
تکنولوژی LCD یا کریستال مایع از زمانی در حدود یک دهه قبل برای اولین بار برای استفاده در کامپیوترهای قابل حمل laptab پا به عرصه ظهور گذاشت.
فردریک یک گیاه شناس اتریشی کاشف کریستال مایع است او مشاهده کرد زمانی که یک ماده شبیه کریستال مایع را ذوب میکند این مایع که در ابتدا تیره بوده و با بالارفتن حرارت رنگ آن روشن میشود پس از خنک کردن مایع قبل از تبلور نهایی به رنگ آبی تبدیل میشود.
تلویزیونها و مانیتورهای LCD ساختاری ساندویچی مانند دارند.
دو نوع LCD در رایانه وجود دارد : LCD های ماتریسی فعال و غیرفعال که بیشتر کامپیوترهای laptab کریستال مایع ماتریسی فعال دارند.
این فایل دارای 52 صفحه می باشد.

شرح مختصر : نانو تکنولوژی به عنوان تکنولوژی قدرتمند قادر است که سیستم غذایی و کشاورزی را متحول کند .امنیت سیستم غذایی و کشاورزی، درمان بیماری زایی با سیستم توزیع دارو و ابزارهای جدید بیولوژیکی مولکولی و اتمی (سلولی)،ابزارهای جدید برای شناسایی پاتوژن و حفاظت از محیط زیست مثالهای مهمی در رابطه با نانو می باشند. برخی نمونه های اساسی نانو به عنوان تکنولوژی قدرتمند مدرن عبارتند از : تولید،فرآیند و ارسال محصولات غذایی که با امنیت بیشتری تولید شده اند زیرا نانو سنسورها برای شناسایی پاتوژن و آلودگی پیشرفت کرده است. توسعه نانو ابزارهایی، که امکان ثبت تاریخچه محیط،موقعیت و روشهای ارسال کالا را ثبت می کند. سیستم هایی که ترکیبی از حسگرهای هوشمند اند و موقعیت، گزارش، کنترل از راه دور را با امنیت بیشتر و موثرتری انجام می دهند. امنیت سیستم غذایی و کشاورزی بسیار حائز اهمیت است، غذاهای سنتی باید با کنترل و امنیت بیشتری تهیه گردند. نانو تکنولوژی پتانسیل های واقعی این سیستم ها را حفظ می کند : راندمان تولید محصولات وفرآیند های غذایی، امنیت غذا، و پیامد های زیست محیطی تولید، انبار، توزیع بهتر غذا خواهند شد . با این فناوری در کشاورزی اگر یک گیاه یا حیوان دچار بیماری شود . روزها، هفته ها و ماهها قبل از حضور بیماری توسط نشانه های ارگانیسم شناسایی شده و از شیوع آن جلوگیری می کنیم.

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:5
فهرست مطالب
اراده الهى
«اشکالات و شبهات»
«حکماى اسلامى و مساله اراده»
شبهه اول - چنانکه علم بارى به نظاماحسن که عین ذات او هم مىباشد، غایت اودر ایجاد باشد - و مىدانیم که علت غایىاقتضاى فاعلیت فاعل را مىکند - لازم مىآیدکه ذات خداى تعالى علت ذات خودشباشد و این محال است.
جواب - اینجا نیز مانند بسیارى از موارد«اقتضا» یا «استلزام» را عنوان کردهاند امامنظور مطلق عدم انفکاک است در حالى کهدر این مقام چنین نیست و هیچ برهانىدلالتبر این نمىکند که «باید غایت و فاعلالبته در حقیقت غیر یکدیگر باشند» بلکهمىتوانند عین یکدیگر نیز باشند چرا کهفاعل افاضه وجود مىکند و غایت چیزىاست که افاضه وجود براى اوست که اینغایت مىتواند هم خود فاعل باشد و همموجودى اعلا و برتر از آن.
در مورد واجب الوجود بالذات نیز کهقائم به خود است، از همین کلام استفادهمىکنیم که چون غایتى قائم به ذات خوداست مىتواند هم فاعل باشد و هم غایت. واز آن جهت که افاضه وجود اشیا را مىکندعلت فاعلى و از آن جهت که افاضه وجودمىکند به سبب علمش به نظام خیر که عینذاتى است که معشوق اوست، علت غایىاست.
شبهه دوم - گفته شده است که غایتبهحسب تصور ماهیت مقدم بر فعل است ولىبه حسب وجود، مؤخر از آن و به این جهتنیز در مورد آن گفته شده که اول الفکر وآخرالعمل مىباشد. با این حساب اگرباریتعالى هم فاعل و هم غایت همهاشیا باشد، لازم مىآید که هم مقدم برآنها باشد و هم مؤخر از آنها و شىءواحد چگونه مىتواند اول الاوایل وآخر الاواخر باشد؟

