
اگر بزرگسالانی خلاق و با قوة تخیل میخواهیم باید از سالهای اولیة زندگی آنها برای این کار برنامهریزی کنیم. ما کودکان را برای زندگی تربیت میکنیم و هر خصوصیتی را که در این سن در آنان تشویق کنیم با آنان میماند. اگر خلاقیت و قوة تخیل آنان را تشویق نکنیم کودکان به بزرگسالانی خلاق بدل نمیشوند.
کار و فعالیت هنری کودکان در ایجاد فرصتهایی بمنظور ابراز خلاقیت اهمیت حیاتی دارد.
در نظر گرفتن تنوع وسایل و امکانات دار اتاق کودک به دلیل استفادة طولانی مدت از اهمیت بسیاری برخوردار است. کودکان به نقاشی و حجمسازی بسیار علاقه مندند و دوست دارند وسایلی را که در اختیار دارند رنگی کنند، مثل نقاشی کردن روی دیوارهای اتاقشان. گاهی این مسئله باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در خانوادهها میشود: اما باید دقت کرد که کودکان را از انجام این کار نهی نکنیم و فضای لازم را برای انجام این کار برای او فراهم کنیم.
تحقیقات نمایانگر آن است که هوش و استعداد، خلق و خو و شخصیت، قدرتها و مهارتها در سالهای اول زندگی شکل میگیرد. در مرحلة بعدی، رشد انسان بیشتر در جهت کمی است تا کیفی. لذا هر قدر محیط زندگانی کودک غنیتر، سالمتر و آگاهانهتر باشد، هوش کودک بیشتر و رفتار او متعادلتر خواهد بود و در اینجا ضرورت استفاده از فضای کار و فعالیت مناسب که کودک را به سمت و سویی مناسب سوق دهد، ضروری به نظر میرسد.
شناسایی مشکل:
کودکان ظروف خالی نیستند. آنها عقاید و افکار و آرزوهای خود را برای آفریدن دارند. مسئولیت ما این است که مهارتهای فعلی کودکان و درک آنها را رشد دهیم و با ایجاد فرصتهای تازه این مهارتها را گستردهتر کنیم تا نگرشها، مهارتها و دانش آنها در زمینة تجارب گسترده و وسیعتر رشد کند.
برای کمک به کودکان در جهت نیل به خلاقترین مرحلة ممکن برای آنها کافی نیست مهارتها را به آنها آموزش دهیم یا فرصتهایی برایشان به وجود آوریم تا استعدادهایشان را گسترش دهند. همچنین کافی نیست عادات خوب کارکردن را به آنها بیاموزیم. باید به آنها کمک کنیم تا نقاطی را که علایق و مهارتهایشان منطبق میگردند یعنی محل تقاطع خلاقیت خود را تشخیص دهند.
در این محل قلمرو مهارتهای کودک و مهارتهای تفکر خلاق وی بر روی علایق درونی وی منطبق میشوند. این ترکیب پرقدرتی است زیرا جایی است که کودک به احتمال بسیار زیاد خلاق خواهد بود.
کودکان به فضای کافی برای کار کردن و منابع در دسترس نیاز دارند تا بتوانند از تجاربی که به آنان ارائه میشود بیشترین بهره را ببرند. فضای خانه به دلیل مأنوس بودن محیط آن برای کودک، در او احساس امنیت ایجاد میکند. از این رو در نظر گرفتن فضایی جهت انجام کارهای هنری، امکان رشد و پرورش خلاقیت و در عین حال ایجاد انگیزه و اشتیاق در کودک را فراهم میآورد.
کودکانی که دارای فضاها و وسایل شخصی هستند، کودکان تواناتر و با اعتماد به نفس بیشتری خواهند شد. آنها یاد میگیرند که وسیله مربوط به خودشان است و آنها هستند که از آن استفاده میکنند، پس میآموزند چطور با آن برخورد کنند و حتی چطور در حفظ و نگهداری آن بکوشند.
مبلمان کارهنری فضایی مناسب در اختیار کودک قرار میدهد که به راحتی به انجام فعالیتهای خویش بپردازد. در اختیار قرار گرفتن این فضا شخصی برای کودک حس استقلال طلبی را در او پرورش داده و باعث ایجاد نظم و ترتیب در امور شخصی او میشود.
مقدمه:
شناسایی مشکل:
تعیین هدف:
شرح مسئله:
محدودیتها:
تحلیل نیاز:
بررسی مقدار نیاز به محصول:
هدف ایجاد نیاز در محصول:
پرورش حواس کودکان:
خلاقیت و سازندگی در سنین پیش دبستانی:
پرورش خلاقیت از طریق هنر
فعالیت هنری:
اهمیت خلاقیت و تخیلی برای کودکان
شناخت گروه استفاده گر اول (کودک):
نقش تربیت در شخصیت کودک:
نشانه های خلاقیت در کودک:
شناخت گروه استفاده گر دوم (والدین):
نقش مادران
نقش پدران
روابط اجتماعی
شناخت گروه استفاده گر سوم:
شامل 70 صفحه فایل word
1- مقدمه
در دنیای امروز میزان بهرهگیرى مطلوب و بهینه از منابع و امکانات موجود در جهت نیل به اهداف اقتصادى یکى از معیارهایى است که درجه توسعهیافتگى جوامع را نمایان مىسازد. بهرهورى در استراتژى توسعه اقتصادى کشورها، امروزه جایگاه ویژهاى پیدا کرده است، به گونهاى که هم در سطح خرد و هم در سطح کلان تمامى گروههاى مختلفى که در ارتباط با مسایل اقتصادى قرار دارند و انگیزههاى رشد و ترقى را در فکر مىپرورانند، توجه خاصی بدان دارند.
بهرهورى به عنوان معیار بهبود وضعیت اقتصادى هم در مؤسسات تولیدى و خدماتى و هم در سطح فعالیتهاى بخشهاى مختلف اقتصادى و کل اقتصاد، مورد توجه قرار دارد. برخلاف معیار سود که تا مدتها تصور مىشد نشاندهنده کارآیى و عملکرد مثبت یک واحد تولیدى و خدماتى مىباشد، در حالى که تحت تأثیر شدید قیمتهاى کالاهاو خدمات قرار دارد، بهرهورى به دور از نوسانات قیمت در بازار، قدرت انعکاس واقعیات و درجه موفقیت واحدهاى تولیدى و خدماتى را دارا مىباشد. اهمیت بهرهورى در افزایش رفاه ملى، امروزه، به طور عام پذیرفته شده است. تمام فعالیتهاى انسانى از بهبود بهرهورى منتفع مىگردد. افزایش در محصول ناخالص ملى (GNP)، بیشتر بر اثر بهبود در میزان بهرهمندى مطلوب از منابع به وجود مىآید، تا به کارگیرى کار و سرمایه اضافى. همچنین افزایش بهرهورى مستقیماً بر سطح زندگى مؤثر است، زیرا سهم مشارکت گروههاى ذىنفع از دستاوردهاى حاصل از بهرهورى چنانچه توزیع صحیحى انجام گیرد در رفاه اجتماعى تأثیر قابل ملاحظهاى خواهد گذاشت.
