[2] . ر.ک به: ذیل واژة دین در: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن؛ جوهری، صحاح؛ مصطفوی، التحقیق فی غریب القرآن.

[3] . پترسون و دیگران، 1376، ص 20.



خرید و دانلود مقاله فلسفه معرفت دینی


دانلود مقاله باد

 

 


نمادگرایی باد چندین وجه دارد، به دلیل انقلاب درونی اش، نماد بی ثباتی، ناپایداری و بی استحکامی است. باد نیرویی اولیه است که متعلق به تیتانها است، و خشونت و کوری آنان از همین جا است.

 

از سویی دیگر، باد مترادف با نفخه است و در نتیجه مترادف است با روح و جوهر روحی از مبدأیی الهی. از اینجا است که زبور، همچون قرآن، باد را پیک الهی و همسنگ فرشتگان می داند. حتی باد اسم خود را به جبرئیل، روح المین (روح القدس)، می دهد. روح خداوند بر آبهای اولیه می چرخد، و برای حواریون لهیب آتش روح القدس را می آورد. در نمادگرایی هندو، باد، دایو، همان نفخه ی کیهانی و کلمه الله است، او شهنشاه اقلیم کوچک واسط میان زمین و آسمان، یا فلکی است که طبق اصطلاح شناسی چینی با نفخه یا /// پر شده است. وایو رسوخ می کند، در هم می شکند و تزکیه می کند. وایو مرتبط با جهات آن فلک است، و از سوی دیگر، به طور کلی بادها را نشان می دهد. یعنی دربرگیرنده ی چهار باد یونان و روم باستان، بادهای قرون وسطایی، برج باد آتن که هشت صورت داشت، و گلهای سرخ باد هشت نقطه و دوازده نقطه و سی و شش نقطه.

 

از سویی، بنا بر نگرشهای گوناگون، چهار باد یونان و روم در ارتباط با چهار فصل. چهار عنصر و چهار مزاج بود، و هشت باد چین در ارتباط با هشت سه خطی.

 

در چین، باد ابزار تفأل بر مایعات بود، و با بررسی خطوط ناشی از عبور جریان هوا از سطحی از آب یا فلز مذاب، آینده پیشگویی می شد. طبق داستان آفرینش در شریعت مانو، باد از روح متولد شد و نور را خلق کرد: روح هیجان زده از میل به خلقت … فضا را خلق می کند، از تکامل اثیر، باد به دنیا می آید … سرشار از تمامی عطرها، خالص، نیرومند، با خاصیت بساویدن.

 

اما از سوی دیگر، از تغییر باد نور اشراق دهنده به دنیا می آید که می درخشد و تاریکی را بیرون می راند، و به قالب می تواند درآید.

 

در سنت اوستایی در ایران باستان، باد نقش پشتیبان جهان، و تنظیم کننده ی توازن جهانی و اخلاقی را بر عهده دارد. بنا بر قانون «خلقت مدام»: اولین مخلوق از مخلوقات، قطره یی آب بود، سپس اورمزد آتش مشتعل را بیافرید، و به آن درخششی عطا کرد که نور بی پایان به وجود آمد، که صورت آن چون صورت مطلوب بود. سپس باد را به صورت مردی پانزده ساله خلقت کرد، و آب را و گیاهان را و احشام را و انسان تمام و تمامی اشیاء را ایجاد کرد.

 

بنا بر سنت اسلامی باد موکل آبها است؛ خلقت آن از هوا و ابر بود و بی شمار بال داشت، و مأموریتش نگاهبانی بود. سپس خداوند باد را خلق کرد و به آن بی شمار بال عطا کرد و به او امر کرد تا آبها را حمل کند؛ و باد آبها را حمل کرد … و پایه های عرش بر روی آب بود و آب بر روی باد.