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:15
فهرست مطالب
ما قطعتم من لینة او ترکتموها قائمة على اصولها فباذن اللهو لیخزى الفاسقین(5) و ما افاء الله على رسوله منهم فما اوجفتم علیهمن خیل و لا رکاب و لکن الله یسلط رسله على من یشاء و الله علىکل شىء قدیر (6) ما افاء الله على رسوله من اهل القرى فلله وللرسول و لذى القربى و الیتامى و المساکین و ابن السبیل کى لا یکوندولة بین الاغنیاء منکم و ما اتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا و اتقوا الله ان الله شدید العقاب (7)»
این آیات مربوط مىشود به داستان بنى النضیر که جماعتى از یهود و ساکن اطراف مدینه بودند و در ابتدا همپیمان شدند،پیمانى که پیغمبراکرم با همه یهودیهایى که در مدینه بودند امضا کرد که اینها مىتوانند بهشعائر دینى خودشان عمل کنند و با مسلمین به اصطلاح همزیستى داشته باشند به شرط اینکه با دشمنان مسلمین همکارى نکنند و اگر باخود مسلمین همکارى کنند از مزایاى دیگرى هم برخوردار خواهندبود،و بعد یهود خیانت کردند و حتى در جریانى تصمیم گرفتند کهپیغمبر اکرم را بکشند و با منافقینى که در داخل مسلمین بودند همکارىو همدستى داشتند و بعد از این بود که پیغمبر اکرم تصمیم گرفت که اینهارا به کلى از آنجا اخراج کند،و اساسا با بودن یهود در اطراف مدینه-وبلکه حتى در جزیرة العرب-امکان اینکه اسلام بتواند به هدفهاىخودش برسد نبود;نه صرف اصل بودن یهود،بلکه بودن یهودیها بعلاوهکارهاى یهودیگرى،چون آن کارهاى یهودیگرى از آنها جدا نمىشد.
مسلمین حرکت کردند،البته نه به یک صورت جنگى،و چون ازمدینه تا قلعه بنى النضیر فاصلهاى نبود پیاده رفتند و تنها خود رسولاکرم بودند که بعضى گفتهاند سوار بر یک شتر بودند و بعضى گفتهاندسوار بر یک الاغ،و در حقیقت جنگى هم صورت نگرفت.البته مؤمنینرفتند براى تصرف قلاع آنها،و آنها بالاخره خودشان با دستخودشانقلعهها و خانههاى خودشان را خراب مىکردند که به دست مسلمیننیفتد.برخورد مختصرى هم میان آنها و مسلمین رخ داد.مقدارى ازدرختهاى خرماى آنها را مسلمین بریدند و قطع کردند.این امر،هم براىبعضى از مسلمین سؤال به وجود آورد و هم مورد اعتراض یهودیها واقعشد. یهودیها به پیغمبر اکرم گفتند شما که همیشه از فساد در زمین نهىمىکنى!و بریدن این نخلها خودش فساد در زمین است.بعضى ازمسلمین هم،البته ذکر نشده است که حرفى زده و اعتراضى کرده باشند،ولى براى آنها هم این کار مقدارى گران آمده بود.آیه نازل شد و این عملرا امضا و تصحیح کرد.مىفرماید: «ما قطعتم من لینة او ترکتموها قائمة علىاصولها فباذن الله» آنچه از این درختهاى خرما بریدهاید و آنچه بجا گذاشتهاید همه به اذن و رضاى خدا بوده است;یعنى نه آن بریدنها و نهآن باقى گذاشتنها هیچکدام بر خلاف رضاى حق نبوده است.
«و لیخزى الفاسقین» و به این وسیله این فاسقها-که مقصود همین یهودیها هستند-خوار و ذلیل مىشوند;[این کار]وسیلهاى است براى خوار وذلیل کردن آنها.
بعد یهودیها-مخصوصا در عصر ما که دستگاههاى تبلیغاتىخیلى وسیعى دارند-این موضوع را جزء مستمسکهاى خودشان قراردادهاند که مسلمین آمدند و به امر پیغمبر درختهاى خرما را قطع کردند واین فساد در زمین است.از این جهت است که من لازم مىدانم که دراطراف این مطلب مقدارى بحث کنیم.
این مطلب از دو جنبه باید بحثشود،یکى از جنبه قرآنى که آیا اینعمل با تعلیمات خود قرآن سازگار بوده استیا نبوده است؟یعنى اصلتعلیمات قرآن و پیغمبر در این زمینه چه بوده است و آیا این یک عملاستثنایى و بر خلاف آن تعلیمات استیا نه؟و دیگر از نظر کلى و بهاصطلاح فلسفى و حقوقى،چون این مسالهاى است که حتى امروز همدر میان فلاسفه جدید مطرح است.