در میان دستورالعملهاى شرعى دین مقدس اسلام به تعالیمى برخورد مىکنیم که تا حد زیادى مفهوم بهرهورى را در ذهن متجلّى مىسازند. به عنوان مثال می توان از این تعالیم نام برد: نهى از اسراف و تبذیر، حقوق افراد نسبتبه یکدیگر، ناظر بودن خدا بر اعمال، اعتقاد به معاد، احکام مربوط به زمینهاى بایر، مساوىنبودن دو روز یک مسلمان، نهى از کفران نعمت، اهمیت رشد و توسعه.
در کشور ما از سال 1363 قانون بانکدارى بدون ربا اجرا شده است. مهمترین سؤالى که پس از گذشت 20 سال از اجراى آن مطرح مىشود این است که آیا پس از این تغییر، کارایى و بهرهورى بانکدارى افزایش یافته است یا خیر؟
در این مطالعه سعى کردهایم با تمرکز بر یکى از بانکها به عنوان نمونهاى از بانکدارى اسلامى در ایران، نخست به این سؤال اساسى پاسخ دهیم که آیا بانکدارى اسلامى در ایران طى سالهاى 1371 تا 1380 داراى رشد بهرهورى و حرکت رو به جلو بوده است یا خیر و ثانیاً محاسبه بهرهورى براساس روشهاى مختلف و رویکردهاى متفاوتى که نسبت به مفهوم بانکدارى در ادبیات اقتصادى مطرح است، در نمونه مورد مطالعه چه تفاوتهایى را در نتایج در بر خواهد داشت و نتایج مختلف چگونه قابل توجیه و تفسیر خواهند بود و ثالثاً برخى از عوامل مؤثر بر تغییرات بهرهورى در بانکدارى اسلامى آیا از نظر اقتصاد سنجى داراى توجیه مىباشند یا خیر.
2- ادبیات تحقیق
مقالات و تحقیقات بسیار زیادى در جهان امروز پیرامون تجزیه و تحلیل عملیات بانکدارى انجام گرفته است که با الگوهاى بسیار متنوعى به تخمین توابع هزینه، تولید، سود و اندازهگیرى مقادیر کارایى و بهرهورى اقدام کردهاند؛ اما نکتهاى که باید توجه نمود این است که نسبت به ماهیت بانک در بین مطالعات انجام گرفته یک اتفاق نظر عمومى وجود ندارد. این که بانک همانند یک بنگاه تولیدى عمل مىکند و یا همچون یک واسطهگر مالى بین سپردهگذاران و وام گیرندگان نقش ایفا مىکند، خود یکى از معضلاتى است که در بین اقتصاددانان، اجماعى نسبت به آن وجود ندارد.
اساساً در بین کارهاى انجام شده مىتوان سه رویکرد عمده را نسبت به ماهیت بانک مشاهده کرد:
1 ـ رویکرد تولیدى؛( ) 2- رویکرد واسطهگرى؛(2) 3- رویکرد مدرن.(3)
دورویکرد اول در واقع مبتنى بر نظریههاى اقتصاد خرد کلاسیکى مىباشند وتنها وجه افتراق آن دو نوع نگاهىاستکهبهعملیات بانکى مىشود،امارویکرد سوم با مطرح کردن پارامترهایى همچون مدیریت ریسکوپردازش اطلاعات، نسبتبه مباحث نظرى اقتصادخرد کلاسیک تمایزات عمدهاى دارد.
اساساً مهمترین بخش از مطالعه کارایى و بهرهورى و ارزیابى عملکرد بانک، شناخت و تعریف صحیحى از نهادهها و ستاندههاى بانک مىباشد. به طور کلى تعریف نهادهها و ستاندهها در بخشهاى خدماتى سخت است و نیاز به دقت و تأمل ویژهاى دارد ودر مورد بانکها این مشکل مضاعف مىشود. آیا در بانکها فقط نیروى کار و سرمایه نهاده مىباشد و حاصل این نهادهها تولید سپردهها و تسهیلات است و یا آن که نیروى کار و سرمایه به اضافه سپردههاى بانکى، محصولى به نام تسهیلات تولید مىکنند؟ در محاسبه سپردهها و تسهیلات آیا بایستى حجم آنها در نظر گرفته شود و یا تعداد آنها باید لحاظ گردد؟ این گونه سؤالات و پاسخى که بدانها داده مىشود در واقع مبناى اختلاف در روشهاى مختلف مطالعاتى مىباشد به عبارت دیگر هر رویکردى که نسبت به بانک اتخاذ کنیم، ما را به تعریفى خاص از عوامل تولید بانک و محصولات ارایه شده توسط بانک رهنمون خواهد شد. بر همین اساس روشهاى تجزیه و تحلیل بعدى نیز که مبتنى بر ورودىها و خروجىهاى بانک انجام مىگیرد نتایجى را منعکس مىسازد که احتمال تفاوت با سایر روشها و رویکردها دارد.
3- روش تحقیق
در این تحقیق نهاده ها و ستانده های بانک کشاورزی طی سالهای 1371 تا 1380 محاسبه شده و آنگاه شاخص بهره وری کل عوامل تولید (TFP) براساس سه رویکرد تولیدی، واسطه گری مالی و واسطه گری تعدیل یافته تعیین شده است. در نهایت ضمن تجزیه و تحلیل آمار و نتایج بدست آمده، تاثیر عوامل مختلف بر روی تغییر بهره وری بانک بررسی شده و توابع رگرسیون مربوطه تخمین زده شده است
4- بحث و بررسی
الف- رویکرد واسطهگرى تعدیل یافته
با توجه به مزایا و معایب موجود در دو رویکرد تولیدى و واسطهگرى، طبیعى است که اعتماد به هریک از آنها به تنهایى خالى از تسامح نمىباشد.