 

ابن عباس نیز به این مسئله می پردازد:

 

آب بر چه چیز می آرامد؟ بر پشت باد؛ و هنگامی که خداوند می خواست مخلوقات را خلق کند، به باد قدرت استیلای بر آب را داد، آب به صورت موج، ورم کرد و بعد، چون کف برجهید، و بر فراز کف، بخارها را فرستاد، که این بخارها بر فراز آب برایستاد و خداوند آن را سماء نام کرد به معنی برخاسته.

 

در سنت توراتی، بادها نفخه ی خداوند اند؛ نفخه ی خدا هرج و مرج اولیه را نظم داد؛ باد اولین انسان را جان داد. نسیم در درخت داغداغان نزدیکیخداوند را بشارت داد. بادها ابزار قدرت الهی نیز هستند. آنها زنده می کنند، کیفر می دهند، و تعلیم می دهند؛ بادها علامت اند چون ملایک پیامها را می رسانند. بادها جلوه ی موهبتی الهی هستند و هنگامی که بخواهند عواطف خود را، و شیرینی لطیف خود را با خشمی طوفانی منتقل می کنند.

 

در میان یونانیان بادها خدایان آشفته و سراسیمه یی هستند که در عمق غارهای جزایر آیولوسی (ائولی) منزل دارند. به جز شاهشان، آیولوس، بادهای شمال (آخیلون، بورئاس) از بادهای جنوب (آوستر)، از صبح و باد شرق (آئوروس) و از شب و باد غرب (زفوروس) تمیز داده می شوند، هر یک از آنها شمایلی خاص دارد، که مرتبط با صفاتی است که به آنها نسبت داده شده است.

 

بادهای دروئیدی، وجهی از قدرت دروئیدها بر روی عناصر است. و باد مانند یک ابزار جادویی، از نزدیک با نفخه خویشی دارد. هنگام ورود پسر میل، یعنی گائلس به ایرلند، دروئیدهای ساکنان قبلی ایرلند، توآتا ده دانان، با کشتیهایشان به کمک باد شدید دروئیدی از ساحل دور شدند. آنها باد را به عنوان آنچه بر بالای بادبانها نمی دمد، قدر می نهند.

 

اما ساختن خدایی از یکی از بروزات خداوند، بر افراط رفتن است. ژان سرویه، به شدت با یک چنین اغتشاش سهل انگارانه یی مخالف است؛ او می گوید: مردان قاره ی نو که توسط غربیها کشف شده اند، اغلب مانند عرفا، برای تفهیم معنویت بی انتهای این خدای متعال از مقایسه های حسی استمداد جسته اند. خدا نفخه است، خدا باد است. اما سیاحان ظاهرپرست، و یا مبلغان مذهبی که آرزو داشتند، با تعاریف بهشت مادی این کودکان بزرگسال را در تملک خود درآورند، نتیجه گرفته اند که سرخپوستان باد را می پرستیدند و آن را از زمره ی خدایان به شمار می آوردند، اما حقیقت چیزی دیگر بود.

 

وقتی باد در رؤیا دیده می شود، نوید می دهد که پدیده یی مهم در شرف وقوع، و تغییری در حال ظهور است. نیروهای معنوی، به وسیله ی نوری عظیم نمادین شده اند و ما از طریق باد، چیزی از آن درک می کنیم. وقتی طوفان نزدیک می شود، می توان حرکت روح را تشخیص داد، در یک تجربه ی مذهبی، خدا ممکن است در نجوای آرام باد، یا در فریاد بلند طوفان ظاهر شود. به نظر می رسد که فقط شرقیان می توانند مفهوم خلأ (جایی که باد می وزد) را درک کنند، و برای آنان برعکس نماد نیرویی پرقدرت است.

 

شاعر رمانتیک انگلیسی پرسی بیس شلی، شعر باد کیهانی را سروده، و باد را آنگونه توصیف می کند که آسیب زننده است و تازه کننده، همچون روح:

 

… اشباح ساحر

 

… ارواح وحشی، تو که جست و خیزت انباشته می کند فضا را

 

… ای نابودگر، ای ناجی، گوش کن، گوش کن مرا!

