سیر تحول تعاونی در ایران و جهان
شامل نیمسالهای:(6 نیمسال)
نیمسال اول 89-88
نیمسال دوم 89-88
نیمسال اول 90-89
نیمسال دوم 90-89
نیمسال اول 91-90
نیمسال دوم 91-90 + با پاسخنامه
50 ص
کاشان
وز اصفهان به کاش و به کاشانهای خویش
گلها میان دیده و در دل خلنده خا ر
در« برهان قاطع »آمده است : «کاش به معنی کاشکی ، خواهش ، آرزو ، افسوس
و مخفف کاشان هم هست و آن شهری است معروف ازعراق .2 »
شهرستان کاشان ، یکی ا زشهرستان های استان اصفهان است .
این شهرستان ازطرف شمال به شهرستان گرمسار ودریاچه قم (دریاچه نمک )
وازطرف شمال غربی به شهرستان قم ، و از طرف مشرق به شهرستان اردستان ،
و از طرف جنوب به شهرستان نطنزو بخش میمه * ، و از طرف مغرب به
شهرستان دلیجان محدود است . شمال و مشرق شهرستان کاشان به کویر محدود
می شود .
در حفاریهایی که توسط باستانشناسان در تپۀ « سیلک » درچهار کیلومتری غرب شهر
کاشان به عمل آمد ه ، طبقات گوناگونی مشاهده شده است که نمودار زندگی متفاوت
انسانها در هزاران سال قبل از میلاد مسیح می با شد . درآنجا حتی نشانهایی از
تمدنهای اولیه بشری به دست آمده است . بعید نیست که نام « کاشی » و« کاشان »
ازقوم « کاسی » و « کاسیان » گرفته شده باشد . « کاسیان » در نیمۀ دوم هزاره دوم
قبل ازمیلاد . درحدود مغرب « نجدایران* » زندگی میکردند وممکن است که اصطلاح
«کاسی » ، مفهوم نژادی وسیعتری از تسمیۀ « قوم واحد درمیان اقوام زاگرس »
داشته باشد .
منظور آنکه شاید علاوه بر کوههای زاگرس ، کاسیها در سایر نقاط ایران نیز سکنی
داشته اند . یا اگر سکنی نداشته اند ، اقلاً ارتباط داشتند و این نام به محلهای مختلفی
در گوشه و کنار ایران اطلاق شده است 10
در « تاریخ کاشان » دربارۀ وجه تسمیه این شهر چنین آمده است : « کاشان در کتب
قدیمی « قاشان » و « قاسان » هم ضبط شده است ، این هر دو معرّب کاشان است .
در زمان قدیم نام این ولایت « چهل حصاران » بود و قلعه و برج و بارو نداشت .
هنگامی که « زبیده خاتون » همسر « هارون الرشید » از این محل عبور می کرد ،
مردم از او خواستند که درآنجا برای مقابله به حملات دیلمان ، برج وبارو ساخته شود .
. در ساعت سعد ، چنانکه معهود است از برای علامت و آثار طول و عرض و وضع
هر بنایی ، کاه یا گچ یا خاکستر ریختند ، و بنیاد قلعه بندی این بلده را کاه فشاندند .
لهذا به « کاه فشان » موسوم گشت و بر اثر کثرت استعمال ، پارسیان « کاشانش »
گویند . کاشان در قدیم جزو « دارالایمان » بود قم بود . بعضی از قراء و توابع
کاشان که در جانب اصفهان است ، جزء اصفهان بود . ولی در دوره صفویه ،
کاشان جزء اصفهان محسوب می شد و در دورۀ قاجاریه جزء قم بود . 2»
درهمان کتاب به نقل از« تاریخ قم » نوشته شده است :« قاسان ، را نام نهادند به
رودخانه ای که آن را به زبان عجم « کاسه» گویند وگویند که « قاسان » دریا
بوده است وآن را«کاسه رود » خوانده اند .3»
وجه تسمیه مربوط به مسافرت زبیده خاتون به کاشان و کاه فشاندن ، چندان صحیح
به نظر نمی آید ، زیرا اولا ً، در تمام نقاط برای آنکه جای بنا مشخص وپی ریزی
ساختمانها و شهر معلوم شود ، گچ یا کاه میریختند . این موضوع تنها مختص کاشان
نیست . ثانیاً ، مسافرت « زبیده خاتون » به کاشان صحّت تاریخی چندانی ندارد .