سلامى(1379) با ارایه روشى حد وسط در واقع رویکرد واسطهگرى را تا حدى تعدیل نموده است و با استفاده از شاخصهاى مقدارى، نهادهها و ستاندههاى بانکى را محاسبه نموده است. در این رویکرد عملیات بانکدارى در دو مرحله به تصویر کشیده مىشود. در مرحله اول نهادههاى نیروى کار و سرمایه طىیک فرآیندعملیاتى محصولىبه نام سپردههاى بانکى را تولیدمىکنند.پس ازبه دست آمدن این سپردهها که وجوه تحت اختیار بانک مىباشد بانک در گام بعدى که در واقع مرحله دوم بانکدارى مىباشد با صرف نیروى کار و سرمایه، این سپردهها را به تسهیلات تبدیل مىکند. بدین ترتیب سپردهها در مرحله اول ستانده حساب مىشوند ولى در مرحله دوم در کنار نیروى کار و سرمایه به عنوان نهاده عمل مىنمایند تا تسهیلات که محصول نهایى بانک است به دست آید. به عبارت دیگر بانک در مرحله اول کالاى واسطهاى به نام سپرده تولید مىکند و آن گاه از این کالا در فرآیند تولیدى مرحله دوم استفاده مىنماید.هزینهاىکه در این فعلوانفعال بر بانک تحمیلمىشود در مجموع از یک طرف هزینههاى نیروى کاروسرمایهوسودپرداختى به سپردههاست که در حقیقت قیمتى مىباشد که بانک براى جذب سپردههاى بیشتر لازم است بپردازد. از طرف دیگر آنچه بانک ارایه نموده است تسهیلات اعطایى مىباشد.
در این روش ابتکارى براى محاسبه نهادهها و ستاندهها از شاخصهاى مقدارى آنها استفاده مىگردد. بدین ترتیب که در ناحیه نهادهها با توجه به این که مىدانیم حاصلضرب مقدار در قیمت، مساوى هزینه نهادهها مىباشد، و با عنایت به این که همین رابطه بین شاخصهاى آنها نیز برقرار است، با تقسیم شاخص هزینهاى بر شاخص قیمتى، شاخص مقدارى هر نهاده به دست مىآید. همچنین در جانب ستاندهها با تقسیم شاخص درآمدى بر شاخص قیمتى ستانده، شاخص مقدارى ستاندهها محاسبه مىگردد. این نحوه محاسبه که با تمرکز بر روى هزینهها و درآمدهاى بانک، نهادهها و ستاندهها را به شاخصهاى مقدارىتبدیل مىنماید تا حد زیادى از اشکالات مربوطبه محاسبه نهادهها و ستاندهها در دو رویکرد تولیدى و واسطهگرى مصون مىباشد. هرچندشیوههاىمحاسبهاین شاخصهاى مقدارى و در نظر گرفتن نهادهها و ستاندههاى واقعى بانکى همچنان نیازمند دقت ویژهاى مىباشد.
- دیدگاه اقتصادى (حالت اول)
اندازهگیرى نهادههاى بانک کشاورزى
به طور کلى نهادههاى بانک که در فرایند تولید وجود دارند عبارت خواهند بود از:
1 ـ دارایىهاى ثابت (سرمایه)؛
2 ـ نیروى کار؛
3 ـ سپردههاى بانکى؛
4 ـ اعتبارات مالى دریافتى از منابع داخلى؛ ستاندههاى واسطهاى
5 ـ واسطههاى فیزیکى؛
در رویکرد تعدیلیافتهاى که در پیش گرفتهایم براى هر نهاده شاخص مقدارى محاسبه کردهایم. روش کار بدین ترتیب بوده است که با توجه به آمارهاى موجود در بانک کشاورزى هزینه هر نهاده استخراج شده است، سپس با تقسیم هزینه هر سال بر هزینه آن نهاده در سال پایه (1371)، شاخص هزینهاى نهاده را به دست آوردهایم.از طرف دیگر قیمت هر نهاده را نیز با توجه به نوع نهاده و آمارهاى موجود به دست آوردهایم و شاخص قیمتى آن را نیز از تقسیم قیمت هر نهاده در هر سال بر قیمت آن نهاده در سال پایه محاسبه نمودهایم. به این ترتیب با داشتن شاخص هزینهاى و شاخص قیمتى با توجه به این که هزینه عبارت است از حاصلضرب قیمت در مقدار، از تقسیم شاخص هزینهاى هر نهاده بر شاخص قیمتى آن، شاخص مقدارى هر نهاده را حساب کردهایم. پس از به دست آوردن شاخصهاى مقدارى تمام نهادهها با استفاده از شاخص ترنکویست - تایل، اقدام به تجمیع شاخصهاى مقدارى تکتک نهادهها نمودهایم و به یک شاخص کلى براى تمام نهادههاى بانک کشاورزى دست یافتهایم.
نهاده دارایىهاى ثابت (سرمایه)
اساساً دارایىهاى ثابت را در حسابدارى به طرق مختلفى تقسیمبندى مىکنند. یک تقسیمبندى از انواع مختلف تقسیمبندىهاى آن، عبارت است از:
1 ـ دارایىهاى منقول که شامل وسایط نقلیه، ماشین آلات و اثاثیه مىباشند.
2 ـ دارایىهاى غیر منقول که شامل ساختمان و زمین مىباشند.
به طور کلى با نگاهى دقیق و اقتصادى، دارایىهاى ثابت داراى سه نوع هزینه مىباشند که جمع هر سه را به عنوان هزینه کل سرمایه در نظر گرفتهایم. این سه هزینه عبارتند از: هزینه استهلاک، هزینه تعمیر و نگهدارى و هزینه فرصت.
اعطایى در قالبعقد قرضالحسنه از کل تسهیلات اعطایى یک میانگین وزنى بین نرخهاى سود و کارمزد محاسبه نمودهایم.
پس از محاسبه تک تک هزینههاى سرمایه، با جمع آنها کل هزینه سرمایه را به دست آورده و با در نظر گرفتن سال 1371 به عنوان سال پایه، شاخص هزینهاى نهاده سرمایه را محاسبه کردهایم. اینک براى رسیدن به شاخص مقدارى سرمایه، لازم است که شاخص قیمتى آن را نیز داشته باشیم. براى این منظور سهم هر یک از اجزاى هزینهاى دارایىهاى ثابت را در نظر گرفته و در شاخص قیمت هریک از آنها ضرب نمودهایم تا شاخص قیمت نهاده سرمایه به دست آید.
باتقسیمشاخصهزینه برشاخصقیمت، شاخصمقدارى نهاده سرمایهرامحاسبه کردهایم.