 

… فقط تو، ای سرکش

 

… ای روح وحشی

 

شاید روح من، شاید خود من، این باد رمنده

 

برمی سازد اندیشه یی را، که رنگش زده جهان

 

و برگهای خشک، که باز زاییده می شود جهان از آن

 

و نیروی سحرآسای این آواز

 

پخش می شود، گویی از اجاقی خاموش ناشدنی

 

خاکستر و آتش، صدایی در میانه ی بشریت

 

از دهان من شاید، بر زمینی خواب آلوده هنوز

 

پیشگویی دمیدن در صور، آه ای باد

 

اگر از زمستان می آیی، آیا به انتظار می مانی، بهاران را.

 

بادام، گردو (AMANDE/almond)

 

(قاب بیضی را ببینید)

 

به طور کلی بادام در ارتباط با پوستش، نماد جوهر پنهان در فروع و ضمائم است، نماد معنویت پوشیده شده در شرعیات و آداب جبری، نشانه ی واقعیت مکتوم در زیر ظواهر، و در عرفان نماد حقیقت، نماد گنج، و نماد چشمه ی همواره پنهان است. چنانچه کلمنس اسکندرانی می گوید: استرومات های من در حقیقت مخلوط با جزم فلسفه هستند، یا به دیگر سخن استروماتهای من در لفاف جزم فلسفه پوشیده و استتار شده است، به مثابه مغز گردو که در چوب گردو. یا محمود شبستری می گوید:

 

شریعت پوست، مغز آمد حقیقت …

 

ولی چون پخته شد، بی پوست نیکوست

 

اگر مغزش برآری، برکنی پوست

 

یا عبدالکریم جیلی می گوید:

 

پوسته بگذار و مغز را دریاب، و مباش از آنان که صورت نادیده می گیرند و حجاب درمی ربایند. بادام مسیح است، زیرا که طبیعت الهی اش با طبیعت انسانی اش، یا با بدن مادر عذرا پوشیده شده. آدام دوسن ویکتور می گوید: بادام رمز نور است، یعنی وسیله ی شهود است، راز اشراق درونی است. قاب بیضی که بادامی شکل است در مطلب جا مانده است.ص 11

 

ائوهمروس (EVHENERE/Euhemerus)

 

اولین نویسنده ی یونانی که فلسفه ی تاریخی مذهب را بررسی کرده است. او در ابتدای قرن سوم ق.م. می زیست. به زعم او خدایان و قهرمانان به مثابه انسانها بودند و پس از مرگ از امتیاز خدایی برخوردار می شدند. ائوهمروس که نظریه یی به نام او ثبت شده است. گرایش به رمزگشایی از مذهب یونان باستان، و پیدا کردن خاستگاهی اجتماعی برای آن داشته است؛ او نماد روحیه یی نقاد، خردگرا و نظام مند است، که تاریخ خدایان را بدین چشم می نگریسته و آنها را فقط انسانهایی می دانسته که توسط همنوعان خود جاودان شده اند.

 

آب (EAU/Water)

 

معانی نمادین آب را می توان در سه مضمون اصلی خلاصه کرد:

 

چشمه ی حیات، وسیله ی تزکیه و مرکز زندگی دوباره. این سه مضمون در قدیمترین سنتها متلاقی می شوند و ترکیبات تخیلی گوناگون و در عین حال هماهنگی را شکل می دهند.