به هر جهت شما خوانندۀ عزیز مختار هستید هر وجه تسمیه ای را که از نظر عقل
و منطق صحیح تشخیص می دهید ، قبول بفرمایید .
« ابن حوقل » جغرافیا نویس قرن چهارم هجری دربارۀ کاشان چنین نوشته است :
« کاشان ( قاسان ) شهر کوچکی است و بناهای آن از گل ساخته شده و همۀ شهرهای
جبال جزء ری چنین است » 4
فرهنگ معین ، جلد ششم ، صفحه 1518 ، 1520 .
2 و 3 ) تاریخ کاشان ، ن . ک صفحات 6 ، 7 ، 8 ، 34
4 ) صورة الارض ، صفحه 114
در « خلاصة البلدان » آمده است : « کاشان در قدیم چندان شهریتی نداشت و قصبه و
رستاقی از توابع بلدۀ قم بود و در تواریخ مذکور است که « قاسان » نام رودخانه ای
بود که آن را به زبان فارسی کاشان می خواندند ، و الحال آن رودخانه خشک است و
به جای آن شهر بنا شده است ، بعضی دیگر گفته اند که « قاسان » نام شطی بوده که
به فارسی « کاس رود » می خواندند . بعد از آنکه آب شط شروع به خشکی نمود .
اول موضوع قریه ، « بطریده » که الحال به « بدریه » مشهور است ، ظاهر شد .
آنجا بلند ترین موضع آن رود بود و بعد از ان موضع ، قریۀ « درام » ظاهر شد .
بعضی گفته اند آن را « قاسان اکبر » بنا نهاد و به نام خود خواند . » 1
« مقدسی » ، کاان را شهری نامور و کهنسال در مرکز کویر می داند و می گوید :
« پیرامون آن کشتزارهای آباد و کاریزها فراوان دارد . در ساختن قمقمه ماهرند و
در آنجا نوعی ، « طلخون » ( ترخون ) دیدم که مانندش ندیده بودم . مرکز هلوی
خوب است . عقربهای شگفت انگیز دارد . شنیدم که « ابوموسی اشعری » هنگامی
که از گشودن شهر در ماند ، گژدمهای زهرآگین از « نصیبین » درکوزه ها بیاورد
وبه درون دژپرتاب همی کرد تا مدافعان ازآن بجستند وشهرخود تسلیم دشمن کردند. »2
لازم به تذکر است که در زمان قدیم ، برای تصرّف شهرها دست به هرحیله ای می زدند
ولی بنده مطلبی را که « مقدسی » درباره کژدمهای زهرآگین « نصیبین » ذکر کرده
است ، در هیچ مأخذ دیگری ندیده ام .
در « تقویم البلدان » به نقل از « العزیزی » نوشته شده است : « قاشان شهری است پر
نعمت در وسط بلاد « جبل » . 3 خراجش به خراج قم افزوده شود . » 4 و به نقل از
« اللباب » کفته شده است : « کاشان شهری است نزدیک قم و مردمانش شیعی هستند .