نیروى کار
نیروى کار یکى از مهمترین عوامل در هر مؤسسه تولیدى یا خدماتى مىباشد که با توجه به سرمایهبر بودن یا کار بر بودن تکنولوژى به کار رفته در واحدهاى تولید، سهم فیزیکى و هزینهاى این عامل در کل مجموعه آن واحد تولیدى یا خدماتى متفاوت خواهد بود.
در این مطالعه براى به دست آوردن شاخص مقدارى نیروى کار، با استخراج تعداد نیروى کار و تقسیم مقدار نیروى کار هر سال بر مقدار نیروى کار سال پایه (1371).
سپردههاى بانکى
یکى از منابع مهم بانک کشاورزى جهت ارایه خدمات مختلف، سپردههایى مىباشد که از جانب اشخاص، شرکتها، بانکها و یا نهادهاى دولتى نزد بانک کشاورزى نگهدارى مىگردد.
هزینهاى که بانک کشاورزى در قبال انواع سپردهها متحمل مىگردد دو گونه است: یکى هزینهاى که براى همه این سپردهها وجود دارد و آن عبارت است از هزینه مواد مصرفى (از قبیل دفترچه، کاغذ، خودکار و غیره) و نیز هزینههایى از قبیل صرف نیروى کار و تأسیسات و ساختمان و سایر موارد. این نوع هزینهها از آن جا که آمارشان به تفکیک براى تکتک سپردهها وجود ندارد و از طرفى در ضمن سایر نهادهها از قبیل نهادههاى سرمایه، نیروى کار و واسطههاى فیزیکى محاسبه مىشوند، لذا محاسبه مجدد آنها ضرورى به نظر نمىرسد.
دومین هزینهاى که بانک براى سپردهها متحمل مىشود، هزینه مربوط به سود پرداختى و یا جوایز اعطایى مىباشد. برخى از سپردهها نظیر سپردههاى قرضالحسنه جارى (دیدارى)چنین هزینههایى را ندارند.
پس از به دست آوردن شاخصهاى مقدارى هر نوع سپرده، با توجه به سهم هزینهاى هر کدام از کل هزینههاى سپردههاى بانکى و با استفاده از فرمول ترنکویست - تایل، شاخصهاى مقدارى را جمع نموده و شاخص مقدارى کل سپردههاى بانکى را به دست آوردهایم.
اعتبارات مالى دریافتى از منابع داخلى
یکى از منابعى که بانک کشاورزى براى تأمین وجوه لازم جهت اعطاى تسهیلات و یا ارایه سایر خدمات و خلق درآمد از آن بهرهمند مىگردد، اعتباراتى است که بانک کشاورزى بر اساس قانون و یا توافقات دو طرفه از سایر بانکها دریافت مىکند. این اعتبارات در دو قالب به بانک اعطا مىشوند:( )
براى محاسبه شاخص مقدارى نهاده اعتبارات دریافتى ابتدا با توجه به سال پایه، شاخص هزینهاى اعتبارات دریافتىراحساب کرده و سپس بر شاخص قیمتى این اعتبارات تقسیم نمودهایم.
نهاده واسطههاى فیزیکى
واسطههاى فیزیکى شامل آب و برق، سوخت، تلفن و ارتباطات، مواد مصرف شدنى و سایر موارد( ) مىباشند. از آن جا که مقادیر این نهادهها در اطلاعات آمارى منعکس نمىگردد، لذا از صورت حسابهاى سود و زیان، هزینههاى انجام شده جهت تأمین این نهاده استخراج گردیده و شاخص هزینهاى هر نهاده بر مبناى سال پایه 1371 محاسبه شده است.
محاسبه شاخص مقدارى نهادههاى بانک کشاورزى
پساز به دست آوردن هریک از شاخصهاى مقدارى نهادهها و با توجه به هزینه هریکوسهمهزینة آنها در هزینه کل، به کمک شکل شاخص ترنکویست - تایل شاخصهاى مقدارى را تجمیع نموده و شاخص مقدارى کل نهادههاى بانک کشاورزى را محاسبه کردهایم.
اندازهگیرى ستاندههاى بانک کشاورزى
به طور کلى ستاندههاى بانک را در این مطالعه به صورت زیر در نظر گرفتهایم:
1 ـ تسهیلات بانکى؛
2 ـ سرمایهگذارىها و مشارکتها در واحدهاى تولیدى و خدماتى؛
3 ـ خدمات بانکى؛
4 ـ سپردهگذارى قانونى نزد بانک مرکزى؛
در مطالعه حاضر با تمرکز بر روى درآمدهاى مختلف بانک که در قالب ستاندههاى بانکى حاصل مىشود، اقدام به محاسبه شاخص مقدارى آنها نمودهایم. براى محاسبه این شاخص ابتدا آمار درآمدهاى هر ستانده را استخراج و محاسبه کردهایم و سپس با در نظر گرفتن سال 1371 به عنوان سال پایه و تقسیم درآمد سالهاى مختلف بر درآمد سال پایه، شاخص درآمدى را براى هر ستانده به دست آوردهایم. سپس با استخراج آمارهاى مربوط به قیمت هر ستانده، قیمت ستانده در سالهاى مختلف را بر قیمت آن در سال پایه تقسیم کردهایم تا شاخص قیمتى هر ستانده به دست آید. بدین ترتیب با داشتن شاخص درآمدى و شاخص قیمتى با توجه به آن که درآمد عبارت است از حاصلضرب قیمت در مقدار محصول، از تقسیم شاخص درآمدى بر شاخص قیمتى، شاخص مقدارى هر ستانده را محاسبه نمودهایم. در انتها با استفاده از شاخص ترنکویست - تایل شاخصهاى تکتک ستاندهها را با یکدیگر جمع نموده و شاخص کل ستاندههاى بانک را به دست آوردهایم.
محاسبه شاخص مقدارى ستاندههاى بانک کشاورزى
پس از محاسبه شاخصهاى مقدارى هریک از ستاندهها و با توجه به سهم درآمدى هر یک در کل
درآمدهاى بانک، با استفاده از فرمول شاخص ترنکویست - تایل اقدام به تجمیع آنها نموده و شاخص مقدارى ستاندههاى بانک کشاورزى را محاسبه کردهایم.
با توجه به این که در محاسبه درآمد تسهیلات اعطایى از دو روش استفاده کردهایم لذا نتایج هر یک را در جداول 4-16 و 4-17 به طور جداگانه آوردهایم.