 

آب، این توده ی بی شکل، نشانگر نامحدود بودن امکانات است. آب دربرگیرنده ی تمام نیروهای بالقوه و بدون شکل، جرثومه ی اجرام تمامی نویدهای پیشرفت، و همچنین تمامی تهدیدهای فروپاشی است. شناور شدن در آب برای خروج از آن، بدون حل شدن کامل در آن، فقط توسط یک میت نمادین میسر است، و به معنی بازگشت به مبدأ است: راه یافتن به مخزنی عظیم از نیرویی بالقوه است، و گرفتن نیرویی تازه از آن: مرحله ی سیر قهقرایی و عدم یکپارچگی موقتی است که به مرحله یی پیشرونده از یکپارچگی دوباره و زندگی دوباره منتهی می شود (حمام*، غسل تعمید* و سرسپاری* را ببینید.)

 

ریگ ودا، آب زندگی بخش، نیروبخش و مصفا را همان قدر در زمینه ی معنوی می ستاید که در زمینه ی مادی.

 

شما، ای آبهایی که نیرو می بخشید،

 

قوت، عظمت، شادی و بصیرتمان دهید،

 

ملکه ی عجایب،

 

آبها، نایب مردم!

 

شما، ای آبهایی که کارآیی به مرهمها

 

می بخشید،

 

تا که جوشنی باشد از برای تن من،

 

تا که آفتاب را مدید ببینم!

 

… شما، ای آبها بزدایید گناهان مرا،

 

هر چه که باشد،

 

خطاهایم را، هر چه که باشد،

 

و تمامی سخنان دروغینی که موعظه کرده ام!

 

گوناگونیهای موجود میان این مضامین اساسی در فرهنگهای مختلف کمک می کند تا در پس زمینه یی به تقریب مشابه، ابعاد و تفاوتهای جزیی نماد آب را دنبال کنیم و در آن عمیق شویم.

 

در آسیا، آب شکل جوهری ظهور، اصل حیات و عنصر تولد دوباره ی جسمانی و روحانی است، نماد باروری، خلوص، حکمت، برکت و فضیلت است. گرایش مایع به انحلال است؛ اما همگون که باشد، در هنگام انجماد به یکپارچگی می رسد. بدین ترتیب ممکن است با ستوه مرتبط شود، اما چنانچه رو به پایین، به سوی لجه جریان یابد، گرایش آن به تمس خواهد بود، و چنانچه افقی جاری شود گرایش آن به رجس خواهد بود.

 

آب ماده ی نخستین یا پراکریتی است: در متون هندو آمده: همه جا آب بود، و در متنی دائویی آمده: آب گسترده و بی کناره … برهمانده، یا تخم جهان را بر سطح آبها گذاشتند، همچنین در سفر پیدایش نفخه یا روح خداوند بر سطح آبها دمیده شد. چینیان می گویند آب، ووـ جی است، یعنی بی عمل، هرج و مرج، و بی تمایزی اولیه. آب نشانه ی کل امکانات ظهور است، و به دو قسمت آب زبرین، که به امکانات بی شکل مرتبط است، و آب زیرین که امکانات دارای شکل را در برمی گیرد، تقسیم می شود؛ این دوگانگی در سفر خنوخ به تفاوت در جنسیت تعبیر شده است، و در شمایلها اغلب به شکل مارپیچی دوسویه تصویر شده است.

 

منقول است که آبهای زیرین در معبدی در لهاسا بسته شده و وقف شاه ناگه ها است؛ و امکانات بی شکل در هند به صورت آپسره* (از آپ به معنی آب) تصویر می شد. مفهوم آب نخستین، یا اقیانوس اولیات، به تقریب جهانی است. این مفهوم را از پولینزی گرفته تا در میان اغلب جوامع استرا ـ آسیایی می بینیم؛ بر طبق این باور در آب قدرتی کیهانی متمرکز است، و اغلب بر آن اسطوره ی حیوان شناور افزوده می شود، مثلاً گراز هندو، که اندکی خاک به سطح آب می آورد، رویانی که پیدایش شکل را موجب می شود.