جغرافیای انسانی 2
شامل نیمسالهای:(8 نیمسال)
نیمسال اول 89-88
نیمسال دوم 89-88
تابستان 89
نیمسال دوم 90-89
تابستان 90
نیمسال اول 91-90
نیمسال دوم 91-90 + با پاسخنامه
نیمسال اول 93-92
73ص
ایران بر پایه تعاریف سنتی از قدرت منطقه ای که هنوز اعتبار دارد، بزرگ ترین قدرت سیاسی – اقتصادی در بخشی از جهان است که مرزهای آن از خاور مدیترانه ، شمال آفریقا، غرب آسیا، آسیای مرکزی، جنوب خلیج فارس و شمالیترین بخش های آسیای مرکزی و قفقاز می گذرد. این وضع جغرافیایی، ناگزیر به ایران ، قدرتی ژئواستراتژیک بخشیده است که کشوری بالنده و مؤثر باشد. (معین الدین؛ 1385: صص 144-143. ایران با داشتن بیش ترین همسایه در این منطقه و زمینه مناسب جهت مبادلات اقتصادی، موقعیت ارتباطی برای کشورهای محاط در خشکی و امکان دریافت حق ترانزیت کالا و خدمات و ارتباط دادن آن ها با جهان، اتصال و پیوند دادن حوزه های ژئوپلتیکی مجاور (موقعیت چهارراهی)، کوتاه ترین ، با صرفه ترین و امن ترین راه انتقال انرژی ، امکان دریافت نفت در حوزه خزر با قیمت پایین تر، فروش نفت از خلیج فارس بدون صرف هزینه انتقال، موقعیت بری و بحری توأم، در اختیار داشتن بیش ترین سواحل و ساحل شمالی تنگه هرمز، داشتن سواحل کافی در دریای خزر و امکان ارتباط آبی با چهار کشور ساحلی و... دارای امتیازات فراوان جهت احد از قدرت برتر منطقه ای است. (فیروزی؛ 1383: ص 78). در میان کشورهای منطقه خاورمیانه ایران به دلیل برخورداری از پایه های ذاتی قدرت و ویژگی های درونی ساخت قدرت و سیاست از اهمیت ویژه ای برای نظام بین الملل برخوردار است. در واقع هیچ کشوری به اندازه جمهوری اسلامی ایران در طول سه دهة گذشته موضوع صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی نبوده است به همن دلیل سرنوشت تحولات در ایران نه تنها در سطح نظام منطقه ای بلکه در سطح نظام بین المللی دارای اهمیت است. (برزگر. 1385. ص 153) این مقاله در پی تحلیل ژئوپلتیکی از نقش اقتصادی و سیاسی ایران و خاورمیانه می باشد.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده .......................................................................................................... 2
مقدمه .......................................................................................................... 4
دیدگاههای مهم ژئوپلتیک ............................................................................ 8
جایگاه ژئوپلتیک ایران در نظریات مذکور .................................................. 13
علایق ژئوپلتیک قدرتهای جهانی نسبت به ایران در قرن بیستم................... 14
ویژگیها و امتیازات ژئوپلتیک ایران در قرن بیستم ................................... 15
آثار علایق ژئوپلتیک در رفتار ابر قدرتها نسبت به ایران(نظام دو قطبی
منعطف) ............................................................................................................ 15
بررسی ویژگیهای جغرافیای سیاسی ایران و جایگاه ژئوپلتیک، بعد از انقلاب اسلامی تا پایان جنگ سرد ........................................................................................................ 19
فرآیند شکل گیری جغرافیای سیاسی و نقش ژئوپلتیک ایران در دوران پس از جنگ سرد تا پایان قرن بیستم ....................................................................................................... 22
پیامدهای فروپاشی شوروی و تأثیرآن بر ژئوپلتیک ایران......................... 24
جهت گیریهای سیاست خارجی ایران نسبت به قدرتهای جهانی ................ 26
اهمیت ایران در نظام بین الملل ................................................................... 26
ایران یک بازیگر تعادل بخش و سازنده ..................................................... 30
منطق تلا ش ایران برای کسب نقش بیشتر.................................................. 36
اهداف امریکا در جلوگیری از افزایش نقش ایران ...................................... 40
بیضی استراتژیک انرژی (خلیج فارس و دریاچه خزر) .............................. 47
خلیج فارسی و نیازهای انرژی آسیا : تأثیرات ژئوپلتیکی ........................... 52
حوزه دریاچه خزر : انرژی و ژئوپلتیک...................................................... 56
بازگشت هارتلند به مباحث ژئوپلتیک .......................................................... 65
نتیجه گیری ................................................................................................. 68
منابع و مآخذ ............................................................................................... 71