جمع بندى نتایج حالت اول
همان گونه که مشاهده شد در حالت اول ما در محاسبات خود دو روش متفاوت را در محاسبه درآمدمورد انتظار تسهیلات اعطایى مطرح کردهایم که نتایج به دستآمده در هرروشمختلفبود.بنابراین طبیعى است که دو صورت مختلف در محاسبه شاخص بهرهورى کل عوامل تولید بانک به وجود بیاید. این دو صورت که بهطور مستقل آنها را محاسبه کرده و در جداول آوردهایم،عبارتنداز:
صورت اول - اندازهگیرى شاخص بهرهورى کل عوامل با برآورد درآمد تسهیلات براساس مصارف مختلف.
صورت دوم - اندازهگیرى شاخص بهرهورى کل عوامل با برآورد درآمد تسهیلات براساس انواع عقود اسلامى.
- دیدگاه حسابدارى (حالت دوم)
در مرحله دوم از عملیات محاسباتى مطالعه حاضر، سعى کردهایم با کنار گذاشتن نگاه اقتصادى خود به هزینهها و درآمدهاى بانک براساس رویکرد اختیارى خود که در حالت اول به طور مفصل شرح داده شد، آمارهاى مربوط به نهادهها و ستاندههاى بانک کشاورزى را همان گونه که در گزارشهاى مختلف حسابرسى و عملکرد سالانه درج شدهاند و بدون در نظر گرفتن هیچ گونه هزینه فرصت و یا درآمد انتظارى و تنها براساس اصول حسابدارى جارى و حاکم بر سیستم بانکى موجود، اندازهگیرى نموده و براساس آن شاخص بهرهورى کل عوامل را براى سالهاى مورد مطالعه به دست آوریم. روش محاسبه شاخص قیمت، شاخص هزینه و شاخص درآمد، نظیر حالت اول مىباشد که در ابتداى بخش قبل توضیح آن گذشت.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 40 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:46
فهرست:
مقدمه 4
فصل اول
معرفی پروژه 5
معرفی کلی 5
مشخصات فنی 6
مصرفی سیستم سازه ای 8
فصل دوم
آرماتورگذاری 9
حمل و تخلیه و انبار کردن میلگردها 9
برش میلگردها 10
خم کردن میلگردها 11
وصله کردن میلگردها 11
تمیز کردن میلگردها 12
حمل، نصب و استقرار میلگردها 12
آرماتور بندی ستونها 12
آرماتورگذاری پله 13
آرماتوربندی تیرها 14
عنوان صفحه
فصل سوم
قالبندی 15
کلیات قالبندی 15
انواع مصالح قالب 21
اقتصاد قالب بندی 23
قالبندی ستون 24
پایه های اطمینان 25
قالبندی تیرهای اصلی 26
قالبندی سقف 28
باز کردن قالب 29
چند نکته برای نگهداری ازبتن بعد از باز کردن قالبها 30
فصل چهارم
بتن ریزی 31
بتن ریزی در کارگاه 31
ویبره بتن 32
فصل پنجم
اجرای سقف تیرچه بلوک 34
فصل ششم
پیشنهادات 40
عنوان صفحه
ترکهای ناشی از زنگ زدن و فساد میلگردها 40
ترکهای ناشی از پوسیدگی آرماتور به دلیل کربناسیون بتن 43
ترکهای ناشی از پوسیدگی آرماتور به دلیل رطوبت و اتمسفر 44
فصل هفتم
ضمایم پروژه 46
نقشه ها 46
عکس ها 46
مقدمه و توضیحات:
در این گزارش باتوجه به زمان مربوط به کارآموزی مراحل، آماده سازی برای ساخت و قالبندی و آرماتوربندی و بتن ریزی سقفها، تیرها و ستونها انجام شده است.
روش ارائه این گزراش به این صورت است که در بخشهایی مستقل تحت عناوین مصرفی کلی پروژه آرماتورگذاری، قالبندی، بتن ریزی و اجرای سقف آورده شده است.
این کار به دلیل حفظ پیوستگی مطالب کارهای مختلف است مثلاً در قالبندی میتوان به قالبها، قالبهای ستونها، تیرها و سقف و … جدا جدا اشاره کرد که پیوستگی و نظم مطالب به هم می خورد ولی با بیان کامل ان در یک فصل همه مطالب در یکی آورده شده است.
بدیهی است که ابتدا تیر یا ستون (و یا تیرچه) ساخته شده سپس در محل مرود نظر قرار داده شده، بعد قالبندی می کنیم، سپس بتن ریزی و بعد قالب برداری لذا با عنایت به دلیل فوق این گزارش به صورت بخشهای مستقل ارائه می شود.
این ساختمان با کارفرمای شخصی و کاربری مسکونی در زمینی به مساحت سند برابر 200 مترمربع و مساحت پس از اصلاحی 187 مترمربع در سه طبقه و همراه با زیرزمین و پیلوت بنا شده است. اسکلت سازه به صورت بتنی است.
سه طبقه بصورت پلان معماری تیپ و هر یک به مساحت 9/106 مترمربع بنا شده است. در زیرزمین چهار انباری همراه با تاسیسات حرارتی جمعاً به مساحت 2/125 مترمربع قرار دارد.
توجه به این نکته در درمانگری تحلیلی (کامپتن ،1975؛ گری ؛ بلک من، 1994؛ دورپات ، 2000) برای درمانگر الزامی است که نخست دریابد مراجعین چگونه از روبرو شدن با هیجانهای خود اجتناب میکنند؛ و در گام بعد توجه مراجعین را به مکانیزمهای دفاعی ناسازگاری که بکار میبرند، جلب کند.
به عبارت دیگر، روان درمانی پویشی و روان تحلیلگری از دسته درمانهایی هستند که در آها محتوا وزمان اظهارات درمانگر، از جمله مؤلفههای فنی درمان به شمار میروند. روان تحلیلگران معمولاً، در بخشی از درمان مراجعین به اقداماتی تحت عنوان "تفسیر" دست میزنند.