 

آب اصل و حامل تمامی حیات است: آب شیره ی نباتی است و در برخی از استعارات تنتره یی به شکل پرانه، یا نفخه ی حیاتی است. آب در زمینه ی مادی، از آنجا که عطیه یی آسمانی به شمار می آید، نماد جهانی حاصلخیزی و باروری است. کوه نشینان ویتنام جنوبی می گویند: آب آسمان، شالی می سازد، آنان کاملاً به کاربرد آب، که موجب زندگی دوباره است، معتقداند، آب برای آنها دارو و شربت جاودانگی است.

 

به تقریب، در همه جا آب وسیله ی طهارت آیینی است. علاوه بر آب مقدس مسیحیان، در اسلام، در ژاپن، حتی در مراسم باستانی فو ـ جویی در میان پیروان آیین دائو (صاحبان آبهای موقوفه)، طهارت با آب نقشی بنیانی دارد. در هند و در جنوب شرقی آسیا، طهارت* مجسمه ی قدیسان و مؤمنان، به خصوص در سال نو، هم تزکیه و هم تولد دوباره است. ون ـ دسو می گوید: طبیعت آب، آن را به خلوص می رساند. در تعلیمات لائو ـ دسو آمده است که آب علامت فضیلت برتر است (دائو، فصل 8). بعلاوه، آب نماد حکمت دائویی است، زیرا مطلقاً نقطه ی دافعه ندارد؛ آب آزاد و فارغ از وابستگی است، و در سراشیب زمین جاری می شود. آب پیمانه است، زیرا شراب قوی باید به آب آمیخته شود، و آنگاه شراب نماد آگاهی است.

 

آب در برابر آتش، یین است، و در ارتباط با شمال، سرما، انقلاب شتوی، کلیه ها، رنگ سیاه و سه خطی ج،اَن (به معنی آب قعر دریا).

 

اما از سوی دیگر آب وابسته به صاعقه است که صاعقه از جنس آتش است. پس عملی را که کیمیاگران چینی برای تغلیظ ماده انجام می دهند و آب آن را کسر می کنند، می توان به بازگشت به بدایت، یا به مرحله ی جنینی ماده تعبیر کرد. زیرا این آب همان آتش است، و طهارت کیمیایی می باید تا تصفیه ی با آتش ادامه یابد. در کیمیای درونی چینیان، حمام و شست و شو نیز ممکن است از طبیعتی آتشین باشد. جیوه ی کیمیایی آنها، که آب است، گاه متصف به آب آتشین است.

 

لازم به یادآوری است که آب آیینی در مراسم سرسپاری تبتی ها، نماد بیعت است، و عهدی که سالک می کند.

 

باری، فقط محض جذابیتی ظاهری، قطعه ی زیبای ویکتور سگالن در زیر می آید: محبوبه ی من فضایلی چون آب دارد: لبخندی روشن، اطواری جاری، صدایی ناب، که قطره قطره ترانه می خواند (سنگ مزار).

 

مناجاتی ودایی از برای آب، به شکلی نمادین سروده شده. این مناجات را می باید طوری معنی کرد که تمام سطوح هستی، اعم از مادی و ذهنی، را در برگیرد، چرا که آب می تواند زنده کند:

 

آه، ای آب زلال،

 

که بر نعمت سلطانی،

 

که طلب بجا و جاودانگی را پاس می داری،

 

و که سلطان غنایی،

 

که همراه است با سعادتی نیک

 

سرس وتی کریم شایسته ی این نیروی جهان

 

او است که می خواند.

 

در سنت یهودی و مسیحی آب پیش از هر چیز نماد اصل و آفرینش است. مم (میم) عبری نشانه ی آب مؤثر است، نشانه ی مادر و زهدان است، و مبدأ هر چیز برتر را نشان می دهد، و در واقع، چون یک مظهر قدسی ملحوظ می شود.

 

گاه می توان آب را، چون بسیاری از دیگر نمادها، بر بستر دو زمینه ی کاملاً متضاد نگریست. که از هیچیک از آنها نمی توان چشم پوشید. این دو وجهیگری در تمام سطوح دیده می شود. آب سرچشمه ی زندگی و مرگ است، خلاق است و نابودگر.

 

در کتاب مقدس، چاه* در بیابان، و چشمه* هایی که به بادیه نشینان همه می شود، موجب شادی و شگفتی بسیار بوده است. نزدیک چشمه ها و چاهها، ملاقاتهای اساسی صورت می گرفته است، نقطه یی که آب پیدا می شد، به مثابه مکانی مقدس، نقشی بی بدیل ایفا می کرد. نزدیک آب، عشق متولد می شد، وصلت صورت می گرفت. قدم عبریان و طی طریق هر انسان در طول حج زمینی اش، از نزدیک، به تلاقی بیرونی یا درونی با آب وابسته بود؛ این تلاقی مرکز صلح و نور بود و حکم واحه یی را در بیابان داشت.

 

فلسطین سرزمینی است پر از سیلابه ها و چشمه ها. اورشلیم از آب گوارای شیلوه سیراب می شود. نهر* ها، این عاملان حاصلخیزی، اصلی الهی دارند. باران* و شبنم* باروری آنها را موجب می شوند و برکت خداوند را نشان می دهند. بدون آب بادیه نشینان فی الفور محکوم به مرگ اند و از خورشید فلسطین می سوزند: پس آبی که بر جاده هایش می بینند قابل قیاس است با من (ترنجبین) که با خوردن آن رفع عطش می کنند. از اینجا است که در دعا تقاضای آب می کنند، آب مطلب طلب است: باشد که خداوند فریاد خادم خود بشنود، او رگبار را می فرستد و چاهها و چشمه ها را بر سر راه می نهد. میهمان نوازی موجب است که آبی گوارا به دیدارگران عرضه شود تا پاهایشان شسته گردد، تا راحت کنند. سراسر عهد عتیق حشمت آب را جشن می گیرد. عهد جدید این ماترک را دریافت می کند و می داند چگونه آن را به کار برد؛ در عهد جدید میوه با باران بهاری مقایسه شده است (هوشع، 3:6) ، با شبنمی که باعث رشد گلها می شود (همانجا، 6:14) ، با آب تازه یی که از کوهها سرازیر می شود، با سیلابی که سیراب می کند، دار به مثابه درختی است که نزدیک جویهای آب کاشته شده باشد. (اعداد، 24:6) .

 

پس آب همچون علامت برکت است. اما می باید اصل الهی آن را شناسایی کرد. از این رو، بنا بر ارمیا (2:3) امت اسرائیل به یهوه خیانت کرده و عهد خود را نقض کرده و دیگر او را چون چشمه ی آب حیات منظور نداشته، و خواسته برای خود حوضها بکند، حوضهای شکسته یی که آبها را نگاه نمی دارند. ارمیا عمل امت را در مقابل خداوند، این چشمه ی آب حیات، سرزنش می کند و به شکوه می گوید: تا زمین خود را مایه ی حیرت و سخره ی ابدی بگرداند (18:16) . ائتلاف بیگانگان با آبهای نیل و فرات مقایسه شده (11:18) ؛ روح به جست و جوی خدای خود، همچون آهویی تشنه به جست و جوی آب تازه است ()مزامیر، 3 ـ 42:2) . روح، چون زمین خشک تشنه یی است که به طرف آب جهت می گیرد. او منتظر ظهور خداوند است، بدین گونه، زمین خشک آرزوی سیراب شدن از باران را دارد (تثنیه، 32:2) . همین نمادگرایی، که از قدیمترین اساس جهان مدیترانه یی منتج است، برای فدریکو گارسیا لورکای شاعر زیربنای سوگنامه ی یرما را می ریزد؛ زن بدون مرد سترون است، مانند یرمو (زمین بایر) مانند بیابان بدون باران که سترون است

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  33  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 