مداخلات ("تفسیری") تحلیلی
راهنمائی و برقراری اتحاد درمانی
راهنمائی درمانی را میتوان در جلسه دوم یا زمانی که ارزیابی اولیه تکمیل شد و تصمیم به آغاز درمان صورت گرفت به مراجع ارائه کرد. معمولاً برخی از مراجعین در آغاز درمان متوجه نیستند که دقیقاً باید چه کاری انجام دهند. شرح فرایند درمانی به ویژه برای مراجعینی که در جلسات هفتگی شرکت دارند، درمان را تسهیل میکند. از جمله راهنمائیهای درمان "صحبت کردن درباره افکار و احساسهای مربوط به مشکل اصلی به بهترین وجه ممکن با درمانگر" است. مراجعین همجنین لازم است افکار و احساساتی را که در روابط مهم زندگی گذشته و حال داشتهاند را بازگو کنند. هر خوابدیده و رویاپردازی روزانهای که میتوانند به خاطر بیاورند را مطرح کنند. نکته مهمتر این است که بایستی بسیار باید از واکنشهای reaction مثبت و منفی را که نست به گفتههای درمانگر و نیز ؟؟؟؟ درمان دارند منعکس کنند. خیالپردازیهای مراجع درباره درمانگر و یا هر فکری حتی اگر نامرتبط هم باشند در زمان مراجعه به محل درمان میتواند مفید باشد.
برخی از مراجعین در درمان بصورت خودانگیخته شروع میکنند و بلافاصله به شما [درمانگر] اعتماد کرده و اقدام به تداعی میکنند. معمولاً آنها نیازمند راهنمائی نیستند. اگر درمان از نوعی است که درمانگر مراجع را برای مثال 3 تا 5 بار (همچنان که در روان تحلیلگری مرسوم است) در هفته ملاقات میکند، تا زمانی که مقاومت به مسئلة قابل توجهی تبدیل نشده و تداعی آزاد به عنوان هدف اصلی به تحلیلگر اجازه میدهد که مجاورت افکار و نیز محتوای آنها را در مراجع بررسی میکند، میتوان از مطرح کردن راهنمائی درمانی چشم پوشید.
مفهوم اتحاد بین شما [درمانگر] و مراجعین تحت درمان شما از دو مفهوم تشکیل شده است، راهنمائی "چهارچوب" درمانی که معمولاً باید در جلسه دوم ارائه شوند و نیز ابعاد روابط درمانی که ذیلاً به آنها میپردازیم:
اتحاد کاری (گرین سن ، 1965). نقش هر مراجع در درمان عبارت است از:
* حضور در جلساتی که شما تعیین کردهاید؛
* بر اساس آنچه توافق کردهاید و به شیوهای که شما مشخص کردهاید، هزینه درمان را پرداخت کنند؛
* صحبت کنند؛
* این مسئله را به رسمیت بشناسد که به دلیل مشکلات خاصی که داشتهاند شما را ملاقات میکنند، و بنابراین وظیفة نقش شما ارائه راهکارهایی به آنهاست با این امید که به آنها درشناخت بهتر خودشان کمک کند.
پیمان درمانی (استون ، 1961؛ زتزل ، 1956) افراد مورد درمان بایستی:
* در تعامل با شما [درمانگر] همدلی متقابلی شکل دهد و یا در تعامل با درمانگر به برقراری همدلی متقابل کمک کند.
* به تفسیرهای دفاعی نخستین مربوط به مقاومت، با حسن نیت پاسخ دهد.
در صورتی که هر یک از نکاتی که ذکر شد، نقض شود، باید نسبت به آن- و معنی دفاعی آن- توجه کافی مبذول شود و این اقدام، پیش از آنکه به فهم پویاییهای مرضی پرداخته شود انجام گیرد.
کاوش
هدف از طرح سئوالها، به امید یافتن مکانیزمهای دفاعی جهت تفسیر آنها هستید. برای مثال با بیان جملهای نظیر "شما گفتید که همسرتان خانه را با عصبانیت ترک کرد و به منزل خواهرش رفت/ بین شما قبل از اینکه همسرتان منزل را ترک کند، چه اتفاقی افتاد؟" هر چند مکانیمهای دفاعی این مراجع را که شامل ابهام Vagueness و Suppression و فرونشانی است نادیده گرفته، اما به دنبال مکانیزمهای دفاعی مخربتری نظیر خصومت، Provocation of Punishment و بیمارانگاری دیگران gas lighting هستید.
کانزر (1953) معتقد تهیه است که درمانگر گاهی سئوالهایی میپرسد تا زندگی "اکنون حال مراجع را در درمان بازسازی کند"، به ویژه اگر او دچار واپس روی شده باشد. دوپات(2000) به عبارتی خاطر نشان میکند که "کاوش" افراط در "بررسی" بیش از حد میتواند از درمانگر یک "نفش تمام عیار" بسازد؛ که پویائیهای ناهشیار آزارگری- آزارپذیری را به راه اندازد- و باعث ایجاد این احساس در مراجع شود که باید به نقش پاسخگویی به سئوالات را بپذیرد. گری(1994) معتقد است که افراط در بررسی کاوش منجر به نادیده گرفتن مقاومت مراجعین نظیر ابهام، فرونشانی، فعلپذیری و کم حرفی reticence میشود، در حالی که مواجه ساختن آنها با این مکانیزمها میتواد مفید واقع شود و در جلسات اولیه شناسایی شود.
کاوش تکنیک مؤثری است، اما مراقب باشید که به طرح سئوالات بسیار زیاد منجر نشود، در واقع سعی کنید که واکنشهای مراجع تحت درمان خود را مشاهده کنید- که نه تنها در پاسخ به پرسشهای شما ارائه میشود، همچنین واکنشهایی که همراه مورد پرسش قرار گرفتناند to being asked to being with را نیز بازنگری monitor کنید. عقیده قدیمی روان درمانگری مبنی بر "القائی- هیجانیexpressive- emotive " یا "کاوشی exploratory" به نظر کمی مسئلهساز میرسد.
مواجه سازی
وقتی مراجعین تحت درمان شما از مکانیزمهای دفاعی ناهشیار استفاده میکنند، شما این مکانیزمها را به سطح آگاهی آنها میآورید. برای مثال ممکن است به مراجعی که از بیان جزئیات [در توضیح مطلبی] زیاد چشمپوشی میکند، بگوئید "به نظر میرسد که تفکر شما امروز در مورد آنچه فکر یا احساس میکنید، واقعاً متوقف میشود." وقتی در درمان با مراجع مواجه میکنید سعی نمیکنید توضیح دهید چرا آنها از دفاعهای خاصی استفاده میکنند.
روشنگری
با روشنگری شما الگویی از یک مکانیزم دفاعی را به طور خلاصه بیان میکنید، مثلاً روشنگری مکانیزم دفاعی ناچیزانگاری به این صورت است: "بنابراین شما خودتان را متقاعد کردید که در افتادن با همسر، مادر و رئیستان کاری ندارد." مراجع دیگری توضیح میدهد که چگونه با هفده شکل ریز و درشتی که فرزندانش برای او به وجود آورده بودند، مقابله کرده است، شما [درمانگر] مکانیزم فرونشانی Suppression او را اینگونه مطرح میکنید "بنابراین شما نهایت سعی خود را کردید تا از فرزندانتان عصبانی نباشید و با تمام سختیها دست و پنجه نرم کنید."
گاهی روشنگری برای اجتناب از سین جیم کردن مراجعین به کار میرود. عبارت a’ Lscolumbo که پیتر فالیک، کارآگاه تلویزیونی دهة 1970 به کار میبرد، به راحتی میتواند در بیرون کشیدن اطلاعات، بدون تعدی به خودمختاری بیمار اثربخش باشد. استفاده از عباراتی شبیه "تقریباً درست متوجه نشدم چه اتفاقی افتد" یا " به نظر خیلی مبهم میرسد" مراجعین را دعوت به توضیح بیشتر میکند، البته در صورتی که خود آنها مایل به این کار باشند.
تفسیر پوشی
شما مکانیزمهای دفاعی را که خود مراجعین قادر به درک آنها نیستند، توضیح میدهید. به عبارتی، به آنها نشان میدهید که چه دستهای از عواطف را از خود دور میکردند. در صورتی که اطلاعات کافی داشته باشید، حتی میتوانید تعارضهایی که این عواطف را به وجود میآورند را نیز مطرح کنید.
به عنوان مثال برای تفسیر مکانیزم دفاعی "واکنشسازی" و "تغییر جهت دادن به خود" که علیه احساس گناه ناشی از خشم شدید است، میتوانید نظیر این جمله را به کار ببرید "به نظر میرسد وقتی از پسرتان عصبانی هستید، از خودتان متنفر میشوید، بنابراین، پس از عصبانی شدن "خیی خوب" رفتار میکنید که باعث میشود، احساس بهتری داشته باشید؛ اگرچه، خشم شما به سوی خودتان باز میگردد و منجر به احساس افسردگی شما میشود.
نکته کلیدی این است، که این شما هستید که تصمیم میگیرد، تعارضهای درون روانی * و مکانیزمهای دفاعی را در سطح روانی- جنسی خاصی تفسیر کنید یا تفسیر بین سطوح روانی- جنسی، را ارائه دهید.
مثالهای مطرح شده ذیل، در یک سطح [روانی-جنسی] همسان Same هستند:
سطح رهانی: "شما از این کهاز من کمک بگیرید، کمی معذب هستید. فکر میکنم شرمندگی شما باعث میشود که از حضور در جلسات اجتناب کنید. ترجیح میدهید به هر نحوی شده خودتان به تنهایی از پس مشکلاتتان برآیید."
سطح مقعدی (جدایی- تفرد ). "وقتی سکوت میکنید، با سرسختی از خودتان در برابر مسائل آزارنده محافظت میکنید، و همزمان آرزو دارید که ای کاش من میتوانستم ذهن شما را بخوانم."
تا حدود ؟؟؟؟؟: "اینطور به نظر میرسد که شما نمیخواهید آدم پستی باشید، چرا که باعث احساس گناه در شما میشود. در عوض، خیلی سعی میکنید تا به عکس آن خیلی خوب، رفتار کنید؛ در حالی که از این گونه بودن متنفر هستید، وقتی بی پرده حرف میزنید و "ذات اصلی شما نمایان میشود" درحقیقت به شیوهای رفتار کردهاید که باعث تنبیه شما توسط دیگران شود (تا احساس گنهکاری در شما تخفیف یابد)".
در برخی شرایط تفسیر "واپس روی پسیدویی (یا واپس روی) ترجیح داده میشود. یعنی شما تعارض را بین سطوح روانی- جنسی تفسیر میکنید:
مراجع (مرد) 29 ساله، که مبتلا به اختلال وسواسی- جبری است، سر زمان ملاقات با شما بحث میکند. شما به او نشان میدهید که چگونه میل وافر (تمایل زیاد) او به چنگ قدرت (سطح مقعدی) از او در برابر تجربه احساس شرم ناشی از وابستگی به شما (سطح دهانی) محافظت میکند و همزمان مجبور نیست که به مشکلاتی که پیرامون انزال زودرس دارد فکر کند (سطح تناسلی رشد یافته) و به این طریق از خود محافظت میکند.
تغییر انتقال
شما متوجه میشوید که مراجعین شما در ارتباط با شما از مکانیزمهای دفاعی استفاده میکنند که در روابط با والدین خود به کار میبردهاند. به طور کلی، کاربرد این مکانیزمهای دفاعی با شما ضرورتی ندارد. مراجعی توضیح میداد که به نظرش پدر او هیچگاه به وی توجهی نداشته، بنابراین او از پدر اجتناب میکند. وقتی با شما صحبت میکند گفتارش زیر لبی و نامفهوم است. تفسیر شما جملهای است نظیر: "وقتی شما واضح صحبت نمیکنید، من فکر میکنم که شما از خود علیه ترسی محافظت میکنید، ترس از اینکه آنچه شما میگویید، برای من اهمیتی نداشته باشد؛ چنانچه گویی من پدر شما هستم. اگر از شما بخواهم که مطلبی را تکرار کنید، باعث کاهش ترس شما میشود، و اگر این کار را نکنم، شما متقاعد میشوید که من نیز مثل او هستم و توجهی به شما ندارم".
تفسیر تحولی
شما به مراجعین نشان میدهید که چگونه تعارضهای نشأت گرفته از گذشته، به موقعیتهای کنونی منتقل میشوند.
"من فکر میکنم شما به این دلیل به همسرتان اجازه میدهید که روزانه دو ساعت از زمان شام را با مادرش بگذراند، چرا که نهایت تلاش خود را میکنید تا مثل مادرتان رفتارهای نفرتانگیز انتقادگری و کنترلگری را که در زمان جوانی شما داشت، نشان ندهید عدم شناخت Disidentification نسبت به مادر به عنوان مکانیزم دفاعی علیه احساس گناه) یا "به نظر میرسد شما از خانمها به این دلیل اجتناب میکنید تا از خودتان در برابر تحقیر شدن Humiliation محافظت کنید، گویی هنوز محصل دبیرستانی هستید و دخترها به خاطر چاقی شما را مسخره میکنند".
تفسیر خوابدیدهها (رؤیا)
شما توضیح میدهید که چگونه نمادگرایی در یک خوابدیده خبر از تعارضهای خاصی و یا مکانیزمهای دفاعی دارد که مردم نسبت به آنها بی اطلاعاند. برای ارائه بهترین تفسیر ممکن، بهتر است که به افکار مراجعین ("تداعی") درباره مؤلفههای نمادین مختلف در رؤیاها- مطالبی که همان جلسه یا جلسات پیشین و یا بعدی مطرح میشوند- استفاده کنید.