خرید و دانلود دانلود مقاله باد


تحقیق در مورد اجراى احکام و اصول سیاسى اسلام

تحقیق در مورد اجراى احکام و اصول سیاسى اسلام

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه33

 

فهرست مطالب

 

الف) مفهوم و ابعاد عدالت اجتماعى‏

1-برابرى و مساوات‏

3- اعطاى حقوق‏

2-قانون‏مندى‏

ب) سازوکارهاى تحقق عدالت اجتماعى‏

1- وجود عدالت در کارگزاران‏

5-توازن‏

2- سازو کارهاى سیاسى‏

1-2مشارکت سیاسى‏

اجرای احکام و اصول سیاسی اسلام

پژوهش حاضر با هدف بیان مفهوم و سازوکارهاى تحقق عدالت اجتماعى تدوین شده است. در این پژوهش، نخست مفهوم عدالت ذیل چهار بُعد مورد بررسى قرار گرفته است تا تصویرى ملموس‏تر از عدالت حاصل آید و سپس سازوکارهاى تحقق عدالت اجتماعى با هدف تحقق ابعاد تعریف شده براى عدالت، علاوه بر سطح کارگزاران، در عرصه‏هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى بحث شده است.

واژه‏هاى کلیدى: عدالت، برابرى، توازن، قانون‏مندى، عدالت سیاسى، اقتصادى و فرهنگى.

اجراى احکام و اصول سیاسى اسلام، هدف اصلى نظریه‏پردازى‏هاى سیاسى است. تأملات نظرى درباره مفاهیمى چون عدالت، آزادى، برابرى، جامعه مدنى و ... هنگامى مورد قبول و مؤثر واقع مى‏شود که با در نظر گرفتن شرایط اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و اقتصادى جامعه، زمینه‏هاى اجرا و عملى شدن بیشترى براى آنها فراهم شود. بى‏تردید، هدف از تولید علم و نظریه‏پردازى در جامعه کنونى ایران، رفع مشکلات نظرى براى شفاف شدن مسیر عمل است. پژوهش حاضر نیز به بیان شاخص‏ها و ابعاد عینى‏تر عدالت اجتماعى براى بالا بردن توان عملى و اجرایى آن در جامعه مى‏پردازد. وقتى تصویر ذهنى کارگزاران از عدالت اجتماعى شفاف‏تر گردد، مى‏توان به تحقق عدالت در جامعه امیدوار شد.

در این پژوهش نخست به ابعاد، مؤلفه‏ها و شاخص‏هاى عدالت اجتماعى اشاره شده است و در ادامه، سازوکارهایى که به تحقق این ابعاد یارى مى‏رسانند، در سه بُعد سیاسى، اقتصادى و فرهنگى مورد بررسى قرار گرفته‏اند. عدالت فردى و شخصى نیز به عنوان بُعدى مجزا در کنار سه بُعد فوق مطرح شده است، گر چه مى‏توان آن را در ذیل عدالت فرهنگى، سیاسى و اقتصادى نیز بیان کرد.
در مورد عدالت اجتماعى پژوهش‏هاى بسیارى صورت گرفته و هر اندیشمندى به اقتضاى بحث خود تعریفى از آن را ارایه داده است، با این حال هر تعریف تنها گوشه‏اى از مفهوم عدالت را روشن مى‏کند. نگارنده با توجه به این مسئله، سعى کرده به ابعادى از عدالت که به نظر مى‏رسد در نیل به مفهومى روشن



خرید و دانلود تحقیق در مورد اجراى احکام و اصول سیاسى اسلام


تحقیق درباره کاربرد آمار و احتمال

تحقیق درباره کاربرد آمار و احتمال

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:9

فهرست و توضیحات:

۱ علم آمار ۲ آمار توصیفی ۳ عمل آماری ۴ روش‌های آماری ۵ احتمالات ۶ نرم‌افزارها ۷ سطوح اندازه گیری ۸ پانویس ۹ منابع ۱۰ جستارهای وابسته ۱۱ پیوند به بیرون علم آمار، خود مبتنی است بر نظریه آمار که شاخه‌ای از ریاضیات کاربردی به حساب می‌آید. در نظریهٔ آمار، اتفاقات تصادفی و عدم قطعیت توسط نظریهء احتمالات مدل‌سازی می‌شوند. در این علم، مطالعه و قضاوت معقول در بارهٔ موضوع‌های گوناگون، بر مبنای یک جمع انجام می‌شود و قضاوت در مورد یک فرد خاص، اصلاً مطرح نیست.

از جملهٔ مهم‌ترین اهداف آمار، می‌توان تولید «بهترین» اطّلاعات از داده‌های موجود و سپس استخراج دانش از آن اطّلاعات را ذکر کرد. به همین سبب است که برخی از منابع، آمار را شاخه‌ای از نظریه تصمیم‌ها (Decision theory) به شمار می‌آورند.

مطالعات تجربی و مشاهداتی هدف کلی برای یک پروژه تحقیقی آماری، بررسی حوادث اتفاقی بوده و به ویژه نتیجه گیری روی تأثیر تغییرات در ارزش شاخص‌ها یا متغیرهای غیر وابسته روی یک پاسخ یا متغیر وابسته است. دو شیوه اصلی از مطالعات آماری تصادفی وجود دارد: مطالعات تجربی و مطالعات مشاهداتی. در هر دو نوع از این مطالعات، اثر تغییرات در یک متغیر (یا متغیرهای) غیر وابسته روی رفتار متغیرهای وابسته مشاهده می‌شود. اختلاف بین این دو شیوه درچگونگی مطالعه‌ای است که عملاً هدایت می‌شود. یک مطالعه تجربی در بردارنده روش‌های اندازه گیری سیستم تحت مطالعه است که سیستم را تغییر می‌دهد و سپس با استفاده از روش مشابه اندازه گیری‌های اضافی انجام می‌دهد تا مشخص سازد که آیا تغییرات انجام شده، مقادیر شاخص‌ها را تغییر می‌دهد یا خیر. در مقابل یک مطالعه نظری، مداخلات تجربی را در بر نمی‌گیرد. در عوض داده‌ها جمع آوری می‌شوند و روابط بین پیش بینی‌ها و جواب بررسی می‌شوند.

یک نمونه از مطالعه تجربی، مطالعات Hawthorne مشهور است که تلاش کرد تا تغییرات در محیط کار را در کمپانی الکتریک غربی Howthorne بیازماید. محققان علاقه مند بودند که آیا افزایش نور می‌تواند کارایی را در کارگران خط تولید افزایش دهد. محققان ابتدا کارایی را در کارخانه اندازه گیری کردند و سپس میزان نور را در یک قسمت از کارخانه تغییر دادند تا مشاهده کنند که آیا تغییر در نور می‌تواند کارایی را تغییر دهد. به واسطه خطا در اقدامات تجربی، به ویژه فقدان یک گروه کنترل محققاتی در حالی که قادر نبودند آنچه را که طراحی کرده بودند، انجام دهند قادر شدند تا محیط را با شیوه Hawthorne آماده سازند. یک نمونه از مطالعه مشاهداتی، مطالعه ایست که رابطه بین سیگار کشیدن و سرطان ریه را بررسی می‌کند. این نوع از مطالعه به طور اختصاصی از شیوه‌ای استفاده می‌کند تا مشاهدات مورد علاقه را جمع آوری کند و سپس تجزیه و تحلیل آماری انجام دهد. در این مورد، محققان مشاهدات افراد سیگاری و غیر سیگاری را جمع آوری می‌کنند و سپس به تعداد موارد سرطان ریه در هر دو گروه توجه می‌کنند



خرید و دانلود تحقیق درباره کاربرد آمار و احتمال