آقای NN، مهندس متأهلی است که 35 سال دارد و از انزال زودرس شکایت دارد. او یکی از خوابدیدههایش را اینطور تعریف میکند: "در دادگاه بودم به نظر میرسید از چیزی کالفه هستم. کسی به من گفت که هیأت منصفه بر علیه من است Jury is stacked against me. بیرون رفتم و تنها نشستم، در حالی که آلت تناسلی خود را میمکیدم Suck، و آلتم به اندازه سه فوت دراز شده بود."
در تداعیهای مربوط به خواب گفت که شب گذشته به خاطر عدم صرف شام با همسر و دو فرزندش و بجای آن تماشا کردن مسابقه فوتبال به تنهایی، احساس گناه میکرده است. او فکر میکرد که نباید به هیچ کس تکیه کند. من مکانیزم دفاعی اجتناب از صمیمیت با همسرش را که به صورت نمادین درآمده بود، اینگونه تفسیر کردم "او ترجیح میداد که خودش، خود را ارضا کند (مکیدن آلت تناسلی)، ترجیح میداد تا خودش، خود را "مردانه" بپندارد (آلت تناسلی سه فوتی) تا اینکه خواستهاش مبنی بر نیاز به همسر را بپذیرد، این کار او باعث میشد از احساس گناه ناشی از این خواسته به شیوهای کودکانه اجتناب کند. او به یاد آورد که از همسرش خواسته بوده تا قبل از خواب به او یک لیوان شیر داغ بدهد.
مثال دیگری از تفسیر خوابدیدهها:
خانم L، 29 ساله و بسیار کمرو، یکی از خوابدیدههایش را اینطور تعریف میکند: "چند مرد مرا تعقیب میکردند، من ترسیده بودم و میدویدم. متوجه منظور جنسی کارشان شده بودم. من در کوچهای که شبیه کوچه دوره بچگیهایم بود، گیر افتادم. به سمت منزل خانم اسمیت دویدم و در را قفل کردم. سپس از خواب بیدار شدم."
خانم L مردان را در تداعیهایش به این صورت توصیف کرد: " به طور کلی مردان معمولاً فقط به یک چیز فکر میکنند" و خانه آقای اسمیت "همیشه راحت و دلپذیر بوده است".
همچنین خانم L، فکر میکرد که یکی از مردانی که در خواب دیده بود شبیه چاک Chuck، یکی از "پسرهای واقعاً جذابی" بوده که او در دوره دبیرستان دوستش داشته؛ اما او هیچگاه علاقهاش را به چاک ابراز نکرده است. تفسیری که به خانم L ارائه کردم این بود" "به نظر میرسید خوابدیده او نشان میداد که او خودش را در پناه همراهی با زنان که به نظر ایمنتر میرسند، به گونهای دفاعی مخفی کرده است. به نظر میرسید بخشی از ترس او به دلیل فرافکنی تمایلات جنسی خود او نسبت به مردان (چاک جذب) است که او آنها را خطرناک مینداشت؛ بنابراین او خودش را از تمایلات جنسی مردان و فرد خودش پنهان میکرد." او پاسخ داد، "کاملاً درست است، من نمیخواستم"چاک" بفهمد چه احساسی دارم. من احساس میکردم اگر این موضوع را بفهمد تحقیر میشوم".
تفسیر مقاومت
مراجع 35 سالهای، جلسه اول بیست و پنج دقیقه تأخیر داشت و گفت کاغذی را که آدرس مطب را روی آن نوشته بوده، گم کرده است. در پاسخ به او گفتم "خوب شما هنوز هم مجبور به ملاقات با من نیستید". او خندید؛ تنفر شدیدی را که نسبت به درمانگر قبلی داشت به یاد آورد و اینکه تصور میکرده که احتمالاً مرا نیز دوست نداشته باشد.
مقاومت را نیز در جلسه بعدی، زمانی که مکانیزمهای دفاعی را تشخیص دادید، تفسیر کنید. به طور خلاصه، شما باید برای مراجعین توضیح دهید که تأخیر آنها، غیبت، اشکال در صحبت کردن، فراموش کردن پرداخت هزینهها یا ابهام میتواند به طور نمادین حاکی از نارضایتی آنان باشد، نارضایتیای که آنان را از پیگیری درمان کما بیش بی اطلاع نگه میدارد.
مرتبط کردن تفسیرها
شما، عقاید مختلف یک مراجع را که به جلسه درمان آورده، به صورت کلامی به هم پیوند میدهید چرا که به نظر شما بین آنها ارتباط وجود دارد. برای مثال تصور شما این است که در مورد مراجعی مکانیزمهای دفاعی فعلپذیری، حرکت از سوی فعلپذیری به فعالیت و تهیج Provocation آزارپذیری درکار باشد؛ به مراجع میگوئید: "شما جلسه را با شکایت درباره اینکه چگونه همسرتان سعی دارد با شما همچنان که به یکی از سربازان نظامیاش دستور میدهد، رفتار کند. اکنون از من میخواهید به شما بگویم، درباره چه چیزی صحبت کنید، شاید شما میخواهید به نحوی از من هم دستور بگیرید؟"
بازسازی
در این فن تحلیلگری، که مورد استفاده بسیار نادری دارد، درمانگر متوسل به حدس و گمان درباره حوادث احتمالیای میشود که در دوران کودکی مراجعین به وقوع پیوسته است و به مشکلات فعلی آنان منجر شده است. این فن در موقعیتهایی کارساز است که مراجع نمیتواند به خاطر بیاورد چه اتفاقی چه اخیراً، چه سالها پیش برای او رخ داده است.
این مسأله که بازسازی حداقل تا حدی نادرست باشد، امری مسلم است. به همین دلیل، مشغولیت ذهنی با بازسازی تاریخچهای از آزارگری جنسی کودک از دوران کودکی مراجع، در صورتی که هیچ خاطرهای از بدرفتاری ندارد، میتواند، برای درمان خطرناک باشد. تمایل بیش از حد به بازسازی میتواند منجر به سندرم حافظه اشتباه در درمان مراجع شود(بلوم 1996)، این کار مراجع برای خشنود کردندرمانگر صورت میگیرد از نوعی از مکانیسم ابرنویی است که در آن درمانگر مراجع را مجبور میکند تا باور کند اختلال خاصی دارد).
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 58